برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1359 100 1

اطلس

/'atlas/

مترادف اطلس: نقشه، پرنیان، حریر، دیبا

برابر پارسی: پرنیان، ابریشم، پرند

معنی اسم اطلس

اسم: اطلس
نوع: دخترانه
ریشه اسم: یونانی
معنی: (تلفظ: atlas) (معرب از یونانی) پارچه ی ابریشمی، پرنیان، دیبا، ابریشم گران بها، (در نجوم) فلک نهم، فلک اطلس - پارچه ابریشمی، دیبا

معنی اطلس در لغت نامه دهخدا

اطلس. [ اَ ل َ ] (ع ص ) سر بی موی و لغسر کل. (ناظم الاطباء).

اطلس. [ اَل َ ] (ع ص ، اِ) جامه ٔ کهنه. ج ، طُلُس. (ناظم الاطباء). ثوب خلق. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). جامه ٔکهنه. ج ، طُلس. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از متن اللغة). || گرگ درنده . (آنندراج ) (غیاث ). گرگ دیزه.(تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (مهذب الاسماء). گرگ دیزه و گرگ ریخته مو. (مؤید الفضلا). گرگ دیزه یعنی خاک رنگ که بسیاهی زند. (مجمل اللغة). دیزه گون. گرگ موی ریخته. «امعط» که موی آن فروریزد و آن خبیث ترین گونه ٔگرگ است. (از متن اللغة). گرگ موی ریخته ٔ خاکی رنگ که بسیاهی زند . گرگ تیره رنگ سیاهی آمیخته. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). اکلس : ذئب اطلس ؛ ذئب اکلس. || مرد که او را بزشتی متهم کرده باشند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کسی که بقبیحی متهم گردد: فلان علیه ثوب اطلس ؛ هنگامی گویند که به امر زشتی متهم شود. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || دزد. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سارق. (متن اللغة). لص. (اقرب الموارد). دزد. و فی الحدیث : انه قطع ید مولد اطلس سرق. و قیل اراد اسود وسخاً. و قیل الاطلس اللص. (منتهی الارب ). || چرکین جامه. مؤنث آن : طَلْساء. (از متن اللغة). جامه ٔ شوخگن که لون ویژه دارد. (زوزنی ). جامه که از شوخ خاکسترگون باشد. (تاج المصادر بیهقی ). آن جامه که از خاکستر رنگ شده باشد. (مهذب الاسماء). || تیره یعنی سرخ تیره رنگ. (از منتخب ) (از شروح نصاب )(از قران السعدین ) (غیاث ) (از آنندراج ). آنچه رنگ خاکی آن بسیاهی زند. (از متن اللغة). هر آنچه بر رنگ گرگی باشد که رنگ خاکی آن بسیاهی زند. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || چیزی چرک رنگ. (مؤید الفضلا). چرک و ریم. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). وسخ. (اقرب الموارد) (متن اللغة). چارگن. (یادداشت مؤلف ). چرکین. چرکی. || سیاه مانند حبشی و مثل آن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اسود همچون حبشی و مانند آن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || درم بی نقش سکه. (غیاث ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درم بی نقش. (مؤید الفضلاء) (مهذب الاسماء). اقچه ٔ بی سکه. درم بی مهر.(لغت خطی ). || ساده ٔ بی نقش. (فرهنگ نظام ). ساده روده. روت. رُت. (یادداشت مؤ ...

معنی اطلس به فارسی

اطلس
مجموعه عظیم کوهستانی افریقای شمالی در مراکش و الجزیره و آن شامل اطلس علیا و اطلس وسطی است .
۱ - پرنیان دینا پارچ. ابریشمی . ۲ - ساده بی پرز . ۳ - فقر. اول از فقرات گردن که بلافاصله زیر استخوان قمحدوه قرار گرفته و بر آن سوار است . ۴ - کتاب مصورجغرافی هر کتابی که دارای نقشه های متعدد باشد : اطلس تشریح . ۵ - سطح مقعر فلک نهم . ۶ - ( اسم ) اقیانوس اطلس .
در میتولژی یونانیان نام یکی از گروه جباران است که با خدایان نافرمانی آغاز کردند آنگاه خدایان اطلس را بدان کیفر دادند که آسمان را بر سر و شانه های خویش حمل کند و پرسیوس را بروی رحمت آمد و او را بکوههایی انتقال داد و کوههای مزبور همان جبال اطلس است که بدین سبب بنام وی خوانده شده است .
بافنده اطلس . آنکه پیشه او اطلس بافی باشد .
عمل اطلس بافی . بافتن اطلس یا محل بافتن اطلس .
( اسم ) ۱ - کسی که جام. اطلس پوشد . ۲ - ثروتمند غنی .
( صفت ) فروشند. اطلس .
[fire atlas] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مجموعۀ منسجمی از نقشه ها و نمودارها و آمارهای مربوط به آتش سوزی ها که مبنای برنامۀ مقابله با آتش قرار می گیرد
آنکه روی لطیف چون اطلس دارد
[زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← اطلس زبانی
[linguistic atlas] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای کتاب مرجع حاوی اطلاعاتی درباره پراکندگی زبان های جهان متـ . اطلس زبان ها
اطلس شکن ...

معنی اطلس در فرهنگ معین

اطلس
(اَ لَ) [ معر - یو. ] (اِ.) ۱ - پارچة ابریشمی . ۲ - نام یکی از رب النوع های یونان قدیم که زمین را بر دوش خود حمل می کند. ۳ - اولین مهرة گردن . ۴ - نقشه جغرافی . ۵ - سطح مقعر فلک نهم . ۶ - نام اقیانوسی که بین اروپا و امریکا قرار دارد.

معنی اطلس در فرهنگ فارسی عمید

اطلس
۱. نوعی پارچۀ ابریشمی، دیبا.
۲. [مجاز] جامۀ ابریشمین.
۳. نوعی پارچۀ پُرزدار از جنس ابریشم مصنوعی.
۴. هر کتابی که دارای نقشه های گوناگون باشد: اطلس جغرافیا، اطلس تشریح.
۵. (زیست شناسی) نخستین مهرۀ گردن در زیر جمجمه. &delta، برگرفته از نام اطلس، رب النوع یا قهرمان افسانه ای یونان قدیم که کرۀ زمین را بر روی گردن خود حمل می کرد.
۶. (نجوم) [قدیمی] فلک نهم.

اطلس در دانشنامه ویکی پدیا

اطلس
اطلس مجموعه ای از نقشه است؛ معمولاً نقشه هایی از کره زمین، اما اطلس هایی از سیاره های دیگر در منظومه شمسی نیز وجود دارند. اطلس ها به طور سنتی به صورت کتابی بودند، ولی امروزه اطلس های فراوانی به شکل چندرسانه ای در دسترس هستند. همچنین در بعضی از اطلس ها می توان فهرست تمام کشورها و تمام اطلاعات مربوط به آن را مانند جمعیت، پرچم، واحد پول و... را یافت.
اطلس تاریخ اسلام - (تارنمای پروژه اطلس تاریخ اسلام)
بعنوان نمونه اطلس بازار ایران
اطلس دارای معانی و کاربردهای زیر است.
اطلس مجموعه ای از نقشه ها است.
اطلس زبان شناسی کتابی که در آن گویشهای مختلف یک زبان بر روی نقشه مشخص می شوند.
اقیانوس اطلس نام یکی از اقیانوس های جهان
اطلس (پارچه) نوعی پارچه ابریشمی
اطلس (اساطیر) رب النوع یونانی پسر ژاوپه و کلیمنس چون وی از غولها در مقابل خدایان جانبداری کرد زئوس او را محکوم نمود که گنبد آسمان بر دوش خویش بگیرد.
اطلس (قمر) نام یکی از قمرهای سیاره کیوان است.
اطلس (به یونانی: Ἄτλας)، پسر پاپتوس و کلیمنه و یکی از تیتان های نسل دوم بود. او را پادشاه شهر افسانه ای آتلانتیس نیز می پنداشتند. نام او به معنای «متحمل» است. با پلیونه (از اوکئانیدها) ازدواج کرد و صاحب فرزندانی چون پلیادس و هسپریدس، هوآدس و کالیپسو شد. او سه برادر با نام های پرومتئوس، اپیمتئوس و منوتئیوس داشت.
فهرست شخصیت ها، مکان ها و رویدادهای افسانه ای یونان باستان
آ ا ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ سش ف ک گ ل م ن و ه ی
اطلس علیه خدایان جنگید و محکوم شد افلاک را بر دوش بگیرد.
در برخی روایات اطلس را پدر هسپریدها می دانند.
اَطلَس پارچه ای است پنبه ای با سطحی صاف و کمی شفاف و پشت مات. اطلس دیبای ستبر و پرنیان ساده است.
پارچه اطلس از ابریش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اطلس در جدول کلمات

کشوری جزیر ه ای میان دریای کاراییب و اقیانوس اطلس شمالی و شمال شرق ونزوئلا
باربادوس

معنی اطلس به انگلیسی

satin (اسم)
جلا ، اطلس نما ، اطلس ، دبیت

معنی کلمه اطلس به عربی

اطلس
حرير
عبر الاطلسي
اطلس

اطلس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

النا
اطلس (به یونانی: Ἄτλας)‏، پسر پاپتوس و کلومنه.
اساطیر یونان باستان
اطلس
فرانسوی: اطلس
جنسیت: مذکر
پدر: پاپتوس
مادر: کلومنه
همسر: پلیونه
فرزندان: پلیادس و هسپریدس، هوآدس و کالسپو.
موضوع های اساطیر یونان باستان
آ ا ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س
ش ف ک گ ل م ن و ه ی
از تیتان ها بود. نام او به معنای «متحمل» است. با پلیونه (از اوکئانیدها) ازدواج کرد و صاحب فرزندانی چون پلیادس و هسپریدس، هوآدس و کالسپو شد.
علیه خدایان جنگید و محکوم شد افلاک را بر دوش بگیرد.
جستارهای وابسته [ویرایش]
فهرست شخصیت ها، مکان ها و رویدادهای افسانه ای یونان باستان
منابع [ویرایش]
دورانت، ویل. تاریخ تمدن، یونان باستان (جلد دوم). ترجمهٔ امیرحسین آریان پور و دیگران. سرویراستار، محمود مصاحب. چاپ ششم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸. ISBN 964-445-001-9.
در ویکی انبار پرونده هایی دربارهٔ اطلس (شخصیت افسانه ای) موجود است.
در ویکی انبار پرونده هایی دربارهٔ اطلس (شخصیت افسانه ای) موجود است.
[نهفتن]
ن • ب • و
ایزدان و پهلوانان اساطیر یونان باستان
دوازده ایزد المپ نشین
آپولو· آتنا· آرتمیس· آرس· آفرودیته· پوزئیدون· دمتر· زئوس· هرا· هرمس· هستیا· هفائستوس
ایزدان نخستین
اربوس· اروس· اورانوس· پونتوس· تارتاروس· خائوس· گایا· مویرای· نوکس
دیگر ایزدان
اتر · اطلس· پرسفون· دیونیسوس· ستو· فبوس· کرونوس· لتو· مایا· هادس· هارمونیا· هبه· هیگیه یا
تیتان ها
اکئانوس· تئا· تتیس· تمیس· رئا· فوبه· کئوس· کرونوس· کریوس· نیمازینی· هیپریون· یاپتوس
دیگر موجودات نخستین
ارینوئس· پولیفموس· دریادن· سانتور· سیکلوپ· گیگانت ها· مدوسا· میوزها· مینوتور· هیدرا
پهلوانان میرا و
نیمه خدایان
آتالانته· آسکلپیوس· آشیل· آمازون ها· آنتیوپ· اودیسئوس· اودیپ· ایکاروس· بلروفون· پانته زیله· پرسئوس· پلئوس·
پنلوپه· تانتالوس· تسئوس·دایدالوس· سیسیفوس· هرکول· هیپولیتا· یاسون
اساطیر یونانی ·رده:اساطیر یونانی
رده ها: اساطیر یونانیای زدان یونان یتیتان ها
قس عربی
أطلس هو معبود من المیثولوجیا الإغریقیة، یشتهر بحمله قبة السماء، وهو أحد العمالقة الأقویاء کعنتی وهرقل وغیرهم. حسب المیثولوجیا الإغریقیة فهو ابن بوسیدون، وللإشارة فقد جعل هیرودوت، وأخ لکل من برومیثیوس أیبیمیثیوس. وقد کان أطلس من بین العمالقة الذین اکتسحوا الجبل الأولمبی الذی یحظى بمکانة عظیمة فی المیثولوجیا الإغریقیة وجزاء لذلک فقد عاقبه الإله زیوس بأن حکم علیه أن یحمل قبة السماء بنفسه ولیس الأرض بکاملها کما یعتقد البعض خطأ.
[عدل]أطلس اللیبی وأطلس الإغریقی
فی المیثولوجیا فهو کائن شدید العلو بحیث لایرى جزءه العلوی من الرأس سواء صیفا أو شتاء، ویلاحظ أن الباحثین یمیزون بین أطلس اللیبی وبین أطلس الإغریقی.
[عدل]التسمیة
یعتقد أن جزیرة أطلنطس المفقودة فد أخذت اسمها عن هذا الإله، وتجدر الإشارة إلى أن بعض المصادر المیثولوجیة ترجح أن سکان تلک الجزیرة کانوا لیبیون، ویعتقد البعض أن جبال أطلس مسماة باسم إغریقی باعتبار أن أطلس اسما إغریقیا، ویذکر أن الرب أطلس قد تحول إلى سلسلة جبال الأطلس حسب الأسطورة، فی حین یرى البعض خارج سیاق المیثولوجیا أن أطلس قد یکون تحریفا للاسم کما یشیر أیضا أحد الباحثین المهتمین بالمیثولوجیا الأمازیغیة "حفیظ خضیری" أن کلمة أطلس کلمة محضة ذات علاقة مع الظواهر الطبیعیة وهی کلمة مرکبة بالنطق الأمازیغی "antel+as" أی مقبرة الشمس، وقدیما کان البشر یعبدون الشمس ویعتقدون أنها تعود إلى المغرب کموطن یدعى مملکة الموت أو أرض الله /amur uyakuch.
ویذهب الدکتور "أحمد الهاشمی" أستاذ الطوبونیمیا بجامعة ابن زهر بالمغرب إلى احتمال أن یکون أطلس أصله "أدلاس" الذی یجمع فی صورة "تیدلاس" التی تنجز فی صورة "تیلاّس" أی الظلمات، وذلک بالمماثلة الصوتیة بین الدال واللام وإدغامهما؛ فیکون معنى صیغة "أدلاس" المظلم، وهذا مایفسر تسمیة الجغرافیین العرب القدماء المحیط الأطلسی ببحر الظلمات.
أما تسمیة الجبال المغاربیة بجبال أطلس فسببها حسب هذا التفسیر أن هذه الجبال تنتهی منحدرة نحو میاه المحیط الأطلسی.
أما أساطیر الإغریق حول أطلس فإنما تعکس مایحکى لهم عن عجائب بلاد المغرب، ومنها جبال أطلس الشامخة، وخاصة قمم أطلس الکبیر التی تعانق قبة السماء، ولاترى أبدا فی ذلک الزمان لأنها کانت مقر الثلوج الدائمة وتغطیها باستمرار سحب کثیفة ناتجة عن کثافة هذه الثلوج، والرحالة الذین یتحدثون عن معاینتهم للمنطقة تؤکد ماقلناه، وتسمیته أمازیغیة محضة.[بحاجة لمصدر]
کما أن المحیط الأطلسی یربط أیضا باسم أطلس وجبال أطلس وجزیرة أطلنتیس المفقودة، کما أن القمر أطلس قد سمی نسبة لهذا الإله الذی برز فی المیثولوجیا الإغریقیة.
هناک المزید من الصور والملفات فی ویکیمیدیا کومنز حول: أطلس
بوابة میثولوجیا
بوابة الأمازیغ
تصنیفان: آلهة إغریقیةمیثولوجیا إغریقیة
قس ترکی آذری
Atlant ya Atlas (yunan. Άτλας) qədim yunan mifologiyasında[1] titan tanrı İapetin oğlu, Prometey, Epimetey və Menetiyın qardaşı.




İapet

Klimena











































Atlant

Prometey

Epimetey

Menetiy
Titanomaxiya zamanı qardaşı Menetiy kimi rəqib tərəfdə iştirak etdiyi üçün Zevs tərəfindən əbədi olaraq ...
اطلس دخت
کمیاب
علی سیریزی
پسر پاپتوس و کلیمنه و یکی از تیتان‌های نسل دوم بود.
او را پادشاه شهر افسانه‌ای آتلانتیس نیز می‌پنداشتند.
نام او به معنای متحمل است. با پلیونه (از اوکئانیدها) ازدواج کرد و صاحب فرزندانی چون پلیادس و هسپریدس، هوآدس و کالیپسو شد.
او سه برادر با نام‌های پرومتئوس، اپیمتئوس و منوتئیوس داشت.
اطلس علیه خدایان جنگید و محکوم شد افلاک را بر دوش بگیرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کیا موتورز   • هيونداي   • کیا پیکانتو   • شرایط فروش هیوندا   • نمایندگی هیوندا   • هیوندایی   • کیا کارنز   • معنی اطلس   • مفهوم اطلس   • تعریف اطلس   • معرفی اطلس   • اطلس چیست   • اطلس یعنی چی   • اطلس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اطلس
کلمه : اطلس
اشتباه تایپی : hxgs
آوا : 'atlas
نقش : اسم
عکس اطلس : در گوگل

آیا معنی اطلس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )