برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

بعل

/ba'l/

معنی بعل در لغت نامه دهخدا

بعل. [ ب َ ] (ع اِ) زمین بلند که بر آن دو سال یک بار باران بارد. (منتهی الارب ). ج ، بِعال و بُعول وبُعولَة (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آنچه (زمینی که ) از آسمان آب خورد. جوهری گوید: بَعل و عِذی یکی است. اصمعی گوید: زراعتی که بیخ آن از آسمان آب خورد. (از اقرب الموارد). || هر خرمابن و درخت و زراعت که از بیخ آب خورد بی آنکه آنرا جویی باشد یا از باران آب خورد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || پاره ای که بر آبیاری گیرند. (منتهی الارب ). پاره و رشوه که بر آبیاری گیرند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || خرمابن نر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

بعل. [ ب َ ] (ع اِ) خدا. در آشوری ، بابلی «بَلو» عبری «بَعَل »، آرامی «بَعلا»، در لغات جنوب الجزیره و حبشه «بَعل ». (از تاریخ اللغات السامیه. چ اسرائیل ولفنسون ص 284). و رجوع به دایرة المعارف اسلام شود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || بت. صنم : فی قوله تعالی : اتدعون بعلا؛ ای صنما. (مهذب الاسماء).

بعل. [ ب َ ] (اِخ ) نام بت قوم یونس علیه السلام. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث ). || نام بتی در شام که قوم الیاس علیه السلام آنرا میپرستیدند. (از غیاث ). || نام بزرگترین معبود فینیقیان. ملل سامی قدیم (کنعانیان ، کلدانیان ، آسوریان ) بعل را بر آفتاب اطلاق میکردند. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 و حبیب السیر و ایران باستان و تاریخ گزیده و فرهنگ ایران باستان و لغات تاریخیه و جغرافیه ترکی ج 2 و دزی ج 1 ص 100 شود. ابن الندیم در شرح مذهب صابئین میگوید: بال بمعنی [ ب ِع َ / ع ِ وَ / وِ ] ستاره ٔ مشتری است. بعید نیست کلمه ٔ بعل عرب بمعنی بت معروف از همین کلمه آمده باشد. (یادداشت مؤلف ). بنا بنقل مؤلف قاموس الاعلام ترکی کلمه ٔ بال در ترکیب دو کلمه ٔ بالتازار و آنیبال از محرفات کلمه ٔ بعل است. رجوع به همان متن ذیل کلمه ٔ بعل شود. || خداوند. آقا. باید دانست که اهالی مشرق در زمان قدیم اجرام سماوی را پرستش مینمودند مثلاً اهالی فنیقیه و کنعان و سایر همسایگان ایشان آفتاب پرست و ماه پرست بودندو بعل را خدای آفتاب و عشتاروت را خدای ماده ٔ ماهتاب میدانستند. (از قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به همان متن شود. || خداوند چیزی و مالک آن ، ی ...

معنی بعل به فارسی

بعل
۱ - خدای متعال نزد بابلیان مشابه زئوس یونانیان و بعل فینیقیان . ۲ - نامی است که به خدایان آیین فینیقی داده شده . هر شهری برای خود بعل داشته بعل تیر بعل سدون .
( اسم ) ۱- شوی شوهر . ۲- مالک . ۳- رب النوع .
متحیر و ترسان و ستوه گشتن از چار. کار ٠ سرگشته شدن ٠ بعل ٠ متحیر و ترسان و بستوه آمده از چار. کار ٠ کسیکه در چار. کار متحیر و ترسان و بستوه آمده از چار. کار ٠
همان قریه یعاریم است

معنی بعل در فرهنگ معین

بعل
(بَ) [ ع . ] ( اِ.) ۱ - شوهر، زوج . ۲ - صاحب ، خداوند. ۳ - نام چند بُت از اقوام سامی ، به ویژه فینیقی ها. ج . بعول ، بعال .

بعل در دانشنامه اسلامی

بعل
بعل نام بت قوم الیاس در بعلبک لبنان است.
عربی یا عجمی بودن واژه بَعْل، مورد اختلاف است. دیدگاه نخست، کاربرد متداول و فراوان آن در زبان عربی را دلیل عربی بودن آن می داند. از جمله معانی مشهور لغوی که در زبان عربی برای بعل گفته اند عبارت است از: خدا و رب ، مالک ، بت (یا نام بتی از طلا) و زوج. معانی دیگری نیز برای بعل گفته اند که به اختلاف موارد فرق می کند. برخی در جمع معانی یاد شده، بعل را چیزی قائم به ذات دانسته اند که نسبت به همنوعان خود برتر و از آن ها بی نیاز است، بر این اساس به رغم وجود این معنای مشترک در همه کاربردها، بعل در موارد گوناگون مصداق و معنای متفاوتی دارد؛ مثلاً بعلِ زن به معنای شوهر او، بعل در مورد درخت خرما به معنای نخل بی نیاز از آبیاری، بعلِ یک قبیله به معنای بتِ آنان، بعل یک چیز به معنای مالک و صاحب آن و بعل یک مکان به معنای بخش مرتفع آن است. در مقابل، شماری دیگر از صاحب نظران بعل را از واژگان دخیل می دانند، با این تفاوت که برخی آن را حبشی یا سریانی و به معنای «ربّ» و برخی دیگر آن را در اصل لغتی بابلی و همان «بال» به معنای خدای بین النهرین دانسته اند.
← بعل در زبان عبری
 ۱. ↑ مفردات، ص ۱۳۵، «بعل».    
مرکز قرآن کریم">دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «بعل».    
...
بعل
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
بت قوم الیاس در بعلبک لبنان.
عربی یا عجمی بودن واژه بَعْل، مورد اختلاف است. دیدگاه نخست، کاربرد متداول و فراوان آن در زبان عربی را دلیل عربی بودن آن می داند. از جمله معانی مشهور لغوی که در زبان عربی برای بعل گفته اند عبارت است از: خدا و ربّ، مالک، بت (یا نام بتی از طلا) و زوج.
معانی دیگری نیز برای بعل گفته اند که به اختلاف موارد فرق می کند. برخی در جمع معانی یاد شده، بعل را چیزی قائم به ذات دانسته اند که نسبت به همنوعان خود برتر و از آنها بی نیاز است، بر این اساس به رغم وجود این معنای مشترک در همه کاربردها، بعل در موارد گوناگون مصداق و معنای متفاوتی دارد؛ مثلاً بعلِ زن به معنای شوهر او، بعل در مورد درخت خرما به معنای نخل بی نیاز از آب ...

بعل در دانشنامه ویکی پدیا

بعل
بعل نام خدایی است که جوامع باستانی بسیاری در سرزمین میان رودان، آنرا می پرستیدند. به ویژه کنعانیان که او را خدای باروری و حاصل خیزی و از مهم ترین خدایان پرستش گاه می دانستند. گرچه واژه بعل که یک اسم عام سامی به معنای مالک یا سرور است، می توانست به هر خدا یا انسان صاحب مقام یا مخلوقی نسبت داده شود، لیکن این بی ثباتی در به کار بردن واژه بعل، مانع اطلاق آن به خدایی با صفات متمایز نمی شد.
بعل، فی نفسه در مقام خداوندِ باروری گماشته شده بود و در آن حیطه، شاهزاده، ارباب زمین خوانده می شد. او را همچنین خدای باران و شبنم خطاب می کردند، دو قالبی از رطوبت که برای باروری و حاصل خیزی خاک سرزمین کنعان، لازم و حیاتی بود. در زبان اوگاریتی و در کتاب عهد عتیق عبری، بعل (בעל) که خدای طوفان لقب گرفته، بر ابرها سوار است. بعل یکی از سه خدای بزرگ که مورد پرستش همهٔ سومریان بود، خدای زمین که صورت اکدی بَعل سامی های عربی است. دو خدای دیگر آنو و اآ به ترتیب آقای آسمان و صاحب درهٔ عمیق هستند.
نام بعل در کتاب مقدس ذکر شده است. مهمترین اشاره به آن در زمانی است که پادشاهی شمال اسرائیل از پرستش یهوه فاصله گرفته و اجازه می دهد که بعل در آن سرزمین مورد پرستش قرار گیرد. کتاب الیاس که داستان الیاس نبی را بیان می کند تلاش های او را برای متقاعد کردن قوم بنی اسرائیل به بازگشت به پرستش یهوه و نابود کردن معابد بعل بیان می کند. الیاس نبی در دامنه کوه کرمل کاهنان بعل را به مبارزه می طلبد و معجزه خداوند در برابر چشمان آنان آشکار می گردد؛ ولیکن با وجود این معجزه، پادشاهی شمال اسرائیل به پرستش بعل ادامه داده و سرانجام خداوند وعده می دهد که آن را به دست آشوریان نابود گرداند.
در کتاب برنابا در فصل سی ودوم ذکر شده است:
عکس بعل
بعل (به آلمانی: Baal) نام اولین نمایشنامه برتولت برشت نمایشنامه نویس آلمانی است. برشت این نمایشنامه را در سال ۱۹۱۸ و در زمانی که ۲۰ ساله بود نوشت. این نمایشنامه یک اثر درام و تحت تأثیر مکتب ادبی اکسپرسیونیسم است. این نمایشنامه به کوشش خشایا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بعل در دانشنامه آزاد پارسی

بَعْل
بَعْل
بَعْل
به زبان سامی خداوند یا صاحب، نام یکی از خدایان ذکور اصلی فنیقی ها، یا کنعانیان، ساکن ساحل شرقی مدیترانه حدود ۱۲۰۰ـ۳۳۲پ م. پیامبرانِ عِبرانی پرستش این خدایان را، که خدایان باروری محسوب می شدند، و متضمن آمیزش زن و مرد و بی بندوباری و تقدیس قضیب بودند، به شدت محکوم کردند. واژۀ بعل در بسیاری از اسامی سامی دیده می شود؛ مانند ایش بعل (آدمِ بعل)، هانیبال، (رحمتِ بعل)، و بعلبک. یَهُوَه پرستان متعصب بَعل را به نام های خود می افزودند تا برتری یهوه را نشان دهند؛ مانند جِروب بَعل (بعل شکن) و مرِیب بعل (بعل ستیز). نماد این خدا، پیکرۀ ابوالهول یا اسفینکس، گاو ـ مرد بالدار، بود که در هنر معماری آشور در سردر اصلی کاخ ها ساخته و نصب می شد؛ و سپس در هنر معماری تخت جمشید هم به کار رفت. بعل در قرآن به جز معناهای اصلی، به معنای شوهر نیز به کار رفته است (صافات: ۲۵).

بعل در جدول کلمات

بعل
شوهر, نام بتی بوده

بعل را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس از بت بعل   • بعلها   • نماد بت بعل   • مولوخ   • معنی بعل   • مردوک   • مجسمه بعل   • الیاس پیامبر   • مفهوم بعل   • تعریف بعل   • معرفی بعل   • بعل چیست   • بعل یعنی چی   • بعل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بعل

کلمه : بعل
اشتباه تایپی : fug
آوا : ba'l
نقش : اسم
عکس بعل : در گوگل

آیا معنی بعل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )