حد و مرز تعیین کردنحد واسطحد وسطحد وسط تعیین کردنحد کمالحداقلحداقل اعضای لازم برای رسمیت جلسه یا حد نصابحداقل دستمزدحداقل لازمحداکثرحداکثر استفاده را بردنحداکثر ظرفیتحداکثر عمر هر فردحداکثر قیمت هاحداکثر مقدارحدبهحدتحدت توفانحدت مرض یا شدت مرضحدت یافتن به سرعتحدسحدس بعیدحدس درستحدس زدنحدس زنیحدس و قیاسحدساحدسیحدسیاتحدشکنحدقهحدقه چشمحدنصاب را شکستنحدوثحدودحدود چیزی را معلوم کردنحدود و ثغورحدود و ثغور چیزی را تعیین کردنحدود و چگونگی حکومتحدوداحدیثحدیدهحدیده گرحدیده مانندحدیده کردنحدیده کردن پیچ و مهرهحدیقهحذاقتحذرحذر نکردنی