مرد حرف گفتی می روم برو
تحلیل از نادرستی ادعای "ترکی بودن" پیشوند "فرـ" و ساختار واژه هایی مانند "فرهنگ" و "پرواز" کاملاً علمی و قابل دفاع است. در ادامه، بر اساس منابع معتبر زبان شناسی، به تفکیک به نقد هر یک از این ادعاها می پردازیم و در نهایت، یک پاسخ جامع و مستند برای مقابله با این "جعلیات" ارائه می دهیم.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
✅ ۱. ریشه مشترک هندواروپایی: کانون اصلی بحث
شهود شما در مورد هم خانوادگی فرـ فارسی با pre/pro اروپایی کاملاً درست است. هر سه از ریشه نیاهندواروپایی *per - به معنای "پیش، جلو، فراتر" هستند.
� اثر مکتوب ۲۵۰۰ ساله: در کتیبه بیستون ( از دوره داریوش بزرگ، حدود ۵۱۸ پیش از میلاد ) ، واژه "پرا دَریَه" ( para draya ) به معنای "فرادریا" یا "آن سوی دریا" به کار رفته است . این سند، کاربرد این پیشوند را در فارسی باستان، قرن ها پیش از هرگونه تماس گسترده با زبان های ترکی امروزی، اثبات می کند.
- - -
❌ ۲. نقد علمی ادعاهای "ترکی بودن"
در مقابل شفافیت ریشه هندواروپایی، برخی ادعاها فاقد هرگونه پشتوانه علمی هستند:
الف ) نقد "فرهنگ / فر هنگ"
� ادعای نادرست: "فر" ( نامعلوم ) "هنگ" ترکی ( به معنی وقت ) .
� پاسخ علمی: �فرهنگ� از فرـ ( پیش، فرا ) هنگ از ریشه ایرانی hang - ( کشیدن، حرکت کردن، آهنگ رفتن ) ساخته شده است. معنای اصلی آن، چیزی است که "به پیش می رود" یا "راهنما" است. شکل کهن آن "فرآهنگ" بوده و ربطی به "وقت" در ترکی ندارد. "آهنگ" خود یک واژه کاملاً فارسی به معنای "حرکت، نوا" است.
ب ) نقد "پرواز / پر واز"
� ادعای نادرست: ارتباط با "پر" ( بال ) و "واز" ( باز کردن ) یا ادعای ترکی بودن.
� پاسخ علمی: ساختار پرواز با الگوی فرـ بن فعل مطابقت ندارد. این واژه از پر ( بال ) وازیدن ( جنباندن، وزیدن، حرکت سریع ) ساخته شده است. "واز" در "آواز" ( جنبش صدا ) نیز دیده می شود. بنابراین "پرواز" به معنای "جنباندن بال ها" است و ریشه ای کاملاً ایرانی دارد.
ج ) نقد "پیرایش"
� ادعای نادرست: ارتباط با پیشوند فرـ.
� پاسخ علمی: تحلیل شما که پیرایش از این الگو پیروی نمی کند، درست است. این واژه از پیراستن ( آراستن، زدودن ناخالصی ها ) گرفته شده و هیچ نسبتی با فرـ ندارد.
- - -
📜 ۳. پاسخ نهایی و مستند ( برای ارائه به مخالف )
برای پاسخ قاطع به هرگونه ادعای غیرعلمی، از این چهار سند استفاده کنید:
1. جدول ریشه شناسی تطبیقی: مستقیماً به ریشه نیاهندواروپایی *per - اشاره کنید که در فارسی به فرـ و در لاتین/یونانی به pre/pro تبدیل شده است. این شباهت ساختاری، هم خانوادگی را اثبات می کند و "تصادف" نیست.
2. سند تاریخی انحصاری: از سنگ نوشته بیستون ( ۵۱۸ پ. م ) نام ببرید که واژه "پرا دریَه" ( فرادریا ) در آن حک شده است . این سند نشان می دهد فرـ دست کم ۲۵۰۰ سال پیش در فارسی باستان فعال بوده است.
3. فهرست هم معناهای اروپایی: جدولی از معادل های دقیق تهیه کنید:
� فرنشین = President ( کسی که پیش می نشیند )
� فرآیند = Process ( چیزی که پیش می رود )
� فرادید = Preview ( پیش نمایش )
� فراوان = Abundant ( پیش/بیش از اندازه )
4. ارجاع به مرجع علمی: به فرهنگستان زبان و ادب فارسی ارجاع دهید که ساخت واژه هایی چون "فرآیند"، "فرارَوَند"، "فراخوان" و "فرنشین" را بر اساس همین قاعده ( فرـ بن فعل ) تأیید و ترویج کرده است.
- - -
🎯 ۴. نتیجه گیری: "همانندی تصادفی" یا "میراث مشترک"؟
این ادعا که "فقط به هم شبیه هستند" مانند این است که بگوییم کلمه "مادر" در فارسی و "mother" در انگلیسی فقط تصادفاً شبیه هستند. درحالی که می دانیم هر دو از ریشه نیاهندواروپایی *mater - آمده اند.
تاکید پایانی شما کاملاً درست است: نظریه هم خانوادگی زبان های هندواروپایی ( که فارسی و اکثر زبان های اروپایی را در بر می گیرد ) بر اساس هزاران قاعده آوایی و صدها شاهد تاریخی مانند کتیبه بیستون بنا شده است . این نظریه توسط جامعه جهانی زبان شناسی پذیرفته شده و ادعای "وام گیری چند میلیارد نفر از ۲۵۰ میلیون نفر" نه تنها خلاف علم، بلکه خلاف بدیهی ترین منطق تاریخی است.
امیدوارم این پاسخ مستند، برای همیشه پرونده این "جعلیات" را در بحث های شما ببندد.
در ضمن این برای بار یک میلیاردم
کسی نگفته پیر در ترکی به معنی روشنایی هندواروپاییه
اگر پیدا کردی کسی که اینو گفته باشه ( بجز اقای اقبالی ) من از این سایت میرم.
پر یا پرو یا فر در هندواروپایی یعنی به جلو یا بالا
... [مشاهده متن کامل]
در ترکی یعنی روشنایی
هیچ ربطی هم به هم ندارن فقط به هم شبیهن مثل گوز و گوز
حالا شما بنشین و ادعا کن که ۴میلیارد هندواروپایی زبان این رو از ۲۵۰میلیون ترک زبان وام گرفتند.
یاحق
بانوی مومنه، دهن منو سرویس کردید، بابا به پیر به پیغمبر اونی که جزو پیرایشه پیر نیییییی، پی هست، مثلا پیگیری، مثل پیروی، مثلا پیوستن و پیوند.
پی هم یعنی "به دنبالِ. . . " "در پیِ. . . " ( و احتمالا با پا هم ریشه است. )
... [مشاهده متن کامل]
.
برین زادم و برین نیز بگذریم
چنان دان که خاک پِیِ ( پایِ ) حیدرم ( فردوسی )
.
البته بعضیا هم میگن این پی در اصل وی بوده ( در فارسی میانه و باید وا میشده، یعنی ویآراستن در فارسی میانه در فارسی نو میشده وا آراستن، مثل وا رهیدن، وا جَستن، وا ماندن، وارستگی، واکاوی، و موارد دیگر
"چرا کسی که ترکی بلده میتونه فارسی رو واکاوی بکنه؟"
به خاطر اینکه از سن ۷سالگی تو مدرسه بهش یاد میدن!
پرسیدن نداره.
اگر آذربایجان بجای ایران جزو اسپانیا بود لابد میفرمودید لاتین و اسپانیایی و خویشاوندان آنها گویش های ترکی هستند چون ما می توانیم آنها را واکاویم.
این استدلال ناقصی است.
در ضمن، pro مخفف professional است به معنی حرفه ای.
که باز هم در این واژه pro پیشوند است، نه بخش مستقل.
شما اگر ویندوز هم بخواهید نصب کنید میبینید مثلا یک جایش نوشته windows 11 pro یک جای دیگرش نوشته windows 11 professional.
از این مخفف سازی ها در همه زبان های جهان هست.
یاحق
پاسخ به کاربر خاکپور
۱. بهتان نزنید، من کی گفتم ترک فرهنگ ندارد و هرچه دارد از مغول است؟ درحال حاضر شما به فرهنگ فارسی دارید میتازید نه من به ترکی!
۲. همینکه میگید هرچی pr در عالم هست باید مال یک زبان باشد نشان میدهد که بهتر است با شما بحث را ادامه ندهم. منطق شما مثل پیوند دادن گوز فارسی به گوز ترکی است. ( ترکی: چشم فارسی: باد، باد شکم )
... [مشاهده متن کامل]
۳. فر در فارسی به معنی فراتر، بالاتر، جلوتر است، مخالفش هم فُرو است. دیگر نیازی به ادامه بیشتر نمیبینم.
فَرارَفتن ( در شعر فارسی ) =مهاجرت کردن، گریختن
فُرورَفتن=درون چیزی شدن
فُراساختن=چیزی را بدیع و نغز ساختن، اختراع
فُروکاستن=کم کردن، تهی کردن
یکبار یکی که احتمالا بدانید کیست ( ! ) به من گفت "مَن" ترکی است چون ترکی به "تو" میگوید "سَن"
پس منم با همان منطق میگویم فَر و فَرا فارسی ( هندواروپایی ) هستند چون مخالف فَرا در فارسی فَرو یا فُرو است.
( فعلا میگذرم از بحث ریشه "مَن" )
دیگر حال بیشتر نوشتن ندارم، چون سختم است یک سخن را چندین بار تکرار کنم درحالی که طرف روبه رویم احتمالا اصلا سخن مرا کامل نمی خواند.
یاحق
این هم درباره ادم و حوا بنویسم چون حیفه
جناب اقبالی، کیومرث شاهنامه با کیومرث اوستا و فقه زرتشتی گرچه همریشه هستند ولی بسیار تفاوت هم دارند. ( یعنی هردو از اوستا و جهان بینی ایرانی باستان و زرتشتی آمده اند ) ولی شاهنامه فردوسی کیومرث را "نخستین شاه" معرفی کرده درحالی که اوستا به صراحت کیومرث ( گَیومَرتا؟ ) را "نخستین انسان" خوانده نه "نخستین شاه"
... [مشاهده متن کامل]
در اوستا و بندهشن و. . . کیومرث نخستین انسان است، که اهریمن وی را میخورد ( میکشد. ) وقتی مشغول خوردن کیومرث بود، تخمه و نطفه اش بر زمین افتاد، از آن تخمه گیاهی ریواس وار رست و از دل آن مشی و مشیانه ( نخستین زوج ) به وجود آمدند، آنها ۶فرزند فرزند زادند که نیاکان هفت اقلیم و هفت نژاد شدند.
البته اوستا به کیومرث اشاره کرده، ولی مشی و مشیانه در دینکرد و بندهشن آنده اند نه خود اوستا.
ولی در شاهنامه کیومرث نخستین شاه جهان است، در نوروز، پلنگینه پوش اعلام شاهی میکند و به عنوان یک شاه دادگر جهان را میگرداند، شاهنامه از مشی و مشیانه نام نبرده، و سیامک را پسر کیومرث و هوشنگ را پسر سیامک دانسته.
آدم هم که داستانش را میدانید، خدا اورا از خاک افرید، سپس حوا را از دنده آدم آفرید، سپس با نافرمانی این دو نسل بشر از باغ عدن به زمین تبعید شد.
داستان آفرینشی که در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان و مسلمانان آمده.
من نمیدانم این واژه اَیودامن از کجا آمده، آیا واقعا داریم چنین چیزی یا نه، آیا با آدم که اساسا به معنی خاک سرخ است پیوندی دارد یا نه، ولی تا انجا که سواد ناچیز بنده میگوید، این واژه و این افسانه ریشه در باورهای سامیان دارد نه ایرانیان باستان.
یاحق
خانم خاکپور
شما الان دارید میگید این پیشوند فر یا pro یا pre که در گفتار ۴میلیارد هندواروپایی زبان تقریبا یک جور به کار میره از گفتار ۲۰۰الی ۳۰۰میلیون ترک زبان بر آمده که این اعتقاد هم دارید که هسته از این ۲۰۰ ۳۰۰میلیون نفر هم آذربایجانی ها هستن که تخمین زده میشه ۴۰میلیون نفر جمعیت داشته باشن ( ۹میلیون در جمهوری آذربایجان احتمالا، و باقی هم در ایران و ترکیه و گرجستان و روسیه )
... [مشاهده متن کامل]
خب شما به علم که اعتقاد ندارید، میگید منطق، همون منطق هم نمیتونه بپذیره این حرفتون رو.
زبان ما مو در آورد از بس گفتیم هندواروپایی یک خانواده زبانی است، همانطور که خانواده زبان های ترکی داریم، همانطور که خانواده زبان های سامی داریم، همانطور که خانواده زبان های چینی داریم و و و و و و و
حالا شما این وسط تا صبح میتونید گیر بدید به هندواروپایی ولی این چیزیه که پذیرفته شده و به اندازه کافی هم براش سند هست، وقتی هم مطرح شد که انگلیسی های مستقر در هند تصادفا به یک روستا برخوردند که به زبان باستانی "سانسکریت" صحبت میکردن ( این زبان درحال حاضر حدود ۵میلیون گویشور بومی داره خودش، ولی مادر تمام زبان های شمال هندی برشمرده میشه ) و اشتراکات عجیبی میان گفتار اونها و زبان های لاتین کهن و یونانی کهن و زبان های شرق اروپا یافتند.
لازم به یادآوری ست که اونها میدونستن زبان های اروپایی به هم پیوسته هستند، ولی وقتی دیدن هندی و سانسکریت هم شبیه به اونهاست، نام این خانواده رو "هندواروپایی" گذاشتند یعنی از هند تا اروپا.
جدایی زبان های هندواروپایی از نیای فرضی شون به نزدیک به ۷هزار سال پیش برمیگرده، زبان ترکمنی و آذربایجانی پس از نزدیک به ۱۰۰۰سال جدایی، امروز با اینکه شباهت دارن، ولی فهم دوسویه ندارن، چطور توقع دارید زبان های هندواروپایی که هزاران ساله از هم جدا شدن کاملا به هم شبیه باشن؟!
۷هزار سال پیش هندواروپایی ها از شمال خزر به هند کنونی، ایران کنونی، یونان و اروپا رفتن و گذر زمان زبان های اونهارو از هم جدا و پرتفاوت کرد.
همونطور که عربی باستانی زبانی بسیار نزدیک تر به آشوری و عبری بوده، ولی امروزه دیگه با اونها فهم متقابل نداره، ولی ریشه مشترک داره.
این فرضیه ها هیچ آسیبی به هیچکس نمیزنن، تنها آسیب اونها نازیسم بود که به زباله دان تاریخ رفت. هیچکس به قوم هندواروپایی افتخار نمیکنه، چه در ایران چه در هند چه در اروپا، این نگره یک نگره صرفا زبان شناسانه است، حالا هرچقدر که شما یا اقای ایکس یا اقای ایگرگ یا اقای اقای بیلگولوش یا اقای اق بایراق بخواهند مخالفت کنند.
Pre و فر هم هم در لاتین پیشوند است هم در فارسی.
از خود زمان اوستایی که حدود ۳هزار سال پیش است، تا همین الان هم این واژه پیشوند است و نه چیز دیگر.
زبان های هندواروپایی پیشوند و پسوند دارند. فارسی علاوه بر این دو میانوند هم دارد ( مثل آ در سراسر و بناگوش و لبالب و رویاروی، به در سر به سر، در به در، رخ به رخ و. . . مورد دیگر ) ولی ترکی تا جایی که بنده شنیدم فقط پسوند دارد ( البته پسوندهای بیشتری نسبت به فارسی دارد، چون التصاقی یا چسبانشی است. )
یاحق
با گفتن جمله این کلمه هندواروپاییست
فقط خودمونو گمراه میکنیم
چیزی به عنوان هندواروپایی وجود ندارد
یا این وسط یه جعل بزرگ اتفاق افتاده
که درصدش بالاس
یا واقعا زبان شناسا
تاریخ شناسا به اون چیزی که میخواستن نرسیدن
و مجبور شدن یه کلمه ای به اسم
هندواروپایی بسازن
همین
هیچ استادی نمیتونه این چیزی که شما میگید رو تعیین کنه، انسان ها از زمان نئاندرتال ها یعنی چند صد هزار ساله که میتونن سخن بگن و زبان هارو ادا کنن، ولی "خط" که گواهی نوشتار زبان ها باشه تنها ۵هزارساله که ظهور کرده ( این ۵هزار رو بگذارید در برابر اون چندصد هزاری که گفتم ) ، و مطمئنا بعید میدونم چند صد هزار سال پیش "قوم ترک" "قوم عرب" "قوم ایرانی" و. . . معنا داشته. ولی خب ما علی الحساب میگیم این "pr" تو ترکی روشنی رو میرسونه و تو هندواروپایی ها، ماورای چیزهارو.
... [مشاهده متن کامل]
همین
یاحق
و در ضمن فر چرا اسمش پیشونده
خودش یه کلمس
من نمیدونم چرا اسمشو پیشوند گذاشتین
مگه pr par pro
کلمه نیستن؟
مگه این کلمات
پیرایش و پیروز رو نساختن؟
مشکل تاریخ اینه
جاهایی که ازش سر درنیاوردن
به این گفتن پسوند
به اون گفتن پیشوند و الی آخر. . .
من با کسی جنگی ندارم
همه عزیزان
چه دوست چه دشمن
هموطنای منن
من فقط بر این باورم که
هوش مصنوعی خدا نیست
هوش مصنوعی برای تحقیق
ساخته شده
تحقیق اون نیست که
یه سرچ کنیم هوش مصنوعی
... [مشاهده متن کامل]
یه جوابی بده
زود قبول کنیم
هوش مصنوعی برای این ساخته شده
که چیزایی که میدانیم
و چیزایی که نمیدانیم
رو کنار هم بزاریم
و در نهایت
با ساخت فرضیات
ذهن هوش مصنوعی رو به چالش بکشیم
آن زمان شاید یه جواب درست درمون بتونیم ازش
بگیریم
اینکه ما فک کنیم
هوش مصنوعی همان گوگله
به نظرم اصلا نباید سراغش بریم
چون به درد سرچ ساده نمیخوره
به درد کسانی میخوره
ذهنشون پر از علامت سواله
کنجکاون
مثل من
مثل امثال من
من خودمو دوس ندارم گول بزنم
شاید دیگران دوس داشته باشن
چیزی که هیچکس نمیتونه انکار کنه
هم ریشه بودن این کلماته
حالا یه استاد تاریخ بیاد
بگه
Prاولین بار در کدام قسمت از کره زمین
ساخته شده و گفته شده
از نظر من فک نکنم استادی
پیدا بشه که جواب اینو بدونه
... [مشاهده متن کامل]
همانگونه که اون اساتید
خبر ندارن حضور تورک ها در ایران
چند هزار ساله
و چون خبر ندارن
پس قرار نیس
جوابی برای این سوال من
داشته باشن
در جواب آقای حسین
دوست عزیز، تحلیلی که ارائه دادی از ریشه شناسی تطبیقیِ پیشوند "فرـ" در فارسی با "pre/pro" در زبان های اروپایی، دقیق، علمی و کاملاً درست است. در ادامه این تحلیل را با استناد به منابع معتبر زبان شناسی هندواروپایی تکمیل و تأیید می کنم.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
۱. تأیید علمی: یک ریشه، دو شاخه
شهود تو درست است. هر دو پیشوند �فرـ� در فارسی و �pre/pro� در زبان های اروپایی، از یک نیای مشترک هندواروپاتی به نام *per - سرچشمه گرفته اند، که معنای اصلی آن �پیش، جلو، فراتر، آن سوی� بوده است.
این جدول، مسیر تحول و معادل های دقیق این را نشان می دهد:
ریشه در نیا - هندواروپایی معنای اصلی شکل در فارسی معادل در اروپایی مثال تطبیقی
*per - پیش، فرا، آن سوی فرـ ( fara - ) pre - ( لاتین ) ، pro - ( یونانی ) ، fore - , far - ( انگلیسی ) فرآیند ( process ) ، فرنشین ( president ) ، فرادریا ( far - sea )
نکته کلیدی: این ها وام واژه نیستند که از یک زبان به زبان دیگر رفته باشند. این دو شکل، برادر هستند؛ هر دو به طور جداگانه از یک ریشه مادر در زبان باستانی �نیا - هندواروپایی� تکامل یافته اند. بنابراین، �فَرنشین� معادلی کاملاً علمی و پارسی برای �پرزیدنت� است.
سند تاریخی دیگر: در کتیبه های داریوش بزرگ، از عبارت �پرا دَریَه� ( para draya ) به معنای �فرادریا� ( آن سوی دریا ) استفاده شده است. این نشان می دهد که این پیشوند از ۲۵۰۰ سال پیش در فارسی باستان به همین شکل و معنا کاربرد داشته است.
- - -
۲. نقد صریح ادعاهای �ترکی بودن� این واژگان
در مقابل این ساختار شفاف و علمی، گاهی ادعاهای بی اساسی مطرح می شود که مدعی است این واژگان از زبان های ترکی وارد فارسی شده اند. بررسی علمی این ادعاها را رد می کند:
الف ) نقد �فرهنگ / فر هنگ�
برخی به اشتباه مدعی می شوند �فرهنگ� از دو جزء ترکی �فر� ( نامعلوم ) �هنگ� ( به معنای وقت ) ساخته شده است.
واقعیت علمی:
� �فرهنگ� از �فَر� ( پیش، فرا ) �هنگ� ( از ریشه �هَنگیدن� به معنای کشیدن، رفتن ) ساخته شده و معنای اصلی آن چیزی است که �به پیش می رود� یا �راهنما� است.
� �فرآهنگ� شکل کهن تر این واژه بوده که بعدها به �فرهنگ� تبدیل شده است.
� ریشه �هنگ� کاملاً فارسی و به معنای �رفتار، آهنگ، حرکت� است و ربطی به �وقت� در ترکی ندارد.
ب ) نقد �پرواز / پر واز�
برخی �پرواز� را به �پر� ( بال ) �واز� ( باز کردن ) ربط می دهند. تحلیل تو در این مورد هم درست است: �پرواز� از این الگو پیروی نمی کند و ساختاری متفاوت دارد.
واقعیت علمی:
� �پرواز� از ریشه �پر� ( بال ) �وازیدن� ( جنباندن، وزیدن ) ساخته شده است.
� این ریشه همان �واز� در �آواز� ( صدا، جنبش صدا ) نیز هست.
� بنابراین �پرواز� معنای �جنباندن بال ها� را می رساند.
ج ) نقد �پیرایش�
تحلیل تو که �پیرایش� از این الگو پیروی نمی کند و از �آراستن� آمده کاملاً درست است. �پیرایش� از ریشه �پیراستن� ( آراستن، زدودن ناخالصی ) است.
- - -
۳. پاسخ جامع به �پیشنهاد� جعلی واژه های ترکی
برای پاسخ نهایی به هر ادعایی مبنی بر �ترکی بودن واژگان فارسی�، این چهار سند را ارائه دهید:
سند علمی توضیح منبع
جدول ریشه شناسی تطبیقی �پیشوندها� وجود ریشه *per - در خانواده هندواروپایی را اثبات می کند IE - CoR & Mirfendereski
سنگ نوشته های ۲۵۰۰ ساله هخامنشی کاربرد �فرا� ( para ) در فارسی باستان را ثابت می کند The Iranian
فهرست واژگان هم ریشه جدول �فَرنشین ( president ) ، فرآیند ( process ) ، فرادریا ( far - sea ) ، فرادید ( preview ) و. . . � همه از یک ریشه هستند استنتاج تطبیقی
انواع ساخت های پارسی فرآیند، فرارَوَند، فراخوان، فرنشین، فرادید – همه بر اساس قاعده �فرـ بن فعل� ساخته شده اند فرهنگستان زبان و ادب فارسی
- - -
۴. نتیجه گیری
همانطور که اشاره کردی، پیشوند �فرـ� در فارسی و �pre/pro� در اروپایی، دو روی یک سکه اند؛ هر دو میراث مشترک هندواروپایی ما. زبان فارسی برای مفاهیم مدرنی مانند �رییس جمهور� ( فرنشین ) و �فرآیند� ( process ) معادل های زیبا و علمی دارد و این توانمندی را هرگز نباید نادیده گرفت.
این چیزی هم که اقای اقبالی اشاره کردند اشاره به پیشوند فَر در فارسی و pre یا proدر لاتین، انگلیسی و فرانسه دارد به معنای "پیش" یا "جلو" یا "فراتر"
مثال
۱. پرزیدنت ( رییس جمهور ) /president
از پیشوند pre به معنی پیش و جلو و sdere در لاتین به معنی نشستن
... [مشاهده متن کامل]
برابر فارسی قابل ساخت: فَرنشین
۲. پروکاریوت/prokaryote
به معنی سلولهای بی هسته، باکتری، موجودات تک سلولی ای که برخلاف موجودات پیشرفته تر سلولشان هسته نداشته و کروموزوم اصلی شان به غشایشان چسبیده.
از پرو به معنی پیش و فرا، و کاریون به معنی هسته
برابر فارسی ( فرهنگستان ) : پیش هسته ای
۳. پری ویو/preview
به معنی "از پیش دیدن"
برابرهای فارسی: فردید و فربین ( در شعرها هم به کار رفته اند ) ، پیشبینی ( برابر رایج امروز ) ، پیش نمایش ( در کامپیوترها غالبا اینجور ترجمه میشود. )
۴. پروسه/process
به معنی کار مرحله مرحله، مجموعه ای از کارها برای رسیدن به یک نتیجه
برابر فارسی: فرایند، فرارَوَند
.
واژگان ویژه فارسی که این پیشوند را دارند:
فرآورده به معنی محصول
فرارسیدن به معنی رسیدن زمان رخ دادن چیزی یا امدن آن
فراگرفتن به معنی ( یاد ) گرفتن چیزی با همه جوانب آن
فراخواندن به معنی از پیش خواندن کسی، احضار کسی
فرهنگ به معنی اندرز، پند، آموزه، شیوه زندگی ( این معنا جدیدتر است. ) از فر و هنگ یا ثنگ به معنی اندیشه ( ؟ ) که به نظر می رسد "هنجار" هم از همین ریشه باشد.
نکته
پیرایش از این الگو پیروی نمیکند، پیرایش از آراستن آمده نه فر یا پَر.
پرواز از این الگو پیروی نمیکند، پرواز از پر به معنای پر پرنده و واز به معنی جنباندن ( وزیدن ) آمده.
با احترام به شما دوست گرامی اشتباه فکر کنید بنده اصلا آدم افراطی نیستم به یا شناور یا مستغرق در ریشه شناسی های باستانگرایانه افراطی نیستم یکی از منابع ها استفاده می کنم دوست گرامی بررسی بعدش اگر بنده بدون منابع ها حرف زدم بنده حرف شما قبول هر آدم عاقلی باید انتقاد پذیر باشد.
... [مشاهده متن کامل]
منابع هستند در پایین
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
واژه آدم /ādam/
نخستین آفریده. این واژه در تازی ریشه ندارد و از پارسی به تازی رفته است و نام دگرگون شده ای از واژه ی اوستایی ayudāman / آیودَامن yudāman/ اِیودامَن = نخستین آفریده را به خود گرفته است. ودر فرهنگ پهلوی آدم را مَشیانه/mašy نگاشته است و در فرهنگ بهدینان آدم را ( وَدَم ) که واژه ی دگرگون شده اِیودامَن است نوشته اند.
منبع. ( فرهنگ پهلوی، واژه، یاب فرهنگ بهدینان )
در ضمن من هوش مصنوعی قبول ندارم هیچ از استفاده نخواهم کرد با احترام حرف شما گیومرث در واقعیت اسم یک پادشاه پیشدادی شد پیشدادیان پادشاهان ایلام باستان بودند می دانم یکی کدام پادشاه هست نخواهد گفته دوست ندارم این مطالب این جا بگویم البته اگر دوستان بخواهد بخش هوشنگ نوه این شخص گیومرث قرار خواهم داد پژوهش یکی اساتید دانشگاه تهران هست.
خانم خاکپور من نمیدونم شما چرا میان میلیون ها کلمه ای که در فارسی و ترکی و فرانسوی و عربی و انگلیسی و فلان و بسار و بهمان هست، اینقدر به این چند واژه میپردازید.
ولی اگر کسی بگه مثلا برلیان فرانسویه، نه پیرایش فرانسوی نمیشه، چون فرانسوی و فارسی هرچند که تفاوت های بسیاری دارند ولی همریشه هستند.
... [مشاهده متن کامل]
همانطور که در فارسی داریم: برادر و در فرانسه داریم فِرِرِ
در فارسی داریم خواهر و در فرانسوی سوئِر
در فارسی داریم پدر، در انگلیسی داریم فاذر و در فرانسوی داریم پِرِ
آیا پدر انگلیسی و فرانسوی است یا فاذر فارسی؟
هیچکدام، این زبان ها از یک نیای باستانی هستند.
و ترکی نیای باستانی خودش را جداگانه دارد.
و عربی نیای جداگانه خودش را دارد.
و. . .
پیرایش هم زبان من مو در آورد از بس که گفتم از پِی آرایش میاید نه پیر و آیش!!!
همه فرهنگ های لغت فارسی از برهان قاطع که مال چند صد ساله پیشه تا دهخدا که ماله همین قرنه هم اینو گفتن، من نمیدونم دیگه چجوری اینو دریابانم!
حالا شما اگر دوست دارید فارسی و فرانسوی و عربی و و و رو همه رو باهم پیجین و ساخت اقوام ترک تبار بدونید بدونید، ولی حتی در ترکیه هم این نگرش هارا از شما نخواهند پذیرفت.
یاحق
کاربر حسین
ببینید من از آقای اقبالی هم پرسیدم
که کلمات
پیر
پریل
پیرایش
پیروز
فرا
فیروز
پارلا
برق
ساخت کدوم اقوامه
یعنی اولین بار
چه قوم یا جغرافیایی
این کلمه pr رو ساخته
... [مشاهده متن کامل]
وقتی ما داریم میگیم
برق عربیه
یا
برلیانس فرانسوی
این برداشت کلا اشتباهه
ما یه جایی ازین کره زمین داریم که
هستس
مرکز حساب میشه
اگر قرار باشه
مثلا بیایم بگیم
کلمه برلیانس فرانسویست
پس کلمات پیروز و
برق و پیرایش و پیر
هم فرانسویست
اصلا کسی که بیاد بگه
پیروز فارسیه
بزنیم تو دهنش
چرا که کسی که
به زبان هندو اروپایی
معتقده
به نظرم بحث در مورد
خیلی چیز ها نباید
باهاش انجام بشه
الان مثلا یه تاریخشناس
یا
زبان شناسی از این چیزا
سر درنیاورده
رمزشو پیدا نکرده
اسم هندو اروپایی روش گذاشته
در حالی که رمزشو پیدا میکرد
هیچوقت این کلمه رو استفاده نمیکرد
پس یه چیزایی این وسط
ناقصه
اقای اقبالی احساس میکنم شما دیگر زیادی دارید مستغرق در ریشه شناسی های باستانگرایانه افراطی می شوید!
آدم اساسا شخصیتی است که در ادیان ابراهیمی اسلام و مسیح و یهود محوریت داشته ( حداقل به این نام، ایرانیان باستان به گیومرث به عنوان نخستین انسان، و مشی و مشیانه به عنوان نخستین زوج باور داشتند، ولی نامی از آدم و شیوه آفرینش او بدین سان نبرده اند. )
... [مشاهده متن کامل]
آدم در هر سه دین ابراهیمی از خاک سرشته شده و برای همین هم نامش آدم است که به نظر می رسد به معنی "خاک سرخ" یا به طور کلی" تیره روی" باشد.
من زیاد در عربی خود را استاد نمیدانم ( هرچند که با پررویی میگویم از بسیاری کاربران این سایت بهتر میدانم، مخصوصا قومگرایان این سایت ) برای همین از هوش مصنوعی پرسیدم که آیا این واژه که عِبری است در عربی که خویشاوندش است هم ارز دارد؟ و او پاسخ داد که بله واژه ادمه در عربی به معنی تیره رنگ است. وقتی در چند واژه نامه عربی جست و جو کردم هم آنها هم همین را گفتند و حتی به همریشگی آن با آدم هم اشاره کردند.
پس بی هیچ شک و شبهه ای این ریشه آدم به معنی تیره رنگ به زبان های سامی مانند آرامی و عبری و عربی باز می گردد. البته سرشتگی نخستین انسان از گل و خاک در متون سومری آمده و بعید نیست سامیان از آن الگو گرفته باشند، ولی نام و کلمه آدم ( در اصل: آدام، که به همین شکل به زبان های اروپایی رفته و به عنوان نام پسرانه هم رایج است. ) نخستین بار در عهد عتیق ( کتاب مقدس یهودیان ) آمده.
ما به هیچ وجه اصالت هیچ زبانی را رد نمیکنیم مخصوصا فارسی که زبان نخست خود من هم هست، ولی این هم نباید باشد که بخواهیم همه چیز را به زور هم که شده با زبان خودمان ریشه یابیم!
در پاسخ به ادعاهای مطرح شده، لازم است به صورت علمی و بر اساس منابع معتبر به چند نکته اساسی اشاره کنم:
۱. تبار فارسی زبانان و تعلق زبانی
� ریشه های هندواروپایی: برخلاف ادعای مطرح شده، زبان فارسی در گروه زبان های هندواروپایی قرار دارد، نه ترکی . فارسی زبانان و دیگر اقوام ایرانی تبار، بازماندگان قبایل آریایی ( Indo - Iranian ) هستند که از هزاره دوم پیش از میلاد به فلات ایران مهاجرت کردند .
... [مشاهده متن کامل]
� معنای "فارس": قوم "پارس" که نام ایران در زبان های غربی از آن گرفته شده، به وضوح در کتیبه های آشوری ( ۸۳۴ پ. م ) ثبت شده و ریشه آریایی دارند .
۲. رابطه زبان فارسی با تمدن ایلام و سومر
� ایلامی ها: تمدن ایلام کهن در جنوب غربی ایران ( خوزستان کنونی ) قرار داشت. زبان ایلامی عموماً توسط زبان شناسان به عنوان زبان ای مجزا ( Language Isolate ) در نظر گرفته می شود و هیچ پیوند اثبات شده ای با زبان های ترکی یا فارسی امروزین ندارد .
� فارسی و ترکی: زبان فارسی ریشه در پیش از ورود ترک ها به فلات ایران دارد. ترک ها ( مانند سلجوقیان ) از حدود هزار سال پیش وارد منطقه شدند و بر فرهنگ و زبان فارسی تأثیر گذاشتند، اما خالق زبان فارسی نبودند.
۳. رابطه تمدنی ترک ها و ایرانیان
در اینجا باید میان "تبار زبانی" و "ارتباط تمدنی" تفاوت قائل شد. حتی مورخان و اندیشمندان خود ترک نیز بر این نکات تأکید دارند:
� اعتراف یک مورخ برجسته ترک: پروفسور ایلبر اورتایلی ( Ilber Ortayli ) مورخ شهیر ترکیه در مصاحبه با بی بی سی فارسی به صراحت می گوید: "تأثیر ایران بر ترک ها مانند تأثیر یونان باستان بر کل اروپاست. . . تنها تفاوت ما ( ترک ها ) و ایرانیان در گروه های زبانی ماست. . . فارسی یک زبان آریایی است" .
� فارسی به عنوان زبان دیوان: مورخ مذکور اشاره می کند که ترکان عثمانی بسیاری از روش های دیوان سالاری و فرهنگ خود را از ایرانیان گرفته اند و فارسی برای قرن ها زبان ادبیات و دیوان در حکومت های ترک بوده است .
۴. درباره "قوم" در ایران امروز
� هویت چندلایه: "فارسی بودن" در ایران معاصر عمدتاً یک هویت زبانی و فرهنگی است تا یک شاخص ژنتیک محض. جمعیت ایران آمیزه ای از اقوام آریایی ( فارس ها، کردها، لرها ) و اقوام ترک ( آذری ها، قشقایی ها، ترکمن ها ) و دیگر گروه هاست .
نتیجه گیری
ادعای "نبودن قوم فارس" یا "متولد شدن فارسی توسط ترک ها" از نظر علمی کاملاً بی اساس است:
1. زبان شناختی: فارسی یک زبان هندواروپایی مستقل است که هزاران سال پیش از ورود ترک ها به منطقه وجود داشته .
2. تاریخی: ترک ها و ایرانیان دو قوم مجزا با پیوندهای تمدنی عمیق هستند، اما یکی زاینده دیگری نیست .
3. اعتبار منابع: اگر مایل به مطالعه بیشتر هستید، منابعی مانند دانشنامه ایرانیکا ( Encyclop�dia Iranica ) و مقالات آکادمیک در این زمینه می توانند مفید باشند.
پاسخ به کاربر "الناز خاکپور"
۱. زبانی نیست که خودش خودش را بزاید، زبان ها ابتدا اصوات محدودی از دهان انسان های اولیه تر بوده اند که پیشرفت میکنند و زبان های امروزی را می سازند.
و این انسان های اولیه مطمئنا آنقدر اولیه بودند که مفهوم "قوم" یا "ملت" یا اینجور مفاهیم انتزاعی ( انتزاعی یعنی چیزهایی که وجود فیزیکی ندارند، مانند ارزش پول ها، پول تکه کاغذی است که ما برایش ارزش گذاشته ایم، ارزشی که فیزیکی نیست. ) برایشان دریافتنی نبوده.
... [مشاهده متن کامل]
۲. عجیب است که تنها کسانی چون شما چنین ادعاهایی را میکنند.
۳. فارسی از گونه زبان های هندواروپایی است، اقوام هندواروپایی اقوامی در شمال خزر و قفقاز کنونی تا سیبری بوده اند که از آنجا به سراسر جهان پراکندند و چند شاخه شدند، نیا زبان هندواروپایی پیشرفت کرد و زبان های متنوع را ساخت، فارسی از شاخه هندوایرانی یا آریایی است، نزدیکترین زبان بدان لری و مازنی و کردی، سپس پشتو، سپس زبان های هندی و سپس زبان های اروپایی مانند اسلاوی ( روسی و اکراینی ) ژرمنی ( آلمانی و انگلیسی ) لاتین ( ایتالیایی و فرانسوی و اسپانیایی ) و یونانی و. . . است.
۴. فارغ از اینکه ترک بودن سومریان یک نظریه کلا روی هواست!!!!! سومریان را زیادی دسته بالا گرفته اید! زبان سومری ۶هزارسال پیش در میان رودان شروع به فرگشت کرد، ولی از همان آغازهای راهش، مورد تازش اقوام سامی بود، سومری، ۳هزار سال پیش مُرد!!! وقتی هخامنشیان و مادها سرکار آمدند هیچکس زبان مادریش سومری نبود!!!!سومری تنها در برخی معابد و تشریفات کاربرد داشت، درحالی که مردم به زبان های آشوری و اکدی سخن میگفتند.
وقتی داریوش هخامنشی به شاهی رسید سه یا چهار زبان در کشور رسمیت یافت، فارسی باستان، ایلامی ( بیشترین کاربرد احتمالا ) ، اکدی و آشوری، هیچ اثری از سومری این وسط نیست! چون سومری بسیار زود آمد ولی زیاد نپایست!
۵. عجب آدمای سیاستمدار و خفنی هستید! از برهان غلط به جواب بسیار غلط تر می رسید! استدلال نادرست: فارسی رو ترک ساخته استدلال نادرست ۲: قوم فارسی زبان وجود نداشته و نداره نتیجه گیری فوق غلط: فقط من و دیگر دوستانم که اصلا دیوان های شعر فارسی را نخوانده ایم یا نوشته های فارسی میانه را نخواندیم و احتمالا هرگز هم نخواهیم خواند میتونی نظر بدیم!
واژه آدم /ādam/
نخستین آفریده. این واژه در تازی ریشه ندارد و از پارسی به تازی رفته است و نام دگرگون شده ای از واژه ی اوستایی ayudāman / آیودَامن �yudāman/ اِیودامَن = نخستین آفریده را به خود گرفته است. ودر فرهنگ پهلوی آدم را مَشیانه/mašy نگاشته است و در فرهنگ بهدینان آدم را ( وَدَم ) که واژه ی دگرگون شده اِیودامَن است نوشته اند.
... [مشاهده متن کامل]
منبع. ( فرهنگ پهلوی، واژه، یاب فرهنگ بهدینان )
آدم واژه ای عبری ( خویشاوند با عربی ) به معنی خاک سرخ رنگ است. که به آفرینش ادم از خاک اشاره دارد.
واژه human یا homo هم از هوموس در لاتین به معنی خاک گرفته شده.
این واژه "آدم" پیوندی نه با زبان های باستانی ایران دارد نه زبان های دیگر. اساسا این مفهوم نخستین بار در ادیان ابراهیمی و سامی زبان مطرح گشته.
... [مشاهده متن کامل] این ادعا که "آدم" یک کلمه ترکی و به معنای "پدرم" است، از نظر علمی زبان شناسی ریشه ای ندارد و با شواهد تاریخی و متون کهن در تضاد است. بی شمار سند تاریخی نشان می دهد که این نام ریشه اوستایی و پهلوی دارد و هزاران سال پیش از شکل گیری زبان ترکی، در ایران و شامات رایج بوده است.
... [مشاهده متن کامل]
در ادامه، مدارک معتبر رد این ادعا را مرور می کنیم:
1. ریشه اوستایی ( Āyudāman ) : این واژه از دو بخش āyu ( زندگی/طول عمر ) و dāman ( آفریده/ایجاد شده ) تشکیل شده و معنای تحت اللفظی �آفریده شده برای زندگی� یا �نخستین آفریده� را می دهد. این معنا با مفهوم نخستین انسان در روایات ابراهیمی همخوانی دارد.
� تمایز مفهومی در متون پهلوی: در متون پهلوی مانند بندهش، جفت نخستین انسان مشی و مشیانه نام دارد که فرزندان گیومرت ( نخستین انسان فانی ) هستند. در مقابل، Āyudāman به خود �نخستین آفریده� اشاره دارد. واژه وَدَم نیز به عنوان شکلی دگرگون شده از این ریشه برای اشاره به آدم به کار رفته است.
2. بررسی ادعای "آدام" ترکی
ادعای مطرح شده فاقد هرگونه پشتوانه تاریخی یا زبان شناختی است:
� واژگان ترکی باستان: در کتیبه های اورخون ( قرن ۸ میلادی ) و دیوان لغات الترک محمود کاشغری ( قرن ۱۱ میلادی ) ، کلمه �آدم� به معنای انسان یا نام شخص وجود ندارد. واژه ترکی برای �پدرم� �اتَم� ( �t�m ) بوده، نه �آدام�. ثبت شده است. بنابراین نام "آدم" نمی تواند از زبانی گرفته شده باشد که قرن ها بعد پدیدار شده است.
ترکی ( دعوتی ) آدام / آتام ادعا: پدرم ( فاقد سابقه تاریخی ) - - -
نتیجه گیری: واژه "آدم" ریشه در زبان های اوستایی و پهلوی دارد و به معنای "انسان" یا "زندگی طول عمر" است و شواهد آن در متون باستانی ایران و اوستا وجود دارد. ادعای ترکی بودن این واژه هیچ مبنای علمی و تاریخی ندارد.
منابع معتبر پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
1. فرهنگ واژه های پهلوی ( منوچهر ستوده، انتشارات دانشگاه تهران ) : برای یافتن معادل های پهلوی �آدم�.
2. متون پهلوی ( بندهش ) : برای مطالعه دقیق داستان مشی و مشیانه و گیومرت.
3. دانشنامه ایرانیکا ( Encyclop�dia Iranica ) : مدخل های "Adam" و "Mashya and Mashyana" برای مطالعه تطبیقی اسطوره شناسی نخستین انسان در فرهنگ ایرانی و سامی.
4. A History of Zoroastrianism ( Mary Boyce, Leiden, 1975 ) : برای بررسی اسطوره آفرینش و مفاهیمی مانند Āyudāman.
5. A Comparative Grammar of the Iranian Languages ( James Hall, London, 1952 ) : برای بررسی تطبیقی ساختار āyu و dāman در زبان های ایرانی باستان.
اوستایی دارد که بعداً وارد زبان عربی شده است.
ماجرای آدم و حوا
و درواقع داستان دو انسان نخست
نه تنها توسط مسلمین بنا نشده
بلکه اسلام از آخرین مطرح کنندگان
این ماجرا است
داستان مشابه ماجرای آدم و حوا
در اکثر مذاهب باستانی سراسر جهان
... [مشاهده متن کامل]
وجود دارد
از ایران باستان و سومر باستان و
چین باستان و یونان باستان و غیره
گرفته تا همه ادیان ابراهیمی !
.
در ایران باستان و مهرپرستی ،
کیومرث
در مذهب زردشتیت ،
مَشا و مشیانه
در سومر باستان ، آلولیم نخستین انسان
در چین باستان ، فوهسی و نوگؤآ
در یونان باستان ، اپیمتئوس و پاندورا
کتب یهود
ازجمله سفر پیدایش دوران آدم و حوا را
بیشتر از ۷۰۰۰ سال نمیداند
امّا اکتشافات علم روز دوران احتمالی
آدم و حوا و ظهور انسان هِموسپیَن را
در ۱۹۵, ۰۰۰ سال پیش تخمین میزند
.
اسلام محل هبوط آدم را مکّه و
محل مقبره آدم را نجف در عراق بیان میکند
به روایتی محل خانه حضرت آدم
مسجد کوفه دانسته میشود
آدَم وَ حَوّا: مَشی و مَشیانه
بر اساس بینش و باور فردی من خداوند متعال در طول تاریخ پیدایش انسان روی کره زمین تاکنون هیچ انسان هایی را در بین اقوام یهود و عرب و عجم و هیچ قوم دیگری تحت عناوین سوشیان و ناجی و نبی و پسر و رسول و ولی برای تربیت و هدایت معنوی بشر انتخاب و اعزام و ارسال ننموده و در گوش سر هیچ انسانی یک جمله یا جملاتی را تحت عنوان آیه و آیات نجوا و زمزمه نکرده است چه بطور مستقیم و بدون واسطه و چه غیر مستقیم یا باواسطه. خداوند متعال موجودی ست لایه تناهی یا نامتناهی یا بیکران و یا بینهایت و لذا هیچ موجود دیگری چه واقعی و عینی و شهودی و تجربی و چه محض و غیبی و مجرد و غیر تجربی غیر از او نه وجود دارد و نه می تواند وجود داشته و آنهم نه به این معنای منفی که کلیه موجودات غیر زنده و زنده نباتی و حیوانی و انسانی و منظومه های ستاره ای و مجموعه های کهکشانی نیستی های هستی نما یا ظل و سایه یا ماسوی و یا غیر خدا باشند بلکه اجزای لاینفک و جدائی ناپذیر وی. خداوند متعال در لحظه جاودانه حال موجود است و زندگی می کند و نه در زمان های گذشته یا آینده، زیرا زمان های گذشته و آینده در لحظه حال وجود ندارند، بلکه زمان گذشته لحظه به لحظه در حال گذشتن است و زمان آینده لحظه به لحظه در حال آمدن. قصر ها یا کاخ های به ظاهر مجلل و با شکوه ادیان توحیدی ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام بر روی دو ستون بنا شده اند ؛ یکی داستان آفرینش شش روزه جهان و دیگری داستان خلقت بابا آدم و ننه حوا که دو افسانه تخیلی و توهمی بیش نمی باشند و لذا محتوای آنها از طرف خداوند متعال و به امر وی و از آسمان نازل نگردیده و در قالب وحی به گوش سر سرایندگان آنها ابلاغ نشده است. تئوری تکاملی داروین در علم زیست شناسی و تئوری علمی مه بانگ دو ضربه محکم اند که بر این دو ستون وارد شده اند و اثرات تخریب کننده این دو ضربه غیر قابل رفو و تعمیر و جبران می باشند و در آینده های نه چندان دور دست، این قصر ها و کاخ ها فرو خواهند ریخت و با خاک یکسان خواهند گردید . از طرفی دیگر این دو تئوری بهمراه تئوری علمی مکانیک کوانتمی بطور غیر مستقیم اثبات وجود و هستی خداوند متعال و موجود بودن طرح مطلق آفرینش می باشند. مخالفت سرسختانه دینداران از عصر رنسانس تاکنون با علم بر سر این موضع نبوده است که گویا دانشمندان علوم طبیعی و تجربی و ریاضیات وجود خداوند و طرح آفرینش را به رسمیت نمی شناسند بلکه بر سر این حقیقت بوده و هست که بخوبی واقف و آگاه اند که علم بتدریج و قدم به قدم و عصر به عصر کلیه حقایق جزئی و کلی را پشت سر هم و با پشت کاری خارق العاده ای کشف خواهد کرد و آنها را به انسان معرفی خواهد نمود و در جائی که یک حقیقت جزئی و کلی کشف شود، در همانجا و در ارتباط با آن موضوع خاص و ویژه ریشه ابهامات و اوهامات و خرافات آئینی و دینی و مذهبی خشک خواهد گردید و آب جویبار ها و رود ها و رود خانه های آئین ها و ادیان و مذاهب و فرقه ها و حلقه ها و ایدئولوژی ها به تدریج تبخیر و سرچشمه ها و بستر های آنها به وادی ها و سراب های خشک و بی آب و علف تبدیل خواهند گردید. لذا آنانیکه احساس و فکر و خیال آشتی بین علم و دین را در سر و دل و باطن خویش می پرورانند باید بدانند و واقف و آگاه و بیدار و هوشیار شوند که دو رودخانه دین و علم هرگز به همدیگر نمی پیوندند و به یک شط عظیم تبدیل نخواهند شد بلکه رودخانه دین بتدریج خشک و رودخانه علم به تنهایی به آن شط بزرگ تبدیل خواهد گردید.
... [مشاهده متن کامل]
بیائید تا باهم و دست در دست همدیگر و همدل و همصدا در آغاز قرن بیست و یکم میلاد مسیح و در ابتدای قرن پانزدهم هجری شمسی ایده های اوهامی و ابهامی و خرافی پیاده کردن قوانین الاهی ( الهی ) بر روی کره زمین و در بین جوامع بشری و ولایت مطلقه فقیه را به بایگانی تاریخ تحویل دهیم تا در آنجا به دست فراموشی سپرده شوند.
آدم و حوا ناف نداشته اند چون در رحم کسی نبودند
پرتو یا شعاع نور اجدادی هرفرد انسانی را میتوان در قالب کلمات به شکل زیر فرمول بندی کرد :
من ؛ پدر و مادر ؛ پدر بزرگان و مادر بزرگان ؛ پدران و مادران پدر بزرگان و مادر بزرگان ؛ . . . . . . . . y
این فرمول بندی کلامی یا کلمه ای را در قالب اعداد میتوان از چپ به راست بصورت زیر نوشت :
... [مشاهده متن کامل]
. . . . . . . . . . . 64 ؛ 32 ؛ 16 ؛ 8 ؛ 4 ؛ 2 ؛ 1
این سری اعداد را میتوان به شکل توانی بر مبنای عدد2 به شکل زیر نوشت :
. . . . . . 6^2 ؛ 5^2 ؛ 4^2 ؛ 3^2 ؛ 2^2 ؛ 1^2 ؛ 0^2
^ علامت توان است و ترم یا عضو آخر یعنی y را میتوان به شکل 2 بتوان x نوشت . y و x کروموزوم ها نیستند بلکه دو عدد مجهول اند و تعیین آنها در حال حاضر و تا آینده های دور دستی از عهده توان معرفت دینی و شناخت علمی خارج اند. اما بینهایت نیستند و بسیار کوچکتر از بینهایت اند. این سری با زبان گویای ریاضی دلالت بر این حقیقت دارد که تعداد افراد انسانی به سمت گذشته افزایش می یابد و نه کاهش. لذا افراد انسانی نمیتوانند حاصل آمیزش جنسی یک زوج باشند بلکه زوج های بسیاری. همچنین عدد مجهول y و یا 2 بتوان x برابر با جمع کلیه ذرات نور و ذرات زیر اتمی موجود در کل کیهان نیستند بلکه برابر با مجموع ذرات بنیادی تر، یعنی ذرات چهار بعدی زمانمکان و ذرات چهار بعدی بیزمانی بیمکانی در سطح ابعاد پلانک که روی هم نوسانگر های بنیادی هشت بعدی را تشکیل می دهند و هرکدام نیمی مساوی از واقعیت عینی اند. اندیشمندان دینی مفاهیم بیزمانی و بیمکانی را از صفات خداوند می دانند و معمولا این مفاهیم را مترادف و معادل و هم معنای عدم وجود زمان و مکان می پندارند، اما هنوز به این حقیقت دست نیافته اند که صفات خداوند به ظهور رسیده اند و بیزمانی و بیمکانی هم به ظهور رسیده و نیمی از واقعیت عینی را تشکیل می دهند. لذا جّد بزرگوار و اولیه کلیه موجودات زنده و غیر زنده منجمله انسان
زمانمکان و بیزمانی بیمکانی اند.
از این به بعد میتوان زمانمکان را آدم و بیزمانی بیمکانی را حوا و یا بر عکس دانست و آنهم نه تنها والدین اولیه و آغازین انسان بلکه کلیه موجودات زنده و غیر زنده. ذرات نور و ذرات اتمی و زیر اتمی عناصر بنیادی نیستند بلکه قالب های پایداری اند که عناصر بنیادی تری مثل ذرات زمانمکان و بیزمانی بیمکانی در ابعاد پلانک در آنها ریخته شده و بسته بندی گردیده اند و آنهم در اولین لحظات وقوع مهبانگ و انبساط محتوای کیهان. این ایده که در این سایت ارزشمند خدمت خوانندگان گرامی بیان میگردد، هنوز به استحضار عالِمان و اندیشمندان دینی ؛ فلسفی و عرفانی و علمی نرسیده است و با اطمینان و یقین و خاطر جمع می توان آنر بکر ترین ایده دینی و علمی نامید که در طول تاریخ بشریت تاکنون برای اولین بار در اندیشه و افکار این حقیر ناچیز القاء و الهام و منعکس گردیده است.
اعتراض ابلیس به اجرای امر سجده بر آدم تحت این بهانه که او از آتش است و آدم از خاک و آتش برتر از خاک، یک اعتراض معقول و منطقی و شهودی بوده است و در عالم دنیوی - شهودی فعلی هم مورد تائید علم می باشد. زیرا
... [مشاهده متن کامل] محتوای کل جهان قبل از پیدایش و به کثرت رسیدن، در مرکز آن متراکم و دمای محض بوده است. همچنین نظام فکری و جهان بینی فلاسفه یونان باستان که بر اساس آنها یکی از عناصر اربعه یا چهارگانه آتش؛ خاک؛ آب و هوا منشاء پیدایش موجودات زنده و غیر زنده بوده باشند، حقیقت ندارد و مورد تائید علم هم نمی باشد. بر طبق اصل هم ارزی دما و انرژی بولتزمن که در قالب یک فرمول ریاضی در علم فیزیک بیان گشته است، دما و انرژی یکی نیستند بلکه قابل تبدیل بهمدیگر. یعنی در روند پیدایش جهان دما مقدم بر انرژی بوده است. علت اصلی و ریشه ای در داستان آدم و حوای دینی که شیطان از کلمه دما استفاده ننموده بلکه واژه آتش را بر زبان فرشته ای خویش جاری نموده است، این حقیقت می باشد که متفکرین و اندیشمندان عصر پیامبر اسلام و حتا خود آن بزرگوار توانایی تمیز قائل شدن بین دما و آتش را نداشته اند و در عصر جدید هم اکثریت قاطع افراد انسانی نمیداند که دما و انرژی یکی نیستند. از طرفی دیگر طبق سوره قرآنی اعراف خداوند متعال آدم را بهمراه زشتی های آشکار و پنهان آفریده است و نه در سطح کمال ایده آل. لذا از دیدگاه انسان بیدار و آگاه و فهیم و عاقل عصر جدید سجده نکردن به یک موجود ناکامل یک عمل و رفتار معقول و منطقی می باشد. این حقیر هم اگر بجای ابلیس بودم با آن موجود ناکامل حتا سلام علیک نمی کردم چه رسد به سجده کردن در پیشگاه عریان او . آیا آلات تناسلی آدم و حوا که در جهت تولید مثل آفریده شده و در این پدیده اجتناب ناپذیر اند از دیدگاه مبارک رسول خدا، زشتی های آشکار و تمایلات جنسی آن دو بهمدیگر ، زشتی های پنهان محسوب شده اند ؟
تلفظ صحیح نام های دو فرزند آدم و اِوا آبیل و گابیل می باشند و نه هابیل و قابیل. آبیل به زبان فارسی اقوام سومر و ایلام به معنای بیل آبیاری و گابیل به معنای بیل شخم زنی قبل از اختراع گاوآهن می باشند. Eve
... [مشاهده متن کامل] با تلفظ اِوهَ و یا اوا اشاره به ضمیر سوم شخص دارد و به معنای " او " می باشد و Adam با تلفظ اروپایی آدام و تلفظ شرقی آدم به معنای دَم آغازین حیات در پهنه بیکرانی و بی نهایت می باشد و طنین آن در بینهایت دور دست ها هرگز به سردی و خاموشی منجر نخواهد گردید.
دو محقق هلندی از مطالعه لوح های گلی یافته شده در راس شام را ( یعنی بالای سرزمین شام ) شمال غربی کشور سوریه به یک اسطوره دست یافته اند که قدمت آن حدود 1300 سال قبل از میلاد مسیح می باشد و به فرهنگ و تمدن قوم اوگاریت تعلق دارد و به خط میخی و الفبای اوگا ریتی نگاشته شده است. در آن داستان el با تلفظ اِل خدای خوبی ها با همسرش به نام asherh با تلفظ آشیره ( شیر اولیه ) در باغ بهشت بسر می برند و از حیات جاودانه بر خوردار اند و از میوه های گوناگون درخت زندگی تغذیه می کرده اند. تا اینکه یک موجود اهریمنی به نام horon با تلفظ هو رون ( به احتمال زیاد به معنای رانده شده توسط هو ) که قبلا در کوه خدایان به سر می برده است و مورد خشم خدایان قرار می گیرد و از باغ کوهستانی خدایان طرد و تبعید میگردد. پس از رانده شدن به شکل یک مار بزرگ در می آید و وارد باغ بهشت می شود و درخت زندگی را مسموم و آنرا به درخت مرگ تبدیل می کند. خدایان از او میخواهند که درخت مسموم شده را از ریشه بکند و آنرا بر اندازد. از امر خدایان سرپیچی میکند و فرمان به el ابلاغ میگردد که هم درخت را براندازد و هم هو رون را سر به نیست کند. در حین مبارزه مار اورا نیش می زند و استعداد جاودانگی اورا مختل می کند و پس از آن اِل و آشیره مشمول حال میرایی می شوند. پژوهشگران معتقدند که این اسطوره حدود 800 سال قبل از داستان آدم و حوا در کتاب آفرینش موسا نگاشته شده است و احتمالا به در بار فراعنه مصر هم راه یافته و موسا به عنوان فرزند خوانده فرعون در دوران کودکی توسط پیشوایان دینی دربار از محتوای آن اسطوره آگاهی یافته است. بهر حال کلمه آدم به نظر من یک کلمه فارسی است و معنای آن دَم آغازین یا اولیه می باشد. در در کتاب اول تورات بعد از اینکه خداوند آدم را از گل می آفریند در کالبد او " دَم زندگی " می دمد و در قرآن از دمیدن روح صحبت به میان آمده است. بهر حال این حقیر به یک باور نو رسیده ام و آن اینکه خداوند متعال در حالت اولیه کمال ایده آل بهشتی هستی و وجود خویش، کلیه افراد انسانی را بطور همزمان و هم سن و سال و در یک سن معتدل ( به احتمال قریب به یقین در سن چهل سالگی ) و از هستی و وجود خود ( و نه از عدم و نیستی ) در سطح کمال خوبی و زیبایی آفریده است و به آنها حیات جاودانه اهداء نموده است. از همه مهمتر اینکه هر فردی را از یک خانواده خودی ده عضویی مشتمل بر پنج مرد و پنج زن یا پنج آدم و پنج حوای خودی آفریده است که در قالب پنج زوج بنیادی خودی از زوجیت با خود و تجربه عشق خویشتن برخوردار بوده اند. سوال : آن حیات در سطح کمال ایده آل بهشتی تا قبل از آغاز سَفَر آفرینش چند سال طول کشیده است ؟ در پاسخ گویی به این سوال، استفاده از اعداد ملیون ؛ میلیارد ؛ بیلیارد و تریلیارد تا حدودی غیر منطقی و غیر معقول و گمراه کننده خواهد بود. بجای آن و برای سهولت می توان از عبارت ؛
... [مشاهده متن کامل]
" یک جاودانگی " استفاده نمود و آنهم محدود و متنهای ، زیرا جاودانگی نامحدود و نامتناهی و بینهایت و بدون آغاز و پایان خاص و ویژه حیات و هستی و وجود بیکران خود خداوند می باشد که در برگیرنده کلیه جاودانگی های محدود و متناهی و بیشمار است. افزایش جمعیت از راه تولید مثل و از طریق آمیزش جنسی زن و مرد و یا والدین و نسل به نسل تنها در طول سفر صورت می پذیرد. بهشت یک باغ نیست بلکه حالت کلی هستی و وجود می باشد که بین دو سر حد بالا و پایین ( به قول حکیمان و عارفان دینی : اعلی و اسفل ) محصور و محدود است. این دو سر حد از همدیگر جدا نیستند بلکه روی هم قرار دارند و بین این دو مرز ؛ یکی نهایت نقصان و دیگری کمال ایده آل ، هستی و یا وجود دارای حالات کلی بیشماری است که پشت سر هم با یک ترتیب و نظم خارقالعاده و شگفت انگیز در چهارچوب طرح مطلق آفرینش و براساس مفاد ثابت و تغییر ناپذیر آن از طریق وقوع قیامت ها یا مه بانگ های هفتگانه و بیشمار بر اثر نوسانات متوالی انقباض و انبساط هستی های محدود و متناهی کیهانی در چهار چوب مکان های مجرد و مطلق سه بعدی با محیط های ثابت و پایدار و مسدود و نفوذناپذیر ، به ظهور می رسند و محو میگردند. در پایان سفر همان حالت اولیه کمال ایده آل بهشتی دوباره برقرار خواهد گردید و اعضای ده نفره خانواده های افراد انسانی دوباره بطور همزمان به ظهور میرسند و با همان سن معتدل اولیه از همان حیات نیمه جاودانه برخوردار خواهند گردید و آن حیات تا زمانی ادامه خواهد یافت که خداوند تصمیم به سفری دیگر بگیرد. خلاصه اینکه ما انسان ها از خداوند و بهشت جدا نشده ایم ( به قول مفسران : هبوت نکرده ایم ) و هم اکنون و در این جهان و در کلیه جهان های موازی و همسان و بیشمار پیش خداوند هستیم و در بهشت به سر می بریم ، البته همانطور که در بالا اشاره شد، دریکی از حالت های کلی و بیشمار بهشت مشغول زندگی هستیم. تعداد منازل ؛ وادی ها ؛ شهر های عشق و ایستگاه های حرکات نزولی و صعودی هستی و وجود هرکدام 7 تا می باشند و منازل صعودی تکرار مطلق یا صدرصد منازل نزولی می باشد. طول عمر هر منزل گاه کلی کیهانی ( دهر کیهانی ) احتمالا برابر است با 90 میلیارد سال. از آنجایی که هر کدام از حیات های هفتگانه بهمراه نظم و سامان های هفتگانه طبیعت و کیهان و بهمراه آسمان و زمین های هفتگانه در قدم های هشتم دوباره در سطوح برتر و کمال یافته تر از قبل تکرار می گردند، خواب مرگ 90 میلیارد سال طول نمیکشد بلکه 7 ضزبدر 90 میلیارد یعنی 630 میلیارد سال. و از آنجاییکه هر فرد انسانی در طول خواب ژرف مرگ از حیات روئیایی در سطح کمال ایده آل بهشتی در عالم روئیا ( در ذهن خداوند ) برخوردار خواهد گردید و آن حیات تا بیداری مجدد در منزل دنیوی و شهودی خاص و ویژه خود طول خواهد کشید، لذا حیات های روئیای افراد انسانی بعد از مرگ که در بین کلیه گذشتگان و آیندگان و اعضای خانواده انفرادی خویش جریان می یابد، همیشه حدود 630 میلیارد سال طول می کشند. البته این اعداد را نباید بیش از حد جدی بگیریم. زیرا طول عمر کلی کیهان هنوز توسط منجمین و کیهان شناسان قابل محاسبه و تعیین نمی باشد. اگر اندازه و مقدار آن در آینده محاسبه شد و برابر با x سال بود، آنگاه میتوان از حاصلضرب x و 7 استفاده نمود. از اعضای خانواده های ده نفره افراد انسانی در عالم روئیا در طول سفر همیشه یک یا دو عضو به مدت طول عمرشان در منازل واقعی و شهودی سفر در بین جمع خانوادگی غائب خواهند بود.
واژه rasshmra که به " راس شمرء " ترجمه گردیده است به احتمال قوی یک واژه ترکیبی است که سه کلمه فارسی راس و شام و را تشکیل شده است. حرف را در بعضی عبارات اوستایی نقش علامت کسره را بازی می کند. لذا ترجمه صحیح این واژه " راسِ شام " می باشد.
آدم دراصل خداوند وقتی که از وجود ( روح ) خود قسمتی راجدا کرد او را ( یا دم ) نامید یعنی ای دمیده و از وجود خودم - که در قرآن هم در بعضی آیات
یا دم گفته شده - و گروه جبرییل و گروه محمد از روح آدم و حوا بوجود آمده اند
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٣)