برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1469 100 1

حامی

/hAmi/

مترادف حامی: پشتیوان، پشتیبان، طرفدار، کمک، مجیر، مددکار، معین، هوادار، هواخواه، یار، یاریگر، یاور، پارتی ، منسوب به حام، فرزندان حام

متضاد حامی: مخالف

برابر پارسی: پاسدار، نگهبان، پشتیبان، پشتوان

معنی اسم حامی

اسم: حامی
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hāmi) (عربی) منسوب به حام پسر نوح، از اولاد حام، آن که پشتیبان و نگهبان کسی یا چیزی است، حمایت کننده، پشتیبان - حمایت کننده، پشتیبان

معنی حامی در لغت نامه دهخدا

حامی. (ع ص ، اِ) نعت فاعلی از حمایت. حمایت کننده بعنایت و کرم. نگاه دارنده بعنایت و کرم. دفاع کننده. زینهاردهنده. زنهاردار. پشتیبان. پشت و پناه. پشتوان. هوادار. طرفدار. وشکرده. مدافع. دفاع کننده از کسی. آنکه دفع کند از کسی. ج ، حماة. (منتهی الارب ) :
عدل تو از اهتمام حامی آفاق شد
با گل و مل کس دگر خار ندید وخمار.
خاقانی.
مالک ازمه ٔ انام ، حامی ثغور اسلام... (گلستان ). || فلان حامی الحمیا؛ ای یحیی حوزته و ما ولیه. || شیر بیشه. شیر که اسد باشد. (منتهی الارب ). || آن شتر که چون از وی ده فرزند فراگرفتندی ،او را از کار آزاد و رها کردندی تا خود چرا کند. (ترجمان القرآن جرجانی ص 40). آن گشن اشتر که از او ده بچه گرفته بودندی نیز وی را کار نفرمودندی در جاهلیت. (مهذب الاسماء). فحل دیرینه که ده بطن یا کمتر از آن آبستن کرده باشد، و آنرا آزاد کنند و برننشینند، وموی و پشم وی نگیرند و بگذارند تا هر کجا که خواهد بچرد. (منتهی الارب ). و اعلموا الحامی بغیر علم الفحول. (البیان والتبیین جاحظ ج 3 ص 66). جاحظ در این جا فحل را در مقابل حامی قرار داده. || سیاه پوست. زنگی : غلام حامی عبد حامی. و رجوع به فقره ٔ بعد شود.

حامی. (اِخ ) یکی از سه قسمت نژاد سفیدپوست بشر است. در توراة آمده : بنی حام از حام پسر نوح بودند. درباب مساکن آنها بین محققین اختلاف است ؛ بعضی وطن اصلی آنها را بابل یا جایی در آسیای غربی دانسته عقیده داشتند که این مردمان از آسیا به آفریقا رفته در مصر و لیبیا و غیره سکنی گزیده اند، ولیکن نلدکه به این عقیده است که همیشه مسکن آنها افریقای شمال شرقی بوده زیرا از حیث قیافه و شکل و غیره به سیاه پوستان افریقا نزدیک ترند. اکثر محققین اهالی قدیم مصر (قبطی ها) و نیز بربریهای لیبیا و کوشیها یا حبشیها را از بنی حام دانسته اند. (ایران باستان چ 1 ج 1 ص 7 و 8).

حامی. (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند درسی هزارگزی شمال باختری خوسف. دره. معتدل. سکنه 127 تن شیعی مذهب ، فارسی زبان. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات ، پنبه ، لبنیات. کار اهالی کشت ، قالیچه بافی ، مال داری. راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

حامی. (اِخ ) یکی از متأخران شعرای ...

معنی حامی به فارسی

حامی
حمایت کننده، نگاهدارنده، نگهبانی، پشتیبان
( صفت ) منسوب به حام بن نوح از اولاد حام .
یکی از شعرای عثمانی و از اهالی سالونیک
این لقب بر روی سکه های بعض پادشاهان غزنوی دیده شده است
لقب ربیعه بن مکدم است
یکی از اطبای معروف عثمانی وی در مکتب فنون طیبه شاهانه تحصیلات کامل کرد
[protecting power] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که بنا بر یک موافقت نامۀ بین المللی امور مربوط به تحت الحمایگی دولت تحت الحمایه را بر عهده دارد

معنی حامی در فرهنگ معین

حامی
[ ع . ] (اِفا.) نگهبانی کننده ، حمایت کننده .

معنی حامی در فرهنگ فارسی عمید

حامی
پشتیبان، حمایت کننده.
۱. گروه هایی از نژاد سفیدپوست ساکن افریقای شمالی، از اولاد حام بن نوح.
۲. شاخه ای از خانوادۀ زبان های حامی ـ سامی، شامل زبان هایی مانندِ بربری و مصری کهن.

حامی در دانشنامه ویکی پدیا

حامی
فیلم سینمایی حامی، به کارگردانی و نویسندگی قدرت الله صلح میرزایی
مجموعه تلویزیونی حامی به کارگردانی بهمن زرین پور (۱۳۸۱)
احمد حامی، ملقب به پدر راه های ایران
حمیدرضا حامی، خواننده پاپ ایرانی
حام، اشاره به حامی تبار و زبان های حامی
حامی نام یک آلبوم موسیقی اثر حمیدرضا حامی، هنرمند ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای ۸ آهنگ است.
حمیدرضا حامی
حامی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی قدرت الله صلح میرزایی و تهیه کنندگی محمد بانکی و اصغر بانکی محصول سال ۱۳۷۳ است. این فیلم در شهریور ۱۳۷۴ بر روی پرده سینما رفت.
نوجوانی به نام رضا نگران مادر بیمارش است. او برای رساندن مادرش به بیمارستان، مردی را که در روستایشان صاحب ماشین است، وادار می کند تا آنها را به شهر برساند و...
حامی یک مجموعه تلویزیونی در ۱۸ قسمت ۴۵ دقیقه ایی محصول سال ۱۳۸۱ به کارگردانی بهمن زرین پور، نویسندگی «مهرنوش خرسند» و تهیه کنندگی «مجید مولایی» و «احمد شهرابی فراهانی» می باشد که در سال ۱۳۸۱ از شبکه تهران پخش شد. این سریال در گروه فیلم و سریال شبکه پنج سیما با مشارکت کمیته امداد امام خمینی تهیه شده است.
مینا جعفرزاده
اردلان شجاع کاوه
اسماعیل شنگله
ستاره اسکندری
سحر جعفری جوزانی
سعید نیک پور
سیامک قدکچیان
شهرام پوراسد
فخری خوروش
فردوس کاویانی
قصه «حامی» داستان زندگی دختر جوانی به نام نرگس است که در ابتدای داستان با جوانی به نام شهاب ازدواج کرده و زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. نرگس (ستاره اسکندری) علاقه زیادی به نویسندگی دارد، این در حالی است که همسر وی مهندس ساختمان است. این زندگی مشترک از همان آغاز با مشکلات و معضلات بسیاری رو به رو می شود؛ به نحوی که حتی نرگس را برای ادامه زندگی دچار تردید ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با حامی

حامی در جدول کلمات

حامی
یاور
حامی و پشتیبان
یاور
حامی و کمک
یاور
حامی است و فیلمی از عباس کسایی در سال 53 با بازی مرحوم رضابیک ایمانوردی
یاور
آلبومی موسیقی که به مناسبت ولادت امام رضا (ع) در سال 89 با صدای محسن چاووشی | رضا صادقی | علی اصحابی | امین رستمی | بابک جهانبخش | علیرضا شهاب | حامی و رضا یزدانی منتشر شد
هشت
بزرگ ترین حامی دولت پاکستان
امریکا
قبایل حامی شاه در اوایل دوره صفوی
شاهسون
آلبوم گروهی چند خواننده جوان کشورمان از جمله محسن چاووشی | حامی و رضا صادقی درباره امام هشتم
هشت

معنی حامی به انگلیسی

supporter (اسم)
پشتیبان ، حامی ، معین ، نگهدار ، متحمل
protector (اسم)
پشتیبان ، حامی ، سرپرست ، نگهدار ، قیم ، مستحفظ ، سپردار ، نیکدار
patron (اسم)
پشتیبان ، حامی ، دوست ، نگهدار ، ولینعمت ، مشتری ، حافظ
sponsor (اسم)
کفیل ، حامی ، ضامن ، بانی ، سازمان دهنده ، التزام دهنده
actor (اسم)
بازیگر ، هنرپیشه ، شاکی ، حامی ، خواهان
advocate (اسم)
حامی ، طرفدار ، مدافع ، وکیل مدافع
partisan (اسم)
حامی ، طرفدار ، پارتیزان ، پیرو متعصب ، شمشیر پهن و دسته بلند
backer (اسم)
پشتیبان ، حامی ، نگهدار ، باربر
shield (اسم)
حامی ، سپر ، پوشش ، حفاظ ، تخته ، محفظه ، پوشش محافظ
booster (اسم)
حامی ، تقویت کننده ، ترقی دهنده ، زیاد کننده ، تشدید کننده ، بالا برنده
bulwark (اسم)
حامی ، پناه ، بارو ، موج شکن ، دیوار ، خاکریز ، خاکریز یا جان پناه ، دیواره سد ، سنگر بندی
vindicator (اسم)
حامی ، توجیه کننده
partizan (اسم)
حامی ، پیرو متعصب ، شمشیر پهن و دسته بلند

معنی کلمه حامی به عربی

حامی
راعي , متبني , مدافع , مساند , مقوي , ممثل , مويد

حامی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید
پناه
بهادر
اتالیق
مهسان
حمایت می شود
علی دوستی نوگورانی
نگهبان
محمد
حمایت کننده از اموال
فرهود
advocate
علی باقری
حامی (اسپانسر) Sponsor : [ اصطلاح بازار یابی ] فردی که معرف مستقیم یک توزیع‌کننده است و وظیفه‌ی هدایت و حمایت وی را دارد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حمید حامی و همسرش   • حمید حامی دلم گرفت   • بیماری حمید حامی   • اهنگ جدید حمید حامی   • فول آلبوم حمید حامی   • سایت حامی   • معنی حامی   • اهنگ حمید حامی   • مفهوم حامی   • تعریف حامی   • معرفی حامی   • حامی چیست   • حامی یعنی چی   • حامی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حامی
کلمه : حامی
اشتباه تایپی : phld
آوا : hAmi
نقش : صفت
عکس حامی : در گوگل

آیا معنی حامی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران