برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1398 100 1

اولی

/'avvali/

مترادف اولی: ارجح، برتر، سزاوارتر، مقدم

معنی اولی در لغت نامه دهخدا

اولی. [ اَ لا ] (ع ن تف ) بهتر. سزاوارتر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). احری. (منتهی الارب ). اجدر. احق. احجی. صواب تر و سزاوارتر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) ج ، اوالی. اولون. (منتهی الارب ) :
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی.
حافظ.
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون شو
رندی وهوس بازی در عهد شباب اولی.
حافظ.
با آنکه در کلمه ٔ اولی معنی تفضیل است در فارسی گاهی کلمه ٔ«تر» نیز بدان الحاق کرده اند. (یادداشت مؤلف ). صاحب المعجم گوید: اولی تر گفتن در فارسی جایز است اگر نسق کلام تازی نباشد و آن مبالغتی باشد بر مبالغت چنانکه در به و بهتر :
این سخن مختصر اولی تر از آنک
در سخن غث وسمین میگویم.
مجیربیلقانی.
خون ، شهیدان را زآب اولی تر است
این گناه از صد صواب اولی تر است.
مولوی.

اولی. [ اُ ] (ع اِ) خداوندان ، جمع ذو و این جمع خلاف ماده ٔ مفرد است. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). در حالت نصبی و جری.
- اولی اجنحه ؛ صاحبان بازوها و بالها و این کنایه است از ملائک چرا که منقول است فرشتگان پر و بال دارند. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ).

اولی. [ لا ] (ع ص ، اِ) مؤنث اول. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (اقرب الموارد) (المنجد). نخستین. (مهذب الاسماء). || این جهان. مقابل اخری. آخرت. (مهذب الاسماء).
- صلوة اولی ؛ نماز ظهر. رجوع به اول شود.

اولی. [ اَ ] (اِ) ممال اَولی ̍. (یادداشت مؤلف ).

اولی. [ اَوْ وَ ی ] (ص نسبی ) منسوب به اول. || بدیهی و آن چیزی است که پس از توجه عقل بدان ثبوت آن به چیز دیگری از تجربه و غیره نیازندارد چون الواحد نصف الاثنین و یکی نصف دوتاست و کل بزرگتر از جزو است. زیرا این دو حکم فقط با تصور طرفین حاصل گردند و این [ اولی ] اخص از ضروری است بطور مطلق. (از تعریفات سید جرجانی ) (دستور العلماء).

معنی اولی به فارسی

اولی
سزاوارتر، لایق تر، شایسته تر، برتر، مونث اول به معنی نخست، یکم
۱ - نخستین اولین . ۲ - ( اسم ) اینجهان گیتی .
منسوب به اول
[ گویش مازنی ] /ooli/ کرت های شالی کاری – کرت های کوچک و بزرگ بی شکل - برکه ی عمیق ۳آب تنی
بخردان صاحبان عقل خداوندان خرد خردمندان ( دربیت ذیل بجای مفرد آمده ): بو مسلم را تلقب کذاب ماند مزمحمدرا اولوالباب ماند . ( مثنوی )
اصحاب فرمان ( ترجمان القر آن ص ۱۷ ) خداوندان فرمان پاداشاهان فرماندهان : و بیشتر اهل مملکت از امرا و کبرا .. موافقت اولو الامر را واجب شمرده .... توضیح اشاره بایه ۶۲ از سوره ۴ نسائ یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم . ( ای کسانی که ایمان آوردید فرمان برید خدا و پیغامبر و صاحبان امر را از شما ) .
[ گویش مازنی ] /ooli ben/ پایین ترین قسمت کرت زمین
دهی جزئ دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان .
[ گویش مازنی ] /ate ooli/ یک باریکه آب جهت مشروب ساختن زمین - یک کرت از زمین برنج کاری ۳واحد اندازه گیری سطح زمین براساس تخمین
مقریزی ذیل اصحاب عقبه اولی آرد : آنگاه پیامبر ( ص ) در عقبه منی هنگام موسم با شش تن ملاقات کرد که همه آنان از خزرج بشمار میرفتند و بتراشیدن سر خود مشغول بودند .
ده از دهستان کوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس . آب : از رودخانه تنک راه محصول : برنج غلات حبوب صیفیشغل زراعت و گله داری و صنایع دستی : بافت پارچه های ابریشمین و نمد مالی .
...

معنی اولی در فرهنگ معین

اولی
(اَ یا اُلا) [ ع . ] (ص تف .) سزاوارتر، صواب تر.
(لا) [ ع . ] (ص .) نخستین ، اولین .

معنی اولی در فرهنگ فارسی عمید

اولی
ویژگی کسی یا چیزی که پیش از همه است.
۱. سزاوارتر، لایق تر، شایسته تر.
۲. برتر.
سزاوارتر، شایسته تر، بهتر: ترک احسان خواجه اولی تر / کاحتمال جفای بوابان (سعدی: ۱۱۲). &delta، با آنکه اولی خود صفت تفضیلی است، باز هم در فارسی علامت صفت «تر» به آن می افزایند.

اولی در دانشنامه اسلامی

اولی
اَوْلی یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای ارجحیّت در انتخاب یا اطلاق یک وصف، و ترجیح وجود شیء است.
اولی به معنای منسوب به اول است، یکی از الفاظ متداول در باب مواضع اولی و آثر، لفظ اَوْلی به معنای سزاوارتر و با اولویت تر است.
معانی اولی
اولی به دو معنا استعمال می شود:۱. اولویت در اطلاق وصف؛۲. اولویت در وجود.لفظ اولی گاهی همراه وصف دیگر و گاهی به صورت منفرد استعمال می شود؛ مثل اینکه چیزی را از دیگری در فضیلت اولی بدانیم، از این رو که فضیلتش بالذّات و فضیلت طرف دیگر بالعَرَض و مستفاد از غیر است مثلاً روشنایی بخشیدنِ خورشید را از چراغ اولی بدانیم. در این موارد، مراد از اولویت، ارجحیت در انتخاب یا در اطلاق یک وصف و امثال آن است.اما در مواردی که این لفظ به صورت منفرد استعمال می شود مراد از اولویت، ترجیح وجود است، مانند امتداد، حرکت و مقاومت که نسبت به ماده از صفات اولیه است، اما رنگ و حرارت و رطوبت اشیاء از صفات ثانویه اشیاء مادی است. اولویت در وجود، خود بر دو قسم است: گاهی مراد این است که با توجه به میزان وجود اسباب و شرایط و علل یک شیء و عدم موانع، امکان تحقق آن در مقایسه با شیء دیگر بیشتر است (اولی به حسب وقوع). گاهی نیز مراد این است که از میان دو یا چند شیء که امکان ایجاد هر یک از آنها برای ما مقدور است ایجاد یکی از آنها در مقایسه با موارد دیگر اولی است (اولی به حسب جمیل)، چنان که از میان نماز واجب و مستحب، به جا آوردن نماز واجب اولی است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: (۱) خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.    
...
اولی
معنی أُوْلِي: صاحب
معنی أَوْلَی: سزاوارتر-نزديکتر
معنی ضَّرَرِ: آسيب جسمي و جاني (در عبارت " أُوْلِي ﭐلضَّرَرِ "منظورکساني که داراي بيماري جسمي اند مي باشد)
معنی رَمْزاً: اشاره با دو لب (اشاره به وسيله ابرو و چشم و دست هم استعمال ميشود ولي در اولي بيشتر بکار ميرود )
معنی سَّيْرَ: سير - حرکت (در عبارت "وَقَدَّرْنَا فِيهَا ﭐلسَّيْرَ " يعني سير در آن قراء را به نسبتي ...


اولی در دانشنامه ویکی پدیا

اولی
اولی می تواند به موارد زیر اطلاق شود:
اَوَّلی (تلفظ می شود/ævvæli/)، وابسته به اول
اولی (تلفظ می شود/ulɒ/) (مؤنث اول)
«فلسفه اولی» یا مابعدالطبیعه
«محرک اولی»، مفهومی در برهان حرکت
اولی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اسپران بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده است.
اولی یااولیق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان دیزمار شرقی بخش خداآفرین شهرستان کلیبر واقع شده است.وجه تسمیه نام آن بعلت وفور "آو" یا "مارال" که تادهه 1350ه.ش دراین روستا موجود بود می باشد .مسجد این روستا زیارتگاه اهالی منطقه می باشد .شغل اهالی روستا دامداری ،کشاورزی وقالیبافی می باشد .عمده محصولات کشاورزی آن لوبیا چیتی، گردو و زغال آخته می باشد . که از آب دو روخانه دائمی که از جنگلهای بالا دست روستا سرچشمه می گیرد تأمین می شود.طبیعت روستاجنگلی کوهستانی می باشد که در فصول گرم پذیرای گردشگران بسیاری است.
اولی اِدِل (آلمانی: Uli Edel؛ زادهٔ ۱۱ آوریل ۱۹۴۷) کارگردان اهل آلمان است. او بیشتر با فیلم گره بادر ماینهوف که سال ۲۰۰۸ دربارهٔ فراکسیون ارتش سرخ آلمان ساخت، شناخته می شود. از دیگر آثارِ او می توان به فیلم آخرین خروجی به بروکلین و کریستیانه اف. – ما بچه های ایستگاه باغ وحش اشاره کرد.
ادل برندهٔ جوایزی همچون جایزه گلدن گلوب شده است.
اولی اشتاین (به آلمانی: Uli Stein) بازیکن فوتبال و دروازه بان اهل آلمان است که از سال ۱۹۸۳ میلادی عضو تیم ملی فوتبال آلمان بوده است. وی در ۶ بازی ملی حضور داشته است و آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۸۶ میلادی انجام داد. اولی اشتاین در بازی های مل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با اولی

اولی در جدول کلمات

اولی الالباب
صاحب عقل
اولی جهان و دومی همسایه است
دنیادار
اولی نمایشنامه و دومی نام دیگر غلامحسین ساعدی است
پیسگوهرمراد
اولی و ابتدایی
اغازین
سرمربی تیم دسته اولی مس کرمان
اکبر میثاقیان

معنی اولی به انگلیسی

prior (صفت)
پیشین ، قبلی ، مقدم ، جلوی ، از پیش ، اسبق ، اولی
pristine (صفت)
پیشین ، تر و تازه ، اولی ، طبیعی ودست نخورده

معنی کلمه اولی به عربی

اولی
مسبق
خطا

اولی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اولی   • معنی شکم بطن   • مفهوم اولی   • تعریف اولی   • معرفی اولی   • اولی چیست   • اولی یعنی چی   • اولی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اولی
کلمه : اولی
اشتباه تایپی : h,gd
آوا : 'avvali
نقش : صفت
عکس اولی : در گوگل

آیا معنی اولی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )