حیان
/hayyAn/
فرهنگ اسم ها
معنی: زنده، کسی که برای چیزی وقت و زمان تعیین کند، ( عربی )، ( اَعلام ) ) نام مورخ و پژوهشگری از مردم قرطبَه ( گردوبا )، ) نام پدر جابر ( ابوعبدالله جابرابن حیان عبدالله کوفی معروف به صوفی ) از اصحاب امام صادق ( ع )
برچسب ها: اسم، اسم با ح، اسم پسر، اسم عربی، اسم تاریخی و کهن، اسم مذهبی و قرآنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
حیان. [ ح َی ْ یا ] ( اِخ ) ابن خلف بن حسین اموی ، مکنی به ابومروان ( 377 - 469 هَ. ق. ) . از مورخان اندلس بود. او راست : 1 - لواءالتاریخ فی الاندلس. 2 - المقتبس فی تاریخ الاندلس نسخه خطی در ده جلد. 3 - المبین. و ان نیز در تاریخ اندلس و بزرگتر است از المقتبس. 4 - تراجم الصحابه. ( الاعیان ) . و رجوع به وفیات الاعیان شود.
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
به معنای زنده کننده چون از حی میاد