برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1394 100 1

Meanwhile

/ˈmiːˌnwaɪl/ /ˈmiːnwaɪl/

معنی: ضمنا، در ضمن، در این ضمن، در اثناء، در خلال

بررسی کلمه Meanwhile

قید ( adverb )
• : تعریف: at the same time; during or in the same interval of time.

- We were engrossed in watching the football game; meanwhile, the roast was burning in the oven.
[ترجمه تهمینه] در عینی که ما از تماشای فوتبال لذت میبردیم ، رست بیف مون در فر ، در حال سرخ شدن بود
|
[ترجمه پرستو] ماازتماشای فوتبال لذت میبردیم ودر عین حال گوشت کبابی ما در فر می سوخت
|
[ترجمه 🐾 مهدی صباغ] در حالیکه مجذوب تماشای مسابقه فوتبال شده بودیم، گوشت در اجاق گاز می پخت.
|
[ترجمه امین] گوشت کبابی داشت در فر می‌سوخت؛در همین حین که ما محو تماشای بازی فوتبال شده بودیم.|
...

واژه Meanwhile در جمله های نمونه

1. Mother went shopping; meanwhile, I cleaned the house.
[ترجمه NimA00GaMeR] مادر رفت خرید. در این موقع من خونه رو تمیز کردم
|
[ترجمه Hossein] مادر رفت خرید در همان موقع من خانه را تمیز کردم
|
[ترجمه 🌰] مادر رفته بود خرید ،در اون هنگام من خانه را تمیز کردم
|
[ترجمه 🌠MM93🌠] مادر رفت خرید؛ در همین فاصله، من خانه را تمیز کردم.
|
[ترجمه Teacher] مادر به خرید رفت و من در این موقع خانه را تمیز کردم|
...

مترادف Meanwhile

ضمنا (قید)
nevertheless , however , simultaneously , at the same time , meantime , meanwhile , by the way , in the interim , withal
در ضمن (قید)
meantime , meanwhile
در این ضمن (قید)
meantime , meanwhile
در اثناء (قید)
meantime , meanwhile
در خلال (قید)
meantime , meanwhile

معنی کلمه Meanwhile به انگلیسی

meanwhile
• in the intervening time, at the same time
• meanwhile means while something else is happening.
• meanwhile also means in the period of time between two events.

Meanwhile را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zahra
در همین حال
رایف یوسف نژاد
در عین حال
Hgu
در همان حال
Parsa
در این حال
N8A2S
in the same time or the time between two things happening
میلاد علی پور
در همان لحظه، در همان زمان
ggghhh
At the same time
فارسی را پاس بداریم.
در این میان
در این بین
پریسا
در عین حال
fatemeh
ضمنا
during the time
Tanin sarafraz
ضمناً
Matin
ضمنا، در حالی که
سرداری
خودمانی:تو این فاصله..
پردیس
این دختر روز پنج شنبه می آید و در همین حال ما باید چه کنیم
وحید
meantime
مهاجر
(در این مدت)
meanwhile و meantime دقیقا معنیشون یکیه و معنی دقیقشون میشه (در این مدت)

the train is going to be late; in the meantime, let us take a nap
قطار تاخیر می کنه بیاید در این مدت(تا وقتی قطار می آد ) یه چرت بزنیم
Arman
At the same time همزمان
مبینا ∞
در همین حال
البته این کلمه در Reach 1 هم آمده است. 😊 🕶

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی meanwhile
کلمه : meanwhile
املای فارسی : مینوهیل
اشتباه تایپی : ئثشدصاهمث
عکس meanwhile : در گوگل

آیا معنی Meanwhile مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )