برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

Matter

/ˈmætər/ /ˈmætə/

معنی: ماده، جوهر، امر، مطلب، چیز، خیم، جسم، اهمیت، ذات، ماهیت، موضوع، نکته، مهم بودن، اهمیت داشتن
معانی دیگر: پرموته، مادگان، محتوا (در برابر: شکل و سبک و روش)، درون داشت، مقدار، میزان، ظرف، طی، (این معنی کلی: مطلب مورد بحث یا عمل یا علاقه) چیز، قضیه، مطلب (و غیره)، داستان های حماسی، داستان های قهرمانی، (هر چیز مهم یا پر معنی و غیره) اهمیت، (با: the) گرفتاری، مسئله، هرچیز ناخوشایند، دردسر، زحمت، اشکال، نامه ها (و محمولات و غیره)ی ارسالی توسط پست، پست، چاپار، (ماده ی دفع شده از بدن) چرک، مدفوع، ریم، عفونی شدن، چرک کردن، شوخگین شدن، (حقوق: چیزی که باید اثبات شود) امر، (فلسفه: تجربه یا واقعیت یا هرچیز که هنوز تکوین نیافته و شکل نگرفته است) هیولی، (چاپ) صفحه ی چیده شده و آماده برای چاپ

بررسی کلمه Matter

اسم ( noun )
(1) تعریف: all substances that occupy space and can be seen, otherwise sensed, or measured; material stuff of the universe.
مترادف: stuff, substance
مشابه: nature

- Matter includes solids, liquids, and gases.
[ترجمه ترگمان] مواد شامل جامدات، مایعات و گازها است
[ترجمه گوگل] ماده شامل جامدات، مایعات و گازها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a substance of a particular type.
مترادف: substance
مشابه: material, medium

- organic matter
[ترجمه امیررضا فرهید] ماده اصل
|
[ترجمه ترگمان] ماده آلی
[ترجمه گوگل] ماده آلي
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a topic of concern or interest; affair.
مترادف: affair, business, c ...

واژه Matter در جمله های نمونه

1. matter is dilated by heat
ماده در اثر گرما منبسط می‌شود.

2. a matter of great importance
موضوع بسیار مهم

3. a matter of great urgency
یک مطلب بسیار فوری

4. a matter of great weight
یک مطلب بسیار مهم

5. a matter of little interest
موضوعی کم اهمیت

6. a matter of peculiar importance
موضوعی که از اهمیت خاص برخوردار است

7. a matter of utmost significance
یک موضوع دارای اهمیت بسیار

8. coloring matter
ماده‌ی رنگی

9. gaseous matter
ماده‌ی گازدار

10. impenetrable matter
ماده‌ی غیرقابل نفوذ

11. inert matter
ماده‌ی لخت (ساکن)

12. no matter how
مهم نیست که چگونه

13. no matter what his nanny said, he would be stubborn . . .
هر چه می‌گفت لله لج می‌کرد . . .

14. no matter what you do, children will be children
هر کاری بکنی (باز هم) بچه‌ها ...

مترادف Matter

ماده (اسم)
abscess , article , material , matter , female , substance , stuff , point , clause , provision , paragraph , res , woman , metal
جوهر (اسم)
heart , matter , substance , acid , ink , quintessence , being , juice , marrow , quiddity
امر (اسم)
matter , order , circumstance , job , ploy , precept , affair , behest , fiat , ordinance
مطلب (اسم)
matter , subject , affair , subject matter , question
چیز (اسم)
article , matter , object , thing , stuff , work , effects , res , nip , odds and ends , thingummy , widget
خیم (اسم)
matter , nature , character , disposition , temper , temperament , bass , burse , gleet , phlegm , mucus
جسم (اسم)
material , matter , substance , bulk , flesh , body , corporality , corpus , corporeity , metal
اهمیت (اسم)
matter , significance , emphasis , stress , circumstance , gravity , magnitude , moment , pith , valor , importance , dimension , notability
ذات (اسم)
matter , substance , nature , person , essence , gink , hypostasis , quiddity , main point
ماهیت (اسم)
matter , nature , essence , quiddity , modality
موضوع (اسم)
matter , object , subject , story , point , issue , subject matter , question , fable , plot , theme , problem , topic , leitmotiv , motif
نکته (اسم)
matter , point , mot
مهم بودن (فعل)
matter
اهمیت داشتن (فعل)
matter , concern , import

معنی عبارات مرتبط با Matter به فارسی

جوهر و عر­
موجبات گله گزاری
چیز طبیعی یا قابل انتظار یا معمولی، طبیعی، منتظره، عادی، مترقبه، چیز عادی یا طبیعی، بدیهی، نتیجه منطقی
چیز عادی یا طبیعی یا بدیهی
علاقمند به واقعیات (داده ها)، سرد، خشک، بیروح، بی احساس، مبنی بر حقیقت امر، بطور واقعی
علوم هوایى : ضد ماده
موضوع جدی بودن
(فیزیک) پایستگی ماده، پایندگی (یا بقا) ماده (این اصل: در یک سیستم بسته، کل میزان ماده ثابت است)
(برای تاکید مطلب دوم به کار می رود) اصلا، درآن باره، از آن بابت، تا آنجا که مربوط به این امر است
مقدمه کتاب، پیش گفتار
دست روی اصل مطلب گذاشتن
انجیل متی
(کالبدشناسی) ماده ی خاکستری مغز و نخاع ...

معنی Matter در دیکشنری تخصصی

matter
[شیمی] ماده ، ماد ، پرموته ، مادگان ، جسم
[عمران و معماری] ماده - موضوع
[برق و الکترونیک] ماده
[مهندسی گاز] ماده
[نساجی] جسم - جرم - چرک - ماده
[ریاضیات] ماده
[حقوق] امر قابل اثبات با سند مالکیت یا قرارداد رسمی (حقوق انگلیس)، اموری که با حواس پنجگانه یا با شهادت قابل اثبات باشند
[حقوق] موضوع دعوی، موضوع متنازع فیه
[حقوق] اموری که با شهادت قابل اثبات باشند، امر موضوعی (در مقابل matter of law)
[حقوق] حسب معمول، به طور عادی
[حقوق] امر موضوعی (در مقابل matter of law)، اموری که با حواس پنجگانه یا با شهادت قابل اثبات باشند
[حقوق] امر حکمی
[حقوق] امر منعکس در پرونده
[شیمی] موج مادی ، امواج ماده
[خاک شناسی] ماده آلی بی شکل
[نساجی] ماده کلری آزین- منشا بسیاری از رنگهایی که دارای کروموفر پیرازین می باشند
...

معنی کلمه Matter به انگلیسی

matter
• physical material (as opposed to spiritual); substance of a particular composition and consistency; issue, affair; excreted material; typed or written material; something that has mass and takes up space
• be important, be significant
• a matter is a situation which you have to deal with.
• you use matters to refer to the situation that you are talking about.
• you can also use matter to refer in a general way to all substances or any particular substance; a formal use.
• you can refer to books and magazines as reading matter; a formal use.
• if something matters, it is important and is something that you care about or that worries you.
• if something does not matter, it is not important because it does not have an effect on the situation.
• you say `what's the matter?' or `is anything the matter?' when you think that someone has a problem and you want to know what it is.
• you use no matter in expressions such as `no matter how' and `no matter what' to indicate that something is true or happens in all circumstances.
• if you do something as a matter of principle or policy, you do it for that reason.
• you use matter in expressions such as `a matter of days' when you are drawing attention to how short a period of time is.
• if you say that something is just a matter of time, you mean that it is certain to happen at some time in the future.
• if you say that something is just a matter of doing something, you mean it is easy and can be achieved just by doing that thing.
• you say for that matter to emphasize that a statement you have made about one thing is also true about another.
matter of conscience
• issue concerning one's scruples or moral sense
matter of course
• usual activity, common occurrence, everyday action
matter of fact
...

Matter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahdis
اهمیت داشتن و مهم بودن چیزی
Sunflower
Question
مسئله، سوال، پرسش، شبهه (شک و تردید)

When it comes to these matters
وقتی این (مسائل، سوالات، پرسشها، شبهات) پیش می آیند، ...
R.s
مهم بودن
Important
Neymar jr jr
It doesnt matter if you are late-we'll wait for you
Mehraneh
موضوع
Saba
Be important
Rad.Azin 🤔😉😋
مهم بودن،از احترام برخورددار بودن و...
البته بستگی ب جمله داره
Vanda
Be important
Seyyed
To be importent
Mo
موضوع
It doesnt matter
A
Be important
مصطفی
موضوع، مسأله
عصمت
ماده
پری
در بعصی از ریدینگاهی مهندسی به عنوان(مواد آلی )استفاده میشو
پری
به عنوان مواد عالی در بعضی ار رشته ها کاربرد دارد
Amir Mahdi Amiri
موضوعwhat's the matter
sportwoman
موضوع
sportwoman
subject
tinabailari
مهم بودن ، اهمیت داشتن ، موضوع ، مساله 🌶🌶
call me when you got there no matter what the time is
وقتی رسیدی اون جا بهم زنگ بزن ، هر وقت که بود ، مهم نیست
مهاجر
It's just a matter of giving and taking
مسأله سر دادن و گرفتنه (مثلا اگر امروز از کسی کمک گرفتی فردااگر به کمک نیاز داشت باید کمکش کنی)=قضیه بده بستانه
یوسف نادری
matter اگر فعل باشد به معنی "اهمیت داشتن و مهم بودن" است.برای نمونه matter در جمله زیر فعل است و معنی "اهمیت داشتن" را دارد:
Black Lives Matter (جان سیاه‌پوستان اهمیت دارد)
فلاطمه :)
ارزشمند بودن
حمیدرضا زارعی
مهم بودن، اهمیت داشتن،ارزش داشتن

Black lives matter
زندگی سیاه پوستان ارزش دارد
(جنبش ضد تبعیض نژادی)
آریا محمودثانی
جمله:we should always try to raise matter issues
معنی:همیشه باید سعی کنیم موضوعات مهم را مطرح کنیم
Mobina javaheri
اهمیت
abbas
موضوع. مشکل
fz
it does not really matter how much it costs
Miss.ronny.mohsen
بچه ها پاشین بیاین پیجم واویلاست من و محسن ابراهیم زاده و البته شما
بزنید رو اسمم فقط و لایک
مشکل یا مهم در حالت فعل و اسم هم میاد کلمه رو میگم
علی ماشا اله زاده
ظرف ، مدت ،طی
In a matter of hours
در ظرف چند ساعت
In a matter of a few days
در ظرف چند روز
Fatima
مهم بودن
Reza Rostami
موضوع،مورد
سيب
We do not need a home cook
My own cooking does matter
ما به اشپز تو خونه نیاز نداریم
اشپزی خودم حرف نداره
محمد حاتمی نژاد
ظرف(در طی)
Sj
تأثیر داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی matter

کلمه : matter
املای فارسی : متر
اشتباه تایپی : ئشففثق
عکس matter : در گوگل

آیا معنی Matter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )