برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1460 100 1

جمهور

/jomhur/

مترادف جمهور: توده، گروه، همگی، همه

برابر پارسی: توده مردم، همگان، کشور

معنی اسم جمهور

اسم: جمهور
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: پادشاه هند که نامش در شاهنامه امده است، عامّه مردم

معنی جمهور در لغت نامه دهخدا

جمهور. [ ج ُ] (ع اِ) ریگ توده ٔ بلند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || همه ٔ مردم. (منتهی الارب ). جل الناس و اشرافهم. (اقرب الموارد). توده. گروه. (فرهنگ فارسی معین ). || معظم از هر چیز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). بخش اعظم یک چیز. (فرهنگ فارسی معین ). ج ، جماهیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || حکومتی که زمام آن بدست نمایندگان ملت باشد و رئیس آن رئیس جمهور خوانده شود. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جمهوری شود.

جمهور. [ ج ُ ] (اِخ ) ابن مرار عجلی. سردار لشکر مسلمین در جنگ علیه سنباد مجوسی درزمان ابوجعفر منصور بود که سرانجام با ابومنصور بنای مخالفت گذاشت. ابومنصور بسال 138 هَ.ق. محمدبن اشعث را بدفع جمهور نامزد کرد. جمهور از ری به اصفهان و از آنجا به آذربایجان فرار کرد و بدست گروهی از لشکریان خود بقتل رسید. (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 210).

معنی جمهور به فارسی

جمهور
گروه، جماعت مردم، کثیرومعظم ومتراکم ازهرچیزی
( اسم ) ۱- توده گروه : جمهور حکما. ۲- بخش اعظم یک چیز معظم شئ . جمع : جماهیر. ۳- حکومتی که زمام آن بدست نمایندگان ملت باشد و رئیس آن رئیس جمهور خوانده شود جمهوری . جمع : جماهیر.
ابن مرار عحلی سردار لشکر مسلمین در جنگ علیه سنباد مجوسی در زمان ابو جعفر منصور بود که سرانجام با ابو منصور بنای مخالفت گذاشت . ابو منصور بسال ۱۳۸ ق . محمد بن اشعث را بدفع جمهور نامزد کرد جمهور از ری باصفهان و از آنجا به آذربایجان فرار کرد و بدست گروهی از لشکریان خود بقتل رسید .
از علمای شیعه در قرن نهم هجری

معنی جمهور در فرهنگ معین

جمهور
(جُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - توده ، گروه ، جماعت مردم . ج . جماهیر. ۲ - معظم از هر چیزی .
(رَ جُ) (اِ.) شخصی که از سوی انتخاب کنندگان مسئولیت اجرایی کشور را بر عهده دارد.

معنی جمهور در فرهنگ فارسی عمید

جمهور
گروه مردم، جماعت مردم، توده.
رئیس قوۀ مجریه در کشورهای جمهوری که مدت زمامداری و حدود اختیارات آن در کشورهای مختلف متفاوت است.

جمهور در دانشنامه اسلامی

ابن اَبی جُمْهور، محمّد بن زین الدّین علی بن ابراهیم بن حسن ابن ابراهیم بن ابی جمهور اَحْسائی یالحَصْاوی (زنده در۹۰۴ق /۱۴۹۹م )، فقیه ، محدّث و متکلم ِ صوفی مشرب ِ شیعی امامی .
ابن ابی جمهور از محضر اساتید بزرگی بهره مند شد که به اسامی چند تن از آن بزرگواران اشاره می شود:شیخ زین الدین علی احسائی (پدر بزرگوارش)؛ سید شمس الدین محمد موسوی احسائی؛ شیخ حسن بن عبدالکریم فتال؛ شیخ علی بن هلال جزائری.
آثار
← عوالی الّلالی العزیزیّة
...
اِبْن ِ جُمْهور، ابوعبدالله محمد بن جمهور عمّی عربی بصری (د ۲۱۰ق /۸۲۵م )، محدث و ادیب شیعی است.
مورخان ، کنیه و نام پدر و جد پدری وی را با اختلاف آورده اند. ابن ندیم وی را محمد بن حسن بن جمهور عمی و نجاشی ، محمد بن جمهور عمی خوانده است . طوسی از او با نام محمد بن جمهور عمی عربی بصری و نیز با عنوان محمد بن حسن بن جمهور عمی بصری یاد کرده است . همچنین طوسی تصریح دارد که این نامها متعلق به یک شخص است و او را از طایفه بنی عم ّ تمیم دانسته است . وی ۱۱۰ سال زیست ، اما تاریخ تولد او دانسته نیست .
مشایخ
مسلم است که او از یاران خاص حضرت رضا (ع ) بوده و از آن حضرت روایت کرده است . ابن جمهور از ابی معمر ، ابراهیم الاوسی ، یونس بن عبدالرحمان ، فضالة بن ایوب ، احمد بن حمزه ، ادریس بن یوسف ، اسماعیل بن سهل ، شاذان بن خلیل ، صفوان ابن یحیی ، عبدالرحمان بن ابی نجران و دیگران روایت کرده است .
راویان
معلی بن محمد، علی بن محمد، حسین بن محمد اشعری ، احمد بن حسین بن سعید، احمد بن محمد کوفی ، ابویحیی اهوازی ، یعقوب بن یزید، عمرکی بن علی و دیگران از او حدیث نقل کرده اند.
جایگاه رجالی
...
تسلیم جمهور، از اصطلاحات علم منطق بوده و به تصدیق عموم مردم درباره قضایای مشهوره، اطلاق می گردد.
تسلیم به معنای قبول کردن، مسلم داشتن و تصدیق است و آن یا از ناحیه خصم (شخص) است یا ج ...


جمهور در دانشنامه ویکی پدیا

جمهور
کتاب جمهور (به انگلیسی: Republic) که در فارسی با نام جمهوریت نیز شهرت دارد اثر سترگ فلسفی افلاطون است که از مشهورترین و تأثیرگذارترین متون کلاسیک فلسفه سیاسی در غرب به شمار می آید. کتاب شامل ۱۰ نمایشنامه به صورت گفتگو میان سقراط و افراد دیگر است و در آن به مسایلی از قبیل عدالت، نوع حکومت و حقیقت پرداخته شده است.
مباحثه در خانه ای واقع در نزدیکی دروازه پیرائوس شهر آتن صورت می گیرد. صاحب خانه پیرمردی ثروتمند و آریستوکرات به نام کفالوس است. در میان جمع علاوه بر سقراط، پولمارخوس پسر کفالوس، گلاوکن و آدیمانتوس برادران افلاطون، و تراسیماخوس سوفسطایی نیز حضور دارند.
جمهوری با توصیف کفالوس از سن پیری آغاز می شود. او می گوید در سن پیری انسان از هیجان های جوانی رهایی می یابد و هم چون برده ای است که از بند شهوات آزاد شده است. حال روحی هرکس در سن پیری به این بستگی دارد که ایام عمر را چگونه گذرانده است.
انسان در ایام پیری زندگی خود را مرور می کند. اگر بد زندگی کرده و کارهای ظالمانه کرده باشد، به تشویش می افتد؛ ولی آنکه در گذشتهٔ خود عملی ظالمانه نیابد، آرامش خود را بازمی یابد و امید یار او می شود. البته اگر کسی در ایام پیری از تمکن مالی برخوردار باشد، راحت تر و بهتر زندگی را می گذراند.
عکس جمهور
جُمهور می تواند به هریک از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جمهور، واژه ای در اصل عربی به معنای مردم است.
جمهور (افلاطون)، نام یکی از مشهورترین کتابهای افلاطون در زمینه فلسفه سیاسی است.
جمهور (شاهنامه)، نام شاه هند در شاهنامه است.
جُمهور، در شاهنامه، نام شاه هندوستان است. بر اساس توصیف شاهنامه از جمهور، از کشمیر تا مرز چین به فرمان او بود و وی در این محدوده با اقتدار حُکم می راند.
شاهنامه
گو
جمهور، همسری هوشمند و نژاده(با اصل و نَسَب) داشت که این همسر برای او پس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جمهور در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت عربی به معنی تودۀ بلند ریگ، همۀ مردم و معظم هر چیز) دومین مرتبه از مراتب ده گانۀ انساب عرب، بعد از جذم و قبل از شعب. در نسب شناسی پیامبر اسلام (ص) مَعَدّ را جمهور به حساب می آورند که از عدنان (جذم) کوچک تر و از نزار (شعب) بزرگ تر است.

ارتباط محتوایی با جمهور

جمهور در جدول کلمات

آخرین رئیس جمهور شوروی سابق
گورباچف
اعمال قوه مجریه جز ً دراموری که در این قانون مستقیما برعهده رهبری گذارده | از طریق رئیس جمهور و••• است
وزرا
اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون بر عهده رهبری گذارده | از مستقیما ً طریق رئیس جمهور و••• است
وزرا
اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون بر عهده رهبری گذارده | از مستقیما طریق رئیس جمهور و••• است
وزرا
اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیما بر عهده رهبری گذارده | از طریق رییس جمهور ••••• است
وزرا
اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیما بر عهده رهبری گذارده | از طریق رئیس جمهور و••• است
وزرا
اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیماً بر عهده رهبری گذارده | از طریق رئیس جمهور و••• است
وزرا
اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیماً برعهده رهبری گذارده | از طریق رٔییس جمهور و••• است
وزرا
اولین رئیس جمهور ترکیه
آتا ترک
اولین رییس جمهور امریکا
جرج واشگتن

معنی جمهور به انگلیسی

populace (اسم)
عوام ، توده مردم ، جمهور ، سکنه ، عامه ، عوام الناس
demos (اسم)
توده مردم ، قاطبه مردم ، جمهور

معنی کلمه جمهور به عربی

رييس
رئيس الجمهورية

جمهور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پارسا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آپور (کردی: آپوره)
کومار (کردی)
فَراویر (اوستایی: فْراویرَ)
جَنپاد (سنسکریت: جَنَپَدَ)
سهیل نظری
عزیزم این واژه عربی این
عربها این واژه را از میترایان آریایی گرفتند، نه تنها عربها بلکه یونانیها نیز همینگونه از میترایان گرفتند
ما دو تمدن آریایی داشتیم زردتشتی پادشاهی سکولار دموکرات موروثی و جمهوری گزینشی میترایی، میترایان با زردتشتیان یک کتاب مشترک با اندک ناهمسانی ها بوده نمونش همین گونه فرمانروایی اهورا پرستان پادشاهی موروثی و میترایان جمهوری انتخاباتی و یا گزینشی
جمهور از دو واژه پارسی پدیدار شده
جم یا جَم به چم جمع و هور که هور ریشه بنیادین خور یا خورشید است، به ماناک جمع خورشیدان یا جمع خورشیدپرستان میترایی،
جمهور صد در صد پارسی و از زبان پارسی به عربی رفته، دموکراسی یونان را نیز پیامبر چندم میترایی با دوازده یارش که به یونان رفته بودند دموکراسی و جمهوری را به یونانیان آموختند،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جمهور   • دانلود کتاب جمهور افلاطون ترجمه فواد روحانی   • خلاصه کتاب جمهور افلاطون   • جمهور یعنی چه   • لیست کتابهای افلاطون   • هفته نامه جمهور   • کتاب جمهوری افلاطون pdf   • مفهوم جمهور   • تعریف جمهور   • معرفی جمهور   • جمهور چیست   • جمهور یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی جمهور
کلمه : جمهور
اشتباه تایپی : [li,v
آوا : jomhur
نقش : اسم
عکس جمهور : در گوگل

آیا معنی جمهور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران