برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1405 100 1

shade

/ˈʃeɪd/ /ʃeɪd/

معنی: سایه، سایه رنگ، حباب چراغ یا فانوس، اباژور، جای سایه دار، اختلاف جزئی، سایه دار کردن، سایه افکندن، زیر و بم کردن، تیره کردن، کم کردن
معانی دیگر: میزان تیرگی رنگ، گونا، فام، تفاوت جزئی، دگرسانی کم، اندک، کم، ذره، خفیف، سایه انداختن یا افکندن، (از نور یا حرارت) حفظ کردن، پوشاندن، سایه روشن کردن، (به ویژه اطراف چشم را) سیاه کردن، وسمه کشیدن، تاریک کردن، تار کردن، (قدیمی) رجوع شود به: shadow، (معمولا جمع) جای دنج، خلوتگاه، (نقاشی و عکس و غیره) سایه (روشن)، تاریکی، تیرگی، سیاهی، (ادبی) روح، شبح، رجوع شود به: lampshade، کرکره، پنجره پوش (window shade هم می گویند)، حصیر پنجره، (جمع - خودمانی) عینک آفتابی (بیشتر: sunglasses)، سایبان، مظله، تغییر بسیار کم دادن، یک ذره عوض کردن یا جابجا کردن، کمی حرکت دادن، (قیمت و غیره) کمی کاستن، به تدریج تبدیل شدن یا عوض شدن، (چراغ) حباب، آباژور، حباب چراه یا فانوس، سایه بان

بررسی کلمه shade

اسم ( noun )
(1) تعریف: relative darkness resulting from the interception of light rays.
مترادف: shadiness, shadow
متضاد: light

(2) تعریف: an area characterized by such darkness.
مترادف: shadow, umbra
متضاد: sun

(3) تعریف: an object or device that intercepts or blocks light rays or heat, esp. a cone-shaped hood for a lamp, or a window shade.

(4) تعریف: the intensity of darkness of a color.
مترادف: cast, hue, tint, tone

- three shades of green
[ترجمه ارژنگ] سه سایه از رنگ سبز
|
[ترجمه م] سه طیف سبز|
[ترجمه ترگمان] سه رنگ سبز
[ترجمه گوگل] سه سایه سبز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه shade در جمله های نمونه

1. shade off into something
به تدریج از چیزی به چیز دیگری تبدیل شدن

2. a shade better
یک ذره بهتر

3. dappled shade
سایه روشن،سایه‌ای که دارای لکه‌های نور است

4. big trees shade the shack
درختان تنومند بر کلبه سایه می‌اندازند.

5. under the shade of a walnut tree
در زیر سایه‌ی یک درخت گردو

6. under the shade of leafy boughs
زیر سایه‌ی شاخه‌های پربرگ

7. there was a shade of sadness in her voice
صدای او دارای اثرات خفیفی از اندوه بود.

8. a plant that loves shade
گیاهی که سایه دوست است

9. afternoons, everyone seeks the shade
بعدازظهرها همه به سایه پناه می‌برند.

10. i could see the shade of her face on the silver tray
توانستم انعکاس صورت او را بر سینی نقره ببینم.

11. the trees offered good shade and shelter
درختان سایه و سرپناه خوبی بودند.

12. in (or into) the shade
1- به تاریکی،به درون سایه 2- دچار تنزل رتبه یا گمنامی

13. he who lolled under this shade became elias
...

مترادف shade

سایه (اسم)
shadow , protection , patronage , auspices , shade , shading , umbrage , hatching , shadiness , umbra
سایه رنگ (اسم)
shade , half-tone , tinge
حباب چراغ یا فانوس (اسم)
shade
اباژور (اسم)
shade
جای سایه دار (اسم)
shade
اختلاف جزئی (اسم)
shade , shading
سایه دار کردن (فعل)
shade
سایه افکندن (فعل)
shadow , shade
زیر و بم کردن (فعل)
modulate , shade
تیره کردن (فعل)
mud , obscure , fog , dim , gloom , blur , shade , bedim , overcloud , darken , tarnish , overcast
کم کردن (فعل)
diminish , reduce , bate , cut , alleviate , subtract , deduct , rebate , thin , extenuate , weaken , shade , soften , deduce , detract , relax , disqualify , draw off , retrench

معنی عبارات مرتبط با shade به فارسی

اختلاف جزئی در معنی
به تدریج از چیزی به چیز دیگری تبدیل شدن
1- به تاریکی، به درون سایه 2- دچار تنزل رتبه یا گمنامی
حباب، آباژور
از همان رنگ ولی روشن تر
پرده ی پنجره، پشت پنجره ای، پنجره پوش، کرکره

معنی shade در دیکشنری تخصصی

shade
[شیمی] سایه
[کامپیوتر] سایه
[مهندسی گاز] سایه
[نساجی] سایه - شید رنگ - فام رنگ - ته رنگ - هروسیله حایل نور
[ریاضیات] سایه زدن، هاشور زدن، سایه
[نساجی] نمونه رنگی - کارت رنگ
[نساجی] فام تصویری - شید تصویری
[عمران و معماری] ایستگاه اتوبوس با سایبان - ایستگاه اتوبوس با سرپناه
[عمران و معماری] ایستگاه اتوبوس بدون سایبان - ایستگاه اتوبوس بدون سرپناه
[نساجی] رنگ سرد ( مثل آبی )
[نساجی] فام ترکیبی ( که از رنگرزی با مخلوط دو یا چند رنگ بدست می آید )
[نساجی] شید بالا - پر رنگ - رنگ سیر - فام تند رنگ
[نساجی] رنگ کمرنگ
[نساجی] عمق رنگ - درجه تیرگی رنگ
[نساجی] رنگ اجسام وقتی که با نور مصنوعی روئیت شوند
[نساجی] رنگهای مد - رنگهای جدید که مورد پسند بازار باشد
[نسا ...

معنی کلمه shade به انگلیسی

shade
• shadow; area protected from direct sunlight; tint, variation of a color; nuance, touch; window shade, device used to regulate the amount of sunlight entering through a window; lampshade, device which covers a lamp to reduce glare; spirit, ghost
• cast a shadow upon; dim, darken; screen, hide from view; protect from light; cover with a shade; add shading to; change gradually, change in small degrees
• shade is an area of darkness and coolness which the sun does not reach.
• if a place is shaded by something, that thing prevents light from falling on it.
• a shade is a lampshade.
• shades are the same as sunglasses; an informal use.
• in american english, shades are also pieces of stiff cloth or paper which you pull down over windows to keep out the light.
• the shades of a particular colour are its different forms. for example, emerald green and olive green are shades of green.
• the shades of something abstract are its different forms, especially when they are only slightly different from each other.
• when one thing shades into another, there is no clear division between them; a literary use.
• if someone or something puts someone or something else in the shade, they are so impressive or significant that they make the other person or thing seem unimportant by comparison.
shade of
• bit of, small amount of -
shade of slander
• bit of slander, hint of defamation, shade of libel
shade temperature
• temperature that is measured out of the sun (in an area that is shady)
shade tree
• tree that provides shade, tree with leaves that is used for shade against the sun
eye shade
• visor of colored plastic used to protect the eyes from the glare of the sun
...

shade را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

choon soong ee
shelter from direct light or heat
saghi.mannani

a plant that needs a lot of shade
درگاهي
اباژور
جعفر علی نژاد
طیف
Nedaw
Shade is an area that is out of direct sunlight
محمد ولی زاده
shelter from direct light or heat
یا
a plant that needs a lot of shade
یا
Shade is an area that is out of direct sunlight
همه ی اینها میشه بستگی داره در کجا استفاده بشه
محمدرحیم ریگی
سایه بان
امین جهانگرد
shade سایه- معمولا قسمت وسیعی از زمین که مستقیما مورد اصابت نور خورشید نیست
مثل سایه درخت سایه ساختمان
should we sit in the shade or sun?
تو سایه بشینیم یا تو آفتاب؟
shadow سایه-ناحیه تاریک ایجاد شده توسط شیی که جلوی منبع نور قرار گرفته معمولا به سایه انسان ها اشیا
look at our shadows
shades:sunglasses
ندا کیانی
A dark and cool place
فرانک زارع
سایه انداختن
Lee shin hye
سایه
Shade is an area that is out of direct sunlight.
کانون زبان ایران __ ترم Reach 3

جمله : As the sun comes down the shadow disappears on the ground.
Lee shin hye
دوربین دو چشمی
binoculars are glasses like telescopes.
کانون زبان ایران __ ترم Reach 3

جمله: I can see far places on the ground with my binoculars
ستایش نجفی
دوربین دو چشمی
ستایش نجفی
ترو خدا اسم منو عوض کنید
امیررضا
طیف رنگی
mahgol
سایه
محدثه فرومدی
هاشورزنی
anita
shade:shelter from direct light or heat
for example : He raised his hand to shade his eyes from the sun
ارین
سایه انداختن
💜 Amirmaghare_lover 💜
shade are glasses like telescopes
💜 Amirmaghare_lover 💜
دوربین دوچشمی
( برای جنگل بانی و ... )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی shade
کلمه : shade
املای فارسی : شاده
اشتباه تایپی : ساشیث
عکس shade : در گوگل

آیا معنی shade مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )