tiger

/ˈtaɪɡər//ˈtaɪɡə/

معنی: خود ستا، پلنگ، ببر
معانی دیگر: (جانور شناسی) ببر (panthera tigris)، انواع درندگان ببرمانند مثل: جگوار (jaguar)، پلنگ افریقایی (african leopard) و گرگ تاسمانی (tasmanian wolf)، آدم پرتلاش، آدم کاری، پرپشتکار، آدم جدال طلب، اهل جنگ و دعوا، (قدیمی) فریاد، داد

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: tigerish (adj.), tigerlike (adj.)
(1) تعریف: a large flesh-eating Asian mammal of the cat family that has a distinctive tawny coat marked by black stripes.

(2) تعریف: any of several other large members of the cat family.

(3) تعریف: (informal) a ferociously aggressive or energetic person.

جمله های نمونه

1. a tiger and its cubs
پلنگ و بچه هایش

2. a tiger stalks its prey
پلنگ با کمین کردن طعمه ی خود را می گیرد.

3. hyrcanian tiger
پلنگ هیرکانی (پلنگ خزر)

4. the tiger crouched ready to strike
پلنگ خف کرد و آماده ی حمله شد.

5. the tiger is a mighty hunter
پلنگ شکارچی پرتوانی است.

6. a saber-toothed tiger
پلنگ شمشیر دندان

7. a savage tiger
پلنگ درنده

8. when the tiger snarled, i ran away
وقتی که پلنگ خرخر کرد فرار کردم.

9. have the tiger by the tail
در موقعیت خطرناک گیر کردن،راه پس و پیش نداشتن

10. mercy toward a sharp-toothed tiger . . .
ترحم بر پلنگ تیز دندان . . . .

11. the picture of a tiger clawing the back of a cow
تصویر پلنگی که بر پشت گاوی چنگال افکنده است

12. showing pity for a sharp-fanged tiger . . .
ترحم بر پلنگ تیز دندان . . .

13. the savage of a hungry tiger
درندگی پلنگ گرسنه

14. i discount the story of her fight with a tiger
داستان درافتادن او را با یک پلنگ باور نمی کنم.

15. . . . in the breath of a dragon and the fang of a tiger
(عنصری) . . . . در دم اژدها و یشک پلنگ

16. behold, when a cat is cornered / he will claw out the eyes of a tiger
نبینی که چون گربه عاجز شود / برآرد به چنگال چشم از پلنگ

17. Tiger Woods is determined to erase the memory of a disappointing Cup debut two years ago.
[ترجمه ترگمان]تایگر وودز برای اولین بار در دو سال پیش تصمیم به پاک کردن خاطره یک جام نومید شد
[ترجمه گوگل]تیگر وودز مصمم است که دو سال قبل حافظه یک جام کاندیدای ناامید کننده را پاک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The tiger smelled the meat and went away.
[ترجمه فاطمه] ببر بوی گوشت را حس، کرد و به سمتش، رفت
|
[ترجمه پویا غلامی] ببر بوی گوشت را حس کرد و به سوی آن بو رفت.
|
[ترجمه ترگمان]ببر بوی گوشت می داد و بیرون می رفت
[ترجمه گوگل]ببر بوی گوشت را گرفت و رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The tiger humped his back before he sprang on the game.
[ترجمه ترگمان]ببر قبل از اینکه بازی را شروع کند پشت او را نوازش کرد
[ترجمه گوگل]ببر قبل از اینکه در بازی بازی کند، پشتش را پشت سر گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. It's hard to tame a tiger.
[ترجمه ش85.74] رام کردن یه ببر سخته
|
[ترجمه ترگمان]رام کردن یه ببر سخته
[ترجمه گوگل]ببر بسیار سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Which has spots, the leopard or the tiger?
[ترجمه فاطمه] کدامیک خال دارد؟پلنگ یا ببر؟
|
[ترجمه ش85.74] کدامیک خال دارد؟ببر یا پلنگ ؟
|
[ترجمه ترگمان]کدام نقطه است، پلنگ یا ببر؟
[ترجمه گوگل]کدام لکه ها، پلنگ یا ببر دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Can you tell a tiger from a lion?
[ترجمه ترگمان]میتونی به یه ببر از شیر بگی؟
[ترجمه گوگل]می توانید یک ببر از شیر بگید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. We saw the tiger about to pounce .
[ترجمه ش85.74] ما اون ببر رو دیدیم که داره حمله می کنه
|
[ترجمه ترگمان]ما اون ببر رو دیدیم که داره حمله می کنه
[ترجمه گوگل]ما ببریم که ببریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خودستا (اسم)
bighead, hector, boaster, gabber, bouncer, braggart, bragger, blowhard, blow, tinhorn, gasser, blusterer, blower, brag, bucko, braggadocio, whiffler, gascon, hot-shot, tiger, skite, swashbuckler

پلنگ (اسم)
panther, tiger

ببر (اسم)
tiger, tiger cat

تخصصی

[] ببر

به انگلیسی

• large predatory cat
a tiger is a large, fierce animal belonging to the cat family. tigers are orange with black stripes.
see also paper tiger.

پیشنهاد کاربران

Tiger is a wild animal
ببر
Tiger is very dangerous animals
A wild animal like abig cat live in asia
پلنگ
a large wild animal that has yellow and black lines on its body and is a member of the cat family
A large wild animal of the cat family that has yellow fur with black stripes.
A large wild animal of the cat family that has yellow fur with black stripes
A large wild animal of the cat family that has yellow fur with black stripes
بـــــــــبر
ببر
🐅🐅 ببر
نوعی رنگ نارنجی پر رنگ
A wild animal
از اعضای بزرگ دیگر خانواده گربه ها.
دوستان خواستم فقط بگم که میشه ببر ! ببر ! ببر ! و نه پلنگ ! پلنگ با ببر فرق داره ! مجید دلبندم !!
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما