discreetly

/dɪˈskritli//dɪˈskritli/

ازروی احتیاط، بصیرانه
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Bland, banal music tinkled discreetly from hidden loudspeakers.
[ترجمه موسی] موسیقی غیرمعمول و مبتذل، به طور نامحسوس از بلندگوهای مخفی به صدا در آمد.
|
[ترجمه گوگل]موسیقی ملایم و پیش پا افتاده از بلندگوهای مخفی با احتیاط به صدا در می آمد
[ترجمه ترگمان]موسیقی مبتذل و مبتذل با احتیاط از صحنه مخفی به صدا درآمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She coughed discreetly to announce her presence.
[ترجمه نرگس] او با یک سرفه متدبرانه حضور خود رااعلام کرد
|
[ترجمه موسی] او برای اعلام حضور خود با احتیاط سرفه کرد.
|
[ترجمه امیرمهدی صفدری] او با سرفه ای محتاطانه اعلام حضور کرد.
|
[ترجمه گوگل]او با احتیاط سرفه کرد تا حضورش را اعلام کند
[ترجمه ترگمان]با احتیاط سرفه کرد تا حضورش را اعلام کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His desk was discreetly placed behind a screen.
[ترجمه موسی] میز کار او به طور نامحسوس پشت یک پرده قرار داشت.
|
[ترجمه گوگل]میز او با احتیاط پشت یک صفحه نمایش گذاشته شد
[ترجمه ترگمان]میز او محتاطانه در پشت یک صفحه قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I took the phone, and she went discreetly into the living room.
[ترجمه محمدرضا شریفی] من تلفن را برداشتم و او ملاحظه کارانه به اتاق نشیمن رفت.
|
[ترجمه گوگل]گوشی را برداشتم و او با احتیاط وارد اتاق نشیمن شد
[ترجمه ترگمان]گوشی را برداشتم و با احتیاط به اتاق نشیمن رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Everyone tried discreetly to find out more about him.
[ترجمه گوگل]همه با احتیاط سعی کردند بیشتر در مورد او بدانند
[ترجمه ترگمان]همه سعی کردند درباره او بیشتر تحقیق کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The police car was discreetly parked in the furthest corner of the courtyard.
[ترجمه گوگل]ماشین پلیس با احتیاط در دورترین گوشه حیاط پارک شده بود
[ترجمه ترگمان]اتومبیل پلیس با احتیاط در دورترین کنج حیاط ایستاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He glanced discreetly around the room at the other people.
[ترجمه گوگل]نگاهی محتاطانه به اطراف اتاق به افراد دیگر انداخت
[ترجمه ترگمان]او با احتیاط به اطراف اتاق نگاه کرد و به بقیه مردم نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The loos were discreetly tucked away behind a screen of trees.
[ترجمه گوگل]لواشک ها با احتیاط پشت پرده ای از درختان جمع شده بودند
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها را با احتیاط پشت یک پرده درخت جمع کرده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A month later he discreetly announced it to a select few.
[ترجمه گوگل]یک ماه بعد او با احتیاط آن را به تعدادی منتخب اعلام کرد
[ترجمه ترگمان]یک ماه بعد، محتاطانه آن را به تعداد معدودی انتخاب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Discreetly Pamela put on her bifocals and craned her neck.
[ترجمه گوگل]پاملا با احتیاط دو کانونی خود را پوشید و گردنش را چرخاند
[ترجمه ترگمان]پا ملا با احتیاط عینکش را گذاشت و گردنش را دراز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Sometimes Fate tiptoes discreetly at the margins of our lives, averting her eyes and keeping her distance.
[ترجمه گوگل]گاهی سرنوشت با احتیاط به حاشیه زندگی ما می زند و چشمانش را دور می کند و از او فاصله می گیرد
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات سرنوشت در حاشیه زندگیمون با احتیاط حرکت می کرد و چشمانش را برمی گرداند و فاصله اش را حفظ می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The control and supervision must be done discreetly and quietly and hopefully even without the awareness of those who are being supervised.
[ترجمه گوگل]کنترل و نظارت باید با احتیاط و بی سر و صدا و امیدوارانه انجام شود حتی بدون آگاهی کسانی که تحت نظارت هستند
[ترجمه ترگمان]کنترل و نظارت باید محتاطانه و با امید و حتی بدون آگاهی از کسانی که تحت نظارت هستند انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She moves discreetly but with considerable effect on occasion.
[ترجمه گوگل]او با احتیاط حرکت می کند اما در مواردی با تأثیر قابل توجهی
[ترجمه ترگمان]او با احتیاط حرکت می کند، اما در این موقعیت تاثیر قابل ملاحظه ای بر او می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Neighbours had watched discreetly through parted net curtains.
[ترجمه گوگل]همسایه ها با احتیاط از میان پرده های توری جدا شده تماشا کرده بودند
[ترجمه ترگمان]neighbours با احتیاط از لای پرده توری از هم جدا شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Agents appear to be mostly discreetly patrolling the muddy roads around the compound, monitoring traffic and keeping a watch.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که مأموران عمدتاً به طور محتاطانه در جاده های گل آلود اطراف محوطه گشت زنی می کنند، ترافیک را زیر نظر دارند و مراقب هستند
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که ماموران با احتیاط از جاده های گل آلود اطراف مجتمع محافظت می کنند، ترافیک را کنترل می کنند و نگهبانی می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• tactfully, diplomatically, cautiously; unobtrusively, modestly

پیشنهاد کاربران

محطاطانه
ملاحظه کارانه، با ملاحظه
خردمندانه، محتاط، با احتیاط
چراغ خاموش،
طوری که دیگران نفهمن
محتاطانه
اشتباه نشود با: discretely ( بطور مجزا یا مطلق )
discreetly = محتاطانه، با ملاحضه، ملاحضه کارانه، با احتیاط، به طور مودبانه، از روی بصیرت، به طور دقیق، به طور نامحسوس، سیاست مابانه ( از روی بصیرت و مهارت )

معانی دیگر������ به طور آهسته، به طور بی صدا، با خویشتن داری عاقلانه یا با خودداری معقول، با نزاکت، با تدبیر، خردمندانه

definition = به طوری که محتاط باشد باعث خجالت و جلب توجه زیاد نشود ، به خصوص با مخفی ( مجهول ) نگه داشتن چیزی/شخصی که به حریم خصوصی یا رازداری احترام بگذارد/

exmaples:
1 - The teacher discreetly told the parents about her problems.
معلم با ملاحظه ( به طور مودبانه ) درباره مشکلات او با والدینش صحبت کرد.
2 - She very discreetly corrected him about his mistake.
او بسیار محتاطانه ( مودبانه ) او را در مورد اشتباهش ارشاد کرد.
3 - The removal of the waste is done discreetly.
برداشت زباله ها با ملاحضه انجام می شود.
4 - The cables can be discreetly placed out of sight.
کابل ها را می توان با احتیاط دور از دید قرار داد.
5 - i was throwing a surprise birthday party for my grandmother, so i had to invite her friends very discreetly so she wouldn't find out about the party.
من داشتم برای مادربزرگم یک جشن تولد غافلگیرانه برگزار می کردم ، بنابراین مجبور شدم دوستانش را خیلی محتاطانه ( با ملاحضه ) دعوت کنم تا او در مورد مهمانی اطلاعاتی پیدا نکند.
6 - Because of the children involved, they want to resolve the court case as quickly and discreetly as possible.
به دلیل کودکان گرفتار، آنها می خواهند پرونده دادگاه را هر چه سریعتر و با ملاحضه حل کنند.
7 - He discreetly notified the company about vulnerabilities he had discovered in its software.
وی به طور دقیق ( با دقت ) نسبت به آسیب پذیری هایی که در نرم افزار خود کشف کرده بود به این شرکت اطلاع داد.
8 - "I sent for the sergeant of the platoon both men were in and asked him to try to find out discreetly what lay behind this"
"من به دنبال گروهبان دسته که هر دو نفر در آنجا بودند فرستادم و از او خواستم که سعی کند به طور نامحسوس بفهمد چه چیزی پشت این قضیه است".
9 - He discreetly let people know that he was interested in the job.
او با ملاحضه به مردم اجازه اطلاع داد که به این کار علاقه مند است.
محترمانه
in a careful way, in order to keep something secret or to avoid causing difficulty for somebody or making them feel embarrassed
آرام، بی سر و صدا، بدون تابلو شدن
دزدکی ، یواشکی
هوشمندانه، به طور نامحسوس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما