برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

spoil

/ˌspɔɪl/ /spoɪl/

معنی: یغما، فساد، تباهی، تاراج، غنیمت، سودباداورده، پوسیده شدن، لوس کردن، رو دادن، ناگوار کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، از بین بردن، خراب کردن، فاسد شدن، خسارت وارد کردن
معانی دیگر: تباه کردن، (گوشت یا میوه و غیره) خراب شدن یا کردن، پوسیدن، پوساندن، فاسد شدن یا کردن، گندیدن، آبگز شدن، گندا شدن، (عیش و خوشی و غیره) به هم زدن، منقص کردن، ننر بارآوردن، (به کسی) رودادن، (معمولا جمع) غنیمت جنگی، دستاورد جنگی (سرزمین یا ثروت و غیره)، (قدیمی) چاپیدن، تاراج کردن، دزدیدن، (آمریکا) شغل های حساسی که در اختیار حزب برنده قرار می گیرد، مزایای حزب برنده، (در حفاری باستان شناسی و غیره) خاک و مواد زائد، (قدیمی) چپاول، غارت، (مهجور) صدمه، خسارت، ناقص سازی، معیوب سازی، غارت کردن

بررسی کلمه spoil

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: spoils, spoiling, spoiled, spoilt
(1) تعریف: to ruin or detract from; make unusable or unsatisfactory.
مترادف: damage, ruin, wreck
متضاد: enhance, help, improve
مشابه: blight, butcher, decay, decompose, defile, foul, mar, mess, queer, smash, sully, vandalize, vitiate

- She spilled her coffee and spoiled her new dress.
[ترجمه محمد رضا] او قهوه اش را ریخت و لباس جدیدش را کثیف کرد
|
[ترجمه ترگمان] قهوه‌اش را ریخت و لباس تازه‌اش را خراب کرد
[ترجمه گوگل] او قهوه اش را ریخت و لباس جدیدش را خراب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The rain spoiled our camping trip.
[ترجمه سوگند تجری ] باران کمپینگ ما را خراب کرد|
[ترجمه امین] باران پیک‌نیک ما را خراب کرد. ...

واژه spoil در جمله های نمونه

1. fruit will soon spoil in warm weather
درهوای گرم میوه زود خراب می‌شود.

2. permissive parents who spoil their children
پدر و مادران سهل‌انگاری که فرزندان خود را لوس می‌کنند

3. too many cooks spoil the broth
ماما که دو تا شد سر بچه کج درمی‌آید،آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک

4. too many cooks spoil the broth
آشپز که دو تا شد آش شور می‌شود

5. a hot pot will spoil the table's polish
دیگ داغ جلای میز را از بین می‌برد.

6. spare the rod and spoil the child
کنار گذاشتن چوب همانا و لوس شدن بچه همان

7. spare the rod and spoil the child
(ضرب‌المثل) تا چوب در کار نباشد بچه لوس بار می‌آید

8. Spoil (or Lose) the ship for half penny worth of tar.
[ترجمه ترگمان]Spoil (یا Lose)کشتی را به مدت نیم پنی قیر به ارزش of
[ترجمه گوگل]خرج کردن (یا از دست دادن) کشتی برای نصف پنی به ارزش tar
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Spare the rod and spoil the child.
[ترجمه ترگمان]ترکه را نگه‌دار و بچه را لوس نکن
[ترجمه گوگل]خمیر را بردارید و ک ...

مترادف spoil

یغما (اسم)
spoil , ravage , sack , booty , pillage , plunder , despoliation
فساد (اسم)
mortification , decline , decay , decadence , dissolution , spoil , turpitude , fornication , depravity , vice , depravation , degeneration , degeneracy , corruption , immorality , necrosis , putrefaction , putrescence , invalidity , harlotry , vitiation
تباهی (اسم)
decay , perdition , ruin , wickedness , spoil , reprobation , depravity , depravation , degeneration , destruction , ruination , vitiation
تاراج (اسم)
theft , spoil , desolation , pillage , plunder , loot , foray
غنیمت (اسم)
spoil , prize , trophy , plunder
سودباداورده (اسم)
spoil
پوسیده شدن (فعل)
spoil
لوس کردن (فعل)
spoil
رو دادن (فعل)
spoil
ناگوار کردن (فعل)
spoil , embitter
ضایع کردن (فعل)
decay , destroy , addle , spoil , waste , damage , mar , fordo
فاسد کردن (فعل)
ruin , addle , corrupt , rot , spoil , bastardize , canker , debauch , deprave , taint , vitiate , erode
از بین بردن (فعل)
destroy , spoil , annihilate , eradicate , put down , swoop , wash out , liquidate , liquidize , depredate , extirpate
خراب کردن (فعل)
ruin , destroy , undo , corrupt , spoil , debauch , deteriorate , wreck , pull down , batter , take down , botch , disfigure , muck , vitiate , impair , demolish , devastate , dilapidate , muddle , ruinate , wrack , immoralize , unmake
فاسد شدن (فعل)
decay , rot , spoil , canker , deteriorate , be depraved , degenerate , putrefy , disintegrate , gangrene
خسارت وارد کردن (فعل)
blemish , hurt , spoil , damage , harm

معنی spoil در دیکشنری تخصصی

spoil
[عمران و معماری] نخاله
[آب و خاک] مازاد اضافی،مواد لایروبی شده
[خاک شناسی] خاک پشته
[آب و خاک] خاکریز کناره
[زمین شناسی] خاک فاسد و غیر قابل بارور

معنی کلمه spoil به انگلیسی

spoil
• plunder, loot, goods taken from an enemy in a war or in a robbery; waste material (i.e. earth dug up while mining or excavating)
• damage; impair, detract from; ruin by excessive indulgence, pamper too much; go bad, decay (of food); plunder, pillage, rob
• if you spoil something, you prevent it from being successful or satisfactory.
• if you spoil children, you give them everything they want, which has a bad effect on their character.
• if you spoil someone, you give them something nice as a treat.
• if you spoil your ballot paper when you are voting, you mark it in such a way that it cannot be accepted as a vote.
• spoils are things that people get as a result of winning a battle or of doing something else successfully; a literary use.
• if you are spoiling for something such as trouble or a fight, you are very eager for it to happen.
spoil the appetite
• ruin one's hunger

spoil را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mysm66
تعریف کردن چیزی برا کسی که ندیدتش یا نشنیده( در مورد فیلم و صحنه ها)
eash
Baby.لوس کردن
ایما محسنی
لو دادن افشا کردن
حسن نظری
خوش گذراندن
If you want to spoil yourself, go to the pubs. اگر می خواهی خوش بگذرونی برو به بار.
Ayda
افشا کردن، برملا کردن
Faezeh
غنیمت
مینا عنایتی
فاسد شدن ، خراب شدن.
tinabailari
[ غذا و غیره ] فاسد شدن ، خراب شدن
the food will spoil if you don't keep it in the fridge
اگه غذا رو توی یخچال نگه نداری، فاسد می شود 🚵🏻‍♂️🚵🏻‍♂️
محمد امین
همون عبارت اسپویل کردن خودمون هستش که بیشتر تو سایتهای نقد فیلم یا بازی ممکنه ببینیم .
اسپویل : لو دادن _ ضایع کردن
نجوا
ریختن از قصد
Sopil some watter
کمی اب میریزیم(یا اضاف میکنیم. توی آشپزی)
Sajjad
سوسول
michael
چندتا معنی داره
یکیش همینه که یه چیز خوبو به یه چیز بد تبدیل کنی- خراب کردن - فاسد کردن(spoil s.th)
یکی دیگش اینه که یکیو لوس کنی(spoil s.b)
و در آخر یه معنیش لو دادن صحنه های یک فیلم یا سریال.
Hadi
توضیح دادن صحنه های فیلم برای کسی
Amirhosein farrokhzad
غنیمت - غارت کردن - رو دادن - لوس کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی spoil

کلمه : spoil
املای فارسی : اسپویل
اشتباه تایپی : سحخهم
عکس spoil : در گوگل

آیا معنی spoil مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )