برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1467 100 1

این

/'in/

معنی این در لغت نامه دهخدا

این. (ضمیر، ص ) ضمیر اشاره برای نزدیک. مقابل آن. ج ، اینها، اینان. (فرهنگ فارسی معین ). کلمه ٔ اشاره که بدان به شخص یا شی ٔ حاضر اشاره میکنند. و چون این کلمه پس از موصوف واقع و موصوف بآن اضافه شود الفش در درج ساقط گردد. (از ناظم الاطباء). پهلوی ، «ان » . از ایرانی باستان ، «اینا» . سانسکریت ، «انا» . ضمیر و اسم اشاره ٔ بنزدیک ، مقابل «آن ». (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) :
چه بیند بدین اندرون ژرف بین
چه گویی تو ای فیلسوف اندر این.
ابوشکور بلخی.
که این دادگر بر تو آسان کناد
بداندیش را دل هراسان کناد.
فردوسی.
به لهراسب گفت این بتان منند
شبستان فروزندگان منند.
فردوسی.
و گفت تتبع میکن تا این کیست که میگویند پیغمبر خواهد بود. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ). || برای اشاره بنزدیک. مقابل آن : این کتاب ، این خانه. (فرهنگ فارسی معین ) :
بت پرستی گرفته ایم همه
این جهان چون بت است و ما شمنیم.
رودکی.
گه بر آن کندر بلندنشین
گه دراین بوستان چشم گشای.
رودکی.
و ایدون گویند که پیش از این تا این حرب بود شدادبن عامربن عوج بن عنق را خلیفه ٔ خویش کرده بود. (ترجمه ٔ تاریخ طبری ). و هیچ کس ندانست که وی مرده است یا زنده تا این مورچه ٔ سفید بیامد و مر عصا را بخورد. چون سلیمان ازپای بیفتاد تشویش در میان دیوان و پریان و آدمیان افتاد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری ).
که همچون تویی خواند باید پسر
بدین روز و این دانش واین هنر.
فردوسی.
من و آشنا اندر آن جام باده
از آن پس که افتاد این آشنایی.
زینتی.
ز مرغ و آهو رانم بجویبار و بدشت
از آن جفاله جفاله از این قطارقطار.
عنصری.
گفت کاین مردمان بی باکند
همه همواره دزد و چالاکند.
عنصری.
سزای آن کس که در باب وی این محال گفت فرمودیم. (تاریخ بیهقی ). نوادر عجیب که وی [مسعود] را افتاده در روزگار پدرش بیاورده ام در این تاریخ. (تاریخ بیهقی ).
ای بچه ٔ حمدونه بت ...

معنی این به فارسی

این
رودی آلپی در اروپای مرکزی که به دانوب ریزد . سر چشمه آن در در سویس ( گریزون ) است و آن اینسبروک را مشروب میسازد . ۵۲۵ کیلو متر طول دارد . دره علیای آن ( آنگادین ) مناظر زیبا دارد .
اسم اشاره یاضمیراشاره به نزدیک، دراشاره بمردم اینان ودراشاره به اشیائ اینها
۱ - کجا۲ ? - یکی از مقولات نه گان. عرض است و آن بودن چیزی است در مکان معین و مخصوص .
بنفشه بنفسج
( جمله اسمی ) خاک راباپروین چه نسبت ? زمین را با آسمان چه خویشی . چه نسبت خاک ار با عالم پاک ? ( فرتا )
( جمله اسمی کجایند حامیان ( و مدافعانی که جنگ را پذیره شوند ) ? : دلیران که روز هیجا - که جز تاز نقد روان اندر سر آن رسته ناروان باشد - این المحامونا گفتندی ..) توضیح ماخوذ ازبیت ذیل : (( انی لمن معشرافنی اوائلهم قیل الکماه : الااین المحامونا? )) ( همانا من از آن دودمانم که نیاکان ایشان را این گفته دلاوران وسلحشوران : هان کجایند مدافعان و حامیان ? هلاک گردانیده است .
( جمله اسمی ) کجاست گریزگاه ? : روان اندر سر آن رسته ناروان باشد این المحامونا گفتندی این المفر گویان ....
[ گویش مازنی ] /in andaa/ این قدرجا
[ گویش مازنی ] /in amde/ این مقداردر بیان کثرت
[ گویش مازنی ] /in baari/ این دفعه
[ گویش مازنی ] /in paa oon paa/ پا به پا کردن - بی قراری در اثر انتظار و هیجان
[ گویش مازنی ] /in pare/ این دفعه - این قسمت
ای ...

معنی این در فرهنگ معین

این
[ په . ] (ص . ضم .) ۱ - ضمیر اشاره برای نزدیک . مق . آن . ۲ - مورد اشاره یا گفتگو: این کار درست نیست .
(نِ) [ فا - ع . ] ۱ - (ق .) این طرف ، این سو. ۲ - (اِمر.) شخص متکلم یا نویسنده از خود بدین کلمه تعبیر آورد.
(طُ) [ فا - ع . ] (ق مر.) چنین ، اینچنین . ،که ~ در موردی گویند که خبر یا مطالبی برخلاف رضا و میل شنیده باشند.

معنی این در فرهنگ فارسی عمید

این
اشاره به نزدیک. &delta، اگر با اسم دیگر به کار رود صفت است و اگر به تنهایی به کار رود ضمیر است و به اینان و اینها جمع بسته می شود.

این در دانشنامه اسلامی

این
"أین" در لغت ظرف است برای پرسش از مکان و جا،
در تعریف «این» گفته اند: «این حالتی است که از نسبت شیء با مکان، برای شیء حاصل می شود» به عبارت ساده تر، این همان "در مکان بودن" یا "کجایی؟ " شیء است. وقتی می گوئیم فلان شیء در این مکان است، "در این مکان بودن" به منزله صفتی برای آن شیء خواهد بود.
دیدگاه فلاسفه
فلاسفه صفت أین یا "در مکان بودن" را در زمره اعراض می دانند زیرا وقتی شیئی از مکانی به مکان دیگر منتقل می شود، خودش ثابت است و فقط یکی از صفات آن که «در مکان بودن» است، تغییر می کند.
هستی شناسی، عبودیت، عبدالرسول، ص۲۵۲، قم، مؤسسه امام خمینی، چ ۵، ۱۳۷۹.
"این" بر حسب توسعه ای که عرف به آن داده است به دو قسم تقسیم می شود: ۱. أین حقیقی: در جائی گفته می شود که شیء در مکانی باشد که آن مکان، اختصاص به او داشته باشد و چیز دیگری در آن مکان نگنجد، مانند وقتی که گفته می شود " آب در کوزه است" در صورتی که کوزه پر از آب باشد و جای هیچ چیز دیگری در آن نباشد. ۲. أین غیر حقیقی: در جائی گفته می شود که شیء در مکانی باشد ولی آن مکان چیزهای دیگری را نیز بتواند در خود جای دهد، مانند این که گفته شود "فلان شخص در خانه است"؛ چون در خانه افراد دیگری نیز جای می گیرند برخلاف صورت قبلی که چنین نیست.
نهایة الحکمه، طباطبائی، محمدحسین، ج۲، ص۵۰۰ ۴۹۹.    
...
این
معنی أَيْنَ: کجاست
معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسيار آنها را کشتيد- برآنها غلبه کرديد - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معناي بسيار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی أَثَرِ: اثر-جاي پا
معنی أَثَرْنَ: زير ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِي: در پي من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهاي سنگين
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهاي سنگينتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهاي سنگينش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهاي سنگينشان
معنی أَثْقَ ...


این در دانشنامه ویکی پدیا

این
این به عنوان ضمیر اشاره و صفت اشاره در فارسی به کار می رود و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
این، یکی از عروسک های مجموعه کلاه قرمزی ۹۱
اُیُن یا اویون، دهستانی در استان آلابای اسپانیا
رود این (به آلمانی: Inn) یکی از رود های مهم اروپا است که از کشورهای سوئیس و آلمان و اتریش می گذرد؛ و مهمترین شاخهٔ رود دانوب است طول این رود تقریباً ۵۰۰ کیلومتر است.
این (به هلندی: Een) یک منطقهٔ مسکونی در هلند است که در نوردن فلد واقع شده است. این ۸۲۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای هلند
این (انگلیسی: It) فیلمی در ژانر کمدی رمانتیک و کمدی به کارگردانی کلارنس جی. بدجر و جوزف فون اشترنبرگ است که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد.
۱۹ فوریه ۱۹۲۷ (۱۹۲۷-02-۱۹) (ایالات متحده)
این (به آلمانی: Ihn) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در والرفانگن واقع شده است. این ۴۶۵ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
این آخرش است ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
این آخرش است (آلبوم)
این آخرش است (ترانه)
این آخرش است (کنسرت های مایکل جکسون)
این است (ترجمه های دیگر: آخرش است، خودش است، همین است) (به انگلیسی : This Is It) نام آلبومی گردآوری شده از موسیقی متن فیلم این است مایکل جکسون که پس از مرگ مایکل جکسون منتش ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

این در دانشنامه آزاد پارسی

أَین
(در لغت از ادات استفهام و به معنی جا/کجا)؛ در اصطلاح منطق، از اجناس عالیه یا یکی از مقولات عشر ارسطویی. این مقوله بر بودن جسم در مکان خویش دلالت دارد؛ بدین معنی که از بودن چیزی در مکان معین، هیئتی پدید می آید که از آن به أین تعبیر می شود، مانند بودن گل در باغ. بنابراین، أین با متمکن و نیز مکان فرق دارد. در این مثال، گل متمکن است، باغ مکان و بودن گل در باغ أین. أین به دو قسم تقسیم می شود: ۱. أین حقیقی: مکان حقیقی، بودن متمکن در مکان خاص آن، مکانی که برابر و مساوی متمکن و درست به اندازة اوست، مانند بودن گل در آن مقدار از باغ که اشغال کرده است؛ ۲. اَین مجازی: مکان مجازی، مکان عام و مشترکی است که برابر و مساوی متمکن نیست، بلکه امکان جای گرفتن چیزهای دیگری نیز همراه با متمکن در آن وجود دارد، مانند تمام باغ نسبت به گل.

ارتباط محتوایی با این

این در جدول کلمات

این ••••• آن
یا
این استان رتبه چهارم را در سال 1379 از نظر توسعه یافتگی صنعتی به دست آورد
تهران
این استان کشورمان در سال 1381 رتبه دهم را به لحاظ توسعه یافتگی دریافت کرد |
فارس
این استان کشورمان رتبه دهم را در سال 1379 از لحاظ توسعه یافتگی صنعتی کسب کرد
کرمان
این اصطلاح به دولتی گفته می شود که بخش قابل توجهی از درآمدش را از یک منبع برونزای اقتصادی | منبعی که حاصل فعالیت اقتصادی آن کشور نباشد | به دست می آورد
رانتیر
این اقتصاددان آمریکایی نیز نوبل اقتصاد را دریافت کرده است
رابرت فوکل
این اقتصاددان برجسته رابطه ای را که میان درآمد | پس انداز | نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی وجود دارد بیان می کند
دومار
این اقتصاددان برجسته | رابطه ای را که میان درآمد | پس انداز | نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی وجود دارد | بیان می کند
دومار
این اقتصاددان حدود نیم قرن پیش تذکر داد که به موازات ارتقای رشد کل در واقع سهم تولید و اشتغال در کشاورزی سقوط می کند و سهم تولید و اشتغال در صنعت و خدمات افزایش می یابد•
کالینکلارک
این الماس معروف توسط میرزا محمد میرجمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و سرانجام به دست نادرشاه رسید
کوهنور

معنی این به انگلیسی

which (ضمير)
کدام ، که ، این ، که این
this (ضمير)
این

این را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب
مذکر:هذا
مونث:هذه
علی باقری
"این" در تاریخ بیهقی ضمیر معرفه می باشد مشابه "ال" عربی و The انگلیسی.
فصلی خواهم نبشت در ابتدای این حالِ بر دار کردن این مرد و پس به شرح قصه شد .(این در اینجا برای معرفه کردن اسم آمده است.)
تاریخ بیهقی، دکتر فیاض، ۱۳۸۴ ،ص ۲۲۱.
هومان معمارباشی
<این> از واژه ی هندی اروپایی ki می آید. در زبان عبرانی ki تبدیل به hi می شود و در نتیجه hineh به وجود می آید که در زبان عربی <هنا> گویند. در طی این تغییرات، در زبان فارسی hi تبدیل به ī می شود و hineh تبدیل به <این> می شود. چون هر دو از ناحیه گلو تلفظ می شوند پس قابلیت تبدیل شدن به هم دیگر را دارند. قدیمی ترین ریشه آن مربوط به زبان آکدی می باشد که <اخانآ> یا به لاتین (Aḥanā) است. <خ> چون از ناحیه گلو تلفظ می شود توانایی تبدیل به k و h را دارد.here نیز که از زبان آلمانی باستانی hi می آید از همان کلمه ی آکدی نشأت می گیرد.
مسعود علیپور
کدامین؟
از کدام؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جیگر جیگر جانم   • او   • ایین   • از   • معنی این   • مفهوم این   • تعریف این   • معرفی این   • این چیست   • این یعنی چی   • این یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی این
کلمه : این
اشتباه تایپی : hdk
آوا : 'in
نقش : صفت اشاره
عکس این : در گوگل

آیا معنی این مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران