برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

intimidated

واژه intimidated در جمله های نمونه

1. Some people are intimidated by his size, but in fact he's a gentle giant.
[ترجمه منا جهانبخشی] بعضی از مردم بخاطر جثه‌اش از او می‌ترسند، اما در واقع او یک غول آرام است.
|
[ترجمه ترگمان]بعضی از مردم از اندازه او می‌ترسند، اما در واقع غولی آرام است
[ترجمه گوگل]بعضی از افراد به اندازه او هراس دارند، اما در واقع او یک غول مهربان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They were intimidated into accepting a pay cut by the threat of losing their jobs.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها تهدید کردند که با تهدید از دست دادن شغل خود، پول پرداختی را قبول خواهند کرد
[ترجمه گوگل]آنها به اتخاذ پرداخت هزینه ای که تهدید به از دست دادن شغل خود را می پذیرند، هراس دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The thief intimidated the boy into not telling the police.
[ترجمه aQa Arash] دزد پسر را ترساند که به پلیس چیزی نگوید
...

معنی کلمه intimidated به انگلیسی

intimidated
• frightened, threatened; coerced by means of threat or force
• if you are intimidated by someone, you are afraid of them and have no confidence in yourself.

intimidated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

elham
ترسیده،وحشت زده
Sunflower
صفت برای حسِ:

وقتی که یکی که از ترس یا ابهت چیزی یا کسی مثل موش میشه !

یا وقتی یکی از کسی خیلی خیلی حساب میبره که مثل موش میشه!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی intimidated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )