برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1400 100 1

recorder

/rɪˈkɔːrdər/ /rɪˈkɔːdə/

معنی: بایگان، ثبات، دستگاه ضبط صوت، صدا نگار، ضبط کننده، ضباط
معانی دیگر: داگر، آگاشتگر، (در برخی شهرهای امریکا) قاضی شهربانی، دستگاه ضبط (به ویژه ضبط صوت)، ضبات، نگارنده

بررسی کلمه recorder

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person hired or appointed to keep records.

(2) تعریف: a device that records sound or images.

(3) تعریف: any of a family of flutelike wind instruments with eight holes and a whistlelike mouthpiece.

واژه recorder در جمله های نمونه

1. He works as a recorder in the city court.
[ترجمه T] او به عنوان بایگانی کننده ی اطلاعات در دادگاه شهر کار می کند
|
[ترجمه ترگمان]او به عنوان ضبط در دادگاه شهر کار می‌کند
[ترجمه گوگل]او به عنوان ضبط کننده در دادگاه شهر کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There's something wrong with the recorder.
[ترجمه Romina_ayta56] یه چیزایی توی ضبط مشکل داره
|
[ترجمه ترگمان]with یه مشکلی داره
[ترجمه گوگل]با ضبط کننده چیزی اشتباه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A cassette tape recorder can easily record sound on and play sound back from tape.
[ترجمه ترگمان]ضبط نوار کاست می‌تواند به راح ...

مترادف recorder

بایگان (اسم)
archivist , recorder , bursar , chartulary , keeper , watchman
ثبات (اسم)
bookkeeper , constancy , recorder , fortitude , stability , stableness , poise , register , consistency , cataloger , cataloguer , fixity , consistence , immutability , grit , indelibility , permanency
دستگاه ضبط صوت (اسم)
recorder , dictaphone , tape recorder , phonograph , talking machine , wire recorder
صدا نگار (اسم)
recorder , phonograph
ضبط کننده (اسم)
recorder , sensor
ضباط (اسم)
recorder

معنی عبارات مرتبط با recorder به فارسی

داده نگار، ضباط داده ها
ضباط فیلم، فیلم نگار
دستگاه ضبط صوت، صدانگار
(سابقا) دستگاه ضبط صوت سیمی (به جای نوار سیم داشت)

معنی recorder در دیکشنری تخصصی

recorder
[شیمی] ثبات
[سینما] دستگاه ضبط صوت
[عمران و معماری] ثبات - خودنگار - آمار بردار - ثبت کننده
[برق و الکترونیک] ثبات ابزاری که کمیتها یا سیگنالهای الکتریکی متغیر را به طور دائم ضبط می ند . نوع صنعتی معمول آن یک یا چند کمیت را به صورت تابعی از متغیر دیگر ، معمولاً زمان ، ثبت می کند . اسیلوسکوپ پرتو - کاتدی ضبط فکس ، ثبات کنیسکوپ ، دستگاه ضبط نوار مغناطیسی و دستگاه ضبط نوار ویدئو ، انواع دیگر آن هستند . - ثبت کننده
[مهندسی گاز] ثبات ، ثبت کننده
[حقوق] قاضی دادگاه صلح، مسؤول ثبت اسناد
[آب و خاک] ثبات،ثبت کننده
[سینما] اتاق ضبط
[کامپیوتر] دستگاه ضبط کاست .
[برق و الکترونیک] دستگاه ضبط کاستی ، ضبط صوت دستگاهی که برای ضبط و پخش کاستهای نوار مغناطیسی طرح شده است.
[کامپیوتر] ضبط کننده روی دیسک فشرده .
[برق و الکترونیک] ثبات نمودار ثباتی که نمودار تغییرات متغیر وابسته را بر حسب متغیر مستقل به وسیله قلم جوهری روی کاغذ معمولی ، سوزن گرم روی کاغذ حساس به گرما ، باریکه نوری یا الکترونی روی کاغذ حساس ، نور یا به روشهای دیگر رسم می کند.
[برق و الکترونیک] ثبات نمودار - دایره ای نوعی ثبات که همزمان با چرخش کامل و آهسته یک نمودار دایره ای توسط موتور ، سیگنالهای فرمان به قلم یا قلمهای آن ارسال می شود . بعد از تکمیل هر چرخش ، صفحه نمودار جدیدی باید روی ثبات قرار داده شود .
[برق و الکترونیک] ثبات رمز ابزاری که پیامهای رمز دریافت شده به صورت رادیویی یا سیمی را ...

معنی کلمه recorder به انگلیسی

recorder
• registrar, one who makes and maintains records; machine that can record; type of musical instrument that resembles a wooden flute and produces a high-pitched sound
• you can refer to a cassette recorder, a tape recorder, or a video recorder as a recorder.
• a recorder is also a hollow musical instrument that you play by blowing down one end and covering a series of holes with your fingers.
cassette recorder
• a cassette recorder is a machine that is used for recording and listening to cassettes.
flight recorder
• the flight recorder on an aeroplane is the instrument which records all the information about the flight. it is also known as the black box.
personal video recorder
• pvr, interactive tv recording device that records video without videotape to a hard drive
radio cassette recorder
• small tape player with a radio
sound recorder
• program in the windows operating system which records or plays digital sounds
tape recorder
• device which can record sound on cassette tape
• a tape recorder is a machine used for recording and playing tapes of music and other sounds.
video recorder
• device used to record and play videos, video player
• a video recorder is a machine that can record and play videotapes on a television set.
video tape recorder
• device used for recording on and displaying video tapes, vtr

recorder را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mani
فلوت
Mobina
ضبط کننده
حانیه
نوعی فلوت
جیگر
نوعی فلوت
رز
یکی از انواع فلوت است
sina
نوعی فلوت
محمد
یک نوع فلوت
sssss
نوعی از فلوت ها
حسین پور
یک نوع فلوت
Parisa
A musical instrument like a flute
S.p
نوعی فلوت
Miss.Raya
یک نوع فلوت
اگه دوس دارین منو دنبال کنین رو اسم بنفش رنگ Miss.Raya کلیک کنین
زحمت لایک هم .....
با تشکر
Fatemeh🖤💜💖😘😗😍😙
نوعی فلوت😘😗😙😍😚💗💙💚💛💛💜
نیما
دستگاه ضبط صوت
hengame
نوعی فلوت که نوعی ساز محسوب می شه
....
نی لبک
کیمیا
نوعی فلوت است که در موسیقی کرد ها بیشتر رایج است وانها بهش میگن شمشال 👍
Ariana
یک نوع فلوت
ستایش
در کتاب کانون زبان ایران میشه a musical instrument like a flute
Al!.šh
یک ساز موسیقی و از خانواده فلوت ها
Fate
نوعی فلوت در آلت موسیقی
مهدیه
نوعی فلوت که جزو لوازم موسیقی مهصوب میشود
sasha
منم از کانون زبان ایرانم Reach 2
معنیش همون معنی های بالا میشه
همشون درسته
لطفا منو بلایکین
Tikky
نوعی فلوت
YASHAR
نوعی فلوت . و معنی انگلیسی آن a musical instrument like a flute
YASHAR mmm
نوعی ساز که نام آن فلوت است و معنی انگلیسی آن هم a musical instrument like a flute
YASHAR mmm
Bhene
یه چیزی شبیه فلوت
Sh
نوعی از فلوت
که تلفظ آن به این شکل است ریکوردر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recorder
کلمه : recorder
املای فارسی : رکوردر
اشتباه تایپی : قثزخقیثق
عکس recorder : در گوگل

آیا معنی recorder مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )