برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1440 100 1

flout

/ˈflaʊt/ /flaʊt/

معنی: توهین، مسخره، دست انداختن، استهزاء کردن، اهانت یا بی احترامی کردن
معانی دیگر: مورد تمسخر قرار دادن، تحقیر کردن، پست شمردن، زیرپا گذاشتن

بررسی کلمه flout

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: flouts, flouting, flouted
• : تعریف: to show scorn or contempt for, esp. by openly or deliberately disobeying.
مترادف: mock, spurn
متضاد: revere
مشابه: defy, deride, disdain, fleer, fly in the face of, insult, refuse, scorn, sneer

- He flouted authority while at school and no one was surprised when he was expelled.
[ترجمه فرزاد زارع] زمانی که او در مدرسه بود مجوز (قانون مدرسه) را نقض میکرد و هیچ کسی به اخراج شدنش متعجب نشد
|
[ترجمه ترگمان] او زمانی که در مدرسه بود، قانونی را مورد استهزا قرار داد و هیچ‌کس تعجب نکرد که او اخراج شد
[ترجمه گوگل] او در حالی که در مدرسه بود، قدرت را از بین می برد و هیچ کس تعجب نمی کرد وقتی که او اخراج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The poet flouted the rules of writing by using unorthodox punctuation and no capital letters.
[ترجمه ترگمان] این شاعر قواعد نوشتن را با استفاده از نقطه‌گذاری نامتعارف و بدون نامه‌های سرمایه‌ای نقض کرد
[ترجمه گوگل] شاعر قوانین نوشتن را با استفاده از نشانه های غیرقانونی و بدون حروف بزرگ فراموش کرد
[ترجمه شما] ...

واژه flout در جمله های نمونه

1. you can't flout the laws
شما نمی‌توانید قوانین را نادیده بگیرید.

2. Many motorcyclists flout the law by not wearing helmets.
[ترجمه بهنام] بسياري از موتورسواران با به سر نكذاشتن كلاه ايمني قانون را زير پامي كزارند.
|
[ترجمه ترگمان]بسیاری از موتورسواران با پوشیدن کلاه‌خود به این قانون احترام نمی‌گذارند
[ترجمه گوگل]بسیاری از موتورسیکلت ها با پوشیدن کلاه ایمنی قانون را تحریم نمی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some companies flout the rules and employ children as young as seven.
[ترجمه ترگمان]برخی شرکت‌ها این قوانین را زیر پا می‌گذارند و کودکان را به اندازه ۷ جوان استخدام می‌کنند
[ترجمه گوگل]برخی از شرکت ها قوانین را رعایت می کنند و کودکان را تا 7 سالگی استخدام می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The orchestra decided to flout convention/tradition, and wear their everyday clothes for the concert.
[ترجمه ترگمان]این ارکستر تصمیم گرفت که سنت \/ سنت را زیر پا ...

مترادف flout

توهین (اسم)
abuse , contumely , insult , offense , libel , disparagement , flout , vituperation , insolence , aspersion
مسخره (اسم)
flout , antic , mockery , ridicule , scoff , zany , aunt sally , irony , patch , gibe , butt , jeer , bob , jest , taunt , buffoon , clown , droll , laughingstock , staring-quarter , cut-up , witticism , merry-andrew , mickey , own-glass , pickle herring , punchball
دست انداختن (فعل)
flout , game , fool , ridicule , put on , kid , banter , spoof , hoax , gibe , befool , mock , bullyrag , lark , laverock
استهزاء کردن (فعل)
flout , mock , scorn , guy , jest , jig , deride , sneer , fleer
اهانت یا بی احترامی کردن (فعل)
flout

معنی کلمه flout به انگلیسی

flout
• show scorn, show disdain for; mock
• if you flout a law, order, or rule of behaviour, you deliberately disobey it.

flout را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مريم جواهري
نقض كردن،تخطي كردن از،تجاوز كردن از
رئیس علی دلواری
(در مورد قانون و یا عرف های جامعه به معنی) سرپیچی کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to deliberately disobey a law, rule etc, without trying to hide what you are doing
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
to deliberately refuse to obey a rule or custom
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
to intentionally not obey a rule, law, or custom
سعید ترابی
زیرپا گذاشتن
Shirinbahari
اهانت و بی احترامی. دست انداختن. قانون شکنی
The union had openly flouted the law.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی flout
کلمه : flout
املای فارسی : فلوت
اشتباه تایپی : بمخعف
عکس flout : در گوگل

آیا معنی flout مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )