برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1403 100 1

آدم

/'Adam/

مترادف آدم: انسان، بشر، مردم، ناس، کس، نفر، ابوالبشر ، دیو

متضاد آدم: جانور، حیوان، دد

برابر پارسی: گیومرت

معنی اسم آدم

اسم: آدم
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عبری
معنی: نخستین بشری که خدا آفرید، مودب باتربیت، انسان گندم گون، آهوی سفیدی که روی پوستش خطهای خاکی رنگ دارد

معنی آدم در لغت نامه دهخدا

آدم. [ دَ ] (ع ص ) گندم گون. سیاه گونه. سیه چرده. اَسْمَر. || و در آهو، سفیدی که خطهای خاکی رنگ دارد. || اشتر سفید. ج ، اُدْم ، اُدْمان.

آدم. [ دَ ] (اِخ ) نخستین پدر آدمیان ، جفت حوّا. (توریة). ابوالبشر. بوالبشر. خلیفةاﷲ. صفی اﷲ. ابوالوری. ابومحمد. معلم الاسماء. ج ، اوادِم :
تا جهان بود از سر آدم فراز
کس نبود از راه دانش بی نیاز.
رودکی.
نشیبت فراز و فرازت نشیب
چو فرزند آدم بشیب و بتیب.
رودکی.
یک بار طبع آدمیان گیر و مردمان
گرْت آدم است بابک و فرزند بابکی.
اسدی.
ورنه آدم کی بگفتی با خدا
ربّنا انّا ظلمنا نفسنا.
مولوی.
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا.
سعدی.
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند.
سعدی.
حدیث عشق اگر گوئی گناه است
گناه اول ز حوّا بود و آدم.
سعدی.
در نقد عیش کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه ٔ دارالسلام را.
حافظ.
|| نامی است از نامها، ازجمله ابوبکر احمدبن آدم الادمی المحدث.

آدم. [ دَ ] (اِ) در تداول امروزی مرادف مردم. آدمی. آدمیان. اِنْس.ناس. || خادم.ج ، آدمها. || (ص ) نیک تربیت شده. مؤدب.
- امثال :
آدم از کوچکی بزرگ میشود ؛ خضوع و فروتنی سبب بزرگی مردشود.
آدم به آدم بسیار ماند ؛ آنکس نیست که گمان برده اید.
آدم به آدم می رسد ؛ مردمان بایدبیکدیگر مدد و یاری دهند.
آدم به آدم میرسد کوه بکوه نمیرسد ؛ هرچند سالها یا مرحله ها از یکدیگر دور بودیم و امید دیدار نداشتیم اکنون باز یکدیگر را دیدیم.
آدم با آدم خوش است ؛ لذت حیات در معاشرت و خلطه و آمیزش است.
آدم با کسی که علی گفت عمر نمیگوید ؛ نفاق پس از اتفاق نیکو نباشد.
آدم بدحساب دو بار میدهد ؛ بدمعاملگی موجب زیان و خسران است.
آدم بی اولادپادشاه بی غم است ؛ پرورش و تربیت اولاد سخت دشوار باشد.
آدم ...

معنی آدم به فارسی

آدم
نخستین انسان و پدر نوع بشر طبق روایات ادیان سامی معادل گیومرث ایرانیان . خداوند وی را خلق کرد و در بهشت جای داد و [ حوائ ] را خلق کرد و زوجه او گردانید . چون آدم و حوا سیب یا گندم را که ممنوع بود خوردند از بهشت اخراج شدند ابوالبشر .
( اسم ) ۱- (اخ ) نخستین انسان نخستین بشر در روایات ۲ - بشر انسان جزو پستانداران و عالیترین موجود زند. روی زمین از لحاظ تکامل مغزی . یا آدم آبی . انسان آبی که قدمامی پنداشتند در دریاها زندگی میکند و آن موجودی و همی است . یا آدم برفی . ۱- مجسمه و هیکل انسانی که از برف سازند . ۲ - انسانی که تصور میکنند در قلل هیمالیا زندگی میکند .
گندم گون سیاه گونه مردمی
[ گویش مازنی ] /aadem/ گماشته مزدور نوکر
مردم آبی
[ گویش مازنی ] /aadem aabi/ پری دریایی - نوعی ناسزا برای افراد دیرفهم
مرشد کامل و مکمل
[manhole] [مهندسی محیط زیست و انرژی] دریچه یا محفظه ای که انسان بتواند از آن وارد یک مخزن یا شبکۀ فاضلاب شود
( اسم ) آدمی شناس آنکه اخلاق مردم را از قیافه و طرز رفتار و گفتار آنان درک کند .
آنکه اخلاق و تربیت مردم از قیافه و طرز رفتار و گفتار آنان شناسد
[ گویش مازنی ] /adem nemoonaa/ جثه
در تداول عامه بجای آدمی وار
قاتل و خونخوار
صفت و فعل آدم کش
آدمی زاد
...

معنی آدم در فرهنگ معین

آدم
(دَ) [ ع . ] ( اِ.)۱ - نخستین انسان . ۲ - (عا.) نوکر. ، ~ خود را شناختن از توانایی جسمی یا خصوصیات روحی کسی آگاه شدن .
( ~. هَ) (اِ.) ۱ - موجودی تخیلی با ظاهری شبیه انسان و ساخته شده از فلز و مدارهای الکترونیکی که در فیلم های سینمایی بسیاری از کارهای انسان را انجام می دهد. ۲ - مجازاً به کسی که از خود اختیاری ندارد و طبق گفتة دیگران عمل می کند اطلاق می شود.
( ~. بَ) (اِ.) ۱ - مترسک شبیه انسان که از برف ساخته می شود. ۲ - آدم خیالی که گمان می کنند در کوه های هیمالیا زندگی می کند.
( ~ . حِ) [ ع - فا. ] (ص .) ۱ - فهمیده ، قابل اعتماد. ۲ - دارای اصالت .
( ~ِ دُ) (اِمر.) آدم بی سر و پا و بی ارزش .
( ~ . ش ِ) ~ص فا.) آن که اخلاق مردم را از قیافه و طرز رفتار و گفتار آنان درک کند.
( ~ . فُ) (حامص .) ۱ - عمل آدم فروش اعم از سپردن و فروختن آدم ها به دست دیگران جهت منافع یا درآمد. ۲ - کنایه از جاسوسی کردن .
( ~. قَ) ( اِ.) کنایه از: کمیابی آدم های شایسته و کارآمد.
(دَ. کُ) [ ع - فا. ] (ص فا.)کشندة آدم ، قاتل انسان .
(بَ دَ) [ ع . ] ( اِ.) انسان ، آدمیزاد.

معنی آدم در فرهنگ فارسی عمید

آدم
۱. (زیست شناسی) انسان. &delta، دراصل، بنابر روایات، نام نخستین انسان آفریده شده است: در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند / آدم بهشت روضهٴ دارالسلام را (حافظ: ۳۰).
۲. خدمتکار مرد، نوکر.
۳. کسی که دارای ویژگی های انسانی است.
۴. مردم: عالم و آدم.
۱. موجود وحشی که گوشت انسان را بخورد، مردم خوار.
۲. [مجاز] ستمکار.
تیره ای از حیوانات پستاندار از قبیل میمون ها که شبیه انسان هستند.
۱. پسران آدم، اولاد آدم، مردم، مردمان.
۲. انسان.

آدم در دانشنامه اسلامی

آدم
معنی أَبَوَيْکُم: پدر ومادرتان (منظور حضرت آدم و حضرت حوا علي نبينا و عليهما السلام هستند)
معنی مَرْوَةَ: نام كوهي بوده در نزديكي كعبه كه يكي از اعمال حج ، هفت مرتبه طي كردن مسافت بين محل اين كوه و كوه صفا است با نام سعي صفا و مروه (فاصله اين دو كوه حدود ۴۲۰ متر است کلمه صفا در لغت به معناي سنگ سخت و صاف است ، و کلمه ي مروه نيز به معناي سنگ سخت است . ا...
معنی عَزْمِ: تصميم جدي و عقد قلب است بر اينکه فعلي را انجام دهي ، و يا حکمي را تثبيت کني ، بطوري که ديگر در اعمال آن تصميم و تاثيرش هيچ سستي و وهن باقي نماند ، مگر آنکه به کلي از آن تصميم صرف نظر کني ، به اين معنا که عاملي باعث شود به کلي تصميم شما باطل گردد (معن...
تکرار در قرآن: ۲۵(بار)
واژه آدم ممکن است اسم برای اشخاص یا برای معانی ذیل باشد: حضرت آدم• حضرت آدم، آدم، یا آدم ابوالبشر، نخستین انسان و پدر همه مردمان• آدم در آیین زردشت، بنابر عقاید زردشتیان «نخستین انسان» کیومرث (در پهلوی گَیومرت یا گَیومَرْد، به فارسی گیومرث یا کیومرث، در عربی جیومرت، در اوستا گَیه مَرْتَن)• آدم در اسلام، آدم از دیدگاه اسلام نخستین پیامبر• آدم در تصوف و عرفان، داستان آفرینش آدم (علیه السلام) و چگونگی هبوط او از بهشت• آدم در قرآن، حضرت آدم (علیه السلام) نخستین پیامبر الهى و پدر بشر• آدم در مسیحیت، درباره حضرت آدم در مسیحیت و انسان شناسی در مسیحیت• آدم در یهودیت، از آفرینش آدم در عهد عتیق اعلام و اشخاص دیگر• آدم بن احمد هروی، نحوی، لغوی، مُحدّث، و از ادیبان سده ۶ق/۱۲م• آدم بن اسماعیل بنوری، از مشایخ و مؤلّفان سلسله نقشبندیه در قرن یازدهم و از مشهورترین خلفای شیخ احمد سَرهندی• آدم بن محمد قلانسی بلخی، مُحدّث سده ۳ق/۹م
...
حضرت آدم نخستین انسان خلق شده، پدر همه انسان ها و اولین پیامبر الهی بود. کسی که به تایید قرآن برای نخستین بار خداوند از روح خود در کالبد او دمید، ...


آدم در دانشنامه ویکی پدیا

آدم
عکس آدم
آدم ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
آدم
آدم کروموزوم Y
آدم ساری
آدم (به هندی: Manoos) فیلمی محصول سال ۱۹۳۹ و به کارگردانی وی. شانتارام است. در این فیلم بازیگرانی همچون شاهو موداک، ام.س. سونداری بای، شانتا هوبلیکار، رام ماراته ایفای نقش کرده اند.
۹ سپتامبر ۱۹۳۹ (۱۹۳۹-09-۰۹)
آدم فیلمی به کارگردانی عبدالرضا کاهانی، تهیه کنندگی علی واجدسمیعی و نویسندگی عبدالرضا کاهانی و حسین مهکام و تولید سال ۱۳۸۵ است.
اهالی روستای «عیش آباد» به سرپرستی شخصی به نام «آدم» ادعا دارند بیست سال است کسی در خاک آن ها نمرده است و از این پس هم نخواهد مرد. زنی مرموز به قصد دیدن آدم و کشف حقیقت وارد روستا می شود. کار همهٔ مردم روستا نوازندگی و مطربی است. به دلیل خشکی زمین و نبود آب، کشاورزی رونق ندارد.
نام اصلی روستا در فیلمنامه، ظلم آباد بوده که به درخواست وزارت ارشاد فیلمساز مجبور به تغییر آن شده است. به گفته عبدالرضا کاهانی کارگردان این اثر، روستایی به همین نام در منطقه ای که او کودکی خود را آنجا سپری کرده وجود داشت. علت نامگذاری هم به دلیل نبودن آب و شرایط آب و هوایی نامساعد برای کشاورزی در آن منطقه بوده است.
فیلم آدم در بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۵) و در یازدهمین دوره جشن خانه سینما (۱۳۸۶) حضور داشته است. همچنین این فیلم در جشنواره فیلم بوگوتای کلمبیا، FICEP پاریس و فستیوال فیلم بمبئی حضور داشته باشد.
آدم آباد بلوچی نو، روستایی از توابع بخش پلان شهرستان ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آدم در دانشنامه آزاد پارسی

آدَم (ع) (Adam)
در عهد عتیق. نخستین انسان و ابوالبشر. خداوند آدم را از خاک سرشت و در او روح حیات دمید و او را در بهشت عَدَن جای داد. حوّا را از دندۀ او آفرید تا مونسش باشد. شیطان حوا را فریب داد و حوا نیز آدم را وسوسه کرد و آدم از میوۀ ممنوعۀ درختِ معرفتِ نیک و بد خورد و به گناه آن، هر دو از بهشت رانده شدند. در افسانه های خارج از کتاب مقدس و قصه های یهودی متأخرتر، روایات خیال پردازانه ای دربارۀ آدم به داستان عهد عتیق افزودند؛ مثلاً این که او جثۀ عظیمی داشت که سراسر زمین را می پوشاند. بنابر روایات یهودی، زن اول آدم لیلیت بود که از او گریخت و پس از آفرینش حوا او به دیو یا پتیاره ای مبدل شد.
در اساطیر مانوی. آدم نه مخلوق خدا بلکه پسر شیطان، فرمانروای تاریکی، از بطن گناه یا هوای نفس است. شیطان نور را از بهشت می رباید، نور به آدم منتقل می شود، و با پرستاری سخت کوشانۀ ارواح نیکی، غلبۀ نهایی نور بر قدرت تاریکی، امید و آرمان بزرگ دین مانوی می شود. حوا را شیطان به آدم می دهد. او نمایندۀ عنصر شهوانی است، ولی خود شیطان او را می فریبد و گفته می شود که هابیل و قابیل پسران شیطان اند از حوا. فرزند آدم و حوا شیث است که سنّت نور را تداوم و تعالی می بخشد.
در قرآن کریم. نام آدم در قرآن کریم ۲۵بار آمده است. داستان آفرینش او در سه سوره (بقره، اعراف، طه) بیان شده و در سه سورۀ دیگر نیز اشاراتی به آن وجود دارد (حجر، اسرا، ص). خداوند آدم را از خاک می آفریند و از روح خود در او می دمد و حقایق والای غیبی را به او می آموزد و به همین علت، او دارای شرافت و ارج ویژه می شود. خداوند به فرشتگان اعلام می کند که قصد دارد آدم، یعنی نوع بشر، را جانشین خود در زمین قرار دهد و در برابر پرسش فرشتگان، اظهار می دارد که من چیزی می دانم که شما نمی دانید. از این رو، خداوند به فرشتگان فرمان می دهد که در برابر آدم سجده و تعظیم کنند؛ همه جز شیطان در سجده می شوند (بقره، ۲۴) و بدین سبب شیطان، که تا آن زمان در جمع فرشتگان مشغول به عبادت پروردگار بود، از بهشت رانده می شود. آدم و حوا به شادکامی در بهشت می زیستند (بقره، ۳۵؛ اعراف، ۱۹) ولی به آن ها گفته شده بود که فقط از میوۀ یک درخت نخورند. شیطان که به آدم رشک می ورزید چنین به آدم و حوا وانمود که خداوند بدین سبب آنان را از خوردن میوۀ آن منع کرده ...

نقل قول های آدم

آدم نخستین انسانی است که آفریده شده است.
• «ای آدم، خود و همسرت در این باغ سکونت گیرید و از هر کجای آن خواهید فراوان بخورید ولی‏ به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود.» سوره بقره/آیه ۳۵

ارتباط محتوایی با آدم

آدم در جدول کلمات

آدم
انسان
آدم آب زیر گاه
تودار
آدم آب زیرکاه
تودار
آدم آهنی
روبات
آدم بخیل
مره
آدم بسیار آگاه و مطلع
همهدان
آدم بسیار سخت گیر و جدی
یبس
آدم بهنجار و واقع بین
راست مزاج
آدم چاق و شکم گنده
خیکی
آدم خبرچین
هوچی

آدم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کیان
(= نخستین انسان) این واژه در پارسی باستان adam (= منم) بوده و در سغدی آذم بوده و عبری یا عربی نیست و پیتاپ (مترادف) های پارسی آن اینهاست:
مشیگ maŝig (پهلوی)
منوژا manužã (سنسکریت: manuja)
آریا
آدم، یا آدم ابوالبشر، نخستین انسان و پدر همة مردمان. دربارة آفرینش و زندگانی او در دینهای سه گانة یهود و مسیحیت و اسلام، روایات و داستانهای همسان و همانند آمده است، و این همسانی و همانندی از آن رو است که مبد ءِ وحی در این 3 دین یکی است. از این رو، پیش از پژوهش دربارة آفرینش آدم و سرگذشت او در فرهنگ اسلامی، بررسی مختصری دربارة چگونگی آن در دین یهود و مسیحیت و نظری کوتاه به انسانشناسی این ادیان، سودمند خواهند بود.
اشتقاق: واژة آدم از اَدَم عبری گرفته شده است، ولی ریشة اصلی آن در زبان عبری به درستی معلوم نیست. کلمة مؤنث آن اَدَمَه در عبری به معنی زمین یا خاک است. کاربرد دو صورت مذکر و مونث آن، «اَدَم» و «اَدَمَه» با هم در سفر پیدایش (7:2) معنی خاکی (ساخته شده از خاک) را القا می کند. ریشة ادم همچنین با رنگ «سرخ» پیوند دارد، و این شاید اشاره به رنگ خاک باشد که آدم از آن آفریده شده است. در زبان اکدی ادمو به معنی خون است و ادمتو به معنی «خون سیاه» (در حالات بیماری)، و جمع آن ادماتو به معنی خاک سرخ و تیره ای است که در رنگرزی به کار می رفته. ظاهراً واژة ادمو و اتمو (به معنی کودک) پیوندی با «اَدَم» ندارد، بلکه با ریشة و ت م و واژة عبری یتوم (به معنی یتیم) مربوط است. در عربی جنوبی کهن ریشة ادم به معنی خادم و برده است. در یکی از فهرستهای مترادفات زبان اکدی، واژة «ادمو» به معنی «شخص مهم و شریف» آمده است. در اکدی کهن و بابلی کهن نیز به نامهای خاصّی بر می خوریم از قبیل ا ـ د ـ مو ، ا ـ دم ـ او ، ا ـ د ـ مو (جودائیکا، 2/235؛ و نیز نک‍ : هیستینگز، 1/84). اما شواهدی در دست است که اشتقاق این کلمه را از «ادمه» به معنی خاک، تأیید می کند. در اغلب اسطوره های بین النهرین و آسیای غربی، انسان از خاک یا خاک آغشته به خون خدایان آفریده شده است. در میان کنعانیان قدیم «آدم» هم به معنی انسان بوده، هم نام خدای زمین (نک‍ : ویدن گرن، 174)، و جزء «ادم» در بعضی اسامی چون «عبدادم» در کتاب دوم شموئیل (10:6 به بعد؛ جودائیکا، 2/235) نیز ظاهراً نام همین خداست.
در زبان عربی نیز ریشة «ادم» کاربردی گسترده دارد؛ از مفردات این ریشه است: «اُدْمّه» به معنی وسیلة آمیزش، «ادمه» در شتر سپیدی است با سیاهی چشمان، و در مردم گندم گونی است (جوهری؛ ازهری؛ زبیدی). در وجه تسمیة پدر مردمان به «آدم» ازهری از قول زجّاج گوید که اشتقاق کلمه از «ادیم الارض» است، زیرا انسان از خاک آفریده شد. راغب اصفهانی تفصیل بیش تری می آورد و 4 وجه بر می شمرد: 1. چون جسم آدم از خاک روی زمین (ادیم) گرفته شده است؛ 2. چون پوست او گندمگون (آدم) بوده است؛ 3. چون او از درآمیخته شدن عناصر گوناگون و نیروهای مختلف آفریده شده است (اُدْمهَ: الفت و اختلاط)؛ 4. چون او از دمیده شدن روح الهی عطرآگین شده است (اِدام: آنچه طعام را خوشبو گرداند) (1/38ـ39).
I. آدم در یهودیت
در عهد عتیق: دوبار و به دو بیان در عهد عتیق از آفرینش آدم سخن رفته است: یک بار در باب اول سفر پیدایش و بار دیگر در بابهای دوم تا پنجم آن، و تحقیقات در متون کتاب مقدس نشان داده است که سرچشمة آنها دو روایت مختلف بوده است (نک‍ : کتاب مقدس، مقدمة سفرپیدایش، و نیز ص 3، زیرنویس). در باب اول از تکوین عالم هستی در 6 روز، و از آفرینش آدم، که نقطة کمال خلقت و مهر پایانی آن است، سخن می رود. پس از آنکه خدا آسمانها و زمین را آفرید، و با اراده و کلام خود روشنایی را پدید آورد، آبهای زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا ساخت، روی زمین را از گیاهان گوناگون و انواع جانوران و پرندگان پر ساخت و اجرام فلکی را در آسمان قرار داد، در روز ششم گفت: «آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهائم و بر تمامی زمین و همة حشراتی که بر زمین می خزند، حکومت نماید. پس خدا آدم را به صورت خود آفرید. او را به صورت خدا آفرید، ایشان را نر و ماده آفرید. و خدا ایشان را برکت داد، و خدا بدیشان گفت بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمائید.» (سفر پیدایش، 1).
در بابهای دوم تا پنجم داستان خلقت آدم، با تفصیل بیش تر و تقریباً با بسیاری از جزئیاتی که در روایات مسیحی و اسلامی نیز دیده می شود، آمده است. آدم، زن وی حوا، باغ عدن، درخت ممنوع، اغوای حوا و خوردن از میوة آن درخت (نخستین گناه)، رانده شدن از باغ بهشت، زندگی بر روی زمین، زناشویی و آوردن فرزندان و جز آن در این قسمت ذکر شده است.
پس از پیدایش آسمانها و زمین، خداوند آدم را خلق کرد تا بر روی زمین کار کند. آفرینش آدم از خاک زمین بود، و خداوند در بینی او روح حیات دمید، و از نفخة الهی آدم «نفس زنده» شد. سپس باغی پر از درختان گوناگون در عدن به طرف شرق غرس نمود. «درخت حیات» و «درخت معرفت نیک و بد» را در میان آن قرار داد، و آدم را در آنجا نهاد تا به کار زمین بپردازد و باغ را نگهبانی کند، ولی او را از خوردن میوة «درخت معرفت نیک و بد» منع کرد، و به او گفت که اگر از آن بخوری «هر آینه خواهی مرد». آنگاه خداوند همة جانداران و پرندگان زمین و آسمان را که از خاک سرشته بود، نزد آدم آورد تا وی آنان را نام بگذارد، و نامی که آدم بر هر یک از آنان نهاد، همان نام او شد. آدم تنها بود و خداوند خواست تا برای او جفتی و معاونی بیافریند، پس خوابی گران بر او مستولی کرد، یکی از دنده های او را برداشت و از آن حوا را خلق کرد. این که مردان پدر و مادر خویش را ترک می کنند و با همسران خود انس و الفت می گیرند، از آن روست که زن پارة تن مرد است. مار، که هوشیارتر از جانوران دیگر بود، نزد حوا آمد و او را به خوردن میوة «درخت معرفت نیک و بد» ترغیب و اغوا کرد، و گفت این که خداوند شما را از آن منع کرده است از آن روست که اگر از آن بخورید. چشمانتان باز می شود و چون خداوند بر نیک و بد معرفت خواهید یافت. حوا از میوة آن درخت بخورد و پاره ای از آن را به آدم داد، و او نیز بخورد. در همان حال چشم هر دو به نیک و ...
محمد
(= بشر، انسان) این واژه در پارسی باستان adam (=منم) در سنسکریت: اَهَم aham و در سغدی آذم ãżam بوده و عبری یا عربی نیست و مترادف های پارسی آن اینهاست:
پومان، جانتو jãntu (سنسکریت)
مانوشیا (سنسکریت)
کوثر
انسان.بشر .برترین موجود زنده در جهان هستی
علی لطفی
این واژه اوستایی است که وارد عربی و دیگر زبان ها شده، اصل آن اَیودامَن است به معنای نخستین آفریده
سهیل نظری
آدم میتوان مشی نیز نام برد البته مشی نام مرد و مشیانه نام زن است مانند آدم و حوا، پس بهتره بجای آدم و انسان ،مشی بکار برد
استاد مفردباور دارد آدم واژه ای آریاییست میان آدم و انسان باید آدم یا آدمی بکار بردچون شایدمند است پارسی باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قد حضرت ادم   • حضرت آدم چند سال پیش   • بیماری ادم   • حضرت ادم و حوا   • فیلم آدم   • نام فرزندان حضرت ادم   • قبر حضرت ادم   • آزورا آدم   • معنی آدم   • مفهوم آدم   • تعریف آدم   • معرفی آدم   • آدم چیست   • آدم یعنی چی   • آدم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آدم
کلمه : آدم
اشتباه تایپی : Hnl
آوا : 'Adam
نقش : اسم
عکس آدم : در گوگل

آیا معنی آدم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )