تکذیب
/takzib/
مترادف تکذیب: انکار، رد ، انکار کرن، دروغ شمردن
متضاد تکذیب: تایید، تصدیق، تایید کردن، تصدیق کردن
برابر پارسی: رد، رد کردن، نادرست شمردن
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) دروغ شمردن دروغزن داشتن دروغگو خواندن نسبت دروغ دادن بکسی مقابل تصدیق . ۲ - انارکردن . ۳ - ( اسم ) دروغ شماری . ۴ - انکار . جمع : تکذیبات .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] کسی را دروغ گو ساختن، نسبت دروغ گویی به کسی دادن.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تکذیب، انکار حقایق، دروغ دانستن آیات خدا و متهم کردن پیامبران به دروغگویی می باشد.
تکذیب مصدر باب تفعیل از ماده «ک ـ ذ ـ ب» به معنای انکار کردن، دروغ پنداشتن چیزی و نسبت دروغ دادن به کسی است.
معنای اصطلاحی
گرچه تکذیب خودش کفر نیست؛ لیکن بر کفر دلالت می کند، زیرا در تعریف کفر گفته شده که آن جهل به معارف است و گاه همراه با استکبار و تکذیب پیامبران و کتاب های آسمانی است و گاه مانند کفر مستضعفان بدون انکار است. کفر در صورت همراه بودن با تکذیب مستلزم خلود در آتش دوزخ است: «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی ها خــلِدون» و گرنه در آن احتمال نجات هست، گرچه پس از توقف طولانی یا کوتاه در جهنم باشد. برخی از واژه « اصحاب » سوره حدید «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ الجَحیم» خلود را نسبت به صورت نخست استفاده کرده اند.
ظالم ترین انسانها
...
تکذیب مصدر باب تفعیل از ماده «ک ـ ذ ـ ب» به معنای انکار کردن، دروغ پنداشتن چیزی و نسبت دروغ دادن به کسی است.
معنای اصطلاحی
گرچه تکذیب خودش کفر نیست؛ لیکن بر کفر دلالت می کند، زیرا در تعریف کفر گفته شده که آن جهل به معارف است و گاه همراه با استکبار و تکذیب پیامبران و کتاب های آسمانی است و گاه مانند کفر مستضعفان بدون انکار است. کفر در صورت همراه بودن با تکذیب مستلزم خلود در آتش دوزخ است: «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی ها خــلِدون» و گرنه در آن احتمال نجات هست، گرچه پس از توقف طولانی یا کوتاه در جهنم باشد. برخی از واژه « اصحاب » سوره حدید «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ الجَحیم» خلود را نسبت به صورت نخست استفاده کرده اند.
ظالم ترین انسانها
...
wikifeqh: تکذیب
[ویکی الکتاب] معنی تَکْذِیبٍ: دروغ پنداشتن
معنی نُکَذِّبُ: تکذیب می کنیم (کُنَّا نُکَذِّبُ : تکذیب می کردیم)
معنی لَا یُکَذِّبُونَکَ: تو را تکذیب نمی کنند (تکذیب : دروغ پنداشتن - دروغ انگاشتن)
معنی یُکَذِّبُ: انکار می کند - تکذیب می کند (تکذیب : دروغ پنداشتن - دروغ انگاشتن)
معنی یُکَذِّبُوکَ: که تو را تکذیب کنند (تکذیب : دروغ پنداشتن - دروغ انگاشتن)
معنی مَا یُکَذِّبُ بِـ: تکذیب نمی کند
معنی تُکَذِّبُواْ: که تکذیب کنید
معنی تُکَذِّبُونَ: تکذیب می کنید
معنی کُذِّبَ: تکذیب شد
معنی کُذِّبُواْ: تکذیب شدند
معنی لَّا تَکْذِبُونَ: تکذیب نمی کنید
معنی یُکَذِّبُونَ: تکذیب می کنند
معنی أَکَذَّبْتُم: آیا تکذیب کردید
ریشه کلمه:
کذب (۲۸۲ بار)
معنی نُکَذِّبُ: تکذیب می کنیم (کُنَّا نُکَذِّبُ : تکذیب می کردیم)
معنی لَا یُکَذِّبُونَکَ: تو را تکذیب نمی کنند (تکذیب : دروغ پنداشتن - دروغ انگاشتن)
معنی یُکَذِّبُ: انکار می کند - تکذیب می کند (تکذیب : دروغ پنداشتن - دروغ انگاشتن)
معنی یُکَذِّبُوکَ: که تو را تکذیب کنند (تکذیب : دروغ پنداشتن - دروغ انگاشتن)
معنی مَا یُکَذِّبُ بِـ: تکذیب نمی کند
معنی تُکَذِّبُواْ: که تکذیب کنید
معنی تُکَذِّبُونَ: تکذیب می کنید
معنی کُذِّبَ: تکذیب شد
معنی کُذِّبُواْ: تکذیب شدند
معنی لَّا تَکْذِبُونَ: تکذیب نمی کنید
معنی یُکَذِّبُونَ: تکذیب می کنند
معنی أَکَذَّبْتُم: آیا تکذیب کردید
ریشه کلمه:
کذب (۲۸۲ بار)
wikialkb: تَکْذِیب
[ویکی فقه] تکذیب (قرآن). تکذیب به معنای انکار و نسبت دروغ، علت هلاکت اکثر اقوام گذشته می باشد.
تکذیب بر وزن تفعیل از مادّۀ «ک ذ ب» معنای انکار کردن و نسبت دروغ دادن است. نسبت دروغ یا به انسان تعلق می گیرد، مانند «کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ : قوم نوح همه فرستادگان خدا را تکذیب کردند (زیرا تکذیب بعضی تکذیب همه است، یا آنکه اصل رسالت را انکار می کردند).» یا به غیر انسان، مانند «وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُ :و قوم تو آن (قرآن) را با آنکه حق است تکذیب کردند بگو: من بر شما گمارده نیستم (تا اجبار کنم و متخلف را کیفر، و فرمانبر را پاداش دهم، بلکه متصدی ابلاغم).» اِفْتِرا،نیز واژه ای قرآنی است که در معارف گوناگون اسلامی به کار رفته ، و از آن نسبت دروغ اراده شده است . در کاربردهای قرآنی ، تفاوتی میان دروغ و افترا می توان تصور کرد، یعنی دروغ گاهی به صورت انکار صریح رسالت پیامبران نمود پیدا می کند که از آن با واژة «تکذیب » در قرآن تعبیر می شود و گاه اموری ساختگی به خداوند نسبت داده می شود که آن را «افترا» می خوانند.«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِبا...:و چه کسی ظالم تر است از آن که بر خدا دروغ بندد...» . در قرآن کریم ، افترا از اقسام دروغ به شمار آمده است : «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً...:و چه کسی ستمکارتر است از کسانی که بر خدا دروغ بندند؟» «إِنَّما یفْتَرِی الْکَذِبَ...:(چنین نیست که این کتاب را پیامبر به دروغ به خدا بسته، یا معانی را از دیگران گرفته و الفاظ را خود بافته، زیرا) تنها کسانی دروغ پردازی می کنند که به آیات خدا ایمان نمی آورند (نه پیامبر) و آنهایند که دروغگویند.» . تکذیب معنایی وسیع و طیفی گسترده دارد و به هر گونه دروغ شمردنِ حق، پیامبران، فرمان های پیامبران، معجزات، آیات و کتاب های آسمانی چه در نظر و چه در عمل گفته می شود.
اقسام تکذیب
از جمله کارهای بزرگ و مهم همه اقوام هلاک شده، به طور عموم، دروغ پنداری یا تکذیب پیامبران و پیام آن ها بوده است. قرآن در سوره قمر علت هلاکت اکثر اقوام را تکذیب پیامبر معرفی می نماید؛ از جمله در آیه ۲۳ می فرماید:«کذبت ثمود بالنذر: قوم ثمود (امت صالح ) نیز بیم دهندگان و هشدارهای ما را تکذیب نمودند.» قوم ثمود پیامبرانی را که آنها را از عذاب می ترساندند، تکذیب کردند. تکذیب خدا و پیامبر یا کلام ایشان، عمدتا با دو روش صورت می گیرد:۱. انکار رسمی و علنی و زبانی؛ که گاه در حد ستیز و کشتن پیامبران و ائمه نیز صورت گرفته است؛۲. انکار علمی و ضمنی؛ که با انجام گناه و ترک عمل به گفته، پیامبر، در حقیقت از کلام او بیرون رفته و به تکذیب و در نتیجه انکار و عذاب منتهی شده اند:«ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُن :سپس عاقبت کسانی که کارهای زشت انجام دادند این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را مسخره می کردند.»
ویژگی مشرکان و کافران
تکذیب از ویژگیهای مشرکان و کافرانی است که پیوسته به دشمنی حق و وحی برخاسته اند و آیات و معجزات پیامبران را سحر خوانده اند:•«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یفْلِحُ الظَّالِمُونَ:و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ بسته یا آیات او را تکذیب نموده؟! بی تردید ستمکاران رستگار نخواهند شد.» •«فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ أُولئِکَ ینالُهُمْ نَصیبُهُمْ مِنَ الْکِتابِ حَتَّی إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا یتَوَفَّوْنَهُمْ قالُوا أَینَ ما کُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کانُوا کافِرین :پس چه کسی ظالم تر است از آن که بر خدا دروغ بندد، یا آیات و نشانه های او را تکذیب نماید؟! آنهایند که نصیب شان (در دنیا) از نوشته و مقرری خداوند (از عمر و روزی و اولاد) به آنان می رسد، تا آن گاه که فرستادگان ما (مأموران مرگ) به سراغ آنها بیایند که جانشان را بستانند، می گویند: کجایند آنهایی که به جای خداوند می خواندید؟ گویند:» •«فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ:پس چه کسی ظالم تر است از آن که دروغی بر خدا بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ حقّا که گنهکاران رستگار نمی شوند.» •«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَیسَ فی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکافِرین:و چه کسی است ستمکارتر از آن که بر خداوند دروغ بندد (و بگوید خدا بت ها را شریک و مقرّب و شفیع خود قرار داده) یا حق را چون بدو رسد (مانند نبوت پیامبر و کتاب او) تکذیب نماید؟! آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟»
تکذیب در قرآن
...
تکذیب بر وزن تفعیل از مادّۀ «ک ذ ب» معنای انکار کردن و نسبت دروغ دادن است. نسبت دروغ یا به انسان تعلق می گیرد، مانند «کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ : قوم نوح همه فرستادگان خدا را تکذیب کردند (زیرا تکذیب بعضی تکذیب همه است، یا آنکه اصل رسالت را انکار می کردند).» یا به غیر انسان، مانند «وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُ :و قوم تو آن (قرآن) را با آنکه حق است تکذیب کردند بگو: من بر شما گمارده نیستم (تا اجبار کنم و متخلف را کیفر، و فرمانبر را پاداش دهم، بلکه متصدی ابلاغم).» اِفْتِرا،نیز واژه ای قرآنی است که در معارف گوناگون اسلامی به کار رفته ، و از آن نسبت دروغ اراده شده است . در کاربردهای قرآنی ، تفاوتی میان دروغ و افترا می توان تصور کرد، یعنی دروغ گاهی به صورت انکار صریح رسالت پیامبران نمود پیدا می کند که از آن با واژة «تکذیب » در قرآن تعبیر می شود و گاه اموری ساختگی به خداوند نسبت داده می شود که آن را «افترا» می خوانند.«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِبا...:و چه کسی ظالم تر است از آن که بر خدا دروغ بندد...» . در قرآن کریم ، افترا از اقسام دروغ به شمار آمده است : «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً...:و چه کسی ستمکارتر است از کسانی که بر خدا دروغ بندند؟» «إِنَّما یفْتَرِی الْکَذِبَ...:(چنین نیست که این کتاب را پیامبر به دروغ به خدا بسته، یا معانی را از دیگران گرفته و الفاظ را خود بافته، زیرا) تنها کسانی دروغ پردازی می کنند که به آیات خدا ایمان نمی آورند (نه پیامبر) و آنهایند که دروغگویند.» . تکذیب معنایی وسیع و طیفی گسترده دارد و به هر گونه دروغ شمردنِ حق، پیامبران، فرمان های پیامبران، معجزات، آیات و کتاب های آسمانی چه در نظر و چه در عمل گفته می شود.
اقسام تکذیب
از جمله کارهای بزرگ و مهم همه اقوام هلاک شده، به طور عموم، دروغ پنداری یا تکذیب پیامبران و پیام آن ها بوده است. قرآن در سوره قمر علت هلاکت اکثر اقوام را تکذیب پیامبر معرفی می نماید؛ از جمله در آیه ۲۳ می فرماید:«کذبت ثمود بالنذر: قوم ثمود (امت صالح ) نیز بیم دهندگان و هشدارهای ما را تکذیب نمودند.» قوم ثمود پیامبرانی را که آنها را از عذاب می ترساندند، تکذیب کردند. تکذیب خدا و پیامبر یا کلام ایشان، عمدتا با دو روش صورت می گیرد:۱. انکار رسمی و علنی و زبانی؛ که گاه در حد ستیز و کشتن پیامبران و ائمه نیز صورت گرفته است؛۲. انکار علمی و ضمنی؛ که با انجام گناه و ترک عمل به گفته، پیامبر، در حقیقت از کلام او بیرون رفته و به تکذیب و در نتیجه انکار و عذاب منتهی شده اند:«ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُن :سپس عاقبت کسانی که کارهای زشت انجام دادند این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را مسخره می کردند.»
ویژگی مشرکان و کافران
تکذیب از ویژگیهای مشرکان و کافرانی است که پیوسته به دشمنی حق و وحی برخاسته اند و آیات و معجزات پیامبران را سحر خوانده اند:•«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یفْلِحُ الظَّالِمُونَ:و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ بسته یا آیات او را تکذیب نموده؟! بی تردید ستمکاران رستگار نخواهند شد.» •«فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ أُولئِکَ ینالُهُمْ نَصیبُهُمْ مِنَ الْکِتابِ حَتَّی إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا یتَوَفَّوْنَهُمْ قالُوا أَینَ ما کُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کانُوا کافِرین :پس چه کسی ظالم تر است از آن که بر خدا دروغ بندد، یا آیات و نشانه های او را تکذیب نماید؟! آنهایند که نصیب شان (در دنیا) از نوشته و مقرری خداوند (از عمر و روزی و اولاد) به آنان می رسد، تا آن گاه که فرستادگان ما (مأموران مرگ) به سراغ آنها بیایند که جانشان را بستانند، می گویند: کجایند آنهایی که به جای خداوند می خواندید؟ گویند:» •«فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ:پس چه کسی ظالم تر است از آن که دروغی بر خدا بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ حقّا که گنهکاران رستگار نمی شوند.» •«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَیسَ فی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکافِرین:و چه کسی است ستمکارتر از آن که بر خداوند دروغ بندد (و بگوید خدا بت ها را شریک و مقرّب و شفیع خود قرار داده) یا حق را چون بدو رسد (مانند نبوت پیامبر و کتاب او) تکذیب نماید؟! آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟»
تکذیب در قرآن
...
wikifeqh: تکذیب_(قرآن)
مترادف ها
انکار، رد، تکذیب، عدم پذیرش، حاشا
رد، پس زنی، تکذیب، دفع، عمل متقابل
تکذیب، امر مردود
تکذیب
رد، ابطال، تکذیب، دلیل رد
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}:
نکته 1:
ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که گوینده یا نویسنده ی آن، از نادرست بودن آن آگاه بوده است، {دروغ} می گوییم.
... [مشاهده متن کامل]
پس بنابراین هرکدام از واژگان بالا، در این معنا بکار رفتند، باید به جای آنها از {دروغ} بکار برد.
نکته 2:
کسی که آگاهانه، {بسیار} دروغ می گوید یا دروغ های {بزرگ} ای می گوید، {دروغگو} می نامیم.
شما نمی توانید کسی که تنها در زندگی اش 1 بار دروغِِ کوچک گفته و هزار تا راست، {دروغگو} بنامید!
نکته 3:
درستِ آگاهانه:راست
کسی که {بسیار} یا {بسیار بیشتر} راست می گوید:راستگو
نکته 4:
اگر گفته یا نوشته ای ناآگهانه درست/نادرست بود، میتوانید از {درستِ نا آگاهانه، نادرستِ نا آگاهانه} بکار ببرید.
و اگر آگاهانه/نا آگاهانه بودنِ گفته یا شنیده ای آشکار نبود، از همان {درست/نادرست} بکار ببرید و بهتر است گفته شود که نویسنده/گوینده، بایسته ( =الزاما ) آگاهانه این گزاره را نگفته است/ننوشته است.
نکته 5:
به جای {نفی} می توانید از واژه {نیچ} بکار ببرید. این واژه در سنسکریت به ریخت {نیس} بوده است و بگمانم اگر به زبان پارسی امروزی بخواهد راه یابد، به ریخت {نیچ/نِچ} در می آید. اما در این باره شک دارم و بنابراین، اگر کسی در باره دگرگونی های آوایی در این زمینه می تواند کمک بکند، خواهشمندم کمک بکند.
نکته 6:
{ضد/متضاد} در پارسی به معنای {پادسو} است.
بنابراین {تضاد} به معنای {پادسویی} است.
گاهی {ضد} کارکرد پیشوندی نیز دارد، که باید از پیشوند زیبای {پاد/پَد} به جایش بکار برد.
نکته 7:
{صدق} و فرآمده ( =مشتق ) های آن، افزون بر معنای {راست بودن/راستی}، معنای {سازگاری/همسویی} نیز دارند.
نکته 8:
{تکذیب} به معنای {دروغ انگاشتن، دروغ شمردن، دروغ به شمار آوردن} است.
بدرود!
نکته 1:
ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که گوینده یا نویسنده ی آن، از نادرست بودن آن آگاه بوده است، {دروغ} می گوییم.
... [مشاهده متن کامل]
پس بنابراین هرکدام از واژگان بالا، در این معنا بکار رفتند، باید به جای آنها از {دروغ} بکار برد.
نکته 2:
کسی که آگاهانه، {بسیار} دروغ می گوید یا دروغ های {بزرگ} ای می گوید، {دروغگو} می نامیم.
شما نمی توانید کسی که تنها در زندگی اش 1 بار دروغِِ کوچک گفته و هزار تا راست، {دروغگو} بنامید!
نکته 3:
درستِ آگاهانه:راست
کسی که {بسیار} یا {بسیار بیشتر} راست می گوید:راستگو
نکته 4:
اگر گفته یا نوشته ای ناآگهانه درست/نادرست بود، میتوانید از {درستِ نا آگاهانه، نادرستِ نا آگاهانه} بکار ببرید.
و اگر آگاهانه/نا آگاهانه بودنِ گفته یا شنیده ای آشکار نبود، از همان {درست/نادرست} بکار ببرید و بهتر است گفته شود که نویسنده/گوینده، بایسته ( =الزاما ) آگاهانه این گزاره را نگفته است/ننوشته است.
نکته 5:
به جای {نفی} می توانید از واژه {نیچ} بکار ببرید. این واژه در سنسکریت به ریخت {نیس} بوده است و بگمانم اگر به زبان پارسی امروزی بخواهد راه یابد، به ریخت {نیچ/نِچ} در می آید. اما در این باره شک دارم و بنابراین، اگر کسی در باره دگرگونی های آوایی در این زمینه می تواند کمک بکند، خواهشمندم کمک بکند.
نکته 6:
{ضد/متضاد} در پارسی به معنای {پادسو} است.
بنابراین {تضاد} به معنای {پادسویی} است.
گاهی {ضد} کارکرد پیشوندی نیز دارد، که باید از پیشوند زیبای {پاد/پَد} به جایش بکار برد.
نکته 7:
{صدق} و فرآمده ( =مشتق ) های آن، افزون بر معنای {راست بودن/راستی}، معنای {سازگاری/همسویی} نیز دارند.
نکته 8:
{تکذیب} به معنای {دروغ انگاشتن، دروغ شمردن، دروغ به شمار آوردن} است.
بدرود!
تکذیب. [ ت َ ] ( ع مص ) نیک انکار کردن امری را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . انکار و جحد کردن در امری ، یقال : کذب بآیات ربه ِ. ( از اقرب الموارد ) . || به دروغ داشتن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) . دروغگوی گردانیدن کسی را و گفتن او را که دروغ گفتی. || بازایستادن. || رفتن شیر ناقه. || برگردانیدن از کسی. || یک دو تک رفتن وحشی و ایستادن تا ببیند آنچه پس اوست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || گشنی کردن ناقه و دم برداشتن آن. || بددلی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || درنگی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) .
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
چیزی را نادرست و دروغین شمردن را تکذیب گویند. برابر های پارسی تکذیب می شود دروغ شماردن، رد کردن، نادرست پنداشتن.
انکار کردن
واژه ایرانی جایگزین انکار است یا دروغ کرد ، دروغ شمرد دروغ دانست
فلانی تکذیب کرد : فلانی دروغ کرد یا دروغ دانست یا دروغ شمرد
فلانی تکذیب کرد : فلانی دروغ کرد یا دروغ دانست یا دروغ شمرد
دروغ شماری، دروغ پنداری، دروغ شمردن، دروغ پنداشتن
کتمان