برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1407 100 1

moat

/moʊt/ /məʊt/

معنی: خندق، خاکریز، خندق کندن
معانی دیگر: خندق (کندک)، آلنگ

واژه moat در جمله های نمونه

1. the fortress was surrounded by a deep moat
دژ توسط خندق ژرفی احاطه شده بود.

2. They built a moat to encompass the castle.
[ترجمه مهرداد پناهی] انها خندقی برای محافظت از قصر ساختند
|
[ترجمه Figure] آنها خندقی ساختند تا اطراف قلعه را احاطه کند.‌
|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها یک گودال ساختند تا قلعه را در بر بگیرند
[ترجمه گوگل]آنها قصر را برای پوشش قلعه ساخته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The castle had a deep moat which emptied into the lake.
[ترجمه مهرداد پناهی] قلعه دارای خندق عمیقی بود که به دریاچه می ریخت|
...

مترادف moat

خندق (اسم)
bay , hole , dike , gallery , ditch , trench , moat , pit , entrenchment , fosse
خاکریز (اسم)
levee , dyke , dike , bulwark , fence , moat , weir
خندق کندن (فعل)
moat , entrench , intrench

معنی moat در دیکشنری تخصصی

moat
[عمران و معماری] خندق
[کوه نوردی] چاکِ کناری
[آب و خاک] نهر عمیق
[زمین شناسی] گودال حلقوی،خندق (زمین شناسی یخچالها):یک مجرا یا کانال یخچالی خندق مانند (مانند شیار عمیقی در یک یخ یخچالی) که در اثر سایش در اطراف یک تپه یا برآمدگی منفرد شکل گرفته است؛ کانالی در حاشیه یک توده یخی رو به تحلیل (زمین شناسی دریایی): فرورفتگی حلقه ای شکلی که در اطراف بسیاری از انواع برآمدگیهای دریایی دیده می شود و ممکن است ناپیوسته باشد. مترادف: sea moat (ریف): مجرای طویلی بر روی یک سطح ریفی یا در مجاورت آن که عرض و عمقی معادل چند متر داشته و از آب پر شده است. مقایسه شود با: boat channel (رودخانه): مترادفی برای oxbow lake، عنوانی که در نیوانگلند و نیز توسط شالر (1890) برای آبهای موجود در کانالهای خشک دشت سیلابی رود می سی سی پی بکار می رود. (آتشفشان شناسی): گودی دره مانندی حول بخش داخلی یک دهانه آتشفشانی که در واقع در فاصله بین لبه دهانه و مخروط یا گنبدی که درون آن شکل گرفته است، دیده می شود.

معنی کلمه moat به انگلیسی

moat
• protective body of water surrounding a town or fortress, wide trench filled with water that surrounds a castle
• a moat is a deep, wide ditch dug round a hill or castle for protection.

moat را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهسا
خاك ريز
Figure
خندق
a deep, wide ditch surrounding a castle, fort, or town, typically filled with water and intended as a defense against attack

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی moat
کلمه : moat
املای فارسی : مات
اشتباه تایپی : ئخشف
عکس moat : در گوگل

آیا معنی moat مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )