برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

flood

/ˈfləd/ /flʌd/

معنی: دریا، سیل، طوفان، رود، سیل گرفتن، طغیان کردن، غرق کردن
معانی دیگر: تندآب، سیل زده کردن یا شدن، پراز آب کردن یا شدن، (آب دریا و رود و غیره) طغیان کردن، بالا آمدن (و اطراف را گرفتن)، سیل وار ریختن یا پرکردن، (موتور) خفه کردن، زیادی بنزین وارد موتور کردن، (مجازی) مقدار زیاد، مد، برکشند، کشند، (عامیانه) رجوع شود به: floodlight، (قدیمی) آب (در برابر: خشکی land)، (قدیمی) دریا، رود بزرگ، درشعر رو د، اشک

بررسی کلمه flood

اسم ( noun )
(1) تعریف: an overflowing of water onto land that is not normally under water.
مترادف: deluge, inundation
مشابه: cataclysm, cataract, freshet, torrent

- The flood destroyed homes and killed wildlife.
[ترجمه tara] آن سیل باعث نابودی آن خانه ها و مرگ حیوانات وحشی آن منطقه شد
|
[ترجمه .] سیل خانه ها را نابود کرد و حیات وحش را از بین برد.
|
[ترجمه ترگمان] سیل خانه‌ها را ویران کرد و حیات وحش را کشت
[ترجمه گوگل] سیل خانه ها را نابود کرد و حیات وحش را کشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Most of their possessions were lost in the flood.
[ترجمه علی جادری] بیشتر مایملک آنها در سیل از بین رفت .
...

واژه flood در جمله های نمونه

1. flood damage
آسیب (وارده در اثر) سیل

2. flood tide
بر کشند،مد

3. flood was threatening to engulf the village
دهکده در معرض خطر محاصره سیل قرار داشت.

4. flood water
سیلاب

5. flood water covered the fields
سیلاب مزارع را فراگرفته بود.

6. flood waters circumfused the hamlet
سیلاب دور دهکده را فرا گرفت.

7. flood waters have receded
سیلاب‌ها فروکش کرده‌اند.

8. a flood environed the garden
سیلاب باغ را احاطه کرد.

9. a flood of paper money has been issued
سیلی از اسکناس چاپ شده است.

10. a flood of publicity
سیلی از تبلیغات

11. a flood of words
سیلی از واژه‌ها

12. nor flood nor fire
نه سیل و نه آتش

13. roaring flood waters uprooted trees
سیلاب‌های خروشان درختان را از ریشه کندند.

14. the flood demolished the bridge
سیل پل را ویران کرد.

...

مترادف flood

دریا (اسم)
main , channel , sea , holm , mare , flood , mere
سیل (اسم)
sill , flood , spate , torrent , flux , deluge , overflow , mudflow
طوفان (اسم)
gale , storm , flood , typhoon , hurricane , deluge
رود (اسم)
stream , flood , river
سیل گرفتن (فعل)
flood
طغیان کردن (فعل)
rise , uprise , rebel , flood , mutiny , overflow
غرق کردن (فعل)
flood , deluge , drown , whelm

معنی عبارات مرتبط با flood به فارسی

(کنترل سیل از راه سدبندی و درخت کاری و غیره) سیل لگامی، سیل واپاد
ابگیره، بندسیلگیر، سددریچه ای
علوم مهندسى : روغنکارى گردشى
جلگه ی سیل گیر، سیلاب دشت (دشتی در راستای رودخانه که از رسوبات سیلابی تشکیل شده است)
مد، برکشند، کشندفرازین (در برابر: جزر، پس کشند ebb tide)
سیل غافلگیر کننده، سیل برق آسا، آب تاخت، تندسیل، تندلور، سیل رخشی
دستخوش سیل
(انجیل) طوفان نوح

معنی flood در دیکشنری تخصصی

flood
[عمران و معماری] سیل - طغیان - سیلاب
[برق و الکترونیک] شارش سیلابی هدایت شار الکترونی در سطح گسترده به طرف واحد ذخیره ی لامپ ذخیره ی بار .
[مهندسی گاز] سیل ، طوفان ، سیل گرفتن
[زمین شناسی] سیل، طغیان - در رسوب شناسی: اصطلاح که توسط میلنر (1940) برای توصیف پیدایش گونه های یک کانی در یک سنگ رسوبی استفاده شد که بیش از سایر کانی ها برای ساختن یک تجمع خالصی وجود داشته است. -
[خاک شناسی] سیل
[آب و خاک] سیل، سیلاب، سیل گرفتن
[زمین شناسی] رسوبات دشت سیلابی رسوبات ماسه ای و رسی نهشته شده توسط آب رودخانه که در دشت سیلابی گسترده شده اند ، یک نهشته پست و تشکیل دهنده دشت سیلابی در نزدیکی رودخانه ضخیم شده و با فاصله گرفتن از رودخانه به سمت دامنه های دره کم ضخامت می شود.
[عمران و معماری] سیل گیری
[زمین شناسی] سیل گیری
[آب و خاک] سیلیگری کاهش سیلاب
[آب و خاک] فروکش کردن سیل مهار سیل سیل نشانی
[عمران و معماری] آسه سیل
[زمین شناسی] آسه سیل
[عمران و معماری] بند طبیعی - بند - سیلبند - کناربند - لوار
[زمین شناسی] بند طبیعی
[زمین شناسی] روانه بازالتی، بازالت سیلابی جریاناتی از گدازه های بازالتی که از شکاف ها یا ترکهای متعدد خارج شده و معمولاً مناطق گسترده ای به ضخامت صدها متر را می پوشاند.
...

معنی کلمه flood به انگلیسی

flood
• inundation, deluge; torrent; great stream of water; overflow
• inundate; brim over, overflow; submerge, engulf; gush, surge; overwhelm
• if there is a flood, a large amount of water covers an area which is usually dry, for example when a river overflows.
• if something floods an area or if an area floods, it becomes covered with water.
• if a river floods, it overflows, usually after very heavy rain.
• a flood of things is a large number of them.
• if people or things flood into a place, large numbers of them come there.
flood of rain
• deluge, inundation, downpour
flood of tears
• sudden outpouring of tears
flood plain
• flat low-lying ground alongside a river that is flooded when the river overflows its banks
flood table of the kinneret
• height to which the waters of the sea of galilee reach
flood tide
• the inflow of the tide; rising tide; high point; large quantity
flash flood
• sudden flood, instantaneous flow of water that fills an area
• a flash flood is a sudden rush of water over dry land, usually caused by a great deal of rain.
noah's flood
• flood sent by god to destroy an evil world (biblical)
the flood
• flood sent by god to destroy an evil world (biblical)

flood را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

M.N
سیل؛ چیزی که انسان را غرق میکند طغیان دریا
محدثه
طغیان دریا
امیر
به معنی خیار شور
Parsa 866
به معنای سونامی یا سیل
🤓Parsa 866🤓
به معنای سونامی یا سیل.
طغیان رودخانه یا دریا.
🤓Parsa 866🤓
به معنای سونامی یا سیل.
Setayesh-Arya
به معنی سیل جمعیت...very large number
neymarjt
lots of water on the land that is normally dry
یزدان
become flooded
مواجه شدن
امیررضا فرهید
بیرون آمدن آب دریا یا همان در فارسی طغیان دریا
ebi
رَوان‌آب ، روان‌آبه
mahya
به معنی سیل
BB
lots of water onthe land that is normally dry
کانون زبان
درس ۵
Reach 3
به معنی سیل
محدثه فرومدی
مستغرق/غرقه/غوطه ور کردن
English woman
سیل(آب گرفتگی)
ر. ف
تغییر جهت دادن
Sarina
سونامی🌹
......
سیلاب
z...
در reach 3 به معنای : سیل
Nooshin
به معناي سيل🌊
غزال سرخ
completely fill or suffuse.
اشباع شدن
Marjan
It was a slap
سیلی بود
Or یا
سیل بود it was a flood
Abolfazl Ehsani
we have been flooded with letters to read
یه عالمه نامه برای خوندن رو سرمون ریخته
Helma
دریا بغلم بغلم کن😂
دریا
Romina_ayta56
معنی سیل در کتاب کانون زبان ایران ریچ 3
Abolfazl Ehsani
به معنی خفه کردن ماشین هم هست
متین
A bright flash of light in the sky.
Plz like
Reach 3
Click on my name
کیانا مرادی
lots of water on the land that is normally dry
یعنی سیل
عسل
سیل،طوفان
نسرین رنجبر
an overwhelming quantity of things or people happening or appearing at the same time.
خیل عظیم، موج
the new rule provoked a flood of complaints
قانون جدید موجی از اعتراضات را برانگیخت.
امیدرضا صالحی
به عنوان فعل نیز به کار میرود
مثال از فیلم "بتمن آغاز میکند":
He floods our streets with crime and drugs
او خیابان های ما را از جنایت و مواد مخدر پر کرده
Samin
سیل، آبی که از باران زیاد به دست بیاید


سید محمد موسوی
آب‌گرفتگی
کرام
سِیلیدَن =
م.ث =
جمعیت رو مشاهده می‌کنیم که می‌‌سیلند داخل ورزشگاه.

سیلاندن =
م.ث =
روشنفکران فرنگ‌رفته بودند که بسیاری از واژگان فرانسوی رو سِیلانیدَند داخل زبان فارسی.
Mary.hb
سیل وار آمدن.هجوم آوردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی flood

کلمه : flood
املای فارسی : فلود
اشتباه تایپی : بمخخی
عکس flood : در گوگل

آیا معنی flood مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )