برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1471 100 1

حره

معنی اسم حره

اسم: حره
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: horre) (عربی) (در قدیم) عنوانی برای دختران و زنان آزاد، دختران و زنان پادشاهان و بزرگان - زن آزاده، لقب زنان اشرافی، خاتون، نام خواهر محمود غزنوی

معنی حره در لغت نامه دهخدا

حرت. [ ح َرْ رَ ] (ع مص ) حَرّة. تشنه شدن. (از منتهی الارب ). رجوع به حَرّة شود : فاما همچو درخت مرخ و عفار هیچ درختی نیست که به اندک حرت از آن آتش میبارد. (تاریخ قم ص 9).

حرت. [ ح َ] (ع مص ) نیک مالیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || گِرد بریدن چیزی مانند بادریسه. || (اِ) آواز گیاه خائیدن ستور. (منتهی الارب ).

حرة. [ ح ِ رَ ] (ع اِ) تاج ریزی و عنب الثعلب. (ناظم الأطباء).

حرة. [ ح ُرْ رَ ] (ع ص ، اِ) کنیزک آزاده. تأنیث حُرّ. آزاده زن. آزادزن. زن آزاد. || خاتون. بی بی. بانو. سیده. بیگم. خدیش. ستی. خانم. مقابل اَمة، داه ، کنیز. و این چون لقبی عام بوده است زنان مجلله ومحترمه را مانند خانم امروز : این زن بیامد و با این کنیزک بگفت و کنیزک آمد و با غازی بگفت... غازی سخت دل مشغول شد و کنیزک را گفت این حرة را بخوان تا بهتر اندیشه دارد و بحق او رسم ، اگر این حادثه درگذرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 331). || دختر شاه یا امیر یا وزیر و مانند آن : و از وی دو حرة ماند یکی در حباله ٔ... (تاریخ بیهقی ).
چاکر قبچاق شد شریف و ز دل
حره ٔ او پیشکارخاتون شد.
ناصرخسرو.
ج ، حُرّات ، حَرائر. (مهذب الاسماء).
|| لیله ٔ حرة؛شب زفاف بی آرامش با دوشیزه. مقابل لیله ٔ شیباء. || لیله ٔ حرة؛ شب نخستین از هر ماه قمری. || جای گشتن گوشواره از بناگوش. || سحابه ٔ حرة؛ ابر بسیارباران. || ناقة حرة؛ ماده شتر بسیارشیر. || نجیب. اصیل. || رملة حرة؛ ریگ بی گل. ریگ نیکو. || ارض حرة؛ زمین خوش. (صراح ).

حرة. [ ح َرْ رَ ] (ع اِ) زمین سنگلاخ سوخته. (معجم البلدان ). سنگستان. (نصاب ) (غیاث ). ج ، حَرّ، حِرار، حَرّات. زمین سنگریزه دار سیاه را گویند، و چنین زمین را اگر مدور باشد حرة و اگر مستطیل و غیرواسع باشد لابة و نیز کراع خوانند. و بیشتر این زمینها در اطراف شهر مدینه است که بصورت اضافه مستعمل است. (معجم البلدان ). || تشنگی. || دانه ٔ کوچکی که از اندام آدمی برمی آید. || عذاب دردناک. || تاریکی بسیار. (منتهی الارب ). || نام جایهای بسیار است که بترتیب مضاف الیه یاد خواهد شد.

حرة. [ح ِرْ رَ ] (ع اِمص ) تشنگی. عطش : در وقت حره ٔ حرب و وقدة آتش... (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 295).

حرة. [ ح َرْ رَ ] (ع مص ) سخت تشنه شدن. (زوزنی ). تشنه شدن. ...

معنی حره به فارسی

حره
زن آزاد، زن آزاده، لاف کنیز، حرائرجمع
( اسم ) زن آزاد آزاد زن . جمع : حرات
بنت اشعث چنانکه در فهرست تاریخ گزیده آمده است نام زنی است که معاویه به او وعده ازدواج داد و او را به مسموم کردن حسن ابن علی وا داشت
نام موضعی است
موضعی ببلاد بنی القین ابن جسر میان مدینه و شام
موضعی است که در شعر عرعره نمیری یاد شده است
نام منازل سلیم می باشد بنزدیکی مدینه قرب حره لیلی
یاقوت به نقل از کتاب مسلم و اعلام النبوه گوید موضعی است به سه میلی مدینه
زمینی است که جنگ یوم الیعمریه در آن رخ داد و آن یکی از ایام عرب باشد
نام موضعی است و یوم حره اوطاس نام یکی از جنگهای عرب است
دره ایی در اطراف مدینه که پیغمبر در جنگ احد شبانه از آنجا بگذشت
ناحیه ای که جنگ بئر معونه در آن رخ داده است
موضعی بر ریک در طریق یمن تهامی
موضعی است و غزوه تبوک در آنجا بود
نام موضعی است
در منصف است و یوم حره حقل نام یکی از جنگهای عرب است ...

معنی حره در فرهنگ معین

حره
(حُ رّ) [ ع . حرة ] (اِ.) زن آزاده .
(حَ رَّ) [ ع . ] (اِ.) سنگستان .

معنی حره در فرهنگ فارسی عمید

حره
عنوانی برای زنان و دختران پادشاهان، زن بزرگ و شریف، زن آزاد.

حره در دانشنامه اسلامی

حره
واقعه حَرّه، قیام مردم مدینه به سرکردگی عبداللّه فرزند حَنظَلةبن ابی عامر (غسیل الملائکه) بر ضد حکومت یزید در سال ۶۳ است.
به سنگستان سیاه رنگ، حرّه می گفتند و چون این قیام در سنگستانی در مشرق مدینه به نام حرّه واقم یا حرّه زُهره (منسوب به بنی زهره از اقوام یهود؛ برپا شد، به این نام معروف گردید. تاریخ واقعه حره در بیشتر منابع، تاریخ واقعه حرّه روز دوم ذیحجه یا دو سه روز مانده به آخر ذیحجه ۶۳ نوشته شده است، لذا روایاتی که آن را در سال ۶۲ دانسته اند، نادرست می نمایند. علت واقعه حره اگرچه ارتکاب معاصی متعدد از سوی یزید، از جمله قتل امام حسین علیه السلام، در برانگیختن مردم بی تأثیر نبود، اما ریشه قیام به این بازمی گردد که پس از قیام عبدالله بن زبیر، که مردم را به خلع یزید و جهاد با او فراخواند، مردم مدینه دعوت وی را پذیرفتند و با عبداللّه بن مطیع، نماینده وی، بیعت و بدین گونه یزید را از خلافت خلع کردند. در پی آن، یزید از عثمان بن محمد بن ابی سفیان، والی خود در مدینه که فردی بی تجربه بود، خواست تا جمعی از بزرگان شهر را نزد او به شام بفرستد تا سخن ایشان را بشنود و از آنان دلجویی کند. . برخی گزارشها نیز گویای این است که چون فرستاده خلیفه، برای بردن صَوافی (اموال و اشیای برگزیده برای خلیفه) به مدینه آمد، گروهی از مردم مانع وی شدند و میان آنان و عثمان بن محمد مشاجره ای روی داد که به شورش مردم انجامید. افزون بر این، آن گروه از بزرگان شهر که عثمان بن محمد نزد یزید فرستاد، به رغم نوازشهای یزید، پس از بازگشت به مدینه، عیاشی ها و هرزه درایی های خلیفه را برای مردم شرح دادند. با شنیدن این اخبار، مردم شوریدند و عبدالله بن حنظله را به سرکردگی برگزیدند. عبداللّه در سخنرانی ای در میان مردم ناراضی، علت قیام خود را ترس از نزول عذاب الهی به سبب معاصی یزید ذکر کرد. ← بیعت مرد با عبدالله ازاین رو، مردم یزید را خلع و با عبدالله بن زبیر بیعت نمودند. آنگاه به اذن ابن زبیر، عثمان بن محمد را از امارت عزل کردند و بر امویان شوریدند و آنان را، که حدود هزار مرد بودند و در منزل مروان بن حَکم گرد آمده بودند، محاصره کردند. نفوذ زبیریان بر قیام حره به گفته ابن اعثم کوفی، ابن زبیر عبدالله بن حنظله را به عنوان والی مدینه برگزید. این روایت و برخی روایا ...

حره در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:خانم

ارتباط محتوایی با حره

حره در جدول کلمات

حره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پرنیا
شهرکی است در میان کوه؛ سردسیر؛ با هوای درست و نعمت بسیار. (حدودالعالم ص 135)
راضیه
نام جنگی است
شــڪــیــبــا
به معنی آزاده هست حر برای مذکر وحره مونث

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرزندان حره   • غذای حره   • واقعه حره چیست   • حره غذا   • واقعه حره امام سجاد   • مـسلم بن عقبه   • ماجرای حره   • حمله یزید به مکه   • معنی حره   • مفهوم حره   • تعریف حره   • معرفی حره   • حره یعنی چی   • حره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حره
کلمه : حره
اشتباه تایپی : pvi
عکس حره : در گوگل

آیا معنی حره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران