برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1432 100 1

اقتصاد

/'eqtesAd/

مترادف اقتصاد: صرفه جویی، قناعت، میانه روی

متضاد اقتصاد: اسراف

برابر پارسی: بازرگانی، تراز داری، میانه

معنی اقتصاد در لغت نامه دهخدا

اقتصاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میانه راه رفتن.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). میانجی نگاه داشتن. (تاج المصادر بیهقی ). میانه نگاه داشتن. (ترجمان القرآن ). || (اِمص ) میانه روی در هر کاری. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). قصد.
- علم اقتصاد ؛ عبارت از علم به مجموع وسایلی است که برای رفع نیازمندیهای مادی بشر از آن استفاده میشود.
|| مواصلةالشاعر عمل القصائد. (منتهی الارب )؛ مواصله کردن شاعر عمل قصائد را. (ناظم الاطباء).

معنی اقتصاد به فارسی

اقتصاد
میانه راه رفتن، میانه روی کردن، به اندازه خرج کردن، تعادل دخل وخرج رانگاه داشتن ، میانه روی، میانه روی درهرکار
۱ - ( مصدر ) میانجی شدن میانگی کردن. ۲ - میانه نگاه داشتن . ۳ - باندازه خرج کردن . ۴ - تعادل دخل و خرج را حفظ کردن. ۵ - ( اسم ) میان کاری . ۶ - میانه روی در هر کار باندازه خرج کردن . یا علم اقتصاد . یکی از رشته های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت مربوط بدخل و خرج و چگونگی روابط مالی افراد جامعه با یکدیگر و اصول و قوانینی که بر امور مذکور حکومت میکند و وسایلی که باید در عمل با توجه بمقتضیات زمان و مکان اتخاذ شود تا موجبات سعادت و ترقی جامعه و رفاه و آسایش افراد آن تائ مین گردد بحث میکند.
[اقتصاد] ← علم اقتصاد
[economy] [اقتصاد] 1. مجموعه ای از فعالیت های اقتصادی در چارچوب تولید و مصرف که به استناد آن نحوۀ تخصیص منابـع در یک ناحیـۀ جغـرافیایی یا حوزه مشخص می شود 2. منابع و ثروت یک کشور یا یک منطقه، به ویژه آنهایی که برحسب تولید و مصرف قابل تعریف اند
[economics of education, education economics] [اقتصاد] مطالعۀ مسائل اقتصادی مربوط به آموزش، ازجمله تقاضا و تأمین مالی و انجام تمهیدات لازم
[positive economics] [اقتصاد] جنبه ای از علم اقتصاد متکی بر تحلیل های عینی و بی طرفانه از وضعیت کنونی و پیشین
[information economics, economics of information, infonomics] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] 1. در اقتصاد خرد، شاخه ای که به مطالعۀ چگونگی تأثیر اطلاعات بر تصمیمات اقتصادی می پردازد 2. مبحثی که در آن دادوستد اطلاعات به عنوان یک کالای اقتصادی مطالعه می شود
[rentier economy] [اقتصاد] وضعیتی که در آن درآمدهای اقتصادی نتیجۀ فعالیت عوامل تولید نباشد
اقتصاد ب ...

معنی اقتصاد در فرهنگ معین

اقتصاد
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) میانه روی در هر کاری . ۲ - رعایت اعتدال در دخل و خرج . ۳ - (اِمص .) میانه روی در هزینه ها، میان کاری . ۴ - مجازاً صرفه جویی . ،علم ~یکی از رشته های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج و چگونگی روابط

معنی اقتصاد در فرهنگ فارسی عمید

اقتصاد
۱. دانش بررسی روش های کسب درآمد، مصرف کالاها و خدمات، روابط بازرگانی، و سازمان دهی امور مالی برای بهره برداری بهینه از منابع تولید ثروت.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] میانه روی کردن.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] به اندازه خرج کردن، تعادل دخل وخرج را نگه داشتن.
۴. [قدیمی] میانه روی، میانه روی در هر کار.

اقتصاد در دانشنامه اسلامی

اقتصاد
تنظیم و ساماندهی اموال‏ خصوصی و عمومی و عملیّات مرتبط با آن را اقتصاد می گویند.
اقتصاد در لغت به معنای اعتدال و میانه روی است و آنچه در شناسه آمده اصطلاحی در علم اقتصاد است.

بیان علم اقتصاد
علم اقتصاد عبارت است از دانش بررسی تولید ثروت و مصرف کالاها و خدمات و سامان دادن به ثروت، صنعت و منابع ملّی و استفاده بهینه از اندیشه‏ها.

بابهای فقهی مرتبط با اقتصاد
اسلام در کنار توجّه به بُعد معنوی حیات انسانی، به زندگی مادّی و حیات اقتصادی بشر نیز توجّه ویژه کرده است. از این رو، در فقه، بابهای بسیاری به شئون مختلف این بُعد از زندگی انسان اختصاص یافته است، مانند زکات، خمس، انفال، تجارت، قرض، دین، رهن، تفلیس، حجر، ضمان، حواله، صلح، شرکت، مضاربه، مزارعه، مساقات، ودیعه، عاریه، اجاره، وکالت، کفالت، وقف، صدقات، عطیه، هبه، سبق و رمایه، وصیت، عتق، جعاله، کفارات، صید و ذباحه، اطعمه و اشربه، غصب، شفعه، احیاء موات، لقطه، ارث و دیات. همچنین بخشهایی از دیگر بابها به گونه‏ای با مسائل مالی مرتبط‏اند، مانند نکاح، خلع، یمین، نذر و عهد.
مباحث اقتصادی با بیش از صد هزار مسئله، افزون بر یک چهارم مباحث فقه را در بر می‏گیرد و حجم به نسبت زیادی از آیات و روایات را به خود اختصاص داده است.

ارکان اقتصاد
...
واژه اقتصاد ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اقتصاد (فقه)، تنظیم و ساماندهی اموال خصوصی و عمومی و عملیّات مرتبط با آن و به کار رفته در فقه• اقتصاد (اخلاق)، به معنای میانه روی و یکی از مصادیق اعتدال
...
اعتدال به معنای میانه روی است که در همه امور حتی در عبادات، از اصول مسلم قرآنی و روایی است که بستر بسیاری از توصیه ها و هنجارهای اخلاق اسلامی محسوب می گردد.. یکی از مصادیق بسیار پررنگ اعتدال، میانه روی در معیشت و اقتصاد مالی می باشد که در این نوشتار بر مسائل، فضائل، آثار و راه کارهای میانه روی در معیشت و اقتصاد مالی ...


اقتصاد در دانشنامه ویکی پدیا

اقتصاد
اقتصاد یا ترازمان به یک نظام اقتصادی در یک یا چند منطقه جغرافیایی یا سیاسی خاص اطلاق می شود و در برگیرنده تولید، توزیع یا تجارت و مصرف کالاها و خدمات در آن منطقه یا کشور می باشد. یک اقتصاد مجموع کل ارزش معاملات میان فعالان اقتصادی نظیر افراد، گروه ها، سازمان ها و حتی ملت هاست.
مخارج مصرفی
نرخ ارز
تولید ناخالص داخلی
GDP سرانه
GNP
بازار سهام
نرخ بهره
بدهی ملی
نرخ تورم
بیکاری
تراز تجاری
اقتصاد برآیندِ کلیه فرایندهایی است کهفرهنگ،ارزش، آموزش، تکامل تکنولوژیکی، تاریخ، سازمان اجتماعی، ساختار سیاسی، سیستم های قانونی، جغرافیا و همین طور مواهبِ طبیعی را دربر می گیرد.این عوامل زمینه، محتوا و شرایطی راتعیین می کند که یک اقتصاد در آن عمل می کند. برخی فرهنگ ها اقتصادهای مولدتری را به وجود می آورند و لذا ارزش یاGDP بیشتری را تولید می کنند.
فرهنگِ لغتِ آکسفورد اقتصاد را این گونه تعریف کرده است:ارتباط میانِ تولید، تجارت و عرضه پول، در یک کشور یا منطقه مشخص. در تعریفی دیگرِ اقتصاد، مجموعه بزرگی از فعالیت های به همم مرتبطِ تولیدی و مصرفی دانسته شده که به تعیینِ چگونگی تخصیصِ منابع کم یاب کمک می رسانَند. اقتصاد همچنین به صورت «شبکه ای از تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و مصرف کنندگان کالاها و خدمات در یک مکان، منطقه یا کشور» تعریف شده است.
امروزه، طیفی وسیعی از حوزه هایِ مختلف علوم اجتماعی از جامعه شناسی (جامعه شناسی اقتصادی) و تاریخ (تاریخ اقتصادی) گرفته تا انسان شناسی (انسان شناسی اقتصادی) و جغرافیا (جغرافیای اقتصادی) به بررّسی و تجزیه و تحلیلِ جنبه هایِ مختلفِ اقتصادیِ حیاتِ جمعیِ انسان ها می پردازد.
عکس اقتصاد
اقتصاد (به انگلیسی: Economics) یک کتاب درسی مقدماتی تاثیرگذار در زمینه علم اقتصاد است که توسط پل ساموئلسون نوشته شد. این کتاب برای دهه ها پرفروشترین کتاب درسی اقتصاد بود.
کتاب اقتصاد برای اولین بار در سال ۱۹۴۸ منتشر شد و تا سال ۱۹۸۵ ساموئلسون تنها نویسنده آن بود. از آن پس، او تصمیم گرفت ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اقتصاد در دانشنامه آزاد پارسی

اقتصاد (economics)
شاخه ای از علوم اجتماعی، با هدف مطالعه دربارۀ تولید، توزیع و مصرف ثروت. اقتصاد دو بخش عمده دارد: اقتصاد خرد، که به مطالعه در مورد رفتار یکایک تولیدکنندگان، مصرف کنندگان، یا بازارها می پردازد و اقتصاد کلان، که کل اقتصاد یا کل نظام اقتصادی (به ویژه زمینه هایی از قبیل مالیات بندی و مخارج عمومی) را بررسی می کند. اقتصاد عبارت است از مطالعه دربارۀ چگونگی تخصیص منابع، در جامعه ای خاص، به منظور تولید کالا و خدمات برای مصرف و سازوکارها و اصولی که بر این فرآیند حاکم اند. اقتصاد در جست وجوی کاربرد روشی علمی است تا نظریه هایی در مورد فرآیندهای اقتصادی طرح کند و آن ها را در برابر رخدادهای واقعی بیازماید. دو موضوع اصلی که اقتصاد به آن ها می پردازد عبارت اند از تخصیص مناسب منابع موجود و مسئلۀ ایجاد سازگاری بین منابع محدود و خواست های نامحدود در ارتباط با کالاها و خدمات. اقتصاد، مؤلفه های کارایی اقتصادی در فرآیند تولید و مفاهیم مربوط به روش های اجرایی را تجزیه و تحلیل می کند و به بررسی تقاضاهای متعارض برای منابع و نتایج انتخاب های صورت گرفتۀ افراد، شرکت ها یا دولت ها می پردازد. اقتصاد خرد و اقتصاد کلان جنبه های مشترک بسیاری دارند. آن ها زیرمجموعۀ رشتۀ اقتصاد سنجی را دربرمی گیرند، که با استفاده از روش های ریاضی و آماری روابط اقتصادی را تجزیه و تحلیل می کند. امروزه روش های پیچیدۀ اقتصاد سنجی برای موضوع هایی از قبیل پیش بینی اقتصادی به کار برده می شوند. راگنار فریش و لیونید کانتوروویچ از پیش گامان این رشته اند. هدف های اقتصادی به دو بخش تقسیم می شوند: هدف های اثباتی که با توصیف های عینی، واقعی و علمی چگونگی عملکرد اقتصاد را بیان می کنند، و هدف های هنجاری که دستورالعمل ها و توصیه هایی را برای درمان بیماری های مشهود عرضه می کنند. با این حال، داوری های ارزشی اقتصاددانان به نحوی اجتناب ناپذیر، در فرمول بندی های آنان دخالت می کنند. اقتصاد با انتشار کتاب ثروت ملل آدام اسمیت (۱۷۷۶)، چنان رشد کرد که علمی مستقل تلقی شد؛ آلفرد مارشال وضعیت سنّتی اقتصاد نئوکلاسیک را تثبیت کرد و پس از آن، با تعدیلی که جان مِینارد کِینز در آن انجام داد، به صورت استاندارد امروزی درآمد. برخی از دیگر متفکران مهم اقتصادی عبارت اند از دیوید ریکاردو، تامس مالتوس، جان استوارت میل، ...

نقل قول های اقتصاد

اقتصاد یا ترازمان به یک نظام اقتصادی در یک منطقه جغرافیایی مشخص اطلاق می شود و در برگیرنده تولید، توزیع یا تجارت و مصرف کالاها و خدمات در آن منطقه یا کشور می باشد. یک اقتصاد مجموع کل ارزش معاملات میان فعالان اقتصادی نظیر افراد، گروه ها، سازمانها و حتی ملتهاست.
• «در بسیاری کشورها مردم از این که می گویند اقتصاد مشکل است و آنها نخواهند فهمید، از اینکه گفته می شود “مسائل اقتصادی و مالی را فقط گروه کوچکی از کارشناسها می فهمند و بقیه دنیا نمی فهمد“، از این حرفها خسته شده اند. این حرفها شوخی است چیزی به نام علم اقتصاد وجود ندارد. این مسائل، مسائل سیاسی و اجتماعی هستند مسائل فرهنگی و ادبی هستند و هر کسی می تواند در این زمینه ها نظری داشته باشد.» -> توما پیکتی

ارتباط محتوایی با اقتصاد

اقتصاد در جدول کلمات

اقتصاد
آکانومی, صرفه جویی
اقتصاد دان آمریکایی متولد 1937 که جایزه نوبل اقتصادی را دریافت کرد
رابرت لوکاس
اقتصاد دان انگلیسی متولد 1776 میلادی صاحب کتاب «رسانه درباره اصل جمعیت»
مالتوس
اقتصاد دان اهل بریتانیا متولد 1910 میلادی که جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد
رانالدکواس
اقتصاد دان نروژی متولد 1895 که جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد و در سال 1973 وفات یافت |
راگنارفریش
از قدرت های تازه اقتصاد جهان
هند
از قدرت های نوظهور در اقتصاد جهان
هند
استفاده از مخارج و مالیات دولت برای هدف های معین اقتصاد کلان
سیاست مالی
اصطلاحی در علم اقتصاد که به عنوان یک متغیر برون زا مطرح است و به وسیله بانک مرکزی مشخص می شود
عرضه پول
اصطلاحی در علم اقتصاد که به کالاهایی که مستقیما مصرف نمی شوند اطلاق می شود
سرمایه ای

معنی اقتصاد به انگلیسی

economy (اسم)
علم اقتصاد ، اقتصاد ، صرفه جویی

معنی کلمه اقتصاد به عربی

اقتصاد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مائده
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
وارتا (سنسکریت)
لاگاه (سنسکریت: لاگهَوَ)
پاشکیت (کردی: پاشه که وت)
فاطمه
Finance
فاطمه
کدبانی
هومن دبیر
زربانی.بازربانی
اشکان
بیش از هفتاد درصد عربی ، ایرانی است و بسیاری از واژه ها کخ گمان میکنیم عربی اند ، ایرانی اند مانند واژه قاضی وجنایت و ... واژه اقتصاد نیز برخی گمان میکنند ایرانی است و در دیگر زبان های هند و اروپایی میتوان این واژه را دید از جمله در زبان آلمانی ، ما نباید فراموش کنیم که زبان عربی را ایرانی ها پدید آوردند و چون این زبان ، واژه چندانی نداشت ، ایرانی ها واژه های بسیاری در این زبان ریختند
اشکان
لغت آریایی�اکتساد�که گویش ایرانی آن�اختساداست و عرب آنرا�اقتصاد�مینویسد ریشه در زبان آلمانی دارد و ساخته شده از لغت�اکتسی�که خود از ریشه هندواروپایی��agبه معنای گذاشتن مدیریت سوارکردن پیشبردن به دست آمده است. لغت�اکتسی�(سرمایه-دارایی) که در ارمنستان�ակցիաakts’ia�(share)�خوانده میشود و در روسیه به دو شکل اکتسی�акции�به معنای�finance�و اکتیوактив�به معنای�assets�به کار میرود در دو واژه ازبکستانی�aktsiyadorlik�(سرمایه-دارایی) وaktsiyador�(سرمایه‌گذار)�نیز به کار رفته که از ایندو واژه ایرانی�اختساد�به دست آمده است. واژگان زیر همگی به معنای سرمایه گذارshareholder�هستند که از ریشه�اکتسی�ساخته شده‌اند:



ازبکستان:�aktsiyador

آلبانی:�aksioneri

باسک:�akziodun

بلاروس:�акцыянер

بلغارستان:�акционер

کاتالان:�accionista

چک-اسلواک:�akcion�ř

دانمارک:�aktion�r

استونی:�aktsion�r

فرانسه:�actionnaire

ایتالیا:�azionista

لاتویا:�akcionārs

لیتوانی:�akcininkas

مقدونیه:�акционер

نروژ:�aksjon�r

لهستان:�akcjonariusz

پرتغال:�acionista

رومانی:�acționar

روسیه:�акционер

صربستان:�акционар

اسپانیا:�accionista

سوئد:�aktie�gare



بدینسان روشن میشود�که�لغت�ایرانیاختساد←اقتصاد هیچ ربطی (رپتی) به ریشه�عربی قصد ندارد و از باب عربی افتعال ساخته نشده است.



بێهڕاد سابڵاغی موکریانی کوردی
به کوردی واسه اونم معادل داریم مثل فارسی نیست هیچیرو حفظ نکرده و داده به عربها معرب کردن و خودشونم همون تعریب شده رو گرفتن
۱-ئابووری
۲-پاشەکەوت
نیازعلی شمس
با درود به پیشگاه پارسی دوستان گرانسنگ:
بنده با بررسی جستارهای گوناگون درباره این واژه چنین برداشتم:
این واژه در باب افتعال عربی از واژه اقتصد و ریشه چهار بخشی است. در آیات قرآن کریم آمده <و منهم مقتصد:برخی میانه رو هستند> پس نمی‌توان این واژه را با پارسی یکی دانست.
واژه کساد نیز که شاید دوستمان برشمرده باشند از:(دهخدا)
کساد. [ ک َ ] (ع اِمص ) ناروائی متاع و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ناروائی متاع و بی رواجی اشیاء و عدم خریداری آن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). ناروا شدن متاع و کالاباشد. (برهان ). فارسیان کساد را به معنی کاسد هم استعمال نمایند و این مجاز است . (آنندراج ) :
کساد نرخ شکر در جهان پدید آید
دهان چو بازگشائی بوقت خندیدن .
بنده چند برابر برای این واژه یافتم بمانند میان‌داری،میانه‌روی،میان‌کاری،اندازه‌داری
ولی (خدابیامرز) دهخدا باز چنین آورده است:
اقتصاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میانه راه رفتن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). میانجی نگاه داشتن . (تاج المصادر بیهقی ). میانه نگاه داشتن . (ترجمان القرآن ).
◄ (اِمص ) میانه روی در هر کاری . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). قصد.
♦ علم اقتصاد ؛ عبارت از علم به مجموع وسایلی است که برای رفع نیازمندیهای مادی بشر از آن استفاده میشود.
اکنون با هم سنجی این واژگان باید چم را در واژه دیگی جست که بتواند به پول و سرمایه و نیز گذاری داشته باشد.
به واژگان زیر بنگرید:
داشته،دارایی
و نگهداشت
با آمیختن آنها
می‌توان واژه داشته‌داری،داشت‌داری،داشت‌دارانه،داشت‌آوری،داشت‌آورانه و از این دست را پیشنهاد نمود.
باسپاس
شهریار آریابد
در پهلوی " آبریک " در نسک: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو
محمدرحیم ریگی
ترازمایه
نیازمند جستار وند
به طور طبیعی ارتباط فرهنگی شبه جزیره عربستان با ملل دیگر قبل از ظهور اسلام نیز وجود داشته است
قاسم
اکثر واژه ها در اصل یکی هستند. مطابق با شرایط جغرافیایی و اجتماعی و گویش های محلی و فرهنگ و آداب مناطق مختلف و.... تغییر یافتند. مثلا cat و قط،
cut و قطع ، father و پدر ، mather و مادر ، و هزاران نمونه دیگر
ایرزاد
اقتصاد
کدیوری ، خانه داری ، کَدمداری ، خانه مَداری، کَردوَرزی ،
وَرزگَری ، وَرزداری ، وَرزمداری ،وَرزاری ، وَرزَندی
امید بهشتی
اقتصاد و یا فلسفه ثروت نام دیگری است بر این واژه در علم تجارت
آریا
میانه روی
(قصد، یقصد، اقتصاد : میانه روی کرد، میانه روی می کند، میانه روی)
ایرزاد
اقتصاد
آلمانی ها به این فهمیده یا مفهوم می گویند :
Wirtschaft
که خود از دو بخش ساخته شده :
Wirtschaft : Wirt- schaft
Wirt = این واژه همریشه با " وَرز " پارسی است که در کاشتورزی یا کشاورزی از آن واژه ساختیم و در کُل به مینهء کار و کنشی را پیوسته انجام دادن است.
schaft = از کارواژهء schaffen که در پارسی: کَردن و انجام دادن میتوان مینید( معنی کرد) ، ولی در اسل این واژه همریشه با واژهء : شُفتَن یا شوفتَن یا شوبیدن پارسی است که آن را به سورت : آشُفتن یا آشوبیدن داریم که مینهء آن نَفیَنده یا منفی شده است چون پیشوند " آ " در اینجا مینهء واژه را برمی گرداند مانند : کندن # آکندن ، بُردن # آبُردن / آوُردن ؛ از نگر دانش ریشه شناسی شُفت یا شوب به مینهء گیخت، گیز(انگیختن) ، هَرک ، اَرک ، اَرد ، اَرت ( حرکت) است که مایه انجام کار میشود.
اگر بخاهیم گرته برداری کنیم : وَرزشُفت ، وَرزشوبی
روی هم رفته مینهء وَرز و شفت : کاری را پِیوسته کردن
پیش نهاد های دیگر :
کَدآمایی ، کَدآماد ، کَدآمود = برای کَد یا خانه که در اینجا نگریسته( یا نزریده و منظور )کشور است هزینه ها و درینه ها ( خرج و دخل ) را آمودن یا آمادن یا آماییدن (تهیه و تدارک دیدن ) است.
هالامت
در پارسی واژه‌ی مانبد maanbod به چم اقتصاد آمده.
علم اقتصاد = دانش مانبد، مانبدشناسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اقتصاد چیست   • تعریف اقتصاد   • اقتصاد نیوز   • اقتصاد آنلاین   • جهان اقتصاد   • رشته اقتصاد   • اقتصاد ایران   • اقتصاد ایران پس از تحریم   • معنی اقتصاد   • مفهوم اقتصاد   • معرفی اقتصاد   • اقتصاد یعنی چی   • اقتصاد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اقتصاد
کلمه : اقتصاد
اشتباه تایپی : hrjwhn
آوا : 'eqtesAd
نقش : اسم
عکس اقتصاد : در گوگل

آیا معنی اقتصاد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )