برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1470 100 1

ارث

/'ers/

مترادف ارث: ارثیه، ترکه، متروکات، مرده ریگ، میراث

برابر پارسی: بازمانده، مانداک، مرده ریگ، نیامانده، وامانده، واهشته

معنی ارث در لغت نامه دهخدا

ارث. [ اِ ] (ع مص ) میراث یافتن. (تاج المصادر بیهقی ). میراث بردن : انا نحن نرث الارض و من علیها و الینا یرجعون. (قرآن 40/19). بعضی بطریق ارث دست در شاخی ضعیف زده. (کلیله و دمنه ). || (اِ) آنچه از مال مرده به وارث رسد. مرده ریگ. مردریگ. مرده ری. مردری. تَرکَه. متروکات. بازمانده. میراث. (مهذب الاسماء). وامانده. تُراث. ماترک.
- امثال :
برادری را ثابت کن سپس ادعای ارث کن .
کتاب المیراث
و فیه فصول الفصل الاول
فی اسبابه و هی شیئان نسب و سبب فالنسب مراتبه ثلثة: الاولی - الابوان و الأولاد فللاب المنفرد المال و للأم وحدها الثلث و الباقی رد علیها ولو اجتمعا کان الباقی له و لوکان معهما زوج او زوجة فله نصیبه و للام الثلث و الباقی للاب و للابن المال و کذا الابنین فمازاد بالسویة ولو انفردت البنت فلها النصف والباقی ردّ علیها و للبنتین فمازاد الثلثان والباقی ردّ علیهما و لو اجتمع الذکور و الاناث من الاولاد فللذکر مثل حظالانثیین و لکل واحد من الابوین معالذکور السدس والباقی للاولاد و لو کان معهم اناث فالباقی بینهم للذکر مثل حظالانثیین و لکل واحد من الابوین منفردا معالبنت الربع بالتسمیة والردّ والباقی للبنت کذلک و معالبنتین فمازاد الخمس ولهما مع البنت الخمسان تسمیة و رداً والباقی لها و معالبنتین فمازاد الثلث ولو شارکهم زوج او زوجة دخل النقص علی البنت او البنات. مسائل - الاولی : اذا خلف المیت معالابوین اخا و اختین او اربع اخوات او اخوین حجبوا الام عما زاد عن السدس بشرط ان یکونوا مسلمین غیر قاتلین و لاممالیک منفصلین غیر حمل و یکونوا من الابوین او من الاب و یکون الاب موجوداً فان فقد احد هذه فلاحجب و اذا اجتمعت الشرائط فان لم یکن معهما اولاد فللام السدس خاصة والباقی للاب و ان کان معهما بنت فلکل من الابوین السدس و للبنت النصف والباقی یرد علی الاب والبنت ارباعاً. الثانیة: اولادالاولاد یقومون مقام الاولاد عند عدمهم و یأخذ کل فریق منهم نصیب من یتقرب به فلاولادالبنت مع اولاد الابن الثلث للذکر مثل حظالانثیین و لاولادالابن الثلثان کذلک و الاقرب یمنع الابعد و یشارکون الابوین کابائهم و یرد علی اولادالبنت کما یردّ علیها ذکوراً و اناثاً. الثالثة: یحبی الولد الذکر الاکبر بثیاب بدن المیت و خاتمه و سیفه و مصحفه اذا ...

معنی ارث به فارسی

ارث
۱ - ( مصدر ) میراث بردن مال و دارایی شخص مرده را صاحب شدن . ۲ - ( اسم ) آنچه از مال مرده به بازماندگانش رسد مرده ریگ مرد ریگ مرده ری مردری ترکه متروکات بازمانده میراث وامانده . ۳ - الف - باقی گذاشتن مالی است پس از مرگ خود خواه با وصیت نامه باشد و خواه بی وصیت آن . ب - حقوقی که شخص بسبب مرگ افراد مستحق گردد . یا ارث پدر خود را از کسی خواستن . توقع بیجا از کسی داشتن چیزی نابجا و ناحق مطالبه کردن . یا به ارث بردن . مالی را پس از مرگ شخصی دارا شدن دارایی شخص مرده صاحب شدن ( بموجب وصیتنامه یا بدون آن ) .
کهنه
( اسم ) ارث برنده وارث میراث خوار
( مصدر ) وارث شدن میراث بردن ارث کسی را صاحب شدن .

معنی ارث در فرهنگ معین

ارث
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) سهم بردن از اموال شخص مرده . ۲ - (اِ.) آنچه از مال مرده که به بازماندگانش رسد، مرده ریگ ، مُردَر، ارثیه . ،~ بابای کسی کنایه از: مال و ثروت شخصی کسی .

معنی ارث در فرهنگ فارسی عمید

ارث
۱. (حقوق) مالی که از مرده به وارث می رسد.
۲. (اسم مصدر) منتقل شدن ویژگی هایی از پدرومادر به فرزند، مانند رنگ چشم، بیماری، و مانند آن.
۳. [قدیمی] سهم بردن از دارایی و ثروت شخص مرده، میراث بردن.

ارث در دانشنامه اسلامی

ارث
«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است.این باب در فقه اسلام « باب فرائض» یا «کتاب الفرائض» نامیده می شود، که نام گذاری آن به «کتاب الفرائض» از آن رو است که سهم بعضی از خویشاوندان میت در قرآن بیان شده است.عنوان ارث از باب های مهم فقهی است که مسائل و احکام ارث به تفصیل در آن آمده است.
استحقاق مال یا حقّی با مرگ دیگری یا آنچه در حکم مرگ است با شرایط و ملاک های خاص را ارث گویند.تعریف یاد شده، تعریف «ارث» به مفهوم مصدری است. مفهوم اسمی آن عبارت است از دارایی و حقوقی که فرد با مرگ دیگری یا آنچه در حکم مرگ است مانند ارتداد، مستحق می شود.
تعریف وارث و مورّث و میراث
به ارث برنده «وارث»، به کسی که از خود ارث برجای می گذارد «مورّث» و به آنچه که از میّت باقی می ماند- خواه مال یا حق قابل انتقال مانند حق خیار و حق شفعه- «ترکه» و «میراث» گفته می شود.
تعبیر فقها از ارث
فقیهان به پیروی از قرآن کریم، از ارث به «فریضه» و «فرض» نیز تعبیر کرده اند.عنوان ارث از باب های مهم فقهی است که مسائل و احکام ارث به تفصیل در آن آمده است. در این جا به محورهای مهم و کلّی آن می پردازیم.
ارکان ارث
...
ارث
اِرث در فقه به معنای استحقاق مال یا حقی است که با مرگ یا حکم به موت دیگری حاصل می شود. وارثان پس از ادای حقوق و دیون متوفّی، طبق طبقات ارث سهم الارث خود را مالک می شوند. موجبات ارث دو عامل نسب (رابطه از طریق ولادت) و سبب (رابطه بر اساس ازدواج و ولاء) است. کفر، قتل، بردگی، لعان، حمل، غایب بودن و زنا طبق شرایطی از موانع ارث هستند. زوج و زوجه از یکدیگر ارث می برند، با دیگر وارثان شریکند و طبق موارد مختلف، سهم الارث متفاوتی دارند. قرآن در آیات ارث با رویکردهای مختلف اعتقادی، اخلاقی و آیات الاحکام به موضوع ارث پرداخته و بخشی از قوانین مهم ارث در اسلام را (مانند طبقات وراث و سهم الارث آنها و کلاله) بیان کرده است. جزئیات بیشتر قانون ارث در روایات فقهی آمده است. یکی از ویژگی های احکام ارث در اسلام، دوبرابری سهم ارث پسر نسبت به ارث دختر است.
«ارث» در تعریف فقهی به معنای استحقاق مال ...


ارث در دانشنامه ویکی پدیا

ارث
ارث به کلیه اموال، عناوین، بدهی ها، حقوق و وظایف شخص پس از مرگش گفته می شود که به شخص دیگری منتقل می گردد. ارث به مدت طولانی نقش اساسی در جوامع بشری داشته است. مجموعه قوانین انتقال ارث در جوامع مختلف متفاوت و در طول زمان تغییرات بسیاری کرده است.
در دوران حکومت فراعنه مصر، ثروت حاصل از کار افراد، ملک پادشاه بود و پس از مرگ هر انسان، تمام ثروت او در اختیار پادشاه قرار می گرفت و در یونان قدیم نیز، اموال و ثروت انسان ها ملک عموم جامعه بود و هر انسان نماینده جامعه در اداره آن ها تلقی می شد و لذا ارث او هم پس از مرگ در اختیار جامعه قرار می گرفت و «پسر ارشد» نمایندگی جامعه را در اداره میراث متعهد می شد. مصریان هم بمانند یونانیان در دوره دوم ارتقای فرهنگی خویش به این نتیجه رسیده بودند که نمی توان دل بستگی شدید هر انسان را به اموال و دست رنج خویش و فرزندان خود را نادیده گرفت. بی توجهی حکومت به این واقعیت انگیزه کار و تلاش را نابود ساخته و بذر خصومت و عناد را در قلوب مردم می کارد؛ لذا قانون انتقال میراث را به بزرگ ترین پسرِ میت را، تصویب و اجرا کردند. در نتیجه پادشاه باکوربوس در قرن هشتم ق. م قانون انتقال ارث به بزرگ ترین فرزند پسر را تصویب کرد و در نتیجه در مصر قدیم نیز، ترکه متوفی به پسر بزرگ تر منتقل می شد و برادران و خواهران دیگر، می بایست زندگی مشترکی را به ریاست برادر ارشد داشته باشند؛ ولی به هرحال در هردوی مصر و یونان، زنان از ارث بردن محروم بودند. در انگلستان نیز تا چندی قبل، تمامی ماترک پدر، تنها به پسر ارشد منتقل می شد و اگر متوفی فرزند ارشد پسر نداشت، ارث منحصر به فرزندان ذکور بود.
میزان ارث هر یک از وراث و به صورت خاص ارث زن جنبه توافقی دارد و هر پدری قبل از مرگ می تواند با تنظیم وصیت نامه سهم ارث هر یک از وراث را با شرایطی تعیین نماید ملاک ارث در ایران امروز به دنبال اصلاحیه سال ۱۳۵۶ می باشد؛ که با خواست یهودیان ایران و تأیید ریشون لصیون اجرا می گردد که البته قابل تغییر است. در ایران سهم الارث دختر نصف پسر می باشد.
دنیای قبل از اسلام، برای زن حقوق ارثی مستقل و مسلّمی قائل نبودند، یا اصلاً به او ارث نمی دادند یا اگر می دادند به صورت سهم قطعی و مفروض نبود؛ بلکه احتمال داشت که به عنوان وصیت، مالی را برای زن بگذا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارث در دانشنامه آزاد پارسی

اِرث
(یا: میراث؛ تُراث؛ تَرَکه) اصطلاحی در فقه، استحقاق مال یا حق (تَرَکه) است برای کسی (وارث) با مرگ دیگری (مُورِث) به موجب ارتباط نسبی یا سببی، پس از کسر حق غیر، هزینه کفن و دفن، قرض، و انجام وصیّت. گاه از ارث، معنای اسمی (تَرَکه) اراده می شود. موجبات ارث دو چیز است: نَسَب (خویشاوندی خونی) و سبب (خویشاوندی از طریق زناشویی). خویشاوندان نَسَبی سه طبقه اند: ۱. پدر، مادر و فرزندان؛ ۲. اجداد، برادر، خواهر و فرزندان آنان؛ ۳. عموها، عمه ها، دایی ها، خاله ها و فرزندان آنان. هر طبقه نیز چند درجه است، طبقه و درجه پیش تر، بعدی را از توارث بازمی دارد. زوج و زوجه با همۀ طبقات ارث می برند. کفر، قتل عمدی ظلمی، تولد از راه زنا ازجمله موانع ارث اند. بنابراین، کافر از مسلمان ارث نمی برد هرچند متوفی پدر یا فرزند او باشد و نیز کسی که دیگری را عمداً و به ناحق کشته، از او ارث نمی برد. به سهم الارث معیّن در قرآن شریف، فرض یا فریضه گویند. این فرض ها (سهم الارث ها) به ترتیب عبارت اند از یک دوم برای: ۱. شوهر در نبود فرزند برای متوفی؛ ۲. دختری که یگانه فرزند باشد؛ ۳. یگانه خواهر تنی (پدر و مادری) یا پدری. یک چهارم برای: ۱. شوهر با وجود فرزندان برای متوفی؛ ۲. زن در نبود فرزند برای متوفی. یک هشتم برای زن با وجود فرزند برای متوفی. یک سوم برای: ۱. مادر در نبود حاجب (← حَجْب)؛ ۲. خویشان مادری متعدد. دو سوم برای: ۱. چند دختر در نبود پسر؛ ۲. چند خواهر تنی یا پدری در نبود برادر. یک ششم برای: ۱. مادر با وجود فرزند برای متوفی؛ ۲. پدر با همان شرایط ۳. خواهر و برادر مادری؛ در صورتی که وارث دیگری نباشد. جزئیات مسائل ارث در توضیح المسائل ها ذکر شده است.

ارتباط محتوایی با ارث

ارث در جدول کلمات

به فرمایش امام صادق (ع) | بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث می گذارند•••است نه مال
ادب
به فرمایش امام صادق(ع) بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث میگذارند | ••• است نه مال
ادب

معنی کلمه ارث به عربی

ارث
تراث , ميراث
مورث , وريث
وريث
حصة
حصة
نمو

ارث را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عرفان
مرده ریگ
--
برماند
عباس
ما ترک
اشکان
بهترین پیشنهاد : مرده ریگه
تو گیلگی وهشته به معنی گذاشتن است :
Khoo khana vahashte
خانه اش را ترک کرد
محسن
در لغت به معنای بقاء
در اصطلاح حقوقی به معنای انتقال قهری ترکه
مازیار ایرانی
واژگان برمانده و مرده ریگ و همچنین واهشته و نامبرانه میباشد
Hossein
ریشه کلمات انگلیسی چون:
Heir
Inherit
Heritage
واژه لاتین heres می باشد که h آن خوانده نمی شود .. یعنی eres یا همان ers/ارث.

مرجع: youtube، کانال Originally Same
لیلا قناعت زاده
زمین، متروکات،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نحوه تقسیم ارث   • جدول تقسیم ارث   • ارث مادر   • قانون جدید ارث دختر و پسر   • تقسیم ارث بین دختر و پسر   • محاسبه ارث آنلاین   • قانون ارث و میراث   • قانون ارث زن از شوهر   • معنی ارث   • مفهوم ارث   • تعریف ارث   • معرفی ارث   • ارث چیست   • ارث یعنی چی   • ارث یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارث
کلمه : ارث
اشتباه تایپی : hve
آوا : 'ers
نقش : اسم
عکس ارث : در گوگل

آیا معنی ارث مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران