برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1467 100 1

خاک

/xAk/

مترادف خاک: اقلیم، خطه، زمین، ارض، سرزمین، قلمرو، تراب، تربت، ثری، طین، غبرا، گل ، غبار، گرد، کشور، بلد، دیار، مملکت، خاکجا، قبر، گور، مزار، مشهد، مقبره، خشکی، خاکه، پودر، نرمه، پست، حقیر، بی ارزش

متضاد خاک: آب، ماء

معنی خاک در لغت نامه دهخدا

خاک. (اِ) یکی از عناصر اربعه است و به عربی تراب خوانند. (برهان قاطع) (آنندراج ) (فرهنگ شعوری ج 1 ص 369) (فرهنگ جهانگیری ). بر طبق رأی قدماء طبیعت آن سرد و خشک است و آنها می پنداشتند که طرز قرار گرفتن عناصر بترتیب زیر است : ابتداء کره ٔخاک است بر روی آن کره ٔ آب و بر روی کره ٔ آب کره ٔ هوا و بر روی کره ٔ هوا کره ٔ آتش قرار دارد و برای این شکل قرار گرفتن عناصر بر رویهم دلائلی اقامه می کردندکه در کتب جغرافی و طبیعیات ایشان آن دلائل مفصلاً مندرج است. اَثلَب. اَدقَع. اَوکَح. بَری ̍. تُراب. تَرباء. (منتهی الارب ). تُربه. تَریب. تَوراب. تَورَب. تیراب. تیرب. ثَری ̍. (دهار). جَبوب. جول. جیلان. (منتهی الارب ). حصاصاء. (قطر المحیط). حَصحاص. (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). دَقاع. دَقعاع. دِقعِم. دیجور. رَغام. شَیام. شیام. صَعید. عِثیَر. عفاء. عَفَر. غَبَر. غَول. کَثباء. کَثکَث. کَفر. کِلمِح. کِلحِم. کیموح. هَیَّبان. (منتهی الارب ) : و آن مردگان در آن چهار دیوار بماندند سالیان بسیار و جمله بریزیدند و خاک شدند. (ترجمه ٔ تفسیر طبری ).
شوی بگشاد آن فلرزش خاک دید
کرد زن را بانگ و گفتش ای پلید.
رودکی.
بهار آمد و خاک شد چون بهشت
بروی زمین بر هوا لاله کشت.
فردوسی.
مگر یار باشدت یزدان پاک
سر جادوان اندر آری بخاک.
فردوسی.
به پیشش بغلطید وامق بخاک
ز خون دلش خاک همرنگ لاک.
عنصری.
بغراخان چون کارش قرار گرفت فرمان یافت و با خاک برابر شد. (تاریخ بیهقی ).
زین سپس خادم تو باشم و مولایت
چاکر و بنده و خاک دو کف پایت.
؟
هرچه بخاک دهی از خاک بازیابی.
(قابوسنامه ).
گر در شوی بخانه اش برخاکت
شمشاد و لاله روید و سیسنبر.
ناصرخسرو.
جانت خاک است و خرد تخم گل و لاله
خاک را تخم گل و لاله کند رنگین.
ناصرخسرو.
گر بسر خاک خواهی کرد ناچار ای پسر
آن به آیدکان ز خاکی هر چه نیکوتر کنی.
ناصرخسرو.
خاک بر سر مرا نباید کرد
نبود ...

معنی خاک به فارسی

خاک
آنچه طبقه ظاهری مین راتشکیل میدهد، زمین وکشور
( اسم ) ۱ - آنچه که بخشی از سطح کر. زمین را پوشانده موجب رویاندن نباتات شود تراب . ۲ - زمین . ۳ - مملکت کشور . ۴ - قبر گور . ۵ - فروتن متواضع سلیم النفس . ۶ - چیز بی قدر و قیمت بکار نیامدنی .
[ گویش مازنی ] /Khaak/ گور - خاک
اولین آبی است که بزراعت کاشته شده میدهند .
دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۱۵ هزار گزی خاور الیگودرز کنار راه مالرو چالسپار به دره سفید .
کنایه از خاک پوش معفر
شیئ یا کسی را بخاک آغشتن . تتریب
آغشتن بخاک یا در خاک خفتن
آغشته شده بخاک خاک نشسته
بخاک آغشته شدن انعفار
بخاک آغشتن تتریب
[organic soil] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] خاکی که ضخامت لایه های حاوی مواد آلی آن بیشتر از ضخامت لایه های معدنی آن باشد
با خاک آمیخته خاکی
[pedalfer] [زمین شناسی] گروه بزرگی از خاک ها که در فرایند تشکیل آنها مقدار اکسید فلزات سه ظرفیتی بیش از سیلیس باشد
[pedocal] [زمین شناسی] گروه بزرگی از خاک ها که در فرایند تشکیل ...

معنی خاک در فرهنگ معین

خاک
[ په . ] (اِ.) ۱ - رویة زمین که باعث رویاندن نباتات می شود، تراب . ۲ - مملکت ، کشور. ۳ - گور، قبر، گورستان . ۴ - چیز بی قدر ، ~ بر سر شدن کنایه از: سخت بی نوا شدن ، دچار رویدادی بسیار غم انگیز شدن . ، به ~افتادن کنایه از: زبون شدن . ، به ~ افکندن ک
(اَ) (اِمر.) بیلچه ای دارای دستة کوتاه که از فلز یا پلاستیک سازند و با آن آشغال و غیره را به کمک جارو جمع کنند.
(اِمر.) ۱ - محل ریختن خاک و خاکروبه ، مزبله . ۲ - کنایه از: دنیا، جهان عالم .
(کُ خُ) (اِمر.) گرد و خاک انباشته بر کف زمین های خاکی .
(کَ دَ) (مص م .) ۱ - به خاک سپردن ، دفن کردن . ۲ - در کُشتی ، نشاندن حریف روی پا و در پشتش قرار گرفتن .

معنی خاک در فرهنگ فارسی عمید

خاک
۱. مواد ریز حاصل از خرد شدن سنگ ها که به طور فراوان سطح کرۀ زمین و بسیاری از کرات دیگر را پوشانده است.
۲. زمین.
۳. کشور.
۴. [مجاز] قبر، گور.
۵. پودر، خاکه: خاک قند.
۶. گردوخاک: خاک فرش.
۷. [قدیمی] یکی از عناصر اربعه.
۸. (صفت) [قدیمی، مجاز] بی مقدار، بی ارزش.
* خاک برگ: خاکی که با برگ های پوسیده مخلوط کرده و در گلدان یا باغچه می ریزند.
* خاک چینی: = چینی
* خاک رس: (زمین شناسی) = رس
* خاک سرخ: نوعی خاک به رنگ سرخ که دارای مقدار زیادی اکسید آهن است.
آبی که پس از پاشیدن تخم برای نخستین بار به زمین می دهند.
کسی یا چیزی که گردوغبار بر آن نشسته باشد، اغشته به خاک.
ریزههای چوب حاصل از اره کردن چوب.
۱. وسیله ای بیلچه مانند از جنس فلز یا پلاستیک برای برداشتن خاک روبه، خاکستر و مانندِ آن.
۲. جایی در بالای قلعه و حصار برای ریختن خاک و سنگ بر روی دشمن.
۱. بازی کردن با خاک.
۲. [قدیمی، مجاز] دل بستن به دنیا.
برداشتن و انتقال خاک از زمین برای هموار ساختن آن.
۱. مصیبت دیده: پیران قبیله خاک برسر / رفتند به خاک بوس آن در (نظامی۳: ۴۲۴).
۲. خوار، ذلیل. &delta، در مخاطبه دشنام و نفرین است نسبت به مخاطب.
* خاک برسر شدن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] بدبخت شدن، بیچاره شدن.
۱. بوسندۀ خاک در نزد کسی به رسم تعظیم و احترام.
۲. (اسم مصدر) بوسیدن زمین از روی ادب و احترام: ز این پس من و خاک بوس پایت / گردن نکشم ز حکم و رایت (نظامی۳: ۴۹۰). ...

خاک در دانشنامه اسلامی

خاک
خاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهای زیادی از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
← خاک و تطهیر ولوغ سگ
...
با توجه به این که اراده الهی بر این بوده که خلیفه و جانشین خود را بر روی زمین قرار دهد، متناسب این بوده که او را از جنسی بیافریند که با زمین سازگاری و مناسبت داشته باشد. هم چنین خواست خداوند این بود که نوع جدیدی از مخلوقات را بیافریند؛ ازاین رو انسان را از مبدأ جدیدی که گِل باشد، آفرید.
با مراجعه به آیات متعدد قرآن، چنین به دست می آید که:
← آفرینش انسان
با توجه به این که اراده الهی بر این بوده که این خلیفه و جانشین خود را بر روی زمین قرار دهد، متناسب این بوده که او را از جنسی بیافریند که با زمین سازگاری و مناسبت داشته باشد. هم چنین خواست خداوند این بود که نوع جدیدی از مخلوقات را بیافریند؛ ازاین رو انسان را از مبدأ جدیدی که گِل باشد، آفرید.هم چنین باید توجه داشت که تمام زندگی و حیات و منابع حیاتی از خاک سرچشمه می گیرد. گیاهان و درختان و تمام موجودات زنده از خاک قوام گرفته اند. همه معادن گران بها در دل خاک نهفته شده، و خلاصه خاک منبع انواع برکات و ماده ای مناسب برای آفرینش در جهان مادی است.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۳۹ – ۳۴۰، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.    
 ۱. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۷۱.    
...



خاک در دانشنامه ویکی پدیا

خاک
خاک ها مخلوطی از مواد معدنی و آلی هستند که از تخریب سنگ ها در نتیجهٔ هوازدگی به وجود می آیند که البته نوع و ترکیب خاک ها در مناطق مختلف بر حسب شرایط ناحیه فرق می کند. مقدار آبی که خاک ها می توانند بخود جذب کنند، از نظر کشاورزی و همچنین در کارهای خانه سازی٬ راه سازی و ساختمانی دارای اهمیت بسیاری است که این مقدار در درجهٔ اول بستگی به اندازهٔ دانه های خاک دارد.
خاک رسی
هرچه دانهٔ خاک ریزتر باشد، آب بیشتری را به خود جذب می کند که این خصوصیت برای کارهای ساختمان سازی مناسب نیست. به طور کلی خاک خوب و حد واسط از دانه های ریز و درشت تشکیل یافته است. تشکیل خاک ها به گذشت زمان، مقاومت سنگ اولیه یا سنگ مادر، آب و هوا، فعالیت موجودات زنده و بالاخره توپوگرافی ناحیه ای که خاک در آن تشکیل می شود بستگی دارد. خاک در اسلام یکی از پاک کننده ها محسوب می شود.
خارجی ترین بخش زمین از خاک تشکیل شده است. خاک محصول فرسایش و خردشدگی سنگ هاست.
علمی که خاک را مطالعه می کند خاک شناسی نامیده می شود.
عکس خاک
خاک مخلوطی از مواد معدنی و آلی است که از تجزیه و تخریب سنگ ها در نتیجهٔ هوازدگی به وجود می آید.
خاک (فیلم)، به کارگردانی مسعود کیمیایی محصول ۱۳۵۲
خاک (شیمی)، یکی از عناصر چهارگانه
خاک (گروه موسیقی)، گروه های موسیقی راک ایرانی
خاک همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خاک (به لاتین: Xok) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان کنگرلی واقع شده است. خاک ۴٬۹۰۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
در گذشته نام خاک به عنصرهای شیمیایی ویژه ای نسبت داده می شد. حتی دوره ای بود که خاک عنصر دانسته می شد. این نام گذاری از ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خاک در دانشنامه آزاد پارسی

خاک (soil)
پوشش سست کرۀ زمین، حاصل از شکستن سنگ و مواد آلی در حال فساد. خاک سنگ بستر زمین را می پوشاند و از مواد معدنی، مواد آلی، معروف به گیاخاک، مشتق از گیاهان و موجودات تجزیه شده، موجودات زنده، هوا و آب تشکیل شده است. خاک ها، بر حسب آب و هوا، مواد اصلی، ریزش باران، وضع سنگ بستر ناحیه و نسبت مواد آلی متفاوت اند. خاک شناسی علم مطالعۀ خاک هاست. خاک را بر حسب رخسارۀ خاک، یعنی برش عرضی عمود از سطح زمین به سمت سنگ بستری که خاک روی آن قرار دارد، توصیف می کنند. رخسارۀ خاک به لایه هایی معروف به ترازها (افق ها) تقسیم می شود. تراز آ یا روخاک سطحی ترین لایه است که عمدتاً از گیاخاک، موجودات زنده، و مواد معدنی تشکیل می شود. بیشتر مواد محلول از این لایه به سمت تراز پایین ب، شسته می شوند. تراز ب یا زیرخاک لایه ای است که بیشتر مواد غذایی در آن قرار دارد و غنی از مواد معدنی رسی است. تراز پ لایه ای متشکل از مواد ساییده شدۀ اصلی در قاعدۀ خاک است. دو نوع خاک اصلی عبارت اند از پوزول و خاک سیاه (چرنوزم). نوع اول در جنگل های مخروطیان، که بارش بیش از تبخیر صورت می گیرد، فراوان تر است. تراز آ در این خاک مرکب از لایۀ بسیار نازکی از مواد آلی است که گیاخاک فقیری را پدید می آورد. تجزیۀ برگ های سوزنی طولانی است و بارش نسبتاً زیاد موجب شست وشوی مواد معدنی شده، به موازات آن مواد غذایی به سمت پایین تر خاک شسته می شوند. خاک سیاه در علفزارها یافت می شود که تبخیر از بارش بیشتر است. تراز آ در این خاک، به سبب وجود لایۀ ضخیم تر بازمانده از علف های مرده در سطح خاک، دارای گیاخاک غنی است. مواد معدنی و رطوبت به سبب تبخیر به سمت بالاتر آمده، و ترازهای ب را ترک می کند، و تراز آ غنی می شود. میزان مواد آلی خاک بسیار متغیر و در برخی از خاک های نواحی بیابانی صفر است. میزان مواد آلی در تورب زارهاتقریباً ۱۰۰ درصد است. خاک بر نوع کشت و کار نواحی خاص تأثیر می گذارد. خاک های سبکی که به خوبی زهکشی شده باشند، برای کشت و زرع مطلوب اند، و خاک های سنگین رسی مراتع حاصل خیز پدید می آورند.

ارتباط محتوایی با خاک

خاک در جدول کلمات

خاک
تراب
خاک آرامگاه امامان
خاک آلوده
معفر
خاک ارامگاه امامان
تربت
خاک بتونه
مل
خاک بر چیزی افشاندن
اتراب
خاک پژوهی
پدولوژی
خاک رس
رس
خاک سرخ
رس
خاک سفالگری
رس

معنی خاک به انگلیسی

country (اسم)
سامان ، خاک ، سرزمین ، کشور ، مملکت ، دیار ، ییلاق ، مرز و بوم ، دهات ، بیرون شهر
ground (اسم)
پا ، سبب ، زمین ، خاک ، میدان ، زمینه ، پایه ، اساس ، مستمسک ، ملاک ، کف دریا
land (اسم)
زمین ، بر ، خاک ، خشکی ، سرزمین ، دیار
earth (اسم)
زمین ، خاک ، خورشید ، کره زمین ، سطح زمین ، دنیای فانی ، سکنه زمین
soil (اسم)
زمین ، خاک ، سرزمین ، کشور
grave (اسم)
خاک ، حفره ، گودال ، قبر
tomb (اسم)
خاک ، مقبره ، مزار ، ارامگاه ، قبر ، گور
territory (اسم)
زمین ، خاک ، قلمرو ، سرزمین ، کشور ، ملک ، خطه ، مرزوبوم
clod (اسم)
خاک ، کلوخ ، لخته ، دلمه
dirt (اسم)
خاک ، لکه ، کثافت ، چرک
dust (اسم)
ذره ، خاک ، غبار ، گرد و خاک ، خاکه ، تراب
glebe (اسم)
زمین ، خاک ، زمین وقف
agro- (پیشوند)
کشاورزی ، خاک ، صحرا

معنی کلمه خاک به عربی

خاک
ارض , تربة , حصباء , غبار , وسخ
نشارة الخشب
مجرفة
طين
تل
قالب الفحم الحجري
ترابي
ادوبي
طين
ساکن اصلي
تحت
علم الزراعة
کرة ارضية

خاک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

من
خاک ساحل دریا‌‌(ماسه وشن)، زمین
Amir Mahdi Amiri
خود معنی ومحل جا گیری شئ وجسم
علی باقری
خاک تودهٔ غدار: کنایه از زمین و جهان ِ مادی است.
خاک توده: توده ی خاک
‹‹خیز تا زاب روی بنشانیم
گردِ این خاکْ تودهٔ غدّار››
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۶٠.)
ابوالفضل صابرنژاد
آنچه طبقه ظاهری مین راتشکیل میدهد، زمین وکشور
( اسم ) ۱ - آنچه که بخشی از سطح کر. زمین را پوشانده موجب رویاندن نباتات شود تراب . ۲ - زمین . ۳ - مملکت کشور . ۴ - قبر گور . ۵ - فروتن متواضع سلیم النفس . ۶ - چیز بی قدر و قیمت بکار نیامدنی .
امیر گنجی
درگویش تاتی خاکَ به خواهر گفته میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خاک در جدول   • خاک فیلم   • اسم انواع خاک   • خاک چیست   • معنی خاک   • تعریف خاک   • خاک مناسب کشاورزی   • انواع خاک کشاورزی   • مفهوم خاک   • معرفی خاک   • خاک یعنی چی   • خاک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خاک
کلمه : خاک
اشتباه تایپی : oh;
آوا : xAk
نقش : اسم
عکس خاک : در گوگل

آیا معنی خاک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران