برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1434 100 1

ارسطو

/'arastu/

معنی اسم ارسطو

اسم: ارسطو
نوع: پسرانه
ریشه اسم: یونانی
معنی: (تلفظ: arastu) (معرب یونانی) حکیم مشهور یونانی، شاگرد افلاطون و مقلب به معلم اول مدون حکمتی یونانی - ارسطاطالیس، ارسطوطالیس حکیم نامدار یونانی و شاگرد افلاطون، او معلم اسکندر مقدونی بود، به او لقب معلم اول را داده بودند

معنی ارسطو در لغت نامه دهخدا

ارسطو. [ اَ رِ ] (معرب ،اِ) نام دوائی است که آنرا زراوند گویند چه ارسطولوجیا زراوند طویل است و لوجیا به معنی طویل باشد. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به زراوند و ارسطولوخیا شود.

ارسطو. [ اَ رِ ] (اِخ ) (در یونانی : اریست تلس ) حکیم مشهور یونانی ملقب بمعلم اول و پیشوای مشائین. نام این فیلسوف در فارسی و عربی بصور ذیل آمده است : ارسطو، آرسطو، ارسطوی ، ارسطوطالیس ، ارسطوطالس ، ارسطاطالیس ، ارسطاطلس ، ارستطالیس ، ارسطاطالس ، ارسطالیس ، رَسطالیس ، ارسطا، ارسط. ابن الندیم در الفهرست آرد: اخبار ارسطالیس ، معنی آن محب الحکمه است و گویند به معنی فاضل کامل است و نیز گویند یعنی التام الفاضل. ارسطالیس بن نیقوماخس بن ماخاون از ولد اسقلبیادس مخترع فن طب یونان بگفته ٔ بطلیموس الغریب . و همو گوید: نام مادر او افسیطیاست که او نیز از نژاد اسقلبیادس است. مولد او شهر اسطاغاریا و پدر وی نیفوماخس طبیب فیلیبس ُ، فیلبُس پدر اسکندر بود. و او از شاگردان افلاطن است و بوحی در هیکل بوثیون او بحلقه ٔ شاگردان افلاطون پیوست و آنگاه که افلاطن به صقلیه رفت ، ارسطو در دارالتعلیم خلیفه ٔ او گشت. او در سی سالگی به آموختن فلسفه آغازید... و در آخر روزگار اسکندر و گویند در اول سلطنت بطلیموس لاغوس به شصت و شش سالگی درگذشت و ثاوفرسطس خواهرزاده ٔ او بجای او بتعلیم در دارالتعلیم پرداخت.
ترتیب کتب ارسطو: منطقیات ، طبیعیات ، الهیات ، خلقیات .کتب منطقیات او هشت است : قاطیغوریاس و معنی آن مقولات است. باری ارمیناس و معنی آن عبارة است. انالوطیقا و معنی آن تحلیل قیاس است. ابودقطیقا یا انالوطیقای ثانی و معنی آن برهان است. طوبیقا و معنی آن جدل است. سوفسطیقا و معنای آن مغالطه است. ریطوریقا و معنی آن خطابه است. بوطیقا و معنی آن شعر است.
قاطیغوریاس : این کتاب را حنین بن اسحاق نقل کرده و فرفوریوس و اصطفن اسکندرانی و اللینس (اللیس ، قفطی ) و یحیی نحوی و امونیوس و ثامسطیوس و ثاوفرسطس و سنبلیقوس بشرح وتفسیر آن پرداخته اند. از ثاون نامی تفسیر این کتاب سریانی و عربی هست و از غریب تفاسیر این کتاب قطعه ای است که به املیخس نسبت کنند و شیخ ابوزکریا (یحیی بن عدی ) گوید: ظاهراً این نسبت غلط است. چه من د ...

معنی ارسطو به فارسی

ارسطو
حکیم نامدار یونانی ( و . اسطاغیرا حدود ۳۸۴ ف . خالکیس ۳۲۲ ق . م . ) پدر وی طبیب پادشاه مقدونیه بود و نیقوماخس ( نیکوماخس ) نام داشت . ارسطو که در کودکی از پدر یتیم ماند به آتن رفت و در محضر افلاطون به کسب علم پرداخت . افلاطون او را از همه شاگردان خود برتر می دانست پس از مرگ استاد وی یک چند در شهرهای مختلف می زیست و عاقبت به مقدونیه رفت و تربیت اسکندر مقدونی بدو سپرده شد و بدین وجه تا اواخر عهد اسکندر ارتباط حکیم با آن جهانگیر کمابیش برقرار بود پس از مرگ اسکندر وی ناگزیر به حرکت از آتن شد و در [ خالکیس ] سکونت گزید و همانجا در گذشت . آثار ارسطو بسیار متنوع و شامل جمیع معارف و علوم یونانی ( جز ریاضی ) است و اصولا شامل منطقیات طبیعیات الهیات و خلقیات است که از آن جمله از [ فن شعر ] [ فن خطابه ] [ کتاب اخلاق ] [ سیاست ] [ ما بعد الطبیعه ] باید نام برد .
نام دوائی که آنرا رزاوند گویند
فیلسوف و موسیقی دان یونانی
بیونانی بمعنی فاضله النفساست و آن زراوند طویل است
یکی از اوصیای ارسطو
حکمت عملی ارسطو مقابل حکمت نظری
[Aristotle's lantern] [اقیانوس شناسی، جانور شناسی] آرواره ای پنج قسمتی در داخل حفرۀ دهان سخت پوستان که در هر قسمت یک دندان دارد و شبیه به فانوس دیده می شود

ارسطو در دانشنامه اسلامی

ارسطو
ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین فیلسوفان یونان باستان بوده است. وی شاگرد افلاطون و آموزگار اسکندر مقدونی بود. تالیفات او در زمینه ها و رشته های گوناکون من جمله فیزیک ، متافیزیک ، شعر ، زیست شناسی، منطق ، علم بیان، سیاست ، دولت و اخلاق بوده اند.
«ارسطو»، در سال ۳۸۴ پیش از میلاد در شهر استاگیرا، واقع در مقدونیه که در ۳۰۰ کیلومتری شمال آتن قرار دارد، به دنیا آمد. پدر او دوست و پزشک پادشاه مقدونیه، جد اسکندر مقدونی بود. ارسطو در جوانی برای تحصیل در آکادمی افلاطون، راهی آتن شد و توسط او، عقل مجسم آکادمی نام گرفت. وی پس از مرگ افلاطون، آکادمی را ترک نموده، به آسیای صغیر رفت و در آنجا با دختر یک خانواده ثروتمند و پرنفوذ ازدواج کرد.
فعالیتها
بعد از مدت نه چندان طولانی، فیلیپ پادشاه مقدونیه، ارسطو را برای آموزش فرزندش اسکندر به دربار خود دعوت نمود. زمانی که اسکندر ۱۳ ساله بود، ارسطو شروع به تربیت وی کرد و حدود ۱۲ سال به این کار مشغول بود، پس از آن به آتن رفت و مدرسه خود را با نام «لوکیون» بنا نهاد. این آکادمی مجهز به کتابخانه بود و دروس در آن به طور منظم تدریس می شد و متفکران و محققان در آن به مطالعات خود می پرداختند و چون ارسطو به هنگام تدریس و بحث و گفت وگو با شاگردان خود در آن باغ راه می رفت، فلسفه او به فلسفه مشاء مشهور شد.این آکادمی برخلاف آکادمی افلاطون که در آن بیشترین تاکید بر ریاضیات ، سیاست و فلسفه نظری بود، در لوکیون به پژوهش هایی در مورد زیست شناسی، روان شناسی، اخلاق ، هنر و شعر نیز پرداخته می شد. شواهد نشان می دهد که در این مقطع زمانی، ارسطو از حمایت های همه جانبه و فراوان اسکندر برخوردار بوده است؛ به طوری که با کمک های او موفق به تاسیس اولین باغ وحش تاریخ شد.
وفات
با مرگ اسکندر در سال ۳۲۳ پیش از میلاد، آتنی ها، علیه حکومت مقدونی شورش کردند. ارسطو نیز از اثرات این شورش در امان نماند. در این زمان ، یکی از روحانیون آتن، علیه ارسطو شکایت کرد که او منکر تاثیر صدقه و قربانی است. بدین ترتیب، ریاست مدرسه را به دوستش تئوفراستوس واگذاشت و خود به «خالکیس»، زادگاه مادری اش رفت و یک سال بعد از این واقعه، در سن ۶۳ سالگی درگذشت.بیشتر آثار به جامانده از ارسطو، کتب مدون گردآوری شده توسط خود او نیست، ...

ارسطو در دانشنامه ویکی پدیا

ارسطو
اَرَسطو یا ارسطاطالیس (‎/ærɪstɒtəl/‎; زبان یونانی: Ἀριστοτέλης، تلفظ ، Aristotélēs؛ تلفظ: آریستوتِلِس، زادهٔ ۳۸۴ ق.م. -درگذشتهٔ ۳۲۲ ق. م) از فیلسوفان یونان باستان بود. او یکی از مهم ترین فیلسوفان غربی به حساب می آید. در هجده سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت و به مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد، وی به سرعت چنان پیشرفتی در علوم نظری کرد که افلاطون به وی لقب عقل داد. او به مدت ۴ سال، آموزگار اسکندر مقدونی بود. نوشته های او در زمینه ها و رشته های گوناگون از جمله فیزیک، متافیزیک، شعر، ادبیات، زیست شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بوده اند. ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بوده است، بدین سبب ارسطو لقب معلم اول را داراست. ارسطو فلسفه را با عنوان «دانش هستی» تعریف می کرد.اسپینوزا، ابن رشد، ابن هیثم، ابن سینا ، رنه دکارت ، هگل ، شهاب الدین سهروردی ، برتراند راسل ، لودویگ ویتگنشتاین ، ایمانوئل کانت ، ابن باجه ، فرانسوا ولتر ، کارل پوپر ، فارابی ، میرداماد
ارسطو در سال ۳۸۴ ق.م. در خانواده ای ثروت مند از اهالی است استاگیروس/اسطاغیر)، شهری در شمال یونان، به دنیا آمد. در ۱۸ سالگی به آکادمی (فرهنگستان) افلاطون در آتن فرستاده شد و ۲۰ سال در آن جا درس خواند.
پس از مرگ افلاطون در سال ۳۴۷، ارسطو ناکام از به اختیار گرفتن مدیریت فرهنگستان، به اسوس در آسیای صغیر رفت و با پایتیاس خواهرزادهٔ فرمانروای وقت ازدواج کرد. در ۳۴۳ به دعوت فیلیپ مقدونی آموزش اسکندر مقدونی را بر عهده گرفت. پس از بازگشتش به آتن در ۳۳۵، آموزشگاه خود را به نام لایسیوم تأسیس کرد.
در ۳۲۳ و پس از مرگ اسکندر، که آتن را ملحق شاهنشاهی خود کرده بود، آتش احساسات ضد مقدونی اوج گرفت و دامن گیر ارسطو شد. او به ناچار به خالکیس پناه برد و سال بعد (۳۲۲) در ۶۲ سالگی درگذشت.
عکس ارسطو
ارسطو ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ارسطو (دهانه)
ارسطو (شهریار)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارسطو در دانشنامه آزاد پارسی

اَرَسْطو (۳۸۴ـ ۳۲۲پ م)(Aristotle)
اَرَسْطو
فیلسوف بزرگ یونانیِ مدافع عقل و اعتدال. به عقیدۀ او، تجربۀ حسی یگانه منبع شناخت است و ماهیّت چیزها، یعنی کیفیات متمایزکنندۀ آن ها، را با تعقل می توان کشف کرد. ارسطو در نوشته های سیاسی و اخلاقی خود، سعادت انسان را در زیستنِ موافق با طبیعت دانسته است. نظریۀ سیاسی اش برآمده از تصدیق این معنی است که کمک و یاری متقابل، ذاتیِ بشر است. او هیچ یک از نظام های حکومتی را نظامی تلقی نمی کند که همه جا و در همه حال کمال مطلوب باشد. از آثار ارسطو نزدیک به ۲۲ رساله به جا مانده است که دربرگیرندۀ منطق، مابعدالطبیعه، طبیعیات، اخترشناسی، هواشناسی، زیست شناسی، روان شناسی، اخلاق، سیاست و ادبیات شناسی است. ارسطو در آتن تحصیل کرد و یکی از اعضای برجستۀ آکادمی افلاطون شد. سپس مدرسه ای در آسوس تأسیس کرد. در این زمان خود را طرفدار افلاطون می دانست اما اندیشه های بعدی اش او را از سنت های افلاطونی، که زمینۀ تفکر نخستین او بود، دور کرد و به منتقد افلاطون تبدیل شد. حدود سال ۳۴۴پ م به موتیلنه در لِسووس رفت و دو سال پس از آن را به مطالعۀ تاریخ طبیعی پرداخت. در همان جا با پوتیاس دخترخواندۀ هرمیاس، فرمانروای آتارنئوس، ازدواج کرد. در ۳۴۲پ م، به دعوت فیلیپ دوم مقدونی به پِلا رفت و عهده دار تعلیم اسکندر، فرزند فیلیپ، شد. در ۳۳۵پ م مدرسه ای را در لوکایون (لوکیون) (درختزاری موقوفۀ آپولو)، واقع در آتن، بنیاد نهاد. این مدرسه به «مدرسه مَشّایی» شهرت یافت زیرا ارسطو در آن جا حین قدم زدن درس می داد. آثار او یادداشت هایی است که از همین درس ها فراهم آمده است. وقتی اسکندر در ۳۲۲پ م درگذشت، ارسطو ناچار به خالکیس گریخت و در همان جا بدرود حیات گفت. ازجمله دستاوردهای بسیار او برای اندیشۀ سیاسی، کوشش نظام مند در متمایزکردن شکل های مختلف حکومت و اندیشه هایی دربارۀ نقش قانون در کشور را می توان یاد کرد. او در بوطیقا/فن شعر، تراژدی را تقلید/محاکات اعمال انسان می شمارد که در آن شخصیت نمایش فرع بر طرح اصلی/پی رنگ تراژدی و تابع آن است. تراژدی در مخاطبان و تماشگران حس ترحم و ترس برمی انگیزد و آنان از این طریق پالایش و تزکیه می یابند. کتاب دوم بوطیقا که به کمدی اختصاص دارد در دست نیست. کتاب خطابه/فن سخنوری، نخستین کوشش ها در تحلیل فن مجاب کردن است و کتاب آخر نظر ...

نقل قول های ارسطو

ارسطو (۳۸۴ - ۳۲۲ پیش از میلاد)، فیلسوف یونان باستان، شاگرد افلاطون و آموزگار اسکندر مقدونی بود.
• «فراموش نکن که همراهی مردم، راهی برای کامیابی است؛ حال آنکه خُلق و خوی استبدادی به جای همراهی، انزوا در بر دارد.» -> نامه ها، نامهٔ چهارم، 321c
• «ما جنگ می کنیم برای اینکه بتوانیم در صلح زندگی کنیم.» -> اخلاق نیکوماخوس، کتاب دهم
• «از یک پرستو بهار نشود و روز پدیدار نگردد؛ همچنین در یک روز و زمانی کوتاه کسی خوشبخت و آمرزیده نشود.» -> یک، بخش ۶
• «تغییر و تنوع شیرین ترین چیزهاست، همان گونه که شاعر می گوید.» -> ۷، بخش ۱۵ از قول اویروپیدس
• «مرد کامل خود را بی جهت به خطر نمی اندازد، زیرا اشیایی که واقعأ نظر او را جلب می کند خیلی کم است؛ ولی در مواقع سخت برای فداکردن جان خود نیز حاضر است، زیرا می داند که حیات تحت شرایط معینی باارزش است.» -> ۴، بخش ۳
• «مرد کامل حاضر است که به مردم خدمت کند ولی از احسان و خدمت دیگران شرمگین است، زیرا خدمت و احسان به دیگران نشانه برتری، و قبول احسان علامت زیردستی است.» -> ۴، بخش ۳
• «صدای حاد و بلند و گام های تند مال کسی است که به اشیاء زیاد توجه دارد.» -> ۴، بحش ۳
• «مرد فاضل و کامل بهترین رفیق خویش است و از تنهایی لذت می برد؛ همچنان که شخص عاری از فضایل و کمالات دشمن خویش است و از تنهایی در وحشت می ماند.» -> ۴، بخش ۳
• «اگر مردم همه باهم دوست شدند عدالت لازم نخواهد بود؛ ولی اگر مردم همه عادل شدند باز از دوستی بی نیاز نخواهند شد.» -> ۸ و ۹
• «سیر تدریجی طبیعت از اقلیم جماد به منطقه حیات به نحوی صورت گرفته است که خط مرز میان آن دو مبهم و مشکوک است.» -> کتاب هشتم
• «جاه طلبان، نسبت به کسانی که از بلندپروازی بیزارند، به حسادت نزدیک ترند.»
• «سرشت انسان ها تشنه آموختن است.» -> یک ۲۱
• «کل، بیشتر از جمع اجزاء خویش است.» -> هفت ۱۰
• «انسان مدنی الطبع است.»
• «بر نفس خود حکمرانی کن و تنها بندهٔ وجدان خویش باش.»
• «تمایلات خود را در میان دو دیوار محکم اراده و عقل حبس کنید.»
• «چشم ارباب، اسب را فربه می کند.»
• «دوست همه کس دوست هیچ کس نیست.»
• «روی گردانی ...

ارتباط محتوایی با ارسطو

ارسطو در جدول کلمات

مدرسه ارسطو در آتن
لیسه

معنی ارسطو به انگلیسی

aristotle (اسم)
ارسطو ، ارسطاطالیس

ارسطو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدحسین
این واژه دراصل یونانى ست و معربِ اَریسْتوتِلیس Aristotelis یا اَریستوتل Aristotleیا ارستو Arastu است شایسته ایرانیان نیست که واژگان یونانى - رومى یا هندى را معرب و از غربال تازیان بیان کنند اگر واژه ى یونانى باید در پارسى به کار رود شایسته است به شیوه
و منش ایرانیان و زبان پارسى باشد و نه تازى! ایرانیان در بیان پ ژ گ چ ناتوان نیستند و این واج ها برعکس تازیان جزو گوشت و خون زبان شکرریزشان هست و هیچ گاه ت را به ط بدل نمى کنند، و بیشتر این نام ها و واژگان پیش از ورود تازیان نیز در ایران شناخته شده بوده و به
کار مى رفته است ، بنابراین درست است که بگوییم و بنویسیم : اَرَستو Arastu (نه ارسطوx) پیساگوراس Pisagoras (نه فیثاغورثx) ----------- اِکلیدِس Eklides (نه اقلیدسx) سُکرات Sokrat (نه سقراطx) پُکرات Pokrat (نه بقراطx) آرتیمیس Artimis (نه ارطاماسیاx) اَنگلیون اِنگیل
Engil-Angelion (انجیلx) اُرگانونOrganon (نه ارغنونx) اتلس Atlas (نه اطلسx) اَپیون Apion (نه افیونx) اَکاکیا Akakia (نه اقاقیاx) اِکْلیم Eklim (نه اقلیمx) اُکیانوس Ocianus (نه اقیانوسx) پَتلموشPatalmush (پهلوى) یا پتلمیوس Patlamius (نه بطلمیوسx) کُنستانتینوپول
Konstantinopol (نه قسطنطنیهx) کِیسَر Keysar (پهلوى: این واژه پارسى ست) نه قیصرx فِرون Feron (نه فرعونx) آندیوک Andivak (پهلوى) یا اَنتاکیاAntakia (نام شهرى باستانى در روم شرقى) (نه انطاکیهx)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارسطو پایتخت   • فلسفه ارسطو   • ارسطو عامل   • ارسطو-کتابها   • آثار ارسطو   • نظریات ارسطو   • سیاست ارسطو   • زندگینامه ارسطو   • معنی ارسطو   • مفهوم ارسطو   • تعریف ارسطو   • معرفی ارسطو   • ارسطو چیست   • ارسطو یعنی چی   • ارسطو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارسطو
کلمه : ارسطو
اشتباه تایپی : hvsx,
آوا : 'arastu
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس ارسطو : در گوگل

آیا معنی ارسطو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )