برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1462 100 1

افلاطون

/'aflAtun/

معنی اسم افلاطون

اسم: افلاطون
نوع: پسرانه
ریشه اسم: یونانی
معنی: (تلفظ: aflātun) (در اعلام) نام حکیم معروف یونان - نام فیلسوف یونانی وپیرو سقراط و مؤسس فلسفه آکادمی

معنی افلاطون در لغت نامه دهخدا

افلاطون. [ اَ] (اِ) مقل که بهندی گوگل گویند. (مؤید الفضلاء).

افلاطون. [ اَ ] (اِخ ) ابن ارسطون یا اریستن. از شاگردان فیثاغورس بود که با سقراط نزد او تلمذ می نمود، لیکن در زمان حیات سقراط اشتهاری در میان علماء نداشت. وی بزرگ زاده و از خاندانهای معروف علم یونان است و خود بتمام فنون طبیعی آگاهی داشت. آثار گرانبهایی در علوم فلسفی تصنیف نمود که در آن بیشتر به اغلاق و رمزنویسی پرداخت. گویند افلاطون در حال گام زدن به تعلیم متعلمان می پرداخت و بهمین جهت بفرقه ٔ مشائیان شهرت یافتند. در اواخر زندگانی امور تعلیم و تربیت را به ارشد شاگردان خود تفویض کرد و خود عزلت گزید و در آغاز بیشتر بسرودن اشعار می پرداخت. در سخن سرایی بغایت فصاحت رسید. با اینکه با سقراط در حوزه ٔ درس فیثاغورس شرکت داشت چون بیشتر به شعر و خطابه پرداخت در فلسفه بکمال سقراط نرسید. در حدود هیجده سالگی دوباره بسقراط برخورد و سقراط از شعر نکوهش میکرد و میگفت بنیان شعر بر تخیل است نه بر حقیقت جویی ، در حالی که حقیقت جویی شایسته ٔ انسان است. از آن زمان شاعری را ترک گفت و حدود ده سال در خدمت سقراط بسر برد. گویند هشتاد و یکسال عمر کرد. در سال 427 ق. م. ولادت یافت و در347 ق. م. درگذشت. افلاطون پس از شهادت استاد یک چندجهانگردی کرد. این مسافرتها گاه بخاطر کسب علم و بدست آوردن کتاب و زمانی بمنظور اجراء و تشکیل حکومت بر اساس نظریه ٔ خویش در سرزمین غیر از مولد خود بود. او وطن خویش را منحط و غیرقابل برای حکومت مقصود خودمیدانست. معالاسف دریافت که سرزمینهای دیگر نیز رشد کافی برای درک حکومت جمهوری مقصود او را ندارند. در این مسافرتها مورد خشم بعضی امراء آن سرزمینها قرار گرفت و به بندگی و اسارت افتاد و سرانجام بکمک یکی از مریدانش آزاد گردید و همان دوستش باغهایی در اطراف آتن برای او خرید و بدو هدیه کرد که تا به آخر همانجا اقامت گزید و از درآمد آن ارتزاق کرد و یکی از آن باغها را مجلس درس خود قرار داد. دوره ٔ تدریس وی نیمه ٔ اول قرن چهارم قبل از میلاد (معاصر با داریوش دوم و اردشیر دوم ) بود و چون باغی را که وقف تعلیم و متعلمان کرده بود آکادمیا نام داشت فلسفه ٔ وی بفلسفه ٔ آکادمی معروف شد و پیروان او را آکادمیان نامیدند.
فلسفه و تعلیمات افلاطون : از تعلیمات شفاهی او چیزی معلوم نیست و آثار ...

معنی افلاطون به فارسی

افلاطون
ابن ارسطون یا اریستن از شاگردان فیثاغورس بود که با سقراط نزد او تلمذ می نمود لیکن در زمان حیات سقراط اشتهاری در میان علمائ نداشت .
[Platonism] [ریاضی] مکتبی در فلسفۀ ریاضی که براساس آن اشیای منطقی و ریاضی مستقل از ذهن انسان هستند
پیروان مکتب فلسفی افلاطون
در کتب تواریخ نوشته اند که چون افلاطون بسن پیری رسید در خم بزرگ نشست شاگردان بموجب او سر خم محکم بسته در غار کوهی نهادند ظاهرا افلاطون و دیو جانس را بهم خلط کرده اند .

افلاطون در دانشنامه اسلامی

افلاطون
افلاطون فیلسوف نامدار یونانی احتمالا ۴۲۷ سال پیش از میلاد مسیح در آتن بدنیا آمد و در سال ۳۴۷ق م وفات کرده، تولد او مصادف با دورانی بود که یونان باستان به اوج عظمت خود رسیده و شاید اندکی هم از قله عظمت گذشته در نشیب انحطاط افتاده بود. فراخنای ارضی یونان در آن تاریخ خیلی وسیع تر از سرزمینی بود که در داخل مرزهای یونان امروز قرار گرفته است. قلمرو یونان قدیم قسمت اعظم مناطقی را که در کرانه های کنونی مدیترانه و دریای سیاه واقع است در بر می گرفت و وسعت ارضی آن از آسیای صغیر تا مارسی و از خاک مصر تا دهانه دانوب گسترش می یافت.
وی که در مارس یا ژوئیه ۴۲۷ق م در آتن زاده شد، از سوی پدر و مادر وابسته به خاندان های برجسته اشرافی آتِن بود؛ پدرش آریستُن پسر آریستوکلِس نسب خود را به شهریاران اسطوره ای و حتی به خدای یونانی پوسایدُن رب النوع و فرمانروای دریاها می رسانید. مادرش پریکتیونه ، دختر گلاوکن نیز نسبش به درُپیدِس یکی از خویشاوندان و به گفته ای برادر سولُن (د ح ۵۶۰ق م ) قانون گذار و سیاستمدار مشهور آتنی می رسید. گلاوکن پدربزرگ مادری افلاطون ، پسر برادری به نام کریتیاس داشت . وی یکی از ۳۰ تن خودکامه بود که پس از شکست آتن در جنگ های پِلوپونِسوس میان آتن و اسپارتا در ۴۰۴ق م دموکراسی آتن را از میان برداشتند و نظام حکومتی الیگارشی (فرمانروایی چند تن ) را در آن جا برپا کردند و به بسیاری تبهکاری ها دست زدند. مادر افلاطون برادر جوان تری به نام خارمیدِس داشت که او نیز یکی از ۳۰ تن خودکامه بود. کریتیاس پسر عموی مادر افلاطون و خارمیدس دایی افلاطون بودند. افلاطون از همه این کسان در نوشته هایش نام می برد و بعضی از آنان از گفت و گوگران در «دیالوگ های » افلاطون به شمار می روند. پدر و مادر افلاطون ، غیر از او دو پسر دیگر به نام های آدَیماتُس و گلاوکن ، و دختری به نام پوتونه داشتند. پدر افلاطون در کودکی ِ وی مرد و مادرش با دایی خود به نام پوریلامپِس -که از نزدیکان و همراهان پِریکلِس (۴۹۰-۴۲۹ق م ) دولتمرد و سیاستمدار بزرگ آتن بود و از دموکرات های سرسخت به شمار می رفت - زناشویی کرد. نتیجه این ازدواج پسری به نام آنتیفُن بود. مادر افلاطون ، گویا عمری دراز داشته ، و تا ۳۶۶ق م نیز زنده بوده است ، چنانکه افلاطون در «نامه هفتم » خود به وی اشاره می کن ...

افلاطون در دانشنامه ویکی پدیا

افلاطون
آریستوکلس ملقب به پلاتون، پلاتو یا افلاطون (به یونانی باستان: Πλάτων،‏ با تلفظ: /ˈplaton/ˈ) ‏(۴۲۸/۴۲۷ پ. م تا ۳۴۸/۳۴۷ پ. م) دوّمین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه گانه یونانی (سقراط، افلاطون و ارسطو) است. افلاطون نخستین فیلسوفی است که آثار مکتوب از او به جا مانده است. همچنین بسیاری او را بزرگ‍ترین فیلسوف تاریخ می دانند و کتاب جمهور او را مهم ترین کتاب تاریخ برمی شمارند که در آن به رابطه فرد و ساختار سیاسی، روانشناسی اخلاق، مفهوم عدالت، رابطه خرد و حکومت و برابری زن و مرد می پردازد از این رو برخی او را پدر فمینیسم و همچنین پدر ایدئالیسم می دانند.پارمنیدس، فیثاغورث،سقراط
(به یونانی: تنومند)
طبق بعضی روزشمارها ۴۲۴ همچنین ۴۲۸ پ. م
افلاطون در آتن در سال ۴۲۷ قبل از میلاد در یک خانوادهٔ قدرتمند سیاسی و اشرافی متولد شد. گفته می شود نام اصلی او آریستوکلس بود که بعدها به سبب تنومندیش به افلاطون—برگرفته از صفت «پهن» (πλατύς) در زبان یونانی—شهرت یافت. او از بچگی بسیار تیزهوش بود و پدرش برای او معلمانی در زمینه های موسیقی، فلسفه، ژیمناستیک، و ادبیات گرفته بود. فیثاغورث بر او تأثیرگذار بود همچنین وی در بیست سالگی برای تکمیل معارف خود شاگرد سقراط شد. این مصاحبت و شاگردی به مدت هشت سال ادامه یافت هرچند در این مسئله شبهاتی وجود دارد. افلاطون در ۳۹۹، پیش از میلاد شاهد اعدام خودخواسته آموزگارش سقراط به حکم دادگاه آتن بود و در اینباره نوشته است که سقراط پیشنهاد فرار از آتن را رد کرد. پس از اعدام سقراط، افلاطون آتن را به قصد مگارا ترک کرد. او برای چندین سال در شهرهای یونان و کشورهای بیگانه نظیر مگارا به گردش پرداخت و پس از سفری به سیسیل در سال ۳۸۷، در چهل سالگی به آتن بازگشت و مکتبی فلسفی ایجاد کرد که به نام آکادمی مشهور است. تعلیمات وی در آن جا بر اثر دو بار سفری که در سال ۳۶۶ و ۳۶۱ به سیسیل داشت به تعویق افتاد. افلاطون در سال ۳۴۷ درگذشت و رهبری آکادمی خود را به اسپئوسیپوس که خواهرزاده و همچنین شاگردش بود، واگذاشت.
عکس افلاطون
ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

افلاطون در دانشنامه آزاد پارسی

اَفلاطون (ح ۴۲۸ـ ح ۳۴۷پ م)(Plato)
اَفلاطون
اَفلاطون
اَفلاطون
فیلسوف یونانی، یکی از خلاق ترین و نافذترین اندیشمندان در فلسفۀ غربی. افلاطون در خانواده ای اشرافی در دموکراسی آتنی متولد شد. هنگام جوانی بلندپروازی های سیاسی داشت، اما با مشاهدۀ رفتار رهبران سیاسی حاکم بر آتن سرخورده شد. سرانجام در سلک شاگردان سقراط قرار گرفت؛ سقراط در جست وجو برای یافتن حقیقت اخلاقی از راه پرسش و پاسخ های جدلی (دیالکتیکی) با کسی که دعوی داشتن دانش می کرد، کار پیش گامانه ای را آغاز کرده بود. افلاطون شاهد بود که سقراط در ۳۹۹ پ م به فرمان دموکراسی آتن اعدام شد. او در ۳۸۷پ م «آکادمی» را در آتن بنیاد نهاد؛ مؤسسه ای که غالباً نخستین دانشگاه اروپا دانسته شده است. آکادمی برنامۀ درسی جامعی داشت، از جمله در رشته هایی چون اخترشناسی، زیست شناسی، ریاضیات، نظریۀ سیاسی و فلسفه. ارسطو نامدارترین شاگرد این آکادمی است. نوشته های برجای مانده از افلاطون همگی به صورت مکالمه اند و گاه از زبان یک راوی بیان می شوند. در این آثار، عقاید فلسفی طرح شده اند و به سیاق مکالمه یا مناظره ای میان دو تن یا بیشتر عنوان شده اند و مورد بحث و انتقاد قرار گرفته اند. نخستین مجموعۀ آثار افلاطون شامل ۳۵ مکالمه و سیزده نامه است. اصالت تعداد اندکی از مکالمه ها و اکثر نامه ها در معرض تردید بوده است. به نظر می رسد که در نخستین مکالمه ها، سقراط همان گونه طرح و توصیف شده است که افلاطون وی را در حین کار می دید، یعنی کسی که از شهروندان مهم آتن دربارۀ معتقداتشان سؤال می کرد. تعدادی از این مکالمه ها شکل مشخص یکسانی دارند. سقراط به کسی که دربارۀ موضوع اخلاقی خاصی ظاهراً مطالب زیادی می داند برمی خورد و به او اعتراف می کند که اطلاعی از آن موضوع ندارد و از شخصی که مدعی دانایی است می خواهد که ذهن وی را روشن کند. مکالمه های زیر از این جمله اند: خارمیدس (دربارۀ خویشتن داری، که به «میانه روی» نیز ترجمه شده است)، لوسیس (دربارۀ دوستی)، لاخِس (دربارۀ شجاعت)، پروتاگوراس (دربارۀ ساختار فضیلت ها)، ائوتوفرو (دربارۀ دین داری) و کتاب یکم جمهوری (دربارۀ دادگری). گروه مشخص دیگری از مکالمه ها آن هایی اند که محاکمه و مرگ سقراط به سبک نمایش نامه های شورانگیز در آن ها توصیف شده است. برخی از آن ها عبارت اند از دفاعیه، که در آن سخنان س ...

نقل قول های افلاطون

افلاطون، فیلسوف یونانی. زادروز: حدود (۴۲۷ - ۳۴۷ پیش از میلاد)
• «او هیچگاه نظیر خود را در این عالم نداشته... این یک مسیح بود و مردی که درباره اش تقدیر مقرر داشته بود باید از دیگران برتر باشد.»
• «هنگام پادشاهی کوروش، ایرانیان آزادی داشتند و همه مردان آزاد بودند و سرور و فرمانروای بسیاری از مردمان دیگر نیز بودند. فرمانروایان رعایای خود را در آزادی سهیم کرده بودند؛ چون سربازان و سرداران همه را به یک چشم می دیدند و با همه به برابری رفتار می کردند، سربازان در موقع خطر آمادهٔ جانفشانی بودند، و در جنگ با جان می کوشیدند. اگر در میان ایرانیان مرد خدردمندی بود که می توانست اندرزی بدهد که مردمان را سودمند باشد، چنان می کردند که همهٔ مردم از خردمندی او استفاده کنند، پادشاه بر کسی حسد نمی ورزید اما بهمه آزادی می داد تا آنچه می خواهند بگویند، و آنکس را که اندرز بهتر می داد ورای بهتر می نهاد، گرامی تر می داشت. این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد و بزرگ شد، زیرا افراد آزادی داشتند، و در دمیان آنان محبت بود و نسبت بهم، حس خویشاوندی می کردند»
• «برای تحصیل سعادت باید اخلاق خوب را پیروز ساخت و بر ضد اخلاق بد باید جنگید، حکومت مانند یک فرد است و وظیفه او تربیت کردن افراد در دایره فضایل اخلاقی است.» -> (Der Staat (Politeia
• «به مصداق این ضرب المثل قدیمی: هم سن و سال ها از دیدار یکدیگر مشعوف گردند.» -> Phädrus ۲۴۰c / Sokrates
• «پیکر آدمی، مقبره روح است.» -> احتمالآ نقل قولی از فیثاغورس است/ Gorgias ۴۹۳a۲-۳
• «چه نیک بخت، کسانی که از آن چه نیکوست، بهره ورند.» -> Gastmahl / Sokrates
• «روح، اسیر جسم و ادغام شده در او است، بالاجبار، واقعیت را از درون آن یا از پشت میله های محبس خود می نگرد و نه با دید نامحدود خویش.» -> Phaidon ۸۲e
• «روح، فناناپذیر است، که آن چه در جنبش دا ئمی است، فنا نپذیرد.» -> Phädrus ۲۴۵c
• «عالم، ابدی و مداوم است. هیچ چیز نبوده و هیچ چیز هم نخواهد بود، که آن چه در است، مجموع و مرتبط است.» Parmenides -> حال
• «نسل آدمی، درواقع زمانی از رنج و تیره روزی نجات خواهد یافت که گروهی از فلاسفه راستین و ناب در صدر حکومت قرار گیرند، یا اینکه، حکومت ها به طرز م ...

ارتباط محتوایی با افلاطون

افلاطون در جدول کلمات

باغ افلاطون است و معادل فرهنگستان
اکادمی

معنی افلاطون به انگلیسی

plato (اسم)
افلاطون

افلاطون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب
این واژه دراصل یونانى ست و معربِ اپلاتون Aplatun است شایسته ایرانیان نیست که واژگان یونانى - رومى یا هندى را معرب و از غربال تازیان بیان کنند اگر واژه ى یونانى باید در پارسى به کار رود شایسته است به شیوه و منش ایرانیان و زبان پارسى باشد و نه تازى! ایرانیان
در بیان پ ژ گ چ ناتوان نیستند و این واج ها برعکس تازیان جزو گوشت و خون زبان شکرریزشان هست، و بیشتر این نام ها و واژگان پیش از ورود تازیان نیز در ایران شناخته شده بوده و به کار مى رفته است ، بنابراین درست است که بگوییم و بنویسیم : اَپلاتون Aplatun اَپلاتونى
Aplatuni (افلاطونىx) --------- پیساگوراس Pisagoras (نه فیثاغورثx) اِکلیدِس Eklides (نه اقلیدسx) سُکرات Sokrat (نه سقراطx) اَرَستو Arastu (نه ارسطوx) پُکرات Pokrat (نه بقراطx) آرتیمیس Artimis (نه ارطاماسیاx) اَنگلیون اِنگیل Engil-Angelion (انجیلx) اُرگانون
Organon (نه ارغنونx) اتلس Atlas (نه اطلسx) اَپیون Apion (نه افیونx) اَکاکیا Akakia (نه اقاقیاx) اِکْلیم Eklim (نه اقلیمx) اُکیانوس Ocianus (نه اقیانوسx) پَتلموشPatalmush (پهلوى) یا پتلمیوس Patlamius (نه بطلمیوسx) کُنستانتینوپول Konstantinopol (نه قسطنطنیهx)
کِیسَر Keysar (پهلوى: این واژه پارسى ست) نه قیصرx فِرون Feron (نه فرعونx) آندیوک Andivak (پهلوى) یا اَنتاکیاAntakia (نام شهرى باستانى در روم شرقى) (نه انطاکیهx)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جمهور افلاطون   • کتاب های افلاطون   • زندگی نامه افلاطون   • ضیافت افلاطون   • فلسفه افلاطون   • افلاطون کتابها   • افلاطون چاقی   • آثار افلاطون   • معنی افلاطون   • مفهوم افلاطون   • تعریف افلاطون   • معرفی افلاطون   • افلاطون چیست   • افلاطون یعنی چی   • افلاطون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افلاطون
کلمه : افلاطون
اشتباه تایپی : htghx,k
آوا : 'aflAtun
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس افلاطون : در گوگل

آیا معنی افلاطون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران