برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

حجم

/hajm/

مترادف حجم: جرم، شکل، گنج، گنجایش، اندازه، ظرفیت

برابر پارسی: گنجایش

معنی حجم در لغت نامه دهخدا

حجم. [ ح َ ] (ع مص ) بازداشتن. منع کردن از چیزی. بستن دهان شتر تا نگزد. || مکیدن کودک پستان مادر را.مَص ّ. نیشتر زده خون مکیدن به شیشه و شاخ. حجامت کردن. || گوشت باز کردن از استخوان وقت خوردن. || برآمدن پستان دختر. (منتهی الارب ).

حجم. [ ح َ ] (ع اِ) ستبرا. ستبری.ستبرنا. سطبری. سطبرا. گندگی. کلفتی. هنگفتی. ضخامت. ثخن. فداء. جسامت : با قلت اجزاء و خفت حجم مشتمل است بر شرح مواقف و مقامات سلطان محمود سبکتکین و برخی از احوال آل سامان. (تاریخ یمینی. نسخه ٔخطی کتابخانه ٔ مؤلف ص 6). || برآمدگی چیزی. (منتخب ) (صراح ). || بیرون آمدگی هر چیزکه از امرار دست محسوس گردد. نتوء. (منتهی الارب ). ج ، حجوم : مرفق له حجوم ؛ ای نتوء حجم الکتاب ، ستبری کتاب. || تهانوی گوید: عبارت است از مقدار واندازه ٔ جسم چنانچه در کنزاللغات گفته و در شرح اشارات گوید: حجم اطلاق میشود بر آنچه مر او را اندازه ومقداری باشد. خواه جسم باشد و خواه نباشد: زیرا جسم اطلاق نمیشود مگر بر چیزی که با جهات سه گانه یعنی درازا و پهنا و ژرفا آن را پیوستگی و اتصال باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون ). آن مقدار از فضا که در تصرف جسم باشد. گنج (اصطلاح طبیعی ). (ناظم الاطباء). ج ، حجوم.

معنی حجم به فارسی

حجم
بر آمدگی وکلفتی چیزی، عرض وطول وعمق جسمیحجوم
( اسم ) ۱ - بر آمدگی و ستبری و جسامت چیزی . ۲ - مقداری از فضا که جسم آنرا اشغال میکند گنج : جمع : حجوم احجام .
باز داشتن بستن دهان شتر تا نگزد
[علوم و فنّاوری غذا] ← مادۀ حجم افزا
[dilatant] [مهندسی بسپار] ماده ای که در نتیجۀ افزایش آهنگ برش حجم آن افزایش می یابد
[dilatation,dilation, bulk strain ,dilatational strain] [مهندسی بسپار] تغییر شکل در سه بعد که به تغییر حجم منجر می شود
[net merchantable volume] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] حجم ساقۀ اصلی به جز کُنده و تاج و بخش های پوسیده و آسیب دیده
[gross merchantable volume] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] حجم ساقۀ اصلی به جز کُنده و تاج، اما با احتساب بخش های پوسیده و آسیب دیده
[demand volume] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تعداد وسایل نقلیه ای که پیش بینی میشود از یک نقطه یا قطعه راه در واحد زمان عبور کنند
[volume of distribution, V, Vd] [علوم دارویی] حجم فرضی از مایعی که لازم است تمام مقدار دارو را در بدن به همان غلظتی که پس از رسیدن به تعادل در پلاسما وجود دارد برساند
[service volume] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] بیشترین تعداد وسایل نقلیه ای که می توانند با حفظ سطح کارایی و در طی زمانی معین از نقطه ای مشخص عبور کنند
...

معنی حجم در فرهنگ معین

حجم
(حَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - برآمدگی و کُلفتی چیزی . ۲ - مقداری از فضا که جسم آن را اشغال می کند.

معنی حجم در فرهنگ فارسی عمید

حجم
۱. (ریاضی) مقداری از فضا که در تصرف جسم باشد.
۲. (ریاضی) جسم فضایی.
۳. [مجاز] اندازه، مقدار: حجم کارمان زیاد است.

حجم در دانشنامه اسلامی

حجم
حجم‏ در دو معنا استعمال شده است.و به مناسبت در بابهای طهارت، صلات و حج به کار رفته است.
۱-برآمدگی، ضخامت و ستبری چیزی.
۲-مقدار فضایی که جسم اشغال می‏کند.
احکام حجم
واجب در پوشیدن عورت از ناظر محترم، پوشیدن خود عورت (بشره) است نه حجم آن.
ستر عورت از شرایط صحّت نماز است؛ لیکن در اینکه ستر بشره کفایت می‏کند یا علاوه بر آن ستر حجم آن نیز شرط است، اختلاف است.
مستحب است ضخامت سنگ ریزه‏ای که برای رمی جمره استفاده می‏شود به اندازه بند انگشت باشد.
بنابر مشهور، مقدار آب کر بر حسب حجم ۴۲ وجب و هفت هشتم وجب است.




حجم در دانشنامه ویکی پدیا

حجم
حجم یا گنجایش کمیتی از فضای سه بعدی است که با یک مرز مشخص محدود شده است به طور مثال فضای اشغالی یک ماده (جامد، گاز، مایع، پلاسما) یا شکل آن.
V = f m {\displaystyle V=fm}
V = a b h {\displaystyle V=abh}
1/3.Ag.h
V = n R T / P {\displaystyle V=nRT/P}
حجم یک یکای فرعی اس آی است که واحد آن متر به توان ۳ می باشد. میزان حجم یک ظرف برابر است حجم سیالی که آن را پر می کند.
برای محاسبه اشکال ۳ بعدی خاص روابط مشخصی وجود دارد که برای اشکال ساده داره نظم هندسی روابط ساده هستند. برای اشکال پیچیده نیز که رابطه ساده ای برای محاسبه حجم وجود ندارد از روش های انتگرالی می توان حجم را بدست آورد. حجم اشکال یک بعدی مانند خط یا دو بعدی مانند صفحه صفر می باشد.
حجم یک جسم جامد (چه منظم یا نامنظم) برابر است با میزان حجم جابجاشده سیال. جابجاشدگی سیال برای محاسبه حجم گاز نیز به کار می رود. حجم حاصل از ترکیب دو جسم معمولاً بیشتر می شود ولی اگر ترکیب انحلال باشد افزایش دارد
عکس حجم
در بازار سرمایه، حجم یا حجم معاملات، مقدار (تعداد کل) یک اوراق بهادار (یا مجموعه ای از اوراق بهادار یا سهم بازار) است که در طی یک دوره معین معامله می شود. در زمینه معاملهٔ یک سهم واحد در بورس اوراق بهادار، حجم معمولاً به عنوان تعداد سهام گزارش شده ای است که در یک روز معین تغییر کرده است. معاملات در سهام، اوراق قرضه، قرارداد اختیار معامله، قراردادهای آتی و کالا اندازه گیری می شوند.
متوسط حجم یک سهم در طول دوره زمانی طولانی، عبارتند از کل مبلغ معامله شده دوره تقسیم بر طول دوره می باشد؛ بنابراین، واحد اندازه گیری حجم متوسط، سهام بر واحد زمان یا به طور معمول در هر روز معاملاتی است.
حجم معاملات معمولاً هنگامی افزایش می یابد که قیمت یک سهم در حال تغییر است. اخبار مربوط به وضعیت مالی شرکت، محصولات ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حجم در دانشنامه آزاد پارسی

حَجْم (volume)
حَجْم
در هندسه، فضایی که جسم (شکلی سه بعدی) اشغال می کند. حجم هر منشور، از جمله مکعب و مکعب مستطیل یا استوانه، برابر است با مساحت سطح قاعده ضرب در ارتفاع. حجم هرم و مخروط برابر است با۳/۱ مساحت قاعده ضرب در ارتفاع. حجم کره برابر است با(فرمول ۱)که در آن،r شعاع است.
فرمول ۱:
حجم جسم های نامنتظم با انتگرال گیریبه دست می آید.

حجم در جدول کلمات

حجم بسته سه بعدی
مکعب
حجم فرعونی
هرم
حجم لوله ای
غزنویان
حجم مصری
هرم
حجم هندسی
هرم
از کشورهایی که 60 تا 70درصد حجم معاملات روزانه بورسشان با ایران سنخیت بیشتری دارد
اندونزی
افزایش حجم چیزی
ری
افزیش حجم چیزی
ری
بیشترین حجم هوا را تشکیل می دهد
ازت
نامه سرگشاده نباشد یکی از حجم های هندسی است
منشور

معنی حجم به انگلیسی

mass (اسم)
توده ، جمع ، انبوه ، گروه ، جرم ، حجم ، توده مردم ، کپه ، قسمت عمده ، مراسم عشاء ربانی
bulk (اسم)
توده ، میزان ، جسم ، تنه ، حجم ، اکثریت ، اندازه ، جثه ، جسامت
content (اسم)
محتوی ، مقدار ، گنجایش ، حجم ، مفاد ، خوشنودی ، فحوا
volume (اسم)
توده ، ظرفیت ، جلد ، کتاب ، دفتر ، سفر ، حجم ، اندازه ، طومار ، مجلد ، درجه صدا
voluminosity (اسم)
بزرگی ، حجم ، جسامت ، پرگنجایشی

معنی کلمه حجم به عربی

حجم
حجم , معظم
تقلب

حجم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
گُنج
محمد حمید نیک روان
پُرانه ، پُرینه
علی کاویانی
حجم با گنجایش کاملا متفاوت است.
حجم مقدار فضای اشغال شده توسط آن جسم است.
گنجایش مقدار ماده ای که در فضای آن جسم جای می‌گیرد.
مثلا حجم پارچ: مقدار شکل پارچ از جنس پلاستیک یا....
اما گنجایش پارچ: مقدار آب یا... که درون آن جای می‌گیرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حجم فرمول   • حجم معماری   • حجم اشکال   • حجم را تعریف کنید   • حجم در ریاضی   • حجم یعنی چه   • حجم چیست در علوم   • تعريف حجم در علوم   • معنی حجم   • مفهوم حجم   • تعریف حجم   • معرفی حجم   • حجم یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی حجم

کلمه : حجم
اشتباه تایپی : p[l
آوا : hajm
نقش : اسم
عکس حجم : در گوگل

آیا معنی حجم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )