برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1430 100 1

آب جو

/'Abjow/

معنی آب جو در لغت نامه دهخدا

آب جو. [ ب ِ ج َ / جُو ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) فوگان. فقاع. فقع. نبیدجو. آخسمه. آخمسه. جعه . و قسم ستبر آن را بوزه گویند. || ماءالشعیر. آبی که در آن جو مقشر جوشانیده باشند مداوا را.

معنی آب جو به فارسی

آب جو
( اسم ) ۱ - آبی که در آن جو مقشر جوشانیده باشند برای مداوا مائ الشعیر. ۲ - نوشابه ای که از تخمیر جونیش زده تهیه کنند و ۲ / ۵ و ۴ / ۵ در صد الکل دارد : شراب جو فوگان فقاع .
فوگان فقاع
( اسم ) سازند. آب جو آنکه آب جو بعمل آورد .
( اسم ) ۱ - ساختن آب جو پیش. آب جو ساز . ۲ - کارخانه ای که در آن آب جو سازند .
( اسم ) کسی که شغل او فروختن آب جوست .
( اسم ) ۱ - عمل فروختن آب جو . ۲ - پیش. ۲ - پیش. فروختن آب جو . ۳ - مغازه ای که در آن آب جو فروشند .

معنی آب جو در فرهنگ معین

آب جو
( ~ِ جُ) (اِمر.) نوشابة الکلی ضعیف که از مالتوز و مخمر آب جو تهیه شود، ماءالشعیر، شراب جو، فوگان ، فقاع .

آب جو را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آبجو خانگی   • طرز تهیه آبجو از جو   • خواص ابجو   • طرز تهیه ابجو با دلستر تلخ   • طرز تهیه آبجو الکل دار   • طرز تهیه آبجو با الکل بالا   • ایا ابجو حرام است   • طرز تهیه آبجو با ماکارونی   • معنی آب جو   • مفهوم آب جو   • تعریف آب جو   • معرفی آب جو   • آب جو چیست   • آب جو یعنی چی   • آب جو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب جو
کلمه : آب جو
اشتباه تایپی : Hf [,
آوا : 'Abjow
نقش : اسم
عکس آب جو : در گوگل

آیا معنی آب جو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )