برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

regimented

واژه regimented در جمله های نمونه

1. The students were regimented into large groups for military training.
[ترجمه منا جهانبخشی] دانشجویان برای آموزش نظامی به گروه های بزرگی دسته‌بندی شدند.
|
[ترجمه ترگمان]دانشجویان برای آموزش نظامی به گروه‌های بزرگی تبدیل شدند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان به گروه های بزرگ برای آموزش نظامی تنظیم شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Schoolboys and schoolgirls should not be regimented.
[ترجمه ترگمان]شاگردان پرورشگاه و شاگردان پرورشگاه نباید مشهور باشند
[ترجمه گوگل]مدرسه ها و دانش آموزان باید رژیم نگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Modern children don't like being regimented.
[ترجمه ترگمان]کودکان مدرن regimented بودن را دوست ندارند
[ترجمه گوگل]کودکان مدرن دوست ندارند که رژیم داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه regimented به انگلیسی

regimented
• something that is regimented is very strictly controlled; used showing disapproval.

regimented را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی regimented مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )