برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1464 100 1

اشرف

/'aSraf/

معنی اسم اشرف

اسم: اشرف
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: ašraf) (عربی) گرانمایه تر، شریف تر، شریف ترین، والاترین، (در قدیم) بالاتر - شریف تر

معنی اشرف در لغت نامه دهخدا

اشرف. [ اَ رَ ] (ع ن تف ) شریفتر. مهتر.
- اشرف مخلوقات ؛ آدمی.
|| گاه عنوان و صفت شخص یا مکان مقدس باشد: حضرت اشرف. جناب اشرف. نجف اشرف. || بلندتر از هر چیزی. (منتهی الارب ). || (ص ) منکب اشرف ؛ دوش بلند. || (اِ) شب پره. (منتهی الارب ). || مرغی است دیگر که آشیانه نسازد و فرودنیاید، الا ریثما یجعل لبیضه اُفحوصاً من تراب و یبیض و یغطی علیه فیطیر و بیضه ینفقس بنفسه ، فاذا اطاق فرخه الطیران کان کابویه فی عادتهما. (منتهی الارب ). و در ترجمه ٔ قاموس چنین است : و پرنده ای دیگر است که از برای او آشیانی نیست و نمی افتد و فرونمی آید مگر وقتی که میکند از برای تخم کردن آشیانی از خاک و تخم میکند در او و می پوشد بر او چیزی وپرواز میکند و تخم او تباه و شکسته میشود بخودی خود. پس وقتی که جوجه ٔ او توانا شد از پریدن ، هست مثل پدر و مادر در خوی ایشان. || ستر اشرف ؛ از ترکیباتی است که روی سکه ها نوشته میشد تا بر رتبه ها و مقامات و امثال آن دلالت کند و این ترکیب را بجای «جهة» بکار میبردند. صاحب النقود ذیل «جهة» مینویسد: کنایه از زن شریفی است که نخواهند نام او را ذکر کنند، و ذیل «ستر اشرف » آرد: کسانی که بخواهند در اکرام و احترام و اشاره دقیق امعان کنند این ترکیب را بجای «جهة» بکار میبرند... رجوع به النقود ص 135 شود. || نزد صوفیه عبارت است از ارتفاع وسائط. هرچند میان موجِد و موجَد وسائط کمتر و احکام وجوبش بر احکام امکانش اغلب ، آن شی ٔ اشرف و اگر وسایط اکثر میان وی و حق ، آن شی ٔ اخس ّ. از بهر همین ، عقل اوّل وملائکه ٔ مقربون از انسان کامل اشرف باشند، و انسان از ایشان اکمل. نظم :
میان اشرف و اکمل تمیز است
ترا کردم خبر دریاب نیکو
ملک اشرف بود انسان کامل
ولی انسان کامل اکمل از او.
کذا نقل عن عبدالرزاق الکاشی. (کشاف اصطلاحات الفنون ص 842).
- امکان اشرف ؛ در حکمت اشراق در برابر امکان اَخَس ّ است. شیخ اشراق در حکمة الاشراق در ذیل «فی قاعدة الامکان الاشرف علی ما هو سنّةالاشراق » در این باره بتفصیل بحث کرده است. رجوع به کتاب حکمة الاشراق چ کربن ص 154 و فهرست آن و منظومه ٔ حاج ملا هادی شود.

اشرف. [ اَ رَ ] (اِخ ) نسبت او معلوم نیست. ابواسحاق بن یاسین نام او ...

معنی اشرف به فارسی

اشرف
غزنوی ( سید )
شریفتر، بزرگوارتر، بزرگ قدرتر، بلندتر
( صفت ) بلند تر افراشته تر گرانمایه تر شریفتر . یا اشرف مخلوقات . آدمی انسان . یا حضرت اشرف . برای صدور و وزرای عظام استعمال شود . یا جناب اشرف .
موضعی است بحجاز در دیار بنی نصر بن معاویه .
[ گویش مازنی ] /ashref/ نام قدیمی شهر بهشهر
دهی جزئ دهستان غار بخش ری شهرستان تهران است که در ۸٠٠٠ گزی خاورای و ۱٠٠٠ گزی راه شوسه واقع است هوای آن معتدل است و در جلگه قرار دارد .
فرزند سید احمد قزوینی از شاعران معاصر بود پس از کسب علوم مقدماتی در قزوین برای تکمیل تحصیلات به بین النهرین شتافت و بعد از پنج سال بایران باز گشت و در رشت روزنامه ای را انتشار داد و آنگاه که مشروطیت برقرار شد با فتح الله سپهدار اعظم بتهران آمد و روزنامه مزبور را در تهران انتشار داد .
زین العابدین ابن محمد تقی اصفهانی استاد خط نسخ ( ف. اصفهان ۱۳٠٠ ه. ق . ) . وی از کاتبان در بار ناصر الدین شاه قاجار بود و بهمین مناسبت [ سلطانی ] رقم می کرد و شاه او را [ اشرف الکتاب ] لقب داده است . او در خط نسخ شاگرد آقا محمود اصفهانی بود ولی از روی خط میرزا احمد نیریزی مشق بسیار کرد .
نام همزاد سواد بن قارب بود
محمد اصغر یکی از شعرای هندوستان و اصلا از اهالی و سادات مشهد بود که بکشور مزبور هجرت کرد و سمت منشی گری اکبر شاهرا بدست آورد چند منظومه بسرود و بسال ۹۸۳ در گذشت .
از بزرگان اولیائ الله بود که مدتها بارشاد خلق پرداخت و در ۸۹۹ ه.ق . در گذشت قبر او در مزار خواص و عوام است .
برسوی عبد القادر نجیب الدین ...

معنی اشرف در فرهنگ معین

اشرف
(اَ رَ) [ ع . ] (ص تف .) بزرگوارتر، شریفتر.

معنی اشرف در فرهنگ فارسی عمید

اشرف
۱. شریف تر، بزرگوارتر، بزرگ قدرتر.
۲. بلندتر.

اشرف در دانشنامه اسلامی

پدر یا مادر مسلمان یا آزاد را اَشرف اَبَوَین گویند. از آن در بابهایی مانند طهارت و نکاح سخن گفته اند.
عنوان یاد شده در دو مورد مسلمان و آزاد بودن یکی از والدین به کار رفته است.
تعریف اشرف ابوین
هرگاه یکی از والدین، مسلمان و دیگری کافر و یا یکی آزاد و دیگری برده باشد، به آن که مسلمان یا آزاد است، اشرف ابوین گفته می شود.
تبعیت فرزند نابالغ از اشرف ابوین
فرزند نابالغ در اسلام و کفر و نیز در حریّت و بردگی تابع اشرف ابوین است. بنابر این، اگر یکی از پدر و مادر مسلمان یا آزاد باشد فرزند نابالغ در صورت نخست، مسلمان و در صورت دوم، آزاد خواهد بود.
اشرف افغان، نوشته ویلم فلور که توسط ابوالقاسم سری به زبان فارسی درآمده است. کتاب حاضر که دنباله کتاب «برافتادن صفویان و برآمدن محمود افغان» است، شرح رویدادهای مهم زمان سلطه اشرف را از دیدگاه نویسندگان شرکت هند خاوری هلند که در مطاوی کتاب اختصارا واک نامیده می شود، در بردارد. در این شرکت روزنامه ای بوده است که در آن وقایع مهم روزانه یی که بیشتر به اوضاع سیاسی کشور ایران مربوط بوده، ثبت می شده است.
کتاب، شامل یادداشتی از مترجم و سپس در هشت فصل به حکومت اشرف افغان، قیام و سقوط سید احمد خان پادشاه کرمان، وضع بندرعباس و هرمز، همچنین دارای دو ضمیمه در پایان کتاب، اشاره می شود.
معلوم نیست در شرکت روزنامه ای، چند تن به این کار ارزنده سرگرم بوده اند؛ اما چندین بار نویسنده از خود با عنوان «روزنامه دار» یا «روزنامه چی» یاد می کند. فزون بر این نویسندگان، شرکت در نهان، خبرچیانی را از اهالی ایران یا از میان نخبگان، حاکمان و حاکمچگان آن ها به انحای گونه گون در خدمت خود داشته و از آن ها خبرهای دست اولی را به دست می آورده است، در نتیجه آگاهی های بسیاری از اوضاع نکبت بار و اسف انگیز این دوره تاریک تاریخ ایران در اسناد شرکت مزبور در بایگانی واک در هلند باقی مانده است.
آقای دکتر ویلم فلور نخستین بار به مطالعه و تحقیقی انتقادی در ...


اشرف در دانشنامه ویکی پدیا

اشرف
اشرف می تواند به موارد زیر اشاره کند:
اشرف پهلوی، خواهر محمدرضا پهلوی
اشرف افغان، پسرعمو و جانشین محمود افغان
اشرف دهقانی، رهبر فکری و عملی چریک های فدایی خلق ایران
حمید اشرف، از رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق
اشرف ربیعی، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران
علی اشرف، نقاش دوره قاجار
اشرف (مهریز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مهریز در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان ارنان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
اشرف یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان کیوان بخش خداآفرین شهرستان کلیبر واقع شده است.
اشرف آباد ممکن است در یکی از این معانی استفاده شود:
اشرف آباد (آمل) روستایی است از توابع بخش دابودشت شهرستان آمل در استان مازندران ایران.
اشرف آباد (بستان آباد) از روستاهای استان آذربایجان شرقی است
اشرف آباد، روستایی است از توابع بخش دابودشت شهرستان آمل در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان دابوی جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۴ نفر (۳۶خانوار) بوده است.
اشرف آباد روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ازنا در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان پاچه لک غربی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۱ نفر (۸۴ خانوار) بوده است.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اشرف در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:بهشهر، شهر

ارتباط محتوایی با اشرف

اشرف در جدول کلمات

اشرف
بلند پایگان
اشرف مخلوقات
ادم

اشرف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید
اشرف یعنی بزرگوار یعنی با شرف تر
مریم
بلندپایگان
اشرف
صبور و معدن بزرگواری و بخشش
Baran.ABD
شريف ترين
عفت
شریف ترین شخص اشرف بزرگوار ترین شخص اشرف پاکدامن ترین شخص اشرف
ساده ترین شخص اشرف
چون که پدرم است
فرشاد
ازهمه شریفتر
سیما
(اشرف یعنی انسان کامل )
یلدا
بلندپایگان
مهدی
اشرف به معنای شریف تر و بر وزن افعل و از ریشه شرف است
اشرف
اشرف یکی ازصفات خداست
هستی
هستی یعنی زی بو جاال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشرف پهلوی و بهروز وثوقی   • مرگ اشرف پهلوی   • اشرف پهلوی فساد اخلاقی   • اشرف در جدول   • فرزندان اشرف پهلوی   • معنی اشرف   • تشییع جنازه اشرف پهلوی   • عکس اشرف پهلوی   • مفهوم اشرف   • تعریف اشرف   • معرفی اشرف   • اشرف چیست   • اشرف یعنی چی   • اشرف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشرف
کلمه : اشرف
اشتباه تایپی : havt
آوا : 'aSraf
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس اشرف : در گوگل

آیا معنی اشرف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران