برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1365 100 1

mug

/ˈməɡ/ /mʌɡ/

معنی: فنجان، ابخوری، دهان، لیوان، دهن کجی، عکس شخص محکوم، پوزه، کتک زدن
معانی دیگر: (جام فلزی یا سفالی و غیره دسته دار برای خوردن آبجو و غیره) لیوان دسته دار، جام دسته دار، (خودمانی) صورت، پک و پوز، لب و لوچه، دهن، شکلک، مورد ضرب و شتم قرار دادن (معمولا برای سرقت)، سر کسی ریختن، (به ویژه از تبهکار) عکس گرفتن، به اندازه ی یک لیوان، آدم خشن و زشت، آدم کریه، آدم رذل، عکس متهم یا جانی (معمولا با شماره ای که بر گردن آویخته است - mug shot هم می گویند)، (انگلیس - با: up) سخت درس خواندن و خود را برای امتحان آماده کردن، پشت درس گذاشتن، ساده لوح

واژه mug در جمله های نمونه

1. a bear mug
لیوان آبجوخوری

2. the sad mug of the loser
لب و لوچه‌ی آویزان (محزون) شخص بازنده

3. She filled her mug with orange juice.
[ترجمه پیوند😘] او فنجان خود را با آب پرتقال پر کرد.
|
[ترجمه m.n] ان دختر فنجان خود را با اب پرتقال پر کرد.
|
[ترجمه nazanin] او اب پرتقال را به فنجانش ریخت
|
[ترجمه امیررضا فرهید] او (اشاره به مونث) فنجانش را با آب پرتقال پر کرد.|
[ترجمه Shiva] او ...

مترادف mug

فنجان (اسم)
mug , cup , chalice , calix , jack , stein
ابخوری (اسم)
mug , drinking cup , canikin , cannikin
دهان (اسم)
chop , gob , throat , mouth , neb , snout , mug , gam , jib , os
لیوان (اسم)
mug , glass , tun , tumbler
دهن کجی (اسم)
mug , grimace
عکس شخص محکوم (اسم)
mug
پوزه (اسم)
beak , muzzle , neb , rostrum , snout , nozzle , mug
کتک زدن (فعل)
smack , beat , clobber , thrash , drub , fustigate , bludgeon , mug , scutch

معنی کلمه mug به انگلیسی

mug
• large cup; dummy, idiot (slang); face (slang)
• attack on the street with the intention to steal; rob on the street; memorize, learn by heart
• a mug is a large, deep cup with straight sides.
• you can use mug to refer to a mug and its contents, or to the contents only.
• if someone mugs you, they attack you when you are in the street and steal your money; an informal use.
• if you call someone a mug, you mean that you think they are stupid and easily deceived; an informal use.
mug shot
• a mug shot is a photograph taken by the police of a person who has been charged with a crime; an informal expression.
beer mug
• mug drinking beer

mug را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MGH
زور گیری کردن
_ihwasti
فنجان _a large cup
�~�
فنجان بزرگ یعنی:بزرگتر از فنجان و کوچکتر از لیوان☕🍞
somayeh
گول زدن :mug
Dupe
shiva_sisi‌
فنجان بزرگ یعنی:بزرگتر از فنجان و کوچکتر از لیوان
علی اکبر منصوری
اصطلاح خودمانی و اينفرمال) قیافه، دک و پوز، قیافه گرفتن، شکلک درآوردن، لب و لوچه!
- آدم ساده لوح و زودباور!
- زور گیری کردن،ضرب و شتم در خیابان بخاطر دزدي، دزدی خیابانی( معمولا همراه با کتک کاری)
ریحانه
لیوان
tina
a large cup
Hadi
لب پر شدن
hln😎😎
فنجان
امیررضا فرهید
فنجان بزرگ_ فنجان
فاطمه رمضان پور
لیوان بزرگ دسته دار
پریا
لیوان نیست از لیوان بزرگتره همون فنجان بزرگ کننده بقیه گفتنه
6B6
پیمانه
yekta
Mug یعنی لیوان
lalisa
A larg cup
لیوان بزرگ (ماگ)👉🍺
Ma
فنجان
Sonia
خفت گیری
امیر
mug:جام و لیوان دسته دار،ابخوری
مهدی پورراهدار
به لیوان سفالی که از فنجان بزرگتر باشد و برای نوشیدنی گرم از آن استفاده میشود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mug
کلمه : mug
املای فارسی : ماگ
اشتباه تایپی : ئعل
عکس mug : در گوگل

آیا معنی mug مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )