برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

nonfiction

بررسی کلمه nonfiction

اسم ( noun )
مشتقات: nonfictional (adj.)
• : تعریف: the branch of prose literature composed of works that are not fictional.
متضاد: fiction

واژه nonfiction در جمله های نمونه

1. I've read her novels but not her nonfiction.
[ترجمه مائده حوایی] من رمان های او را خوانده ام اما کتاب‌های غیر داستانی اش را نه.
|
[ترجمه ترگمان]من رمان او را خوانده‌ام، اما نه nonfiction
[ترجمه گوگل]من رمان های او را خوانده ام، اما نه داستان های او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Antimatter, it turns out, is real, nonfiction stuff, but too rare to be used directly as rocket fuel.
[ترجمه ترگمان]antimatter، که معلوم می‌شود، یک چیز واقعی و غیرداستانی است، اما بسیار نادر است که مستقیما به عنوان سوخت موشک مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]ضد ماده، به نظر می رسد، واقعی است، چیزهای غیر علمی، اما به ندرت به عنوان سوخت راکت استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It also won the National Book Award for nonfiction.
[ترجمه مائده حوایی] این کتاب همچنین جایزه ی کتاب ملی در شاخه کتاب های غیر داستانی را برنده شد
...

معنی کلمه nonfiction به انگلیسی

nonfiction
• factual literary work, story which is not fictional

nonfiction را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پویا
مستند
مائده حوایی
غیر داستانی
erfan
داستان نویسی
...
some stories which are not real

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی nonfiction مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )