برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1464 100 1

جلال

/jalAl/

مترادف جلال: احتشام، بزرگی، جاه، جبروت، حشمت، شکوه، شوکت، عظمت، فر، فره، کبریا، مجد

برابر پارسی: فر، شکوه، والایی، بزرگی، شُکوه

معنی اسم جلال

اسم: جلال
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: jalāl) (عربی) بلند پایگی، عظمت، بزرگی، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد - عظمت، بزرگی، شکوه

معنی جلال در لغت نامه دهخدا

جلال. [ ج ُ ](ع ص ) سطبر از هر چیزی. || معظم چیزی. || بزرگ. || بزرگ قدر. || روشن آواز. حمار جلال ؛ خر روشن آواز. (منتهی الارب ).

جلال. [ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ جُلَّة، بمعنی زنبیل بزرگ برای خرما. (از اقرب الموارد). رجوع به جُلَّة شود. || ج ِ جُل ّ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جل شود. || ج ِ جلیلة. (منتهی الارب ). بمعنی خرمابن بزرگ بسیاربار. رجوع به جلیلة شود.

جلال. [ج َ ] (ع مص ) بزرگوار شدن. (ترجمان جرجانی ، ترتیب عادل بن علی ). بزرگ قدر شدن. (تاج المصادر بیهقی ). بزرگ شدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || کلانسال و آزموده کار گردیدن. || حقیر شدن (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || کوچک شدن. || منزه و پاک شدن. (از اقرب الموارد).

جلال. [ ج َ ] (اِمص ) بزرگی. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کلانی و عظمت و بزرگواری و سرافرازی. جاه.بلندی رتبه. قدرت. قوت. شوکت. رونق. عزت. هیبت و وحشت. (ناظم الاطباء). || (اِ) (اصطلاح عرفان )احتجاب ذاتست بتعینات اکوان و هر جمالی جلالها دارد.کذا فی کشف اللغات. و در اصطلاح صوفیه بمعنی اظهار استغنای معشوقست از عشق عاشق. و آن دلیل بقاء وجود و غرور در عاشق بود و اظهار بیچارگی او و بقا و ظهور معشوق است چنانکه عاشق را یقین شود که اوست ، کذا فی بعض الرسائل. و در انسان کامل گفته : جلال عبارتست از ذات بیچون بظهور او تعالی شأنه در اسما و صفات خود کماهی علیه اجمالا و اما بنا بر تفصیل جلال عبارتست از صفت بزرگی و کبریا و مجد و سنا و هر جمالی که مر او راست چه شدت پیدائی او جل شانه تعبیر بجلال شود. همچنانکه هر جلالی مختص باوست. پس او جلت عظمته در مبادی ظهورش بر خلق بنام جمال شناخته شود و از اینجاست که گفته اند: برای هر جمالی جلالی و برای هر جلالی جمالیست.و در بین خلق از جمال خداوندی جز جمال جلال یا جلال جمال صفت دیگری نمودار نیست. و اما جمال مطلق و جلال مطلق شهودش جز برای یگانه ٔ مطلق برای غیر صورت ناپذیر است. چه ما جلال را بذات او بظهورش در اسماء و صفات خود کما هی علیه تعبیر کردیم و این شهود و ظهور برای غیر او محال باشد. و جمال را نیز بصفات و اسماء حسنای او تعبیر کردیم چه استیفاء اوصاف و اسماء او برای خلق از محال ...

معنی جلال به فارسی

جلال
کلانسال شدن، بزرگ شدن، بزرگ قدرشدن، عزت وشکوه
( اسم ) ۱- بزرگی بزرگواری عظمت . ۲- شکوه .
ابن یوسف تیزینی معروف به تبانی از دانشمندان قرن پنجم هجری است که ریاست حنفیه بوی مفوض گشت . ابن حجر در الدرر گوید : وی پیش از سال ۵٠٠ هجری بقاهره رفت و بخاری را از علائ ترکمانی شنید اوراست : ۱ - منظومه در فقه ۲ - شرح آن منظومه ۳ - شرح المشارق ۴ - شرح المنار ۵ - شرح التخلیص ۶ - کتاب منع تعدد الجمعه ۷ - مختصر شرح البخاری معلطانی وی در سیزدهم رجب سال ۷۹۳ ق . وفات کرد .
یکی از شهرهای شرقی افغانستان واقع در مشرق کابل نزدیک رود خانه کابل .
قریه ایست از قرای بلوک کربال فارس
از توابع بلوک راور کرمان است
دهی است از بخش حومه شهرستان نائین واقع در ۱۸ هزار گزی باختر نائین و ۸ هزار گزی شمال اردستان بنائین . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است .
از توابع بلوک راور کرمان است
نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان بابل است . این دهستان در قسمت باختری شهر بابل واقع و محدود است از شمال بدهستان رود بست و پازوار از جنوب بدهستان لاله آباد از خاور بشهر بابل و حومه از باختر بدهستان دابواز شهرستان آمل هوای این دهستان معتدل مرطوب مالاریایی است .
از پزشکان معروف زمان شاه شجاع است
از شاعران قرن یازدهم هجری است وی بسال ۱٠۴۹ ق . ۱۶۳۹ م . درگذشت .
وزیر امیر تیمور گورگان بود وی چندی از وزارت معزول شد و سرانجام منصب سرداری لشکر ...

معنی جلال در فرهنگ معین

جلال
(جَ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - بزرگی ، عظمت . ۲ - شکوه .

معنی جلال در فرهنگ فارسی عمید

جلال
۱. بزرگی، بزرگواری.
۲. عزت، شکوه.

جلال در دانشنامه اسلامی

واژه جلال ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اسم برای اشخاص ذیل باشد: معانی• جلال (نجاست خوار)، جَلاّل به معنای نجاستخوار و بحث شده در باب طهارت اعلام و اشخاص• جلال خالقی مطلق، ادب شناس، پژوهشگر و شاهنامه شناس ایرانی• جلال مجرد سهلتی، معروف به شاه جلال ، عارف شبه قاره در قرن هفتم و هشتم • جلال بایار، سومین رئیس جمهوری ترکیه
...
جَلاّل به معنای نجاستخوار می باشد و از آن در باب طهارت سخن گفته شده است.
بول و غائط حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده نجس است و اگر بخواهند پاک شود باید آن را استبراء کنند.

جَلالُ الدّین آلِ اَحْمَد، نویسنده، ناقد و نظریه پرداز سیاسی ـ اجتماعی بوده است. جلال آل احمد یکی از نامدارترین روشنفکران حیات اجتماعی معاصر می باشد، حضور جلال آل احمد در جریانات روشنفکری دهه های سی و چهل از نقطه عطف های زندگی این نویسنده ماهر محسوب می شود. او حدود ۵۰ اثر از خود باقی گذاشت. اندیشه های جلال آل احمد بعد از تشکیل جمهوری اسلامی نیز مورد توجه اندیشمندان در حوزه سیاست و اجتماعی قرار گرفت.
جلال در تاریخ پنج شنبه یازدهم آذر ۱۳۰۲ه.ش. (۲۱ شعبان ۱۳۴۲ه.ق.) در محله پاچنار تهران در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. نام خانوادگی او در شناسنامه «سادات آل احمد» است. پدرش او را سید حسین ملقب به جلال الدین نامید.
آل احمد، شمس، از چشم برادر، ص۱۴۳، قم، انتشارات کتاب سعدی، ۱۳۶۹.
پس از اتمام دوره دبستان، پدر به او اجازه درس خواندن در دبیرستان را نداده، برای آموختن زبان و ادبیات عرب او را به مدرسه مروی نزد سید هادی طالقانی فرستادند، هم چنین پدر او را روانه بازار نمود تا کار کند.خود جلال در این باره می گوید: «و من بازار را رفتم؛ اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم...با درآمد یکسال کار مرتب الباقی دبیرستان را تمام کردم». ...


جلال در دانشنامه ویکی پدیا

جلال
جلال (به عربی: جلال) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده است. جلال ۳٬۶۳۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای الجزایر
عکس جلال
مختصات: ۳۴°۳۱′۰″ شمالی ۷۰°۳۱′۰″ شرقی / ۳۴٫۵۱۶۶۷°شمالی ۷۰٫۵۱۶۶۷°شرقی / 34.51667; 70.51667خیابانی در جلال آباد در سال ۲۰۰۴.   بالگردها در فرودگاه جلال آباد   دشت سبزی در جلال آباد
ننگرهار
جَلال آباد (به پشتو: جلالکوټ) مرکز ولایت ننگرهار افغانستان و مهمترین شهر بین کابل تا پیشاور است. به اساس اسناد هوسان تسنگ در قرن هفتم م نام قدیمی این شهر آدینه پور بود. دومین شهر بزرگ افغانستان بوده مرکز تجارت بین افغانستان و پاکستان می باشد.
این شهر در ۱۵۵ کیلومتری خاور کابل در نزدیکی گردنهٔ خیبر قرار و ارتفاع آن از سطح دریا ۵۷۰ متر است. جلال آباد در زمستان دارای آب و هوای معتدل و زمین های حاصلخیزی است. آب وهوای این شهر در تابستان الی ۵۰ درجه سانتی گراد می رسد. شهریست بارانی و پس از ۱۸ یا ۲۰ سال یکبار برف باری دارد.
جلال آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان آزادشهر در استان گلستان ایران.
این روستا در دهستان نظام آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۴۴ نفر (۲۴۵خانوار) بوده است.
جلال آباد (ابرکوه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ابرکوه در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان فراغه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲ نفر (۱۲خانوار) بوده است.
جلال آباد (ابهام زدایی) ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جلال در دانشنامه آزاد پارسی

جَلال
در اصطلاح عرفان، شکوه و سطوت الهی که مانع از مشاهده و ادراک ذات از سوی ممکنات می شود. این اصطلاح در مقابل جمال قرار دارد. چه جمال مرتبۀ تجلّی پروردگار بر عباد است که به واسطۀ آن معرفت نسبت به متجلّی حاصل می شود. عارف چنانچه به وسیلۀ حقیقت خود، به جلال الهی نظر کند، هیبت به او روی می آورد، و چنانچه به جمال الهی نظر کند، اُنس. از این رو، جلال و جمال الهی، نه دو امر مباین از هم که دو مرتبه از مراتبِ هستیِ مطلق است. بدیهی است که تمامیِ عوالم امکان، حتّی اقرب فرشتگان به خداوند هم، پس از پردۀ جلال قرار دارند، و به همین دلیل است که جلال را مانع درک ذات او می دانند. از این رو، شماری از عارفان نفسِ وجوبِ وجود را، که به معنی کمالِ مطلقِ ذات است، همان جلال الهی دانسته اند.

جلال در جدول کلمات

جلال
بزرگواری
جلال و جبروت خداوند
کبریا
جلال و شکوه
هیمنه
آثار زنده یاد جلال آل احمد
از رنجی که می بریم
ساخته اکشن جلال مهربان در سال 74 با بازی چنگیز وثوقی | حسین یار یار و محمد علی کشاورز
دام
ساخته جلال مقدم در سال 65 با بازی عزت ا••• انتظامی | پروانه معصومی و امین تارخ
چمدان
ساخته جلال مهربان در سال 74 با بازی محمدعلی کشاورز | مرجانه دلدار گلچین | حسین یاریار و چنگیز وثوقی
دام
ساخته جنگی ناصر محمدی در سال 76 با بازی جلال پیشوائیان و حسین گیل
فرار بزرگ
ساخته در نوبت اکران جلال فاطمی با بازی اکبر عبدی | فرهاد آئیش | بهاره رهنما و بهنام تشکر
بچگیتو فراموش نکن
ساخته زنده یاد جلال مقدم با بازی بهروز وثوقی
پنجره

معنی جلال به انگلیسی

worthiness (اسم)
شایستگی ، ارزش ، جلال ، سزاواری
glory (اسم)
عظمت ، افتخار ، شهرت ، مباهات ، سر بلندی ، شکوه ، عزت ، جلال ، فخر ، اشتهار ، نور
kudos (اسم)
تجلیل ، جلال
honesty (اسم)
درستی ، امانت ، صداقت ، جلال ، قدوسیت ، درستکاری ، دیانت ، راستکاری ، قابلیت امین
refulgence (اسم)
درخشندگی ، شکوه ، تشعشع ، جلال ، نور افشانی

جلال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد
با شکوه
زهرا
ابهت
پری
هیبت
جلال
زیبایی تمام...
جلال
بزرگی شکوه عشق زندگی😊😊
مهسا آقاجاری
دوست پسر
جلال
شکوه و زیبایی
علی
عظمت بزرگی
علی میرکی
جلال، انسان شدن
Parmiss
کبیر
بزرگ
شکوهمند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جلال   • جلال آل احمد کتاب‌ها   • اسم جلال   • جلال در جدول   • بیوگرافی جلال پیشواییان   • جلال پیشواییان در چشم باد   • اثار جلال آل احمد   • جلال بازیگر قدیمی   • مفهوم جلال   • تعریف جلال   • معرفی جلال   • جلال چیست   • جلال یعنی چی   • جلال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جلال
کلمه : جلال
اشتباه تایپی : [ghg
آوا : jalAl
نقش : اسم
عکس جلال : در گوگل

آیا معنی جلال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران