برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1403 100 1

حکمت

/hekmat/

مترادف حکمت: تصوف، علم برین، مابعدالطبیعه، فلسفه، عرفان، خرد، دانایی، فرزانگی، کمال، علم، فرزان، معرفت، پند، اندرز، دلیل، علت، سبب، مشیت الهی، علم الهی

برابر پارسی: فرزان، فرزانش، فرزانگی

معنی اسم حکمت

اسم: حکمت
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hekmat) (عربی) معرفت به مسائل، خردمندی، فرزانگی، سخن اخلاقی، پند، اندرز، علم خداوند - فلسفه به ویژه فلسفه اسلامی، خردمندی، فرزانگی

معنی حکمت در لغت نامه دهخدا

حکمت. [ ح ِ م َ ] (ع اِمص ) حکمة. دانایی. علم. (تعریفات ). دانش. (مقدمةالادب ) (دهار). دانشمندی. عرفان. معرفت :
جهان سربسر حکمت و عبرت است
چرا بهره ٔ ما همه غفلت است.
فردوسی.
مقهور به حکمت شود این خلق جهان پاک
زیرا که حکیم است جهانداور قهار.
ناصرخسرو.
نه هرچ آن تو ندانی آن نه علم است
که داند حکمت یزدان سراسر؟
ناصرخسرو.
بشناس هم این را و هم آنرا بحقیقت
حکمت همه این است سوی مردم هشیار.
ناصرخسرو.
اگر حکمت به دست آری به آسانی روی زینجا
وگر حکمت نیلفنجی برون باید شدن بستم.
ناصرخسرو.
بهتر ز بار حکمت بر شاخ نفس بر نیست
خوشتر ز نفس دانا زی عاقلان شکر نیست.
ناصرخسرو.
هان و هینش کنم از حکمت زیرا خر
بازگردد ز ره کژ به هان و هین.
ناصرخسرو.
بیان کن حال و جایش را اگر دانی مرا ورنه
مپوی اندر ره حکمت ز تقلید ای پسر عمیا.
ناصرخسرو.
حکمت از حضرت فرزند نبی باید جست
پاک وپاکیزه ز تشبیه و ز تعطیل چو سیم.
ناصرخسرو.
ولیکن بقر نیستی سوی دانا
اگر جویدی حکمت باقری را.
ناصرخسرو.
با آنچه ملک عادل انوشیروان... را سعادت ذات... و اختیار حکمت... حاصل است ، می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه ). و پادشاه شهر خویش را بگنجهای حکمت مستظهر گردانی. (کلیله و دمنه ). ایزد تبارک و تعالی بکمال قدرت و حکمت عالم را بیافرید....اما غرض آن بود که شناخته شود که حکمت همیشه عزیز بوده است. (کلیله و دمنه ).
تهی از حکمتی بعلت آن
که پری از طعام تا بینی.
(گلستان ).
گنج صبر اختیار لقمان است
هرکه را صبر نیست حکمت نیست.
(گلستان ).
|| فرزانگی. فرزانی. || حلم و بردباری. || درست کاری. (السامی فی السامی ) (مهذب الاسماء). درست کرداری. (غیاث ). صواب کاری. || راست گفتاری. ج ، حِکَم. || شناسایی حق لذاته و شناسایی خیر بخاطر بکار بستن آن و آن عبارت است ا ...

معنی حکمت به فارسی

حکمت
نظام الدین مشار الدوله شیرازی ( و. ۱۲۶۶ - ف. ۱۳۱۵ ه. ش . ) حاکم اصفهان و کردستان و کفیل وزارت معارف و وزیر پست و تلگراف . وی در تهران بسن ۴۹ سالگی در گذشت .
عدل، علم، دان ، حلم، بردباری، فلسفه، کلام باحق
( اسم ) ۱- عدل داد ۲ - علم دانش دانایی . ۳ - حلم بردباری . ۴ - راستی درستی صواب . ۵ - کلام موافق حق . ۶ - پند اندرز . ۷ - ( اسم ) معرفت حقایق اشیابقدر طاقت بشری فلسفه . یا حکمت عملی ( عملیه ) . علم باحوال اشیا و موجوداتی که وجود آنها تحت حیطه و قدرت بشر است بعبارت دیگر نیل بسعادت اخروی و استعلای نفس است مقابل حکمت نظری . حکمت عملی شامل تهذیب اخلاق تدبیر منزل و سیاست مدن است . یا حکمت اشراق . یا حکمت مشارقه ( مشرقیه ) . حکمت مشرق زمین حکمت اشراق . یا حکمت مطلقه. ۱- فلسف. اولی. ۲ - حکمت خداوندیست آنچه را که ایجاب کند یا حکمت نظری ( نظریه ) . علم باحوال اشیا و موجوداتی که وجود آنها تحت قدرت و اختیار بشر نیست . غایت حکمت نظری انتقال نفس و سیر اوست از مراتب ناقص بمراتب کامل مقابل حکمت عملی . حکمت نظری شامل : علم اعلی ( فلسف. اولی علم کل علم ما بعد الطبیعه علم ما قبل طبیعت ) . علم اوسط ( ریاضی ) و علم طبیعی ( علم ادنی فلسف. طبیعی است . ) ۸ - انجام دادن فعلی که پسندیده باشد . ۹ - اقتدا بخالق در عبادات بقدر قدرت .
دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه
زیب و زینت دهنده حکمت
منطق میزان علم المیزان
( صفت ) با دانش و خردمندی سرشته : سخنان حکمت آمیز .
علم الربوبیه
شریف از نویسندگان است
حکمت پژوه
...

معنی حکمت در فرهنگ معین

حکمت
(حِ مَ) [ ع . حکمة ] (اِمص .) ۱ - علم ، دانش . ۲ - راستی ، درستی . ۳ - کلام موافق حق .

معنی حکمت در فرهنگ فارسی عمید

حکمت
۱. = فلسفه
۲. دلیل، علت.
۳. خِرد، فرزانگی.
۴. نصیحت.
* حکمت اشراق: (فلسفه) نوعی فلسفۀ عرفانی که اساس آن وصول به حقایق از طریق کشف و شهود می باشد.
* حکمت عملی: (فلسفه) آگاهی های مربوط به امور و روابط انسانی، مانندِ سیاست مدن، تدبیر منزل، و تهذیب اخلاق.
* حکمت مشاء: (فلسفه) شاخه ای از فلسفه که اساس آن وصول به حقایق از طریق استدلال و عقل می باشد.
* حکمت نظری: (فلسفه) آگاهی های مربوط به اشیا و موجوداتی که در دسترس انسان نیست، مانندِ فلسفه، الهیات، ریاضیات، و طبیعیات.
آمیخته به حکمت و پند.
بنا شده براساس حکمت، خرد، و دانش.

حکمت در دانشنامه اسلامی

حکمت
حکمت مصلحت یا مفسده موجود در فعل است.
از منظر فقهای امامی احکام تابع مصالح و مفاسد واقعی اند؛ بنابر این، هر حکمی بر اساس مصلحت یا مفسده واقعی موجود در آن تشریع شده است.
حکمت در اصطلاح اصولیان
در اصطلاح اصولیان، حکمت عبارت است از مصلحت یا مفسده موجود در فعل که باعث تشریع حکم از سوی شارع گردیده است.
تفاوت حکمت با علّت
تفاوت حکمت با علت این است که حکمت هرچند منشأ تشریع حکم و غایت آن است، لیکن وجود حکم دائر مدار آن نیست؛ بدین معنا که لازمه عدم آن عدم حکم نیست؛ اما لازمه وجود آن وجود حکم است. در نتیجه با وجود آن، عدم حکم ممکن نیست. و نیز ثبوت حکم در جایی، در صورتی که منافات با حکمت داشته باشد ممکن نیست؛ در حالی که علت حکم امر ظاهر منضبطی است که وجود و عدم حکم دایر مدار آن است. به عنوان مثال، مست کننده بودن، علت حرمت مایعات مست کننده است.از این رو، مایعی که مست کننده نیست، از این جهت حرام نخواهد بود؛ لیکن حکمت آن، مفسده ای است که بر آن مترتب می گردد، همچون غافل شدن آدم مست از خدا و شریعت او که منجرّ به ارتکاب محرّمات می شود؛ چنان که در بعضی روایات بدان اشاره شده است. بنابر آنچه گفته شد، علّت نمی تواند اخصّ از معلول (حکم) باشد؛ زیرا لازمه آن وجود معلول بدون علت خواهد بود که امری محال است؛ بر خلاف حکمت که می تواند اخص از حکم باشد، مانند اختلاط میاه که حکمت لزوم عده دانسته شده است، و حکم (لزوم عده) با علم به عدم اختلاط میاه- مانند مورد علم به حامله نبودن زن- نیز ثابت است. آنچه ذکر شد، مربوط به مقام ثبوت است. برای تشخیص علّت از حکمت در مقام اثبات، بعضی گفته اند: چنانچه در دلیل حکم، علّتی برای آن ذکر شده باشد، ظهور در علّت بودن دارد و حکمت بودن آن نیازمند قرینه خارجی است؛ در نتیجه در صورت عدم وجود قرینه و شاهدی بیرونی بر حکمت بودن، علّت بودن آن ثابت می شود.
مقالات مرتبط
...
حکمت
حکمت به معنای علمِ با ارزشی که همراه با عمل باشد، واژه ای است که در فرهنگ های گوناگون به کار می رود و در قرآن، حدیث، فلسفه، تصوف و عرفان اسلامی درباره آن بحث شده است. معادل فارسی حکمت، فرزانگی است و به شخص حکیم، فرزانه می گویند.
واژه عربی حکم ...


حکمت در دانشنامه ویکی پدیا

حکمت
حکمت در نزد دانشوران اسلامی به معنی دانستن چیزهاست چنانکه باشند. در لغت به معنی فرزانگی است و معمولاً آن را معادل شرقی یا اسلامی، فلسفه
حکمت نظری: در دانستن موجوداتی است که وجود آن ها وابسته به حرکات ارادی افراد بشر نباشد.
علم مابعدالطبیعه: در شناخت موجوداتی است که آمیختگی ماده شرط وجود آن ها نباشد.
علم به موجوداتی که بی آمیختگی ماده ممکن نباشند خود دو شاخه می دارد
ریاضی: آمیختگی ماده در تعقل و تصور آن شرط نیست.
علم طبیعی: جز با مخالطت ماده معلوم نباشد.
حکمت را به دو شاخهٔ حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم می کنند که هر شاخه زیربخش های کوچکتر دارد:
به گفتهٔ جواد طباطبایی تقسیم حکمت به عملی و نظری در آثار افلاطون و ارسطو نبود، بلکه توسط شاگردان ارسطو که کتاب ها را جمع کردند صورت گرفت.
افلاطون بر این عقیده بود که حکمت یا فلسفه نظری پذیرای هیچ تقسیمی نیست و کلیه علم ها استنتاج هایی هستند از مجموعه واحدی از اصول نهایی، و اثبات این اصول کار علم اعلایی است که افلاطون آن را دیالکتیک نامید. لیکن حکمت نظری نزد ارسطو و دانشوران اسلامی، در دانستن موجوداتی است که وابسته به حرکات ارادی اشخاص بشر نیستند. با توجه به اقسام موجودات این علم به سه شاخهٔ مابعدالطبیعه، ریاضی و طبیعی تقسیم می شود. هر یک از این علم ها اصولی دارند و فروعی.
حکمت به معنی دانایی و فرزانگی است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
فلسفه
فلسفه اسلامی
حکمت متعالیه، مکتب فلسفی ملاصدرا
روزنامهٔ هفتگی حکمت نخستین نشریه فارسی زبان در یک کشور عربی «مصر» بود که از ۲۸ صفر ۱۳۱۰ ه. ق (۲۰ سپتامبر ۱۸۹۲ م) در قاهره چاپ می شد و مدیر آن هم میرزا مهدی خان تبریزی «زعیم الدوله» (۱۲۵۳ـ۱۳۳۳) دانش آموخته رشته پزشکی بود، که از استانبول به مصر رفت و در آنجا روزنامهٔ حکمت را تأسیس نمود.
«ḤEKMAT – Encyclopaedia Iranica».
«روزنامه حکمت - ویکی فقه».
«حکمت».
حکمت نشر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حکمت در دانشنامه آزاد پارسی

حِکْمت
به معنی فرزانگی و نوعی دانش و معرفت واقعی که از اتقان لازم برخوردار بوده و مشتمل بر سعادت دنیوی و اخروی انسان باشد. از این رو آن را علم نافع نیز نامیده اند. قرآن به تعلیم آن توسط پیامبران اشاره کرده و آن را خیر کثیر معرّفی نموده است (بقره، ۲۶۹). حکمت در نزد متفکران اسلامی بر دو گونه است. الف: حکمت نظری که فقط از حقایق اشیا گفتگو می کند، و بر سه قسمت است: حکمت الهی، حکمت ریاضی و حکمت طبیعی. ب: حکمت عملی که از چگونگی رفتار و سرشت انسان بحث می کند و بر سه قسمت است: ۱. اخلاق، علمی که ناظر بر سرشت فردی انسان و فضایل و رذایلش است؛ ۲. تدبیر منزل، علمی که ناظر بر چگونگی رفتار انسان در خانواده است؛ ۳. سیاست مُدُن یا آیین کشورداری، علمی که ناظر بر چگونگی رفتار انسان در اجتماع است. لفظ حکمت در قرآن در مورد علم دین و حقیقت، و گاه در معنی کلام خدا و قرآن نیز به کار رفته است. صوفیه و باطنیه و غالب اهل تأویل، باطن و حقیقت تعالیم دین و قرآن را به لفظ حکمت تعبیر می کنند. فلاسفه از قدیم الایام آموزش های خود را حکمت خوانده اند از آن روی که فلسفه را معرفت به حقیقت قضایا دانسته اند.

نقل قول های حکمت

حکمت ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد :

ارتباط محتوایی با حکمت

حکمت در جدول کلمات

حکمت ا رسطو
مشا
حکمــت ارســطویی
مشا
حکمت شیخ شهاب الدین سهروردی
اشراق
از فیلم های منیژه حکمت با بازی نیکی کریمی | پگاه آهنگرانی و آتیلا پسیانی
سه زن
ساخته آرامائیس آقامالیان در سال 42 با بازی آذر حکمت شعار | منوچهر والی زاده | بهروز وثوقی و مرحوم نادره
فرشتهای در خانه من
فیلمی از منیژه حکمت با حضور نیکی کریمی و پگاه آهنگرانی
سه زن
فیلمی از منیژه حکمت با حضور رویا نونهالی | رویا تیموریان و پگاه آهنگرانی
زندان زنان
فیمی از منیژه حکمت با بازی رویا تیموریان | رویا نونهالی و پگاه آهنگرانی
زندان زنان
مجموعه سخنان حکمت آمیز رسول اکرم
نهج الفصاحه
نام کتاب شعری از مولانا جلال الدین محمد بلخی | این کتاب از 26000 بیت و 6 دفتر تشکیل شده و یکی از برترین آثار ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت فارسی پس از اسلام است
مثنوی معنوی

معنی حکمت به انگلیسی

philosophy (اسم)
تجرد ، بردباری ، حکمت ، فلسفه ، وارستگی
saying (اسم)
ضرب المثل ، اظهار ، پند ، مثال ، گفته ، حکمت ، گفتار مشهور
motto (اسم)
اندرز ، پند ، شعار ، حکمت ، سخن زبده
wisdom (اسم)
معرفت ، خرد ، حکمت ، فضیلت ، عقل ، دانش ، دانایی ، فرزانگی
doctrine (اسم)
اصول ، طریقت ، گفته ، تعلیم ، مکتب ، حکمت

معنی کلمه حکمت به عربی

حکمت
حکمة , شعار , غول , فلسفة , مذهب
علم اللآهوت

حکمت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرین
1ـ آگاهی کامل در باره ی هر چیزی که می توان به دست آورد.
2ـ دانش فهم مسائل که ازسوی خدا الهام می شود. یعنی فرد می تواند راست را از دروغ درگفتار، حق را از باطل در اعتقاد و خوب را از بد در کردار،تشخیص دهد.
سجاد
حکمت در نزد دانشوران اسلامی به معنی دانستن چیزهاست چنانکه باشند. در لغت به معنی فرزانگی است و معمولاً آن را معادل شرقی/اسلامی فلسفهٔ اروپایی می گیرند. حکمت را به دو شاخهٔ حکمت نظری و حکمت عملی بخش کردندی. هر شاخه زیربخش های کوچکتر می دارد. چنان که در زیر می آید:
حکمت نظری: در دانستن موجوداتی است که وجود آنها وابسته به حرکات ارادی افراد بشر نباشد.
علم مابعدالطبیعه: در شناخت موجوداتی است که آمیختگی ماده شرط وجود آنها نباشد.
علم به موجوداتی که بی آمیختگی ماده ممکن نباشند خود دو شاخه می دارد
ریاضی: آمیختگی ماده در تعقل و تصور آن شرط نیست.
علم طبیعی: جز با مخالطت ماده معلوم نباشد.
حکمت عملی: در دانستنِ صلاحِ اموری است که به اراده و کردارهای انسان وابسته است.
تهذیب اخلاق به امور انفرادی مربوط است.
به جماعت و مشارکت وابسته است. خود دو شاخه می دارد:
تدبیر منازل: مربوط است به مشارکت در منزل و خانه
سیاست مدن مربوط است به مشارکت در اجتماعات بزرگ تر
محتویات [نمایش]
حکمت نظری [ویرایش]
در نزد دانشوران اسلامی حکمت نظری در دانستن موجوداتی است که وابسته به حرکات ارادی اشخاص بشر نیستند. با توجه به اقسام موجودات این علم به سه شاخهٔ مابعدالطبیعه ریاضی و طبیعی تقسیم می شود. هر یک از این علم ها اصولی دارند و فروعی.
مابعدالطبیعه [ویرایش]
مابعدالطبیعه در نزد دانشوران اسلامی در شناخت موجوداتی است که بودنشان وابسته به آمیختگی با ماده نباشد. که آن را علم برین، علم پیشین و یا به تازی علم اعلی می خوانند.
اصول مابعدالطبیعه خود به دو فن تقسیم شدی یکی علم الهی که شناختن خدا و عقل و نفس و امثال آن است و دیگری فلسفهٔ اولیٰ. در این دومی بحث از وحدت و کثرت و وجوب و امکان و حدوث و قدم می شود.
فروع مابعدالطبیعه شامل دانستن نبوت و شریعت و معاد و آنچه بدان مانند است می شود.
ریاضی [ویرایش]
در ریاضی بحث از موجوداتی است که تصورکردن آنها نیاز به ماده ندارد. پیشینیان ریاضی را به فارسی انگارش می گفتند. و آن را علم میانگین یا به تازی علم اوسط هم می خواندند.
اصول علم ریاضی چهار نوع است: یکی هندسه، دوم علم عدد یا حساب یا شمار، سوم نجوم (احکام تنجیم و ستاره بینی بخشی از آن نیست)، چهارم علم تألیف. به سبب آنکه در علم تألیف سخن از نسبت و زمان سکنات در آوازها می رود آن را موسیقی هم می خوانند.
فروع ریاضی شامل جبر و مقابله، مناظر و مرایا، جر اَثقال و علم حیل و جز آن می شود.
طبیعی [ویرایش]
در علم طبیعی سخن از موجوداتی بود که جز به آمیختگی با ماده ممکن نباشند. مر آن را علم زیرین یا به تازی علم اسفل هم می خواندند.
اصول علم طبیعی هشت نوع است. یکی سماع طبیعیاست. در آن سخن از «مبادی متغیرات» است: زمان و مکان و حرکت و سکون و نهایت و بی نهایت و جز آن. دوم سماء و عالم است. این در شناخت جسم های مرکب و احکام اجسام بسیط است چه در آسمان (علوی) و چه در زمین (سفلی). سوم کون و فساد است. این علم در شناختن ارکان، عناصر (چهار آخشیچ) و گونه گون شدن صورت های ماده است. چهارم علم آثار علوی است. در شناختن علت رویدادهای طبیعی است چون آذرخش و باران و برف و زلزله و آنچه بدان ماننده است. پنچم علم معادن است. در کیفیت و ترکیب مواد (بیجان) است. ششم علم نبات یا گیاهشناسی است. هفتم علم حیوان یا جانورشناسی است. هشتم علم نفس است که به انسان باز می گردد.
فروع علم طبیعی پرشمار است: پزشکی، احکام نجوم و کشاورزی سه نمونه از آنهاست.
حکمت عملی [ویرایش]
حکمت عملی آن شاخه از حکمت است که به کنش های انسانی باز بسته است و به اعتقاد دانشوران مسلمان هدفش نظام گرفتن و اصلاح معاش انسان (به اصطلاحْ این جهانی یا ناسوتی) و همچنین نظام گرفتن و اصلاح معاد انسان (به اصطلاحْ آن جهانی یا لاهوتی) است. حکمت عملی خود دو گونه است یا علم تدبیر خود است یا علم تدبیر اجتماعات که باز دو نوع است یا تدبیر خانه است یا تدبیر عام مردم. پس در کل سه نوع است. اولی را تهذیب اخلاق هم گفته اند و سومی را سیاست مدن هم.
پانویس [ویرایش]
فهرست منابع و مآخذ [ویرایش]
ابن سینا، حسین بن عبدالله. الهیات دانشنامه علائی. به تصحیح و مقدمه محمد معین. چاپ دوم. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۳. ISBN 964-7874-55-3.
قطب الدین شیرازی. درةالتاج لغرةالدباج (ج۱). به کوشش و تصحیح محمد مشکوة. تهران: کتابخانه مجلس، ۱۳۱۷–۱۳۲۰.
نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد. اخلاق ناصری. تصحیح و توضیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری. چاپ ششم. تهران: خوارزمی، ۱۳۸۵. ISBN 964-487-067-5.
رده ها: آگاهی و دانش چالش های اخلاقی روان شناسی مثبت علوم اسلامی فضیلت معنویت
قس عربی
الحکمة هی اکتساب العلم من التعلم أو من التجارب ویقاربها فی المعنى کلمة الخبرة، وقد شهد تاریخ الإنسانیة العدید من الحکماء العرب وغیر العرب.
وهی علم حقائق الاشیاء وعلم الحکمة یغسل النفوس من وسخ الدنیا، وإذا عرفت النفس الحکمة حنت واشتاقت إلى عالم الأرواح، ومالت عن الشهوات الجسمانیة الممیتة للنفس الحیة ونجت من أثر الشهوات وحبالاتها التی قد تعلق أهل الجهل بها.والحکمة تکبر وتنمو من الاتصال بالله لیس فقط کمسلم أو مسیحی ولکن فی أی دین أو اعتقاد. وقد عرف بعضهم الحکمة أنها: عمل ما ینبغی کما ینبغی فی الوقت الذی ینبغی
هناک حکم تصلح للتطبیق فی مختلف العصور فتکون عمیقة خالدة ومنها ما لا یصلح إلا لزمان من الأزمنة فتکون سطحیة قلیلة الأثر وتأتی الحکمة فی النثر والشعر. والحکمة هی وضع الأمور فی نصابها. والحکیم هو ذو العقل الراجح الذی یضع الأمور فی نصابها.
[عدل]الحکمة والفلسفة
الناحیة تتکون من حسن استخدام المعرفة المتاحة والقرارات، والحکمة ربما تحدث بعدم استخدام معلومات کاملة. عکس الحکمة الحماقة. الحکمة هی وصف یخضع لوجود الدلالة المعروفة علیه. ا ...
صادق کمالی
عدل
قندی
حکمت و فلسفه یکی هستند و حکمت ریشه در زبان عربی داشته و فلسفه در زبان یونانی. هدف این دو رشته این است که به حقیقتِ واقعیت برسند و آنهم از طریق تفکر محض . بطور مثال حکیمان و فیلسوفان دوست دارند کشف کنند که آیا اول تخم مرغ در عالم هستی وجود داشت و مرغ و خروس از آن بصورت جوجه بیرون آمدند، یا اول مرغ و خروس وجود داشتند و بر اثر آمیزش آنها با همدیگر تخم مرغ به وجود آمد. خارج از شوخی یک لحظه روی این سوال مکث کنیم و ببینیم آیا میتوان پاسخی درخور عقل و منطق و مطابق با حقیقت به آن داد. این سوال در مورد تمام موجودات زنده قابل طرح است. بطور مثال میتوان پرسید که آیا اول کودکان انسانی در طبیعت به وجود آمدند و رشد کردند و به مرد و زن تبدیل شدند یا اینکه اول مرد و زن وجود داشتند و سپس بر اثر آمیزش آنان با همدیگر نوزادان و کودکان به وجود آمدند. یک لحظه فرض کنیم که موسا پیامبر قوم یهود افسانه خلقت آدم توسط خداوند از گل و سپس خلق حوا از دنده سمت چپ یا راست او را ارائه نداده بود و تایید اینگونه خلقت هم توسط قرآن صورت نگرفته بود، آنگاه تکلیف حکیمان در پاسخ گویی چنین سوالاتی چه میتوانست باشد. مطمعنم که حکیمان حاذق و فرزانه به من پاسخ میداند که ای نادان ما هم مثل تو در این زمینه نادان تشریف داریم. تیوری تکاملی داروین که این سوالات را در ورای افسانه آدم و حوا مطابق با حقیقت و واقعیت پاسخ داده است، هیچگونه مخالفتی با خلقت و آفرینش عالم توسط خداوند ندارد بلکه جزئیات طرح خلقت در مورد اصل و ریشه انواع موجودات زنده را علمی بیان داشته است که عقل و منطق سالم هم پشتیبان این تئوری است. در این تئوری علمی فقط تصورات دینی خلقت شش روزه جهان و افسانه آدم و حوا به باد رفته است و نه ایمان خداوند. اما در همین تئوری یک اشکال عمده به چشم میخورد و آن اینکه همه موجودات زنده در درجه اول از طریق تقسیم سلولی خارج از رحم مادر و در دامن طبیعت به وجود آمده اند. آن نوزادان اولیه چگونه تاب و تحمل زنده ماندن و رشد کردن را بدون مراقبت بزرگتران از خود را داشته اند.
حکیمان بزرگوار همیشه پشتشان به خداوند گرم بوده و راه اندیشه در رکاب دین نقش ترکه پشت دهل را بازی کرده و هنوز هم این نقش را رها نکرده اند. چون پیامبر فرموده است که خداوند باری تعالا آسمان و زمین و هرچه را که میان آندو است آفریده است و ما حکیمان به صداقت پیامبر خود ایمان و اعتماد داریم لذا ضرورتی برای بیشتر اندیشیدن نمی بینیم. اصلا ما مخالف اندیشیدن هستیم و هر کسی که بیاندیشد با ما مخالف است. آیا اگر راست میگویید میتوانید آیتی روشن تر از این بیاورید؟ کلید گنج اسرار در دست حکیمان در دست حکیمان است. کاش رعایا جو و کاه و علوفه خران و قاطران و اسبان آنها تولید نمی کردند و گندم و عدس و نخود و لوبیا و ماش و برنج و لبنیات و گوشت جهت پر کردن شکمشان در اختیار آنان قرار نمیداند. و باغ داران و بوستان چیان میوه و سبزی برایشان نمیکاشتند و کارگران برای ساختن آلونک هایشان خشت و آجر نمیپختند و تولید نمی کردند، تا اندیشه های مبارکشان به حرکت در آیند و به خداوند بیشتر ایمان داشته باشند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حکمت   • شعب بانک حکمت ایرانیان   • حکمت چیست   • دانشگاه حکمت   • اینترنت بانک حکمت   • وام بانک حکمت ایرانیان   • همراه بانک حکمت ایرانیان   • تسهیلات بانک حکمت ایرانیان   • مفهوم حکمت   • تعریف حکمت   • معرفی حکمت   • حکمت یعنی چی   • حکمت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حکمت
کلمه : حکمت
اشتباه تایپی : p;lj
آوا : hekmat
نقش : اسم
عکس حکمت : در گوگل

آیا معنی حکمت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )