برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1406 100 1

some

/sʌm/ /sʌm/

معنی: کمی از، کسی، بعضی، بعض، برخی از، برخی، چندتا، شخص یا چیز معینی، تعدادی، کم و بیش، تقریبا، چندتا، تاحدی، اندکی، قدری، چندین، چندی
معانی دیگر: چند، حدودا، قریب به، (آمریکا - عامیانه) جالب توجه، چشمگیر، معرکه، برخی از مردم، بعضی ها، برخی ها، چند عدد، (عامیانه) کمی، یک خرده، یک ذره، (آمریکا - عامیانه) خیلی، یک عالمه، -ی، مقداری، غالبا

بررسی کلمه some

پسوند ( suffix )
• : تعریف: marked by (such) a condition, quality, thing, or action.

- burdensome
[ترجمه فاطمه افرازه] حدودا
|
[ترجمه ترگمان] ناگوار …
[ترجمه گوگل] سنگین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- lonesome
[ترجمه ترگمان] دلم تنگ شده بود
[ترجمه گوگل] تنهایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- tiresome
[ترجمه ترگمان] خسته‌کننده است
[ترجمه گوگل] خسته کننده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
پسوند ( suffix )
• : تعریف: a group that has (such) a number of members.

- foursome ...

واژه some در جمله های نمونه

1. some acids corrode metals
برخی اسیدها فلزات را می‌خورند.

2. some african weeds have become naturalized here
برخی از علف های افریقایی در اینجا پا گرفته‌اند.

3. some agree and some disagree
بعضی‌ها موافقند و بعضی‌ها مخالف.

4. some ancient customs have disappeared
برخی از سنت‌های کهن از میان رفته‌اند.

5. some ancient peoples exposed unwanted infants
برخی از اقوام‌کهن نوزادان ناخواسته را رها می‌کردند و می‌رفتند.

6. some animals are able to see in the dark
بعضی از حیوانات می‌توانند در تاریکی ببینند.

7. some animals are in danger of dying out
برخی از حیوانات در خطر نابودی هستند.

8. some animals are predatory by nature
برخی حیوانات به طور غریزی درنده خو هستند.

9. some animals can also see at night
برخی جانوران در شب هم می‌بینند.

10. some animals chew holes in wood
بعضی از حیوانات با جویدن چوب در آن سوراخ ایجاد می‌کنند.

11. some animals copulate once a year
برخی از جانوران سالی یک بار جفت‌گیری می‌کنند.

12. some animals dig tunnels
برخ ...

مترادف some

کمی از (صفت)
some , few
کسی (ضمير)
some , one , anybody , someone , somebody
بعضی (ضمير)
some , certain
بعض (ضمير)
some , certain
برخی از (ضمير)
some , several
برخی (ضمير)
some
چندتا (ضمير)
some
شخص یا چیز معینی (ضمير)
some
تعدادی (قید)
some
کم و بیش (قید)
some
تقریبا (قید)
much , about , circa , near , nigh , almost , approximately , nearly , some , all but , well-nigh , sort of , thereabout
چندتا (قید)
some
تاحدی (قید)
nearly , some , pretty , partly , kind of , somewhat
اندکی (قید)
some , awhile , slightly
قدری (قید)
some , little , something , slightly , somewhat
چندین (قید)
many , some , so , several , so much , so many
چندی (قید)
some , several , partly

معنی عبارات مرتبط با some به فارسی

پسوند: مانند، - آور، - بخش [troublesom یا lonesome]، پسوند: گروه، تعداد معین، - نفری [threesome]، ... تن، بدن [chromosome]
یک روزی
نسبتا زیاد یا گسترده یا پر، خیلی
کسی، شخصی، یک کسی، ادمی
یک کسی باید اینجا بماند
یک کسی، هر کس باشد
یک وقتی، مدتی
یک وقتی، یک روزی
یک دو ساعتی
چند سال پیش
(آمریکا - عامیانه) علاوه بر آن، حتی از آن هم بیشتر
اول قانون رو یاد بگیر بعد اونو زیر پا بزار
نرم، تاشو، چابک
محبوب، دلپذیر، عاشق، مطبوع
دونفری، دو نفره، دوگانه

معنی some در دیکشنری تخصصی

some
[ریاضیات] بعضی، تعدادی، برخی، مشخص، کم و بیش
[ریاضیات] هم رنگ
[ریاضیات] بعضی از آنها
[ریاضیات] در بعضی موارد
[ریاضیات] به ازای بعضی

معنی کلمه some به انگلیسی

some
• being an unknown or unspecified amount, undetermined, approximate; being unnamed; impressive, remarkable (informal)
• approximately, to a certain degree; somewhat (informal); very, considerably (informal)
• indefinite amount or quantity
• you use some to refer to an unspecified amount of something or to a number of people or things.
• you also use some to emphasize that an amount or number is fairly large.
• some is also used to refer to part of an amount or group.
• if you refer to some person or thing, you are referring to that person or thing vaguely, without stating precisely which one you mean.
• some is also used to mean approximately; a formal use.
some are more equal than others
• in reality not everything or everyone is equal
some consolation
• partially comforting, somewhat of a relief, supportive
some day
• some time, one day, in the future
• some day or someday means at an unspecified date in the future.
some day or other
• some day, at some point in time
some distance
• a little distance, part of the way
some like it hot
• 1959 film starring marilyn monroe and tony curtis (directed by billy wilder)
some more
• again, an additional amount
some of the paint has scaled off
• some of the paint has peeled away, part of the paint has chipped off
some of these days
• in the near future; sometime within the next few days
some other time
• on another occasion, at a different time
some place ...

some را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ASGHAR FARHADI
چه قدر چه مقدار
hanee
قسمتی
Darya
مقداری
حدیث
معدود
afsane
کسانی, آنانی
a.r
adv. approximately; about
در حدود
نرجس
مقداری
یزدان
به معنی "یک آدم" هم هست.
مثلا: یه آدم عوضی، یه آدم آشغال، یه آدم خوش شانس، یه آدم پیر و خرفت و ......
یزدان
بعضی = برخی، مقدار = مقداری ، یک = یک آدم
Zohre
مقداری.کمی.به اندازه ای.
برخی.بعضی از
Sara
تعدادی, مقداری
ebi
یک کم ، یک مقدار
فاطمه
مقداری
خاتون
به مقداری
Azin
برخی
محدثه فرومدی
کمابیش، تاحدودی، (به) نوعی
Sara
تعدادی . مقداری . کمی
Ali
Some :مقداری
کمال گلمحمدی بانه
مثل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی some
کلمه : some
املای فارسی : صومه
اشتباه تایپی : سخئث
عکس some : در گوگل

آیا معنی some مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )