برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1681 100 1
شبکه مترجمین ایران

language

/ˈlæŋɡwədʒ/ /ˈlæŋɡwɪdʒ/

معنی: زبان، لسان، کلام، تکلم، سخنگویی
معانی دیگر: هزوان، وسیله ی تبادل اندیشه یا خبر و غیره، گویش، زبان گروهی، طرز تکلم، ویژه هزوان، رجوع شود به: linguistics، بصورت لسانی بیان کردن

بررسی کلمه language

اسم ( noun )
(1) تعریف: the organized system of written symbols and vocal sounds with which humans communicate thoughts, ideas, or emotions.
مشابه: communication, vocabulary

- It surprises adults that children can learn language so quickly.
[ترجمه ترگمان] این موضوع بزرگسالان را شگفت‌زده می‌کند که کودکان می‌توانند به سرعت زبان یاد بگیرند
[ترجمه گوگل] بزرگسالان شگفت زده می شوند که کودکان می توانند به سرعت زبان را بیاموزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a particular such system whereby people of the same nationality, region, or culture communicate with one another.
مترادف: mother tongue, tongue, vernacular
مشابه: dialect, idiom, lingo, patois, speech

- Much of the academic vocabulary of the English language derives from Latin.
[ترجمه یوسف نادری] بیشتر کلمات آکادمیک زبان انگلیسی از زبان لاتین گرفته شده‌اند.|
[ترجمه ترگمان] بیشتر واژگان آکادمیک زبان انگلیسی از لاتینی مشتق شده‌است
[ترجمه گوگل] بسیار ...

واژه language در جمله های نمونه

1. language is a bridge between two cultures
زبان پلی بین دو فرهنگ است.

2. language practice
تمرین زبان

3. a language class
کلاس زبان

4. body language
ارتباط غیرکلامی،حرکات معنی‌دار بدنی،زبان اندام

5. computer language
زبان کامپیوتر

6. decent language
کلمات نزاکت‌آمیز

7. gross language
حرف‌های زشت

8. rough language
حرف‌های خارج از نزاکت

9. sign language
زبان اشاره (برای کرها و لال‌ها)،نشان زبان

10. the language of children
زبان (یا طرز تکلم) کودکان

11. the language of the street
زبان کوچه و بازار

12. their language also grows by englishing foreign words
زبان آنها ازراه انگلیسی کردن واژه های خارجی نیز گسترش می‌یابد.

13. violent language
کلمات خشم‌آمیز

14. programming language
(کامپیوتر) زبان برنامه نو ...

مترادف language

زبان (اسم)
tongue , language
لسان (اسم)
language
کلام (اسم)
language
تکلم (اسم)
language
سخنگویی (اسم)
language , vocalism

معنی عبارات مرتبط با language به فارسی

(دبستان و دبیرستان: درس هایی که هدفشان تقویت نگارش و خواندن و حرف زدن است مانند قرائت و انشا و دستور زبان) هنرهای زبانی، هنرهای هزوانی
(آموزش) آزمایشگاه زبان (language lab هم می گویند)
آموزگار زبان، زبان آموز
زبان پرداز
زبان جبری
زبان الگوریتمی
زبان مبهم
(آموزش کرها و لال ها) زبان اشاره ی امریکایی، نشانزبان امریکایی
زبان ای پی ال
زبان ای پی تی
زبان مصنوعی
زبان همگذاری
زبان بیسیک
ارتباط غیرکلامی، (بیان به وسیله ی حرکات بدن و حالت قیافه) تنگویی
...

معنی language در دیکشنری تخصصی

language
[کامپیوتر] زبان
[فوتبال] زبان
[ریاضیات] زبان
[آب و خاک] زبان
[ریاضیات] معادله ی زبان
[کامپیوتر] زیر مجموعه زبان
[کامپیوتر] مترجم زبان .
[برق و الکترونیک] زبان جبری قراردادی نوشتن نمادها ؛ پرانتزها و سایر علامت های مربوط به فرمول و روابط ریاضی . بسیاری از ماشین حسابهای مهندسی مستقیما زبان را برای وارد کردن مسائل می پذیرند.
[برق و الکترونیک] الگول؛ زبان الگوریتمی زبان ریاضی بین المللی که عملیات عددی را به شکل استاندارد و دقیق برای رایانه تعریف می کند.
[کامپیوتر] یک زبان که برای بیان الگوریتم ها طراحی شده است ( ALGOL).
[ریاضیات] زبان الگوریتمی
[کامپیوتر] زبان کاربردی.
[کامپیوتر] زبان مصنوعی .
[کامپیوتر] زبان همگذاری ، زبان اسمبلی . - زبان اسمبلی - زبان برنامه نویسی که در آن هر جمله به یکی از دستورالعمل های دودویی تشخیص داده شده توسط سی پی یو مربوط می شود برنامه های زبان اسمبلی توسط یک اسمبلر به کد ماشین تبدیل می شوند کاربرد زبانهای اسمبلی نسبت به زبانهای بر ...

معنی کلمه language به انگلیسی

language
• body of spoken or written words with which people communicate thoughts and feelings; specialized vocabulary; nonverbal means of communication (system of symbols, etc.); manner in which a person writes or speaks; manner in which animals communicate
• a language is a system of sounds and written symbols used by the people of a particular country, area, or tribe to communicate with each other.
• language is the ability to use words in order to communicate.
• you can refer to the words used in connection with a particular subject as the language of that subject.
• the language of a piece of writing or a speech is the style in which it is written or spoken.
• language is also used to refer to other means of communication such as sign language, computer languages, and animal language.
language family
• group of languages that share a common origin
language lab
• a language lab is the same as a language laboratory; an informal word.
language laboratory
• room for studying languages that is equipped with audio-visual equipment
• a language laboratory is a classroom equipped with tape recorders and headphones where people can improve their knowledge of foreign languages.
language school
• school where foreign languages are taught
language teacher
• teacher of a foreign language
a programming language
• computer programming language that was developed in the 1960s and is usually used to generate matrixed data (based on loops instructions, used in mainframes and smaller computers)
abusive language
• offensive language, foul language
agglutinative langua ...

language را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زبان
زبان
MHB
زبان،گویش،تکلم
ایوب نعمتی
اشاره به مودب بودن

! hey! language
هی! مودب باش!
tinabailari
زبان
how many languages can you speak
به چند زبان می توانی صحبت کنی ؟؟ 👩🏻‍🏫👩🏻‍🏫
یوسف نادری
.watch your language
مواظب حرف زدنت باش!
یا گاهی اوقات کلمه
language رو به تنهایی به کار می‌برن که دقیقا بازهم همون معنی رو می‌رسونه. هر کدام از این دو عبارت در خطاب به شخصی گفته می‌شوند که شرط ادب رو رعایت نمی‌کنه یا پاشو از گلیمش درازتر می‌کنه و حرفایی می‌زنه که از نظر شخص مقابل گستاخی تلقی میشن.
Mind your language نیز هم معنی watch your language است.(حواست به حرف زدنت باشه)
Dana Ghaffari
مواظب حرف زدنت باش
مراقب گفتارت باشه
حرف دهنتو بفهم
علی باقری
گویش در زبان انگلیسی بهguage بدل شده که در واژه ی language آن را می بینیم language در اصل landguage بوده به معنی گویش سرزمینی یا زبان و گویش منطقه ای که امروزه آن را در زبان انگلیسی به زبان ترجمه می کنند .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی language

کلمه : language
املای فارسی : لنگویج
اشتباه تایپی : مشدلعشلث
عکس language : در گوگل

آیا معنی language مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )