برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1434 100 1

آخوند

/'Axund/

مترادف آخوند: روحانی، روضه خوان، شیخ، عالم، فقیه، ملا، مدرس، معلم

معنی آخوند در لغت نامه دهخدا

آخوند. [ خو / خُن ْ ] (ص ، اِ) (شاید مخففی از آغا + خوندگار، به معنی خداوندگار) ملا. منلا. عالم. طالب علوم دینیه. || مکتب دار کودکان. معلم کُتّاب.
- آخوندبازی ؛ توسل بحیل شرعی.
آخوند نباشد درد و غم ، گفتن ؛ کسی را که بیمار نیست به القاء بیمار کردن.

معنی آخوند به فارسی

آخوند
( صفت اسم ) ۱ - ملا عالم باسواد . ۲ - عالم روحانی پیشوای مذهبی . ۳ - معلم مکتب خانه .
ملا طالب
[ گویش مازنی ] /aaKhoond/ شیخ آخوند - روضه رضوان
توسل بحیله های شرعی .
( مصدر ) توسل بحیله های شرعی جستن.
میرزا فتحعلی بن میرزا محمد تقی . پدر وی کد خدای ده از حوالی شبستر بود . فتحعلی در ده سالگی ( ۱۲۳۶ ه.ق .) از تبریز با مادر خود به ارسباران و از آنجا به قفقاز رفت و بعد نزد پدر زن خود حاج علی اصغر قرجه داغی در دفتر خانه مترجم زبان عربی گردید . آخوند زاده مردی دانشمند بود . و در غالب مباحث علمی و فلسفی و دینی اظهار نظر و موجبات جهالت شرقیان و بد بختی آنان را گوشزد کرده است . وی بیشتر آثار خود را درباره انتقاد از اوضاع اجتماعی و اصول اداره استبدادی ایران نگاشته و با آنکه در خدمت دولت تزاری بوده و از شاگرد مترجمی به مترجمی و از درجه سلطانی ( سروانی ) تا سرهنگی ارتقائ یافته بود تا پایان عمر محبت صادقانه ای نسبت به ایران داشت . از جمله آثار وی مرثیه منظوم درباره مرگ پوشکین شاعر روسی درامها داستان ستارگان فریب خورده ( از سال ۱۲۷۴ - ۱۲۶۷ ) بزبانهای فرانسوی انگلیسی آلمانی و روسی ترجمه شده است . رساله [ خواب شگفت ] او در انتقاد برلین چاپ شده . نامه های کمال الدوله نیز بدو منسوبست .
مرکز خره سخت سر در تنکابن مازنداران نزدیک رامسر
[ گویش مازنی ] /aaKhoond kioo/ از قنوات و مرتعی در روستای گرجی محله ی بهشهر
دهی است از دهستان حومه بخش رامهرمز است که در شهرستان اهواز واقع است .
دهی است از دهس ...

معنی آخوند در فرهنگ معین

آخوند
(ص . اِ.) ۱ - ملا، معلم مکتب خانه . ۲ - پیشوای مذهبی .

معنی آخوند در فرهنگ فارسی عمید

آخوند
۱. ملاّ.
۲. معلم.
۳. عالِم روحانی، واعظ و پیشوای مذهبی.

آخوند در دانشنامه اسلامی

آخوند
آخوند، واژه ای فارسی، به معنی دانشمند، پیشوای دینی و معلم است که نخستین مورد کاربرد این واژه در ایران، به مثابه عنوانی احترام آمیز برای روحانیون دانشمند، به دوره تیموریان مربوط می شود. در عصر قاجار کاربرد این کلمه گسترش بیش تری یافت و شامل مدرسان مکتب خانه ها نیز گردید و در میان دانشمندان آن روزگار هنوز جایگاهی والا داشت. به عنوان مثال ملا محمدکاظم خراسانی (درگذشت ۱۳۲۹ق)، مشهورترین فقیه و مدرس پایان دوره قاجار، آخوند نامیده می شد. اکنون این کلمه به گونه عام برای روحانیون به کار می رود.
درباره اشتقاق این کلمه آراء مختلف آورده اند:
هیچ یک از این اشتقاقات خالی از اشکالات تاریخی و زبان شناسی نیست و هنوز توافق کلی بر سر اصل و ریشه این کلمه حاصل نشده است.
شاید این واژه مخفف «آغا خوندگار» باشد؛ به معنای عالم و طالب علم. این اصطلاح هم در میان شیعیان مورد استفاده قرار گرفته، و هم مورد استفاده بخشی از اهل سنت بوده، و بویژه در شمال و شمال شرق ایران رواج داشته است.آخوند ممکن است در معانی ذیل استفاده شده و یا لقب برای اشخاص ذیل باشد: • آخوند (پیشوای دینی)، واژه ای فارسی به معنی دانشمند، پیشوای دینی و معلم• آخوندملاحسین قلی همدانی، عالم و عارف و فقیه قرن سیزدهم و چهاردهم• آخوند خراسانی، فقیهِ اصولی و مرجع تقلید شیعه و رهبر سیاسی عصر مشروطیت• آخوند ملامحمد شریف بخاری، مشهور به شریف بخاری و ملا شریف، محدّث و مفسّر قرآن در ماوراءالنهر در نیمه دوم قرن یازدهم و نیز «اعلم العلمای» بخارا• آخوند نصرا، مولی نصرالله همدانی از علمای معروف قرن یازده هجری• آخوندملاآقا دربندی، معروف به «فاضل دربندی حایری» (د ۱۲۸۶ق/۱۸۶۹م)، فقیه، اصولی، رجالی، محدّث، متکلّم و واعظ شیعی امامی• آخوندملامحمد کاشانی، مدرّس و مروّج فلسفۀ ملاصدرا در اصفهان در قرن سیزدهم• آخوند ملا حسین قلی همدانی، از عرفای مشهور و بنام• آخوند ملا عبدالله بروجردی، از علمای قرن سیزدهم و چهاردهم هجری• آخوند ملا عبدالله تونی، از علمای بزرگ و فقیهان مشهور قرن یازدهم هجری• آخوند ملا علی کنی، از علمای قرن سیزدهم هجری
...
...


آخوند در دانشنامه ویکی پدیا

آخوند
آخوند در اصطلاح به اشخاص روحانی مسلمان به ویژه در کشورهای اسلامی مانند ایران، که فتوا های دینی می دهند، و آذربایجان، و افغانستان گفته می شود.
ملا
کشیش
روحانی
مفتی
هبه (بخشش)
این واژه در میان مردم جا افتاده و به کار برده میشود و متداول شده ولی به صورت رسمی کمتر کاربرد دارد و واژهٔ «روحانی» در ادبیات رسمی جایگزین آن شده است. اما در قدیم الایام، واژه آخوند بطور رایج بعنوان استاد مذهبی امثال مکتب خانه بکار می رفت. در روسیه و سیبری، استفاده از این لقب در متون اوایل قرن هفدهم به بعد دیده می شود.
به جز از پیشه، از کلمه آخوند گاهی بعنوان قسمتی از نام یا لقب اشخاص نیز بکار برده می شده است، همانند محمد آخوند گرگانی، آخوند خراسانی، محمد آخوند و غیره.
آخوند یا ملا واژه ای متداول در ایران، به معنی، پیشوای دینی و معلم علوم شرعیه یا آدمی که از طریق دین امرار معاش می کند و گویند از عهد تیموریان در این کشور رایج شده و مأخذ و منشأ اشتقاق این کلمه به وضوح روشن نیست: دهخدا احتمال داده که مخفف آغا و خوند «به معنی خداوندگار» باشد، مانند میرخواند و خواندمیر بعضی آن را تحریفی از آرخون یا آرگون یونانی که در آنجا عنوان روحانیان مسیحی است دانسته اند برخی آن را مرکب از آ «مخفف آقا» و خواند «فعل خواندن» پنداشته اند.
عکس آخوند
آخوند از القاب روحانیون شیعی است که می تواند به موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
آخوند خراسانی، فقیه و مرجع تقلید دوره مشروطه در ایران.
ملاصدرا، که در علوم معقول و فلسفه از وی بدان نام می برند.
آخوند ملا محمد کاشانی، معروف به آخوند کاشی حکیم و عارف عصرقاجار
آخوند ملا علی همدانی، دانشمند شیعی عصر پهلوی
آخوند اردکانی، لقب علامه ملاحسین اردکانی استاد آخوند خراسانی و شیخ عبدالکریم حایری یزدی
ملا محمد کاظم خراسانی (هروی) (۱۲۵۵ قمری برابر ۱ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آخوند در دانشنامه آزاد پارسی

عنوانی برای طلاب و مدرّسان علوم اسلامی و نیز معلم مدرسه و معلم خصوصی از عهد تیموریان. در ترکستان شرقی به معنی «آقا» بعد از اسم به کار می برند (دربرابر افندی ترکی و به معنی سِر انگلیسی است) و در ترکستان غربی لقب علمای عالی مقام است. در بخش قازان به امام بزرگ آن نواحی گفته می شود. در هند و پاکستان تقریباً به همان معنی رایج در ایران است. دربارۀ ریشۀ این کلمه بین دانشمندان اختلاف است. برخی آن را از ریشۀ پهلوی یا یونانی یا ترکی و بعضی دیگر آن را از لغت فارسی «خواند» که آن نیز مشتق از «خداوند» است، دانسته اند. این کلمه در اصطلاح متأخرین از علمای معقول، در صورتی که به طور مطلق استعمال شود، اشاره به صدرالمتألهین شیرازی معروف به ملاصدرا دارد، و در اصطلاح علمای منقول در عصر حاضر عبارت از آخوند ملا محمدکاظم خراسانی ( ـ۱۳۲۹ق)، از مراجع تقلید و از بنیانگذاران انقلاب مشروطیت ایران، است.

ارتباط محتوایی با آخوند

معنی آخوند به انگلیسی

mullah (اسم)
ملا ، اخوند

آخوند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
اصل این واژه آهونگ بوده و از زبان چینی وارد فارسی شده است.
واژگا
آخوند= < اخورا دانا / اهورادانا / اگورا دانا / اکورا دانا
آخوند
آخوند برای نمایان کردن معانی دین ا سلام و شناساندن آن بدرستی دراین چهل سال در ایران و کنار زدن پرده از روی صورت دین اسلام و باخبر شدن از پشت پرده دین اسلام آخوند = الگویی برای عموم ویاد دادن برای روزی درآوردن بدون دغدغه وزحمت کشیدن وکار کردن
عباس
اخوند: در اصطلاح اخ گوند (بیضه) بوده که یواش یواش به این ترتیب در آمده
مجتبی شهریاری
مبلغ دین
مهدی
این کلمه از عبارت(( آقا خوند))گرفته شده و بعد به این شکل در امده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آخوند دختر باز   • آخوند خنده دار   • پیدایش آخوند   • آخوند دزد   • معنی آخوند   • آخوند طنز   • تاریخچه آخوند   • تعداد آخوند در ایران   • مفهوم آخوند   • تعریف آخوند   • معرفی آخوند   • آخوند چیست   • آخوند یعنی چی   • آخوند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آخوند
کلمه : آخوند
اشتباه تایپی : Ho,kn
آوا : 'Axund
نقش : اسم
عکس آخوند : در گوگل

آیا معنی آخوند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )