برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

ترکه

/tarke/

مترادف ترکه: ارث، ماترک، مرده ریگ، میراث | چوب نازک، شاخه باریک بریده

برابر پارسی: واگذاشته، وامانده

معنی ترکه در لغت نامه دهخدا

ترکة. [ ت َ ک َ ] (ع اِ) خود آهنین. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). خود آهنین. (از اقرب الموارد). خود آهنین که جنگجویان بر سر نهند. (از المنجد). || بیضه ٔ شترمرغ که گذاشته باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیضه ٔ شترمرغ و یا هر مرغی که جوجه از آن بیرون آمده باشد. (ناظم الاطباء). بیضه ٔ بعداز خارج شدن جوجه. (از اقرب الموارد). تریکه ؛ بیضه ٔمتروکه ٔ شترمرغ و بیضه ٔ بعد از خارج شدن جوجه (از المنجد). ج ، تَرک. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || زن میانه قد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || زن بیوه ای که در خانه ٔ پدرش بماند و کسی با وی ازدواج ننماید. (از المنجد). و رجوع به تریکه شود. || و در حدیث است : جاءالخلیل الی مکة یطالع ترکته ، یعنی هاجر و اسماعیل. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و اگر بکسر راء روایت شود. آنرا وجهی است ، بمعنی شی ٔ متروک. (منتهی الارب ). چیزی که شخص آنرا ترک کند وباقی گذارد. (از تعریفات جرجانی ). در اصطلاح بمعنی تَرِکَة آمده و رجوع به تعریفات جرجانی و ترکه شود.

ترکة. [ ت َ رِ ک َ ] (ع اِ) میراث مرده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنچه مال و متاع از مرده ماند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). میراث. (آنندراج )... و تِرکَة الشی ٔ المتروک و منه : ترکة المیت. (اقرب الموارد) (المنجد). آنچه را که آدمی در این جهان می نهد و خود بسرای دیگر رود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). ج ، تَرِکات. (ناظم الاطباء). متروکه ٔ میت. (از تعریفات جرجانی ). || در اصطلاح مالی را گویند که از تعلق حق دیگران بعین آن مال صافی باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ): و فی الاصطلاح الترکه ماترک الانسان صافیاً و خالیاً عن حق الغیر. (تعریفات جرجانی ).

ترکه. [ ت َ رِک َ ] (ع اِ) مأخوذ از ترکة تازی ، میراث و آنچه از شخص متوفی باقی ماند. پس نهاد. (ناظم الاطباء). مرده ریگ : پارسازاده ای را نعمت بیکران از ترکه ٔ عمان بدست افتاد. (گلستان ). چون از آن آگاهی یافتند به قم آمدند و ترکه او برداشتند. (تاریخ قم ص 216). و رجوع به تَرِکَة شود.
- ترکه ٔ خانه ؛اثاث البیت. (ناظم الاطباء).

ترکه. [ ت َ ک َ / ک ِ ] (اِ)شاخه ٔ بلند و باریک و سبز از هر درختی مانند ترکه ٔ انار و ترکه ٔ ...

معنی ترکه به فارسی

ترکه
هرچیزمتروک، وامانده، مالی که ازمرده باقی ماند، شاخه باریک ودرازکه تازه ازدرخت بریده باشند
( اسم ) ۱- وا مانده هر چیز متروک . ۲- مالی که از مرده باقی مانده باشد مرده ریگ .
ده کوچکی از بخش گوران شهرستان کرمانشاه است که نزدیک آبادی علیکه واقع است و ۵٠ تن سکنه دارد که از تیره تفنگچی هستند .
[rib] [موسیقی] هریک از نوارهای چوبی که با اتصال آنها به یکدیگر کاسۀ سازهای عود و لوت و سه تار ساخته میشود
ده مخروبه از بخش حومه شهرستان نایین است .
ده کوچکی است که در بخش حومه شهرستان نائین و ۳٠ هزار گزی جنوب نائین و ۱٠ هزار گزی راه هاشم آباد به نائین قرار دارد کوهستانی و معتدل است و ۸٠ تن سکنه دارد .
دهی از دهستان جوانرود است که در بخش پاوه شهر سنندج و ۴۶ هزار گزی جنوب خاوری پاوه و ۳ هزار گزی جنوب راه اتومبیل رو کرمانشاه به پاوه قرار دارد .
[ گویش مازنی ] /terakke tirikke/ صدای شکستن تخته – صدای حلب
دهی است از دهستان مهرانرود است که در بخش بستان آباد شهرستان تبریز و ۲۸ هزار گزی شمال باختری بستان آباد و ۱۳ هزار گزی شوسه تهران به بستان آباد قرار دارد .
نام یکی از دهستانهای بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز است این دهستان از شمال به دهستان حومه ذیلائی از خاور به بخش قلعه زراس و از جنوب بدهستان حومه بخش مسجد سلیمان و از باختر به شهرستان شوشتر محدود است این دهستان کوهستانی و گرمسیر و از ۱۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود ۱۷٠٠ تن سکنه دارد .
[ گویش مازنی ] /terke sar/ نام کوهی در قسمت جنوبی غربی زوات از کلارستاق تنکابن که آثاری از قلعه ای تار ...

معنی ترکه در فرهنگ معین

ترکه
(تَ کِ) (اِ.) ۱ - شاخة باریک و دراز که از درخت بریده باشند. ۲ - مجازاً لاغر، باریک اندام .
(تَ رِ کِ) [ ع . ترکة ] (اِ.) میراث ، مالی که از مرده به جا مانده باشد.
( ~. تَ کِ) (ق مر.) به صورت دو نفر که پشت سر یکدیگر و با هم بر اسب ، دوچرخه یا موتور سوار شده اند.

معنی ترکه در فرهنگ فارسی عمید

ترکه
شاخۀ باریک و دراز که تازه از درخت بریده باشند.
۱. هرچیز متروک، وامانده.
۲. میراث.

ترکه در دانشنامه اسلامی

ترکه
ترکه اموال و حقوق بر جای مانده از میت است واز آن در بابهایی مانند طهارت، زکات، خمس، دین، تفلیس، حجر، وصیت و ارث سخن گفته شده است.
تَرَکه: اموال و حقوق بر جای مانده از میت و در اصطلاح به اموال و حقوق قابل انتقال به دیگری مانند حقّ خیار، حقّ شفعه (و حقّ قصاص که شخص پس از مرگ خویش بر جای می گذارد «ترکه» گفته می شود.
ترکه اموال و حقوق بر جای مانده از میت است واز آن در بابهایی مانند طهارت، زکات، خمس، دین، تفلیس، حجر، وصیت و ارث سخن گفته شده است.
تَرَکه: اموال و حقوق بر جای مانده از میت و در اصطلاح به اموال و حقوق قابل انتقال به دیگری مانند حقّ خیار، حقّ شفعه (و حقّ قصاص که شخص پس از مرگ خویش بر جای می گذارد «ترکه» گفته می شود.
تعریف ترکه
به اموال و حقوق قابل انتقال به دیگری مانند حق خیار، حق شفعه و حق قصاص که شخص پس از مرگ خویش بر جای می گذارد «ترکه» گفته می شود.
جایگاه در فقه
در بابهایی مانند طهارت، زکات، خمس، دین، تفلیس، حجر، وصیت و ارث، از آن، سخن گفته شده است.
احکام فقهی و حقوقی ترکه
...
واژه ترکه ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: معانی• ترکه (فقه)، به معنای اموال و حقوق بر جای مانده از میت و دارای کاربردهای فقهی در ابوابی مانند طهارت، زکات، خمس، دین، تفلیس، حجر، وصیت و ارث اعلام و اشخاص• آل ترکه، از خانواده های نامی دین و دانش در ایران، دارای معروفیت دو قرن در اصفهان • علی یزدی ترکه اصفهانی، از دانشمندان قرن دهم هجری در اصفهان• جلال الدین محمد ترکه اصفهانی، از بزرگان آل ترکه در اصفهان و از معاصران شاه عبّاس صفوی• خواجه افضل الدین محمد صدر ترکه اصفهانی، یکی از سرشناسان سلسله آل ترکه در قرن نهم هجری• خواجه حبیب اللّه ترکه اصفهانی، از دانشمندان و قضات اصفهان در قرن دهم هجری• خواجه قاسم علی ترکه اصفهانی، از صاحب منصبان عهد صفویّه• ضیاءالدین علی ترکه اصفهانی، از علم ...

ترکه در دانشنامه آزاد پارسی

تَرَکه
دارایی (اموال و دیون) متوفی در زمان فوت او، قبل از این که بدهی های احتمالی او پرداخت، یا واجبات مالی و وصیت او انجام شود. گاه مرادف ارث یا ماترک نیز به کار می رود، یعنی دارایی متوفی پس از پرداخت بدهی ها و انجام وصیت او، که قابل تقسیم بین ورثه است. در صورتی که ذینفع یا بستانکاران متوفی درخواست کنند، دادگاه شخصی را به نام مدیر ترکه یا مدیر تسویه منصوب می کند که دیون و حقوق متوفی و اموال او را مشخص و صورت برداری نماید و سپس از محل ترکه متوفی بپردازد و نیز در صورتی که وصیتی از وی به جا مانده، آن را اجرا کند (مادۀ ۲۶۰ـ۲۶۳ قانون امور حِسبی). هر ذینفع یا بستانکار متوفی یا ورثه نیز می تواند از دادگاه درخواست تحریر ترکه کند، یعنی تعیین مقدار ماترک یا ترکۀ به جامانده از متوفی و نیز تعیین بدهی او (مادۀ ۲۰۶). پس از تحریر ترکه، اداره و تسویه آن برعهدۀ مدیر ترکه است.

معنی ترکه به انگلیسی

switch (اسم)
تعویض ، ترکه ، شلاق ، گزینه ، کلید برق ، سویچ قطع برق وغیره ، راه گزین ، سویچ برق
branch (اسم)
شاخ ، شاخه ، شعبه ، ترکه ، بخش ، انشعاب ، رشته ، فرع
rod (اسم)
میل ، میله ، قدرت ، چوب ، عصا ، ترکه ، برق گیر
offshoot (اسم)
شعبه ، ترکه ، انشعاب ، فرع ، جوانه ، شاخه نورسته
wand (اسم)
عصا ، چوب میزانه ، ترکه ، گرز ، چوب گمانه
bequest (اسم)
ترکه ، میرای ، ارثی که بنا بوصیت رسیده
twig (اسم)
ترکه ، شاخه کوچک
sprig (اسم)
ترکه ، جوانک ، شاخه کوچک ، میخ کوچک بی سر ، نو باوه
heirloom (اسم)
ترکه
spray (اسم)
ریزش ، ترکه ، ترشح ، اب پاش ، افشانه ، افشان ، شاخه کوچک ، افشانک ، چیز پاشیدنی ، دواپاشی ، تلمبه سم پاش ، گردپاش ، سنجاق یا گل سینه کوچک
bough (اسم)
شاخه ، ترکه ، تنه درخت ، شانه حیوان
wattle (اسم)
ترکه ، جگن ، چپر ، ترکه برای ساختن سبد
scion (اسم)
ترکه ، فرزند ، قلمه ، نهال

معنی کلمه ترکه به عربی

ترکه
ارث , غصن , غصين , مفتاح
تراث
واثق

ترکه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
نام چوب کوچک در آئین چوب بازی محلی قوم لر
::تیر کوچک رها شده از کمان دشمن
محمد دشتی اردکانی
شاخه راست وتر درخت که برگ و شاخه های فرعی آنرا کنده باشند.بیشتر برای دفاع از خود یا زدن و تنبیه کردن و چوپانان برای هدایت گوسفندان و گله کاربرد دارد.
عماد لر زنگنه بختیاری
ترکه::در زبان لری بختیاری به معنی چوب
Tarkeh
چوب تر درخت برای چوب بازی

بازی چوب بازی از جشن های قوم لر آریایی
است و
یک نوع تمرین جنگی برای مقابله با دشمن
است

چوب بزرگ درک نام دارد (همان نقش سپر را بازی میکند )
چوب کوچک ترکه نام دارد(تیره رها شده
از کمان دشمن )
قوم لر بازمانده قوم پارس

***

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ترکه   • تحریر ترکه یعنی چه   • چوب ترکه   • ترکه آلبالو   • ترکه زدن   • ترکه زدن به کف پا   • ترکه چیست   • معنی ترکه در حقوق   • مفهوم ترکه   • تعریف ترکه   • معرفی ترکه   • ترکه یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی ترکه

کلمه : ترکه
اشتباه تایپی : jv;i
آوا : tarke
نقش : اسم
عکس ترکه : در گوگل

آیا معنی ترکه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )