برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

well

/ˈwel/ /wel/

معنی: خیر، چشمه، دوات، چاه، ابده، رو آمدن آب و مایع، سالم، راحت، خوش، خوب، تندرست، تمام و کمال، بدون اشکال، بسیار خوب، ببالا فوران کردن، در سطح امدن و جاری شدن، بخوبی، خوب، تماما، خوش
معانی دیگر: وابسته به چاه، چاهی، - چاه، چشمه (spring هم می گویند)، (معمولا جمع) چشمه های آب معدنی، سرچشمه، (بخش خالی که پلکان دور آن قرار دارد) چاه پلکان، پرتگاه، پلکان، فضای خالی میان پلکان (stairwell هم می گویند)، (دوات یا قلم خودنویس و غیره) منبع، انبار، انبارچه، (اطلاعات و غیره) گنجینه، (آب یا احساسات و غیره) جوشیدن، تراویدن، (اسکاتلند) رجوع شود به: fountain، چاه کشتی (که لنگر در آن قرار می گیرد)، لنگردان، (کشتی) تلمبه خانه (pump well هم می گویند)، چاه آسانسور (که آسانسور در آن حرکت می کند - elevator shaft هم می گویند)، سوراخ، فرورفتگی، چاله، گودال، نیک، هژیر، وشت، بجا، مناسب، درخور، به حق، با دلیل، موجه، بسیار، خیلی، کاملا، (باهایفن) خوب -، خوش -، پر-، (حرف ندا) خب، خیلی خوب، به به، احتمالا، جوهردان، روامدن اب ومایع، به چشم، اوه

بررسی کلمه well

ادغام ( contraction )
• : تعریف: contracted form of "we will".
قید ( adverb )
حالات: better, best
عبارات: as well, as well as
(1) تعریف: in a good, proper, or satisfactory way.
مترادف: properly, satisfactorily, successfully
متضاد: badly, ill
مشابه: all right, OK, rightly

- Her work is going well.
[ترجمه ana] کار او به خوبی پیش میرود .
|
[ترجمه ترگمان] کارش خوب پیش می‌رود
[ترجمه گوگل] کار او خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They skate very well together.
[ترجمه مهسا] آنها با هم خیلی خوب اسکیت بازی میکنند|
[ترجمه ترگمان] با هم اسکیت بازی می‌کنند
[ترجمه گوگل] آنها با هم بسیار با اسکیت بازی می کنند
[ترجمه ش ...

واژه well در جمله های نمونه

1. well advanced
خیلی پیشرفته

2. well casing
لوله‌ی جدار چاه

3. well done! you're a gem, a prince!
آفرین‌! تو جواهری،تو شاهزاده‌ای‌!

4. well rope
طناب چاه

5. well shod for mountain climbing
دارای کفش‌های خوب برای کوهنوردی

6. well water
آب چاه

7. well (or ill) matched
جور (ناجور)

8. well adjusted
سازگار،هماهنگ

9. a well - staffed hotel
هتلی که دارای کارمندان خوب است

10. a well cover
درب (یا سرپوش) چاه

11. a well of information
گنجینه‌ای از اطلاعات

12. chew well before swallowing!
(غذا را) پیش از فرو دادن خوب بجو!

13. oil well
چاه نفت

14. stir well before cooking
قبل از پختن خوب به هم بزنید.

15. the well delivered 1000 barrels of oil per day
چاه روزی هزار بشکه نفت بیرون ...

مترادف well

خیر (اسم)
good , well , benefit , boon , alms , handout , welfare , almsdeed , philanthropy , aught , property , benefaction , weal , well-doing
چشمه (اسم)
well , source , opening , spring , fount , fountain , font , mesh , mineral spring , springhead , wellhead
دوات (اسم)
well , inkstand , inkwell
چاه (اسم)
well , shaft , pit
ابده (اسم)
well
رو آمدن آب و مایع (اسم)
well
سالم (صفت)
well , valid , whole , sound , healthy , wholesome , healthful , lucid , salubrious , hale , intact , safe and sound , in good condition , sane
راحت (صفت)
straight , convenient , well , light-handed , beforehand , placid , comfortable , comfy , snug , cozy , cuddly , homelike
خوش (صفت)
good , pleasant , well , happy , pleasing , sweet , merry , delighted , cheerful , blissful , blithe , buxom , festal , jocund
خوب (صفت)
good , suitable , super , acceptable , pleasant , well , nice , fine , ok , kind , handsome , beautiful , okay , pretty , applicable , fortunate , goodly , pukka , pucka , okey , wally , well-groomed
تندرست (صفت)
fit , well , bouncing , healthy , buxom , healthful , lusty
تمام و کمال (صفت)
thorough , well , whole , consummate , thoroughgoing
بدون اشکال (صفت)
well , easy , smooth
بسیار خوب (صفت)
super , well , ok , all right , excellent , okay , alright , superb , immense , goody , hunky-dory , okey
ببالا فوران کردن (فعل)
well
در سطح امدن و جاری شدن (فعل)
well
بخوبی (قید)
well , truly
خوب (قید)
well , fine , goodly , brawly , nobly
تماما (قید)
well , altogether , all , quite , wholly , fully , throughout , in toto , stark , teetotally , hand-and-foot
خوش (قید)
well , cheerfully , pleasantly , sweetly , merrily , happily

معنی عبارات مرتبط با well به فارسی

خردمندانه، مقرون به تامل
سازگار، هماهنگ
احتیاط آمیز، به صلاح (کسی)، عاقلانه، درست، صحیح، از روی عقل و منطق
باشد، چه ضرر دارد
خوب مبلمان شده، دارای تجهیزات یا اثاثیه ی خوب
جور، دارای کالایااجناس جور، موافق، سازگار
متوازن، معقول، عاقل، سالم، سلیم، موزون، باقرینه
بنیادکارخوب باشد مثل اینست که نصف ان تمام شده است
خوش رفتار، مودب، با تربیت
خیر، سعادت، خوشی، رفاه، بهزیستی، سلامت، اسایش
محبوب، گرامی
نیک نژاد، با اصل و نسب، خانواده دار، اصیل، بهزاد، نجیب زاده
با ادب، فرهیخته، با تربیت، خوش جنس باتربیت، تربیت شده
خوب انتخاب شده، به گزیده، نیک گزیده، نخبه
w ...

معنی well در دیکشنری تخصصی

well
[عمران و معماری] چاه
[برق و الکترونیک] خوشی
[زمین شناسی] چاه ، گودال، سوراخ
[زمین شناسی] رفاه ،خوشی
[زمین شناسی] سامانه داده های چاه - سامانهی که برای ذخیره رایانه ای و بازیافت داده های چاه طراحی شده و در برگیرنده برنامه های لازم برای به روز کردن فایل می باشد.
[عمران و معماری] لوله هوای چاه
[نفت] محور چاه
[ریاضیات] خوش رفتار، خوش کردار
[شیمی] تابع خوشرفتار
[برق و الکترونیک] تابع خوش رفتار
[ریاضیات] تابع خوش رفتار
[زمین شناسی] سوراخ چاه ، گمانه.
[زمین شناسی] حفاری چاه-گمانه زنی چاه
[نفت] خواص دیواره سازی
[عمران و معماری] آجر خوب پخته شده - آجر قرمز
[مهندسی گاز] چاه متروک
[نفت] چاه متروک
[عمران و معماری] چاه آرتزین مطلق ...

معنی کلمه well به انگلیسی

well
• water hole; spring; source; reservoir; cavity; compartment (nautical)
• gush, flow, stream; rise to the surface and issue forth (water, tears, etc.); be collected (e.g. about water)
• healthy; good; satisfying; correct; in a good state; all right, in order
• excellently, in a good manner; appropriately, properly; significantly; in good spirit; fairly
• so; alright; o.k.
• good, well-being
• you say `well' when you are about to say something, especially when you are hesitating or trying to make your statement less strong, or when you are about to correct a statement.
• if you do something well, you do it to a high standard.
• well also means thoroughly or to a very great extent.
• well is also used in questions and statements about the extent or standard of something.
• you use well to give emphasis to some adjuncts and to a few adjectives.
• if you say that something may well happen or exist, you mean that it is likely to happen or exist.
• if you are well, you are healthy.
• a well is a hole in the ground from which a supply of water is extracted.
• you can also refer to an oil well as a well.
• if things are going well or if all is well, things are satisfactory.
• if someone is well out of a situation, it is a good thing that they are no longer involved in it.
• if you say that something that has happened is just as well, you mean that it is fortunate that it happened.
• if one thing is involved as well as another, both things are involved.
• if one thing is involved and another thing is involved as well, the second thing is also involved.
• if you say that you may as well or might as well do something, you mean that you are going to do it, or that you think you should do it, even though it is not the thing that you would most like to do.
• you use well and truly to emphasize that something is definitely the case; an informal expression.
• you say `oh ...

well را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زينب
مطلوب
Mamad
قوی
عماد
به حق
به درستی
Negah
خوب_چاه
Mohammad
به خوبی
به درستی
🐾 مهدی صباغ
در عبارت well with tears به معنی

جاری شدن و یا روان شدن اشک از چشم
جمع شدن اشک در چشم
سرازیر شدن اشک از چشم

می باشد.

sahar:)
خب
tinabailari
he speaks English well 🖍
او انگلیسی را خوب حرف می زند
محدثه فرومدی
(قید): بسی، سخت
صبا راد
باشه
نازنین
خب
آیناز
خوب ، به درستی ، عالی
علی باقری
ویل نام چاهی است در قیامت
علیرضا...
در اول جمله به معنی � خب ، خیلی خب ، به به � هم معنی میشه.

در واقع در اول جمله برای بحث عوض کردن یا ادامه دادن به بحث قبلی بکار میره مثل � so �
میلاد علی پور
دقیقا، قطعا
یوسف صابری
چاهسار
چاهسار هم به معنای چاه هست
آبادیس
well?
=
خب؟
Daniel
خب ( به معنی فکر کردن )
عباس بیگدلی
به خوبی _ تندرستی _ خب_ کاملا_ چاه _ قوی. در این کلمه این معانی است ودر جمله یکی از این معانی را میدهد ✍🏼
Kian
تندرستی _ خوبی _ چاه _
ak
well well well
چشمم روشن
مایا
راستش
محمدرضا ایوبی صانع
جاری شدن
With tears welling up in her eyes
https://messymotherhood.com/the-unexpected-way-motherhood-changes-you/
Dark Light
Well نقش های بسیار زیادی داره تو انگلیسی. هم معنی خب میده ، خوب و ...
ولی معنی دیگش چاه هست

در انگلیسی دو تا واژه داریم برای چاه :
WELL
PIT که با pot نباید قاطی شه. POT میشه دیگ یا قابلمه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی well

کلمه : well
املای فارسی : ول
اشتباه تایپی : صثمم
عکس well : در گوگل

آیا معنی well مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )