برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1436 100 1

آمل

/'Amol/

برابر پارسی: آرزورسان، یاری گر

معنی آمل در لغت نامه دهخدا

آمل. [ م ُ ] (اِخ ) نام شهری بغربی جیحون بفاصله ٔ یک میل در راه بخارا از سوی مرو، مقابل فربرا یا فربر که بشرقی جیحون است و آن را عامه آمو و آمویه گویند. و از آنجاست عبداﷲبن حماد شیخ بخاری و احمدبن عبده شیخ ابی داود. و برای تمیز از آمل طبرستان آن را آمل زم و آمل شط و آمل مفازه نیز خوانند. و این شهر را قوم تاتار ویران کردند. || رود جیحون. || نام شهری بزرگ بطبرستان [ مازندران ] در 21 هزارگزی محمودآباد و 36هزارگزی بابل. دارای پست و تلگراف. و در کتب قدیمه فاصله ٔ آن را تا ساری هیجده فرسنگ و تا رویان دوازده و تا چالوس (شالوس ) نیز دوازده فرسنگ نوشته اند. و ازاین شهر است محمدبن جریر طبری و فضل بن احمد زهری و سیدحیدر آملی و عده ای کثیر از علما و محدثین دیگر.
و صاحب حدودالعالم گوید: آمل شهری است عظیم [ از دیلمان بناحیت طبرستان ] و قصبه ٔ طبرستان است و او را شهرستانیست با خندق بی باره و از گِرد وی ربض است و مستقر ملوک طبرستان است و جای بازرگانان است و خواسته بسیار است و اندر وی علمای بسیارند بهر علمی و آبهای روان است سخت بسیار و از وی جامه ٔ کتان و دستار خیش و فرش طبری و حصیر طبری وچوب شمشاد خیزد که بهمه ٔ جهان جائی دیگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید کومس و گلیم دیلمی زربافت و دستارچه ٔ زربافت گوناگون و کیمخته خیزد و از وی آلاتهای چوبین خیزد چون کفچه و شانه و شانه نیام و ترازوخانه و کاسه و طبق و طینوری و آنچ بدین ماند- انتهی. و صاحب معجم البلدان گوید: آمل... نام بزرگترین ِ شهرهای طبرستان بزمین هامون و دشت و جزء اقلیم چهارم ، طول آن 77 درجه و ثلث و عرض 37 درجه و سه ربعاست. بین آمل و ساریه هشت و میان آمل و رویان دوازده و فاصله ٔ آن تا شالوس (چالوس ) دوازده فرسنگ است. از مصنوعات آمل سجاده های نیکوست - انتهی. و حمداﷲ مستوفی گوید: آمل از اقلیم چهارم باشد طولش از جزایر خالدات نزک و عرض آن از خط استوا لز. طهمورث ساخت شهری بزرگ است و هوایش بگرمی مایل و مجموع میوه های سردسیری و گرمسیری از لوز و جوز و انگور و خرما و نارنج وترنج و لیمو و مرکب و غیره فراوان باشد و مشمومات بغایت خوب و فراوان چنانچه اگر شهربند شود هیچ چیز ازبیرون احتیاج نباشد - انتهی. رود هراز از این شهر گذرد و معادن ذغال سن ...

معنی آمل به فارسی

آمل
از شهر های مهم ( استان دوم ) و آن در ۲۴٠ کیلو متری شمال تهران واقع شده رود هراز از آن می گذرد ٠ جمعیتش است ۶۸۹۶۳ ٠ تن است که به فارسی و لهجه مازندرانی سخن می گویند و مذهب شیعه دارند دانشمندان و محدثان بزرگ از آنجا برخاسته اند از آن جمله محمد بن حریری طبری فظل بن احمد زهری میر بزرگ و سید حیدر آملی را باید نام برد ٠
نام شهری بغربی جیحون امیدوار
[ گویش مازنی ] /aamel/ از شهرهای مازندران که رودخانه ی هراز از وسط آن می گذرد
[ گویش مازنی ] /aamel do/ نوعی برنج پرمحصول و متوسط خزری
[ گویش مازنی ] /aamel se/ نوعی برنج پرمحصول و متوسط خزری
[ گویش مازنی ] /aamel yek/ نوعی برنج پرمحصول خزری
نام موضعی است که شراب بغایت خوب از آن آرند .

آمل در دانشنامه اسلامی

آمل شهری در استان مازندران و در شمال ایران قرار دارد. هر چند امروزه مرکز استان مازندران شهرستان ساری است لیکن به نقل یاقوت حموی، آمل در آن زمان مرکز طبرستان محسوب می شد.
آغاز حوزه علمیه آمل به زمانی بر می گردد که «ناصر کبیر» در آمل مدرسه علمیه ای بنا نهاد. مقدمات این مدرسه چنان بود که مردم از حکومت طاهریان به ستوه آمده و شروع مبارزه را تدارک دیدند و از یکی از علویان نیکوکار به نام «محمد بن ابراهیم» خواستند تا رهبری جماعت را بر عهده گیرد، او خود را شایسته این کار ندانست و شوهر خواهر خود به نام حسن بن زید را که در ری مقیم بود، معرفی نمود.اهالی او را به رویان دعوت کردند. حسن بن زید ملقب به «داعی کبیر» در سال ۲۵۰ق وارد منطقه شد و رهبری نهضت را بر عهده گرفت و در مدت سه سال، تمامی نواحی طبرستان و بخش مهمی از دیلم و ری را به تصرف درآورد. وی مدتی قریب به بیست سال حکومت کرد و در سال ۲۷۰ق پس از یک سال بیماری درگذشت.بعد از او به ترتیب «محمد بن زید داعی»، «حسن بن علی» معروف به «ناصر کبیر» یا «اطروش» و «حسن بن قاسم» مشهور به «داعی صغیر» تا سال ۳۱۶ق (هنگام قتل داعی صغیر) در آنجا حکومت کردند.
رک: ابن اسفندیار، محمد بن حسن، تاریخ طبرستان.
دوره دوم حوزه علمیه آمل که از زمان صفویان تا عصر ما را شامل است دوره ای پر رونق و تحسین برانگیز است. هر قرن از این دوره رجال علم و فرهیختگان بزرگی را در خود جای داده که به اختصار می توان گفت، شیخ آقابزرگ در قرن هشتم از هفت تن،
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، ج۳، ص۱.    
 ۱. ↑ یاقوت حموی، عبدالله، معجم البلدان، ج۱، ص۵۷.    
...
در این مقاله به بررسی حادثه آمل از شهرهای استان مازندران که در بهمن ۱۳۶۰ شمسی اتفاق افتاده خواهیم پرداخت.
ساعت ۲۳: ۴۵ دوشنبه شب، مطابق با پنجم بهمن ماه ۱۳۶۰، اعضای ۱۱۰ نفره اتحادیه کمونیست های ایران با حضور سه زن در تیم پزشکی گروه، با نام «سربداران جنگل» در پوشش لباس های نظامی تحت عنوان عملیات «اسب تروا» ب ...

آمل در دانشنامه ویکی پدیا

آمل
آمل ( تلفظ راهنما·اطلاعات) یک شهر در استان مازندران و مرکز شهرستان آمل است. آمل یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران، قطب صنعت و صادرات و فرهنگ استان مازندران، پایتخت برنج ایران، قطب زیست فناوری و نبوغ ایران، یکی از قدیمی ترین مراکز یک جانشینی جهان، از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران و از مهم ترین شهرهای مرتبط به علم در تاریخ معروف به شهر تاریخ و فلسفه است. پیشینه شهر آمل به زمان آماردها بر می گردد و در تاریخ نوشتاری نیز، مانند شاهنامه آمل از مراکز مهم اتفاقات بوده است. آمل در زمان زیاریان، علویان پایتخت ایران و در زمان اشکانیان یکی از مراکز ایران بود و در زمان افریدون تا زمان بهرام گور نیز آمل تختگاه و پایتخت ربع مسکون است. این شهر به دو منطقه شهری تقسیم می شود. آمل سومین شهر پرجمعیت استان مازندران است.
اردشیر می گوید: .mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}هزاران سال، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره های پیشین آن چندان روشن نیست. نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود، نام گروه مرد در نوشته ها «مارد» یا «آمارد» آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی، آی مردی، جوانمرد، جوانمردی، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد. رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوه های شمالی سمنان اقامت داشتند و دیگری آمردها که شهر آمل آمرد همان آمل است چنان که پرد همان پل می باشد، به اسم آن ها نامیده شد اولین گروه در حاشیه دریا در ایران بودند و مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود، از خاور به مرز ورگانا، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین یا کاسپین، کاسو، کازاک یا قزاق و از باخترن تا آن دست لنکران قفقاز و از جنوب خا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آمل در دانشنامه آزاد پارسی

آمل (ماوراءالنهر)
رجوع شود به:چارجو

نقل قول های آمل

آمل از شهرهای استان مازندران در شمال ایران.
• -> ابن فریغون، سفرنامه
• -> فردوسی
• «ااز آمل گذر سوی تمیشه کرد// نشست اندر آن نامور بیشه کرد» -> فردوسی
• «بپردازم آمل نیایم به جنگ// سرم را ز نام اندرآرم به ننگ» -> فخرالدین اسعد گرگانی
• «از آن خوانند آرش را کمانگیر// که از آمل بمرو انداخت یک تیر» -> طالب آملی
• «چو من فرزانه ای برخاست از آن بوم// طواف خاک آمل بایست کرد» -> راوی
• «رسیدم به آمل شهر هفت رنگ// همه عارف و شاعر و مرد جنگ// بزرگان ایران زمین بزرگان شهیر// ز میر حیدر فخر رازی ابن جریر//
• -> احساس انوشیروان و فردوسی به آمل / سفرنامه

ارتباط محتوایی با آمل

آمل در جدول کلمات

از مشهورترین سران علویان که مرکز حکومتش آمل بود

معنی آمل به انگلیسی

square-toed (صفت)
قدیمی مسلک ، امل ، دارای پنجه مربع
prudish (صفت)
متظاهر ، با احتیاط ، امل

آمل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amol amard
به معنی مرگ مباد و جاویدان
amol amard
نژاد مردم این شهر آمارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جاهای دیدنی آمل   • اسم امل   • معنی امل   • مشاهیر آمل   • شهرستان آمل   • جمعیت آمل   • نقشه آمل   • جنبش امل   • معنی آمل   • مفهوم آمل   • تعریف آمل   • معرفی آمل   • آمل چیست   • آمل یعنی چی   • آمل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمل
کلمه : آمل
اشتباه تایپی : Hlg
آوا : 'Amol
نقش : اسم خاص مکان
عکس آمل : در گوگل

آیا معنی آمل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )