برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1424 100 1

frame of mind

واژه frame of mind در جمله های نمونه

1. He's in rather a negative frame of mind.
[ترجمه ترگمان]او یک قالب ذهنی منفی دارد
[ترجمه گوگل]او در عوض یک فرایند منفی از ذهن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You have to be in the right frame of mind to play well.
[ترجمه ترگمان]شما باید در کادر سمت راست مغز باشید تا خوب بازی کنید
[ترجمه گوگل]شما باید در چارچوب درست ذهن باشید که به خوبی بازی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm not in the right frame of mind to start discussing money.
[ترجمه ترگمان]من در چارچوب درست فکر نیستم که درباره پول بحث کنم
[ترجمه گوگل]من در ذهن حق نداشتم برای بحث درباره پول شروع کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She returned from lunch in a happier frame of mind.
[ترجمه ترگمان]او از ناهار در فضایی شادتر از ناهار مراجعت کرد
[ترجمه گوگل]او از ناهار در فضایی شادتر از ذهن بازگشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه frame of mind به انگلیسی

frame of mind
• mood, fancy, state of mind
• your frame of mind is the mood that you are in at a particular time.

frame of mind را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

راضیه
Mental condition
شرایط روحی
حسن
چارچوب ذهنی.عملکرد معین.
Sahar
mood
attitude
approach to something

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی frame of mind مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )