برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1461 100 1

اسحاق

/'eshAq/

معنی اسم اسحاق

اسم: اسحاق
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عبری
معنی: (تلفظ: eshāq) (عبری) نام پسر حضرت ابراهیم (ع) از ساره (سارا) از زمره پیامبران بنی اسرائیل (نام این پیغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن کریم آمده است) - خندان، نام پسر ابراهیم (ع) و ساره

معنی اسحاق در لغت نامه دهخدا

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن السﱡکین الفِلْفِلانی ابویعقوب. وی پس از 260 هَ. ق. وفات یافت و از اسحاق بن سلیمان الرازی روایت دارد و برادر او محمدبن اسماعیل یکی از ثقات است. و ابونعیم ذکر او آورده است. (ذکر اخبار اصبهان ج 1 ص 216).

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن عبداﷲبن زکریاء المَذْحِجی الرملی مکنی به ابویعقوب. وی در سنه ٔ288 هَ. ق. به اصفهان رفت و خضاب سرخ بکار میبرد ودر کوی قصارین نزول کرد و خود مسگر بود. او از آدم بن ابی ایاس و محمدبن رُمح روایت دارد و احادیث را از حفظ بیان میکرد و ازین جهت بخطا افتاده است. ابونعیم ذکر او آورده است. (ذکر اخبار اصبهان ج 1 ص 217).

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن موسی بن مِهران الجُلکی مکنی به ابویعقوب. شیخی ثقة است و وفات او بسال 279 هَ. ق. بوده است.

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن نوبخت. شیخ طوسی این اسحاق را از اصحاب امام هادی (ع ) شمرده است و ظاهراً امامی باشد. (تنقیح المقال ج 1 ص 111).

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل مکنی به ابویعقوب. از بزرگان. معاصر القاهر باﷲ ابوالمنصور محمدبن المعتضد. رجوع به حبیب السیر جزء 3 از ج 2 ص 107 شود.

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل افندی (شیخ الاسلام ). متوفی بسال 1147 هَ. ق. او راست : ترجمه ٔ ترکی شرح شفانی تعریف حقوق المصطفی تألیف قاضی عیاض. شرح منلا علی القاری. (کشف الظنون چ 1 ج 2 ص 64).

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل جلکی. رجوع به اسحاق بن اسماعیل بن موسی بن مهران الجلکی شود.

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل طالقی. جوالیقی از او نقل کند. (المعرب ص 352).

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل القافلانی. محدث است و ذکر او در کتاب المصاحف ابی بکر عبداﷲبن ابی داود السجستانی چ لیدن 1937 م. ص 180 آمده است.

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل المذحجی.رجوع به اسحاق بن اسماعیل بن عبداﷲبن زکریا... شود.

اسحاق. [ اِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل نیشابوری. شیخ طوسی در کتاب رجال وی را از اصحاب امام عسکری (ع ) شمرده و گوید وی ثقة است و علامه در خلاصه گوید از اصحاب ابومحمد حسن عسکری (ع ) است. او پس از وفات عسکری (ع ) با سفراء امام ...

معنی اسحاق به فارسی

اسحاق
موصلی ارجانی فارسی ابن ابراهیم بن میمون تمیمی مکنی به ابومحمد( ف . ۲۳۵ ه . ق . ) وی در علم وادب وموسیقی ماهر بود. اسحاق نزدمنصور زلزله وعاتکه دختر شهده موسیقی وغنائ آموخت ودر دربار هارون ومامون منزلتی داشت . تصنیفات بسیار دارد .
ابن ابراهیم بن محمد حنظلی
از بلوکات ولایت نیشابور
موضعی در جنوب بیستون
از اعلام است
کوهی و ناحیتی به هرسین
ابراهیم ابن شهریار بن زادان فرخ بن خورشید معروف به شیخ ابو اسحاق کازرونی و شیخ مرشد عارف قرن پنجم ( ف . ۴۲۶ ه . ق ٠ ) مولد او قریه [ نورد ] کازرون پدرش شهریار زرتشتی بود و مسلمان شد و مادرش بانویه نام داشت گویند ۶۴ خانقاه تاسیس کرد و گروهی بسیار از زرتشتی و یهودی به دست او مسلمان شدند و چون با کافران مبارزه میکرد او را شیخ غازی خواندند٠ مدفن او اکنون در کازرون زیارتگاه است ٠
عمر بن عبدالله سبیعی
بو اسحق ٠ بوسحاق ٠ طایف. باشند ٠ نام طایفه ایست ظاهرا آن طایفه شریر باشد یا مبغوض ٠ یا نام کانی است از جمل. کانهای فیروز. نیشابور که فیروز. آن را بو اسحاقی و بو اسحاق هر دو میگویند ٠
مکنی به ابو زید العبادی یکی از مشهور ترین اطبای زمان خلفای عباسی است که در زبانهای یونانی و سریانی و عربی تبحر داشت
از طسوج لنجرود است
از ...

اسحاق در دانشنامه اسلامی

اسحاق
معنی إِسْحَاقَ: از پيامبران الهي و فرزند حضرت ابراهيم (علي نبينا و عليهما السلام)
معنی نَافِلَةً: زیادی - اضافه - عطیه و بخششی افزون (کلمه نافله از ماده نفل به معناي زيادي است ،و معناي عبارت "وَمِنَ ﭐللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ "این است که قسمتي از شب را پس از خوابيدنت بيدار باش و به قرآن (يعني نماز ) مشغول شو ، نمازي که زيادي بر مق...
تکرار در قرآن: ۱۷(بار)
إِسْحٰاق از پیامبران الهی و فرزند ابراهیم(ع) که در سرزمین فلسطین مردم را به آیین ابراهیم دعوت می کرد. او جد بنی اسرائیل بود. در قرآن به نام او اشاره شده و به ظهور پیامبرانی از نسل او بشارت داده شده است. تورات و برخی منابع اهل سنت، لقب اسحاق را ذبیح الله می دانند، ولی بر اساس باورهای شیعه، اسماعیل، فرزند دیگر ابراهیم، ذبیح الله خوانده می شود. اسحاق در حدود ۱۸۰ سالگی از دنیا رفت و در کنار مرقد پدرش ابراهیم در الخلیل دفن شد.
اسحاق از پیامبران الهی و فرزند ابراهیم(ع) و ساره است که در فلسطین به دنیا آمد و در همان جا زندگی کرد. اسحاق واژه ای عبری که از «ایصحق» به معنای «می خندد» گرفته شده است. برخی نیز آن را عربی و مشتق از «سحق» دانسته اند. تولد او حدود پنج سال بعد از اسماعیل بوده است. هنگام تولد اسحاق، پدرش حدود ۱۲۰ و مادرش ۹۰ ساله بوده اند. اسحاق در چهل سالگی با دختری به نام رفقه ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام های عیص و یعقوب شد.
وی جد بنی اسرائیل است و جبرئیل بشارت داد که از نسل او پیامبرانی از جمله یعقوب، داوود، سلیمان، ایّوب، یوسف، موسی، هارون و دیگر پیامبران بنی اسرائیل به وجود خواهند آمد.
اسحاق اصفهانی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابن شاذه اسحاق بن شاذه عطار اصفهانی، از محدّثین اصفهان• ابن اسید اسحاق بن محمد اصفهانی، از محدّثین قرن سوم و چهارم هجری در اصفهان• ابن راهویه اسحاق بن راهویه اصف ...


اسحاق در دانشنامه ویکی پدیا

اسحاق
عکس اسحاق
اسحاق یا اسحق (‎/ɪs.hɑːk/‎ ISS-hahk; عربی: اسحاق‎ / لاتین نویسی الا-ال سی: Isḥāq)اسم کوچک مذکر و صورت عربی، آیزاک است.
اسحاق بلفضیل،
اسحاق جهانگیری
اسحاق آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اسحاق آباد (سرباز)
اسحاق آباد (سقز)
اسحاق آباد (سلسله)
اسحاق آباد (کاشمر)
اسحاق آباد (نیشابور)
اسحاق آباد (سرباز)، روستایی از توابع بخش پیشین شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان جکیگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۸ نفر (۲۸خانوار) بوده است.
اسحاق آباد (سقز)، روستایی از توابع بخش سرشیو شهرستان سقز در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان چهل چشمه غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۸ نفر (۶۶خانوار) بوده است.
اسحاق آباد روستایی از توابع بخش فیروزآباد شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان قلائی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۲ نفر (۱۹ خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۰۱′۴ ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اسحاق در دانشنامه آزاد پارسی

اِسحاق
در عهد عتیق، از اجداد عبرانیان، پسر ابراهیم و سارا، و پدر عیسو و یعقوب. ریشۀ نام او به عبری Yitzhak به معنای خنده است و وجه تسمیه اش این است که چون فرشتگان در فرتوتی ابراهیم و سارا به آنان بشارت دادند که به خواست خداوند صاحب فرزند خواهند شد، آن دو از شادی و شگفتی خندیدند. اشارۀ اصلی به او در کتاب مقدس، در عهد عتیق، سفر پیدایش، باب های ۲۱ تا ۲۸ است. او در معرض امتحان الهی افتاد که طبق رؤیای صادقه ابراهیم می بایست قربانی می شد و در باب ۲۲ آمده است که خداوند وقتی ابراهیم را مصمم به این قربانی انسانی دید، به او رحمت آورد و قربانی قوچ را جانشین آن قربانی کرد. همسر او رفقه (ربکا) نازا بود ولی دعای زن و شوهر مستجاب شد و خداوند دو فرزند (دوقلو) به نام های یعقوب و عیسو به ایشان عطا کرد. در قرآن نام اسحاق هفده بار ذکر شده و بارها به او اشاره شده است (بقره، ۱۳۳؛ ۱۳۶، ۱۴۰؛ آل عمران، ۸۴؛ نساء، ۱۶۳؛ و ...). پیش از تولد وی، خداوند ابراهیم را به فرزندی که او را اسحاق نام نهاده بود، بشارت داد (ابراهیم، ۳۹). در قرآن غالباً در کنار ابراهیم و اسماعیل، از بندگان صالح و انبیاء الهی شمرده شده و در سورۀ صافات آیات ۱۰۰ تا ۱۱۳ از رؤیای صادقۀ ابراهیم که از سوی خدا مأمور ذبح فرزندش شد، سخن گفته شده اما ذبیح بودن اسماعیل یا اسحاق تصریح نشده است. بنی اسرائیل از نسل اسحاق اند.

ارتباط محتوایی با اسحاق

اسحاق در جدول کلمات

پسر اسحاق و نوه ابراهیم (ع)
یعقوب

اسحاق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسحاق
خندان
تاشبور
ایزاک
متین
اسحاق اسمی است عبری که در عبری به معنای خندان است
عبری و عربی از زبان های مشترک هستند
اسحاق در عبری همان اضحک در عربی است
در تورات آمده به دلیل خندیدن مادر اسحاق بعد از شنیدن خبر بارداری او را اسحاق (ایزاک)نامیدند
محمد
نام اسحق برگرفته از گزینه سحاق وچون فرزند دوم حضرت ابراهیم با دختر حضرت لوت پیامبر ازدواج کرد وبعد از مدتی یا طلاق داده یا مرده وبا خواهر زنش ازدواج کر دومعنی سایش بر دو الت خواهران بیان می کند و این اسمش نبود ه وکنایه است
قندی
ایساّک
نام فرزند دوم پیامبر ابراهیم و سارا می باشد. اسماعیل نام فرزند اول آن پیامبر با هاجر کنیز مصری است.
علامت تشدید روی الف به معنای دو الف می باشد و بخاطر جلو گیری از تکرار حروف پشت سر هم از آن استفاده میشود. اگر این علامت را از روی الف بر داریم به شکل زیر نوشته می شود :
ایسا اک.
در این نام پیشوند " ای " در بعضی از زبان های بومی ایران بخصوص زبان کردی که ریشه در زبان اقوام ماد باستان دارد، به معنای " این " ضمیر اشاره به نزدیک سوم شخص مفرد زنده و غیر زنده می باشد. و کلمه " سا " به معنای شبیه و مانند. معنی پسوند " اک " شاید برای همه مان آشنا باشد. این دو حرف نشانه مصغر یا کوچک کردن است مثل : آدم اک یا آدمک، حوا اک ، مردک و زنک و نانک و الا آخر. بنابر این روی هم رفته نام ایسا اک به معنای ایسا کوچک می باشد. در طول تاریخ ایسا به زبان عربی راه یافته و زیر بار و سنگینی گذر زمان در حق این نام جفا ها صورت گرفته است. زیر این بار کمر الف آغازین و واپسین خم گردیده و بصورت عیسی در آمده است.با پسوند اک به معنای عیسی کوچک می باشد. بنابر این می توان به احتمال بسیار قوی یا قریب به یقین حدس زد یا باور داشت که پیامبر ابراهیم که حدود دو هزار سال قبل از پیدایش عیسی مسیح می زیسته است، بطور آگاهانه و یا ناخودآگاه ظهور عیسی بزرگ را با نام گذاری فرزند دوم خود پیش بینی نموده است یا حد اقل آرزوی آن را در افکار و دل خویش می پرورانده است.پدری که نام فرزند دلبند خودرا ایسا یا عیسی کوچلو من نامیده است، بطور غیر مستقیم در انتظار ظهور ایسا یا عیسی بزرگ بوده است.
طوریکه شاید اطلاع داریم در کتب عهد قدیم دو بار به نشانه های ظهور مسیح یا ناجی بزرگ شده است و این اشارات چند قرن بعد از موسی صورت گرفته اند و در آن اشارات به نام عیسی اشاره ای نشده است. این تفسیر و تعبیر که در اینجا در مورد نام فرزند پیامبر ابراهیم خدمت خوانندگان ارائه شد، دست اول می باشد و عالمین دینی قوم یهود، اقوام مسیحی و اقوام مسلمان کوچکترین اطلاعی از آن ندارند.
این نام به زبان انگلیسی و آلمانی به ترتیب زیر نوشته میشوند : Isaac و Isaak
تلفظ انگلیسی آیزاک و تلفظ آلمانی ایساک.
حال در مورد نام خود پیامبر :
تلفظ اصلی این نام که مطابق ریشه عبری آن می باشد عبارت است از : آبراهام : Abraham
در بعضی زبان دیگر ایبراهیم: Ibrahim
و به زبان فارسی خودمان : ابراهیم
معنی این زبان " پدر اقوام " می باشد. در این جا به عنوان ایرانی این نام را زیر میکروسکوپ روحی قرار میدهیم و اندکی به ریشه و معنای آن می پردازیم. به اندکی تامل می بینیم که این نام از دو کلمه و یک حرف اضافه فارسی تشکیل شده است به صورت زیر : آب راه اَم.
طوریکه مطلع هستیم پسوند " اَم " در زبان فارسی دو معنا دارد، یکی به معنای هستم و دیگری نشانه و یا علامت صفت ملکی اول شخص بوده و به معنای مال من می باشد.
در حالت اول این نام بصورت : من آب راه هستم
و در حالت دوم : آب راه من.
چون این نام توسط والدین ( بطور مفرد ) به فرزند عطا گردیده است، لذا حالت دوم صحیح تر می باشد. در صحرای داغ کلده ( و حتا در ایران امروز ) دام داران و رعایا به همراه خود یک مشک آب حمل میکردند که در حین کار کردن از تشنگی هلاک نشوند. بنا بر این عبارت آب راه من به معنای توشه نوشیدنی راه من می باشد و عنصر آب در بخش های حاره و گرمسیر از طلا و الماس شاید ارزشمند تر باشد. بنابر این این عنصر برای پدر ابراهیم هم ارزش مند بوده است که فرزند خودرا با آن تشبیه کرده و نام اورا توشه راهم نهاده است. آنهم به زبان فارسی. لذا به احتمال بسیار قوی و یا قریب به یقین می توان حدس زد که اجداد پیامبر ابراهیم از اقوام ماد و پارس باستان بوده اند.
بنابر این تعریف متعارف این نام که پدر اقوام باشد اشباه می باشد.
قبل از آبراهام نام پیامبر آبرام :Abram بوده است. این نام هم از دو کلمه فارسی تشکیل شده است : ابر ام
ابر می تواند هم سایه بخش باشد و هم باران.
لذا ابر هستم یا ابر من، در آن عصر نام های زیبایی بوده اند.

ساره
اِسحاق (عبري) (اَعلام) 1) نام پسر حضرت ابراهيم(ع) از ساره [سارا] از زمره پيامبران بني اسرائيل. نام اين پيغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن كريم آمده است؛ 2) سردار ایرانی که در ماوراءالنهر به خونخواهی ابومسلم برخاست [قرن 2 هجری] و بر منصور خلیفه‌ي عباسی شورید و مژده‌ي آمدن زرتشت را داد.
اِسحاق :خندان
اسحاق
بلند مرتبه
سمنو
Ishaq در اصل بصورت ایشاک تلفظ نمی شود بلکه بصورت ایسه اَک. ایسه در زبان عبری و ایسا در زبان فارسی مترادف و هم معنی می باشند. اندیشمندان عرب حرف وسط یعنی " س " را محفوظ نگه داشته و حرف آخر در تلفظ عبری یعنی حرف " ه " و حرف آخر در تلفظ فارسی یعنی حرف " الف " را برداشته یا حذف نموده و بجای آن حرف " ی " گذاشته و حرف اول این نام هم در تلفظ عبری و هم در تلفظ فارسی یعنی حرف " ا " را برداشته و بجای آن حرف " ع کوچک " نگاشته و آنرا به عیسی تبدیل نموده است طوریکه آیندگان قوم پارس و قوم یهود نتوانند آگاه شوند که عیسی از کجا آمده. به زبان تمثیل می توان گفت که نام فارسی ایسا در طول تاریخ به گوش اندیشمند عرب رسیده و او هنرمندانه سرو ته اش را خم نموده است. همچنین اینکه آن هنرمند، سر نام عبری ایسه را به ع و ته اش را به ی تبدیل کرده است. آن اندیشمند هنرمند کی بوده است ؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرزندان اسماعیل   • دین آور ایرانی در دوره ساسانی   • عیسو   • فرانچسکو یوونیه   • حضرت اسماعيل   • آخرین جانشین پیامبر   • اسحق   • اثر فرانچسکو یونیه   • معنی اسحاق   • مفهوم اسحاق   • تعریف اسحاق   • معرفی اسحاق   • اسحاق چیست   • اسحاق یعنی چی   • اسحاق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسحاق
کلمه : اسحاق
اشتباه تایپی : hsphr
آوا : 'eshAq
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس اسحاق : در گوگل

آیا معنی اسحاق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران