برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1564 100 1
شبکه مترجمین ایران

احتراق

/'ehterAq/

مترادف احتراق: آتش گرفتن، اشتعال، سوختن، سوزانیدن

برابر پارسی: آتش سوزی، آتش گرفتن، سوختن

معنی احتراق در لغت نامه دهخدا

احتراق. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سوختن. سوخته شدن. (منتهی الارب ). آتش گرفتن :
تو درون خانه از بغض و نفاق
می نبینی حال من در احتراق.
مولوی.
|| احتراق فرس در عَدو؛ سرعت کردن اسب در تک و دویدن. || (اصطلاح نجوم ) مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد که : احتراق نزد منجمان اجتماع آفتاب است با یکی از خمسه ٔ متحیره در یک درجه ای از فلک البروج. و آن ازانواع نظر باشد چنانکه بیان آن بیاید - انتهی. نهان شدن یکی از پنج ستاره ٔ سیاره سوای قمر در زیر شعاع خورشید بسبب با هم شدن در برج واحد. (غیاث از منتخب ). مقارنه ٔ شمس است با یکی از خمسه ٔ متحیره یعنی زحل و مشتری و مریخ و زهره و عطارد. در فلک معنی احتراق آن است که کوکب مقارن آفتاب باشد و میان آن دو بیش از دقایق تصمیم. (مفاتیح العلوم ) :
گویمش این احتراق نه از قران خیزدی
که نیست با آفتاب رای تو کرده قران.
مسعودسعد.
دلم همچو زهره ست در احتراق
تنم همچو خورشید اندر سفر.
مسعودسعد.
حامی تیر ار شود کلکت ، نترسد ز احتراق
بگذرد از قرص خور چون از هدف پیکان تیر.
سوزنی.
- احتراق پذیر ؛ سوختنی. قابل سوختن.
- احتراق ناپذیر ؛ ناسوختنی.

معنی احتراق به فارسی

احتراق
سوختن، سوخته شدن، آتش گرفتن
( مصدر ) ۱ - سوختن سوخته شدن آتش گرفتن . ۲ - جمع شدن آفتاب است با یکی از پنج ستار. زحل و مشتری و مریخ و زهره و عطارد در یک درجه و دقیقه ( بلکه در یک نقطه ) از فلک البروج نهان شدن یکی از پنج اختر با در زیر شعاع خورشید بسبب باهم شدن در یک برج . یا احتراق کواکب . سوختن ستاره قرار گرفتن ستاره ( یکی از پنج ستار. زحل مشتری مریخ زهره و عطارد ) با خورشید در یک برج .
[شیمی] ← سوختن
[combustion] [قطعات و مجموعه های خودرو] سوختن سریع مخلوط سوخت و هوا در محفظۀ احتراق برای تولید توان
( اسم صفت ) سوختنی قابل سوختن مقابل احتراق ناپذیر ناسوختنی
[autogenous combustion, autothermic combustion] [مهندسی محیط زیست و انرژی] احتراقی که در آن گرمای ناشی از سوختن مواد آلی لجن برای تبخیر رطوبت موجود و تداوم احتراق کافی است و جز برای شروع، نیازی به سوخت کمکی نیست
( اسم صفت ) ناسوختنی غیر قابل سوختن مقابل احتراق پذیر سوختنی .
[firing order, ignition order, firing sequence] [قطعات و مجموعه های خودرو] ترتیبی که عمل احتراق در سیلندرهای مختلف موتور مطابق با آن صورت می گیرد
[combustion control] [قطعات و مجموعه های خودرو] افزاره ای که به طور خودکار نسبت مناسب هوا و سوخت را برای احتراق کامل تنظیم می کند
[combustion chamber volume] [قطعات و مجموعه های خودرو] حجم فضای بین تاج پیستون و سرسیلندر که احتراق در آنجا صورت می گیرد و معمولاً بر حسب سانتی متر مکعب اندازه گیری می شود
...

معنی احتراق در فرهنگ معین

احتراق
(اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - سوختن ، آتش گرفتن . ۲ - محو شدن یکی از پنج سیارة «زحل ، مشتری ، مریخ ، زهره ، عطارد» در زیر شعاع خورشید، یا مقارنة خورشید با یکی از آن ها.

معنی احتراق در فرهنگ فارسی عمید

احتراق
۱. آتش گرفتن، سوختن.
۲. (نجوم) [قدیمی] نهان شدن یکی از سیارات زحل، مشتری، مریخ، زهره، و عطارد در زیر شعاع خورشید یا مقارنۀ خورشید با یکی از آن پنج سیاره.

احتراق در دانشنامه اسلامی

احتراق
احتراق به معنی سوختن و کنایه از خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی آمده است.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۸.    
...

احتراق در دانشنامه ویکی پدیا

احتراق
احتراق یا سوختن (به انگلیسی: Combustion یا burning) نتیجهٔ یک فرایند شیمیایی گرمازا میان یک مادهٔ سوختنی و عامل اکسیدکننده است که با تولید گرما و تغییر شیمیایی مواد اولیه همراه می شود. آزاد کردن گرما می تواند با تولید نور به صورت شعله یا درخشش باشد. مواد سوختنی پر کاربرد معمولاً از ترکیب های آلی (به ویژه هیدروکربن ها) به صورت گازی، مایع یا جامد درست شده اند. همان طور که گفته شد، سوختن یک نوع واکنش اکسایش است؛ اما به خاطر سرعت بالای واکنش -که منجر به تولید گرمای زیاد در زمان اندک و بالا رفتن دمای محیط واکنش و ایجاد نور و شعله می شود- در دسته ای خاص قرار می گیرد.
سوختن واکنشی است که در آن ماده ای با سرعت زیاد با اکسیژن ترکیب شده و علاوه بر تولید ترکیب های اکسیژن دار گرما، نور نیز تولید می کند.
در یک فرایند کامل سوختن، یک مادهٔ سوختنی با یک عامل اکسیدکننده مانند اکسیژن یا فلوئور وارد واکنش می شود. نتیجهٔ واکنش موادی است که از هر دو عامل مادهٔ سوختنی و اکسیدکننده تشکیل شده اند. برای نمونه:
ساده ترین نمونهٔ سوختن، واکنش میان هیدروژن و اکسیژن است. این واکنش در موتور راکت بسیار اتفاق می افتد:
عکس احتراق
احتراق خودبخود یا اشتعال خودبخود نوعی احتراق است که با گرم شدن خودبخودی (افزایش دما به خاطر واکنش های درونی گرمازا) و به دنبال آن افزایش سریع دما و در نهایت اشتعال روی می دهد.
احتراق خودبخود (انگلیسی: Spontaneous Combustion) فیلمی ترسناک به کارگردانی توبی هوپر است که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به براد دوریف اشاره کرد.
۲۳ فوریه ۱۹۹۰ (۱۹۹۰-02-۲۳) (ایالات متحده)
احتراق نیمه پیش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

احتراق در دانشنامه آزاد پارسی

اِحتراق (combustion)
سوختن. در شیمی، ترکیب شدنِ سریعِ ماده ای با اکسیژن، همراه با آزاد شدن گرما، و معمولاً نور. آرام سوختن شعلۀ شمع و انفجار مخلوطی از بخار بنزین و هوا دو مثال بسیار متفاوتِ احتراق اند. احتراق به سبب آزادکردن انرژی گرمایی، واکنشی گرمازاست.

معنی احتراق به انگلیسی

inflammation (اسم)
سوزش ، التهاب ، احتراق ، اماس ، سام ، شعله ور سازی
combustion (اسم)
احتراق ، اشتعال ، سوخت
ignition (اسم)
هیجان ، احتراق ، اشتعال ، سیستم جرقه ، اتش گیری
lighting (اسم)
احتراق ، اشتعال ، روشنایی ، سایه روشن ، نور افکنی

معنی کلمه احتراق به عربی

احتراق
احتراق , اضاءة , التهاب , ايقاد
مادة قابلة للاحتراق

احتراق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
سوزش
baran
احتراق در علوم به معنی سوختن است برای مثال در علوم نهم mg با اکسیژن واکنش احتراق انجام میدهد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• احتراق چیست   • محصولات احتراق گاز طبیعی   • احتراق ناقص   • واکنش سوختن پروپان   • سوخت و احتراق جزوه   • فرمول سوختن متان   • محصولات احتراق کامل کدامند؟   • سوختن کامل   • معنی احتراق   • مفهوم احتراق   • تعریف احتراق   • معرفی احتراق   • احتراق یعنی چی   • احتراق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احتراق

کلمه : احتراق
اشتباه تایپی : hpjvhr
آوا : 'ehterAq
نقش : اسم
عکس احتراق : در گوگل

آیا معنی احتراق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )