برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1473 100 1

safe

/ˈseɪf/ /seɪf/

معنی: گاو صندوق، صحیح، مطمئن، امن، بی خطر، محفوظ، محفوظ از خطر، ایمن، اطمینان بخش، صدمه نخورده
معانی دیگر: امان، امن و امان، مصون، صحیح و سالم، بی مخاطره، فارغ از خطر، قابل اعتماد، قابل اطمینان، ناقادر به ایجاد دردسر یا خطر، محتاط، محتاطانه، احتیاط آمیز، یخدان، یخچال ویژه، از خطر جسته، رهیده، پناه (دهنده)، (خودمانی) کاپوت، ابریشمی، سالم

بررسی کلمه safe

صفت ( adjective )
حالات: safer, safest
(1) تعریف: providing security from harm, loss, or danger.
مترادف: protected, secure
متضاد: dangerous, precarious, unsafe
مشابه: defended, impregnable, invulnerable, sheltered

- They put the jewels in a safe hiding place.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها جواهرات را در جای امنی پنهان کردند
[ترجمه گوگل] آنها جواهرات را در مخفیگاه امن قرار داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The port was a safe haven for pirates.
[ترجمه zari] بندر برای دزدان دریایی امن بود
|
[ترجمه ترگمان] بندر یک پناه‌گاه امن برای دزدان دریایی بود
[ترجمه گوگل] بندر امن برای دزدان دریایی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: free from the risk of harm.
مترادف: protected, secure
متضاد: dangerous, insecure, vulnerable
مشابه: all right, shielded
...

واژه safe در جمله های نمونه

1. safe from enemy attack
ایمن از حمله‌ی دشمن

2. safe from the danger of aerial attack
ایمن از خطر حمله‌ی هوایی

3. safe in jail
محکم و مطمئن در زندان (نگهداری) می‌شود

4. safe and sound
امن و امان،صحیح و سالم

5. a safe code
یک رمز مطمئن

6. a safe driver
راننده‌ی محتاط

7. a safe person to leave the children with
آدمی که می‌شود به او اطمینان کرد و بچه‌ها را پیش او گذاشت

8. a safe place
جای امن و امان

9. a safe speed
سرعت احتیاط‌آمیز

10. a safe vaccine
یک واکسن بی‌خطر

11. the safe package of drugs
بسته بندی ایمنی دارو

12. a safe bet
قمار دارای احتمال برد زیاد،کاری که پیامد آن به احتمال زیاد خوب خواهد بود

13. better safe than sorry
کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند،احتیاط بهتر از پشیمانی در آخر کار است

14. a meat safe
یخچال (ویژه‌ی) گوشت

...

مترادف safe

گاو صندوق (اسم)
safe , strongbox , safe deposit
صحیح (صفت)
good , right , true , correct , accurate , exact , valid , authentic , all right , safe , simon-pure , integral , well-advised
مطمئن (صفت)
sure , assured , safe , confident , secure , persuaded
امن (صفت)
assured , safe , secure
بی خطر (صفت)
sound , safe , secure , benign
محفوظ (صفت)
safe , secure , protected , guarded , preserved
محفوظ از خطر (صفت)
safe , invulnerable
ایمن (صفت)
safe , secure
اطمینان بخش (صفت)
safe , trusty
صدمه نخورده (صفت)
safe

معنی عبارات مرتبط با safe به فارسی

امن و امان، صحیح و سالم، صحیح وتندرست
جواز عبور، پروانه ی گذر (از نواحی ممنوعه یا در زمان جنگ)، خط امان، امان نامه، امان دادن، رخصت عبور
(وابسته به) صندوق امانات در بانک (safety-deposit هم می گویند)، گاوصندوق، صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
محفوظ از خطر
نگهداری، حفاظت، حفظ، حراست، حمایت، وسیله حفاظت، امان نامه، خط امان
(خانه یا آپارتمانی که سازمان جاسوسی به عنوان پناهگاه ماموران خود استفاده می کند) ایمنگاه، ایمن خانه، خانه ی امن
نگهداری، حفظ، حفاظت، توجه
(noun phrase) (در بریتانیا، مجلس) حوزه‌ی انتخابی (با بردِ) قطعی، کرسی مطمئن this constituency is a safe labour seat برد حزب کارگر در این حوزه‌ی انتخابی مسلّم است
(noun phrase) (در روابط جنسی) آمیزشِ سالم
ایا میتوانید رسما بگویید که اواز خطر محفوظ است
(در مورد سلاح های اتمی یا نیروگاه های اتمی و غیره) خراب آسود، خراب ایمن، محافظدار، با خرابی امن
ق ...

معنی safe در دیکشنری تخصصی

safe
[عمران و معماری] ایمن - مطمئن
[برق و الکترونیک] ایمن ، بی خطر
[مهندسی گاز] ایمن ، بی خطر ، محفوظ
[بهداشت] بی خطر - ایمن
[نساجی] بی خطر - ایمن
[برق و الکترونیک] محیط فعالیت ایمن
[سینما] پهنه مفید [برای پخش تلویزیونی ]
[عمران و معماری] تاب مجاز
[عمران و معماری] کمربند ایمنی
[برق و الکترونیک] جریان ایمن
[عمران و معماری] فرود ایمن
[عمران و معماری] بار مجاز
[زمین شناسی] بار مجاز
[عمران و معماری] جدول بار مجاز
[کامپیوتر] حالت امن روشی برای اجرای ویندوز که با غیر فعال کردن بسیاری از راه اندازهای سخت افزار خاصی انجام می شود . این عمل برای یافتن مشکلات نصب نا صحیح سخت افزار یا نرم افزار به کار می رود . حالت امن فقط برای آزمایش مورد استفاده قرار می گیرد.
[بهداشت] مادری سالم
[کامپیوتر] تخریب امن
[برق و الکترونیک] ایمن در مقابل خرابی
...

معنی کلمه safe به انگلیسی

safe
• strongbox, steel box used for storing valuables; ventilated cabinet used to store and preserve food; condom (american slang)
• secure; guarded, protected; careful, cautious; unharmed; involving low risk or harm or loss
• something that is safe does not cause harm or danger.
• if you are safe, you are not in any danger.
• a safe journey or arrival is one in which you arrive somewhere without being harmed.
• if you keep at a safe distance from someone or something, you stay far enough away from them to avoid danger or collision.
• if it is safe to say something, you can say it with little risk of being wrong.
• if a secret is safe with you, you will not tell it to anyone.
• a safe is a strong metal cupboard with special locks, in which you keep money, jewellery, and other valuable things.
• you can refer to a parliamentary seat as a safe seat when it has been won by a particular party or candidate and you think it is unlikely to be lost by them in a future election.
• you say that someone is safe and sound when they are unharmed after being in danger.
• if you play safe, you do not take unnecessary risks.
• if you say that you are doing something to be on the safe side, you mean that you are doing it as a precaution, in case something unexpected or unpleasant happens.
• if someone or something is in safe hands, they are being looked after by a reliable person and will not be harmed.
safe and sound
• healthy and unharmed
safe as the bank of england
• one hundred percent safe, extremely secure
safe bet
• bet that does not cause great risk, bet whose results are known ahead of time
• you can say that an action or event is a safe bet when it does not involve a lot of risks.
safe conduct
• safe ...

safe را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیما نوری
گاو صندوق, بی خطر, ایمن
مازیار
بی خطر
Zahra
ایمنی امن
a.r
reasonably accurate
Negah^^
Not danger
ایمن (خطرناک نیس)
Mer30
hope_asal_bts
a strong metal box for keeping money and gold
بهرام کی
مجاز
Amin
Safe for life
مطمئن (ایمن) برای زندگی
Bahar
free from danger
m.m
مراقبت .نگهداری
Amir
A strong metal box for keeping money and gold


A strong metal box for keeping money and gold
melina
ایمن یا مراقبت
ملی
ایمن بی خطر
zzzz
a strong metal box for keeping money and gold . یعنی یک صندوق محکم برای نگهداری پول و طلا یا گاوصندوق مثل گاوصندوقی که بانکدار ها پول مردم رو در آن می گذارند تا اگر بانک به سرقط رفت پول مردم رو ندزدند.😄
tinabailari
ایمن ، در امان ، امن ، مطمئن
In some cities you don't feel safe going out alone at night 🍐
در بعضی از شهر ها اگر شما شب ها تنها بیرون بروید احساس ایمنی نمیکنید
انسانی 89
پویا محمودی
صحیح و سالم
پویا محمودی
صحت و سلامت
💗Amy💗
بیشتر به معنی ایمن و امن به کار می رود .

مخالف safe : dangerous .

Dangerous به معنی خطر ناک است .😊💖
الهام حمیدی
اطمینان بخش
Amir
بدون آلاینده
مجتبی
احساس راحتی،اطمینان...در بعضی جاها معنی میده
محمد ولی زاده
A small strong box with a special lock in which money and other valuable thing are kept:He puts his gold coins in the safe everyday.
گاوصندوق
البته این دفینیشن (اسم) این واژه است.
Sarina#
امن و ایمن / مطمئن و بی خطر ⚠

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی safe
کلمه : safe
املای فارسی : صاف
اشتباه تایپی : سشبث
عکس safe : در گوگل

آیا معنی safe مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران