برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

masses

واژه masses در جمله های نمونه

1. masses of fat round the kidneys
توده‌های چربی دور تا دور کلیه‌ها

2. ignoble masses
عوام‌الناس

3. land masses extruding into the sea
توده‌هایی از خشکی که در دریا جلو رفته است

4. the masses
آحاد مردم،توده‌های مردم،عوام‌الناس،توده‌ها،عامه

5. the disinherited masses who lived behind the iron curtain
توده‌های محروم(از حقوق) که در پشت پرده‌ی آهنین زندگی می‌کردند

6. the down-trodden masses of people could not protest
توده‌های مردم تو سری خورده نمی‌توانستند اعتراض بکنند.

7. then those compressed masses began radiating as stars
سپس آن توده‌های فشرده همچون ستارگان شروع به رخشیدن کردند.

8. to uplift the masses from poverty and ignorance
توده‌ها را از فقر و جهالت رهانیدن

9. the exploitation of the masses by the capitalists
استثمار توده‌ها توسط سرمایه داران

10. he was loved by the masses
توده‌ی مردم او را دوست می‌داشتند.

11. he was in favor with the masses
او محبوب توده‌ها بود.

12. he was thoroughly despised by the masses
...

معنی کلمه masses به انگلیسی

masses
• ordinary people, hoi polloi
masses of people
• commoners, general populace
idol of the masses
• person who everyone looks up to and admires, famous person
ignorant masses
• uneducated populace, unenlightened or uncivilized folk
opium for the masses
• apparent solution that does not answer the true needs of society
the masses
• the throng, the common people

masses را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

AA
توده ی مردم
محدثه فرومدی
آحاد مردم، عوام (الناس)، عامه
غزال سرخ
انبوه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی masses مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )