برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1402 100 1

drip

/ˈdrɪp/ /drɪp/

معنی: چکه، چکه کردن، ژوشیدن، چکیدن، چکانیدن
معانی دیگر: چکاندن، چکه چکه ریختن، کاملا خیس بودن (به طوری که آبگونه از آن بچکد)، تراوش، تراوایی، چکانش، صدای چک چک آب، (معماری) آبریز (شیار باریکی که در لبه ی بام یا پنجره و غیره می سازند)، جوبک، (خودمانی) آدم لوس و بیمزه، (پزشکی) سرم

واژه drip در جمله های نمونه

1. the drip of water from the pipe awakened me
صدای چکیدن آب از لوله مرا بیدار کرد.

2. the steady drip of water from the ceiling
چکیدن دایم آب از سقف

3. you can drip the paint directly onto the canvas
می‌توانی رنگ را مستقیما روی بوم نقاشی بچکانی.

4. she seemed to drip with false kindness
ظاهرا محبت دروغین از سر و رویش می‌بارید.

5. The faucet has developed a drip.
[ترجمه مریم] این شیر چکه می‌کند.
|
[ترجمه افشین حاجی طرخانی] {این} شیرآب چکه کرده است.
|
[ترجمه ترگمان]شیر آب قطره‌ای ایجاد کرده‌است
[ترجمه گوگل]این شیر یک قطره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Sit your child forward and let the blood drip into a tissue or on to the floor. ...

مترادف drip

چکه (اسم)
drop , drip , trickle , minim , sprinkle , leak , gutta , leakage , seep , seepage
چکه کردن (فعل)
drip , plash , seep
ژوشیدن (فعل)
drop , drip
چکیدن (فعل)
drop , abstract , ooze , drip , trickle , dribble , fall , lave , plash
چکانیدن (فعل)
drip , trickle , dribble

معنی عبارات مرتبط با drip به فارسی

چک چک
(پارچه یا لباس) بشور و بپوش، شستن و آویختن، خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
گرد قهوه (ویژه ی ماشین قهوه سازی فیلتردار)
قطره چکان
(پزشکی) آبریزش (یا ریزش اخلاط) از عقب بینی و سینوس ها، ابریزش از عقب بینی

معنی drip در دیکشنری تخصصی

drip
[عمران و معماری] چکه - پله آبریز شیروانی - شیار آب چکان
[مهندسی گاز] چکیدن ، چکاندن
[آب و خاک] قطره
[زمین شناسی] غار پرده
[نساجی] بشور و بپوش - خشکاندن پارچه بدون فشردن و چلاندن آن و به تدریج
[خاک شناسی] آبیاری قطره ای
[آب و خاک] آبیاری قطره ای
[مهندسی گاز] لوله پس ریز
[برق و الکترونیک] حلقه ابریز حلقه ای رو به پایین که در ورودی آنتن یا کابلهای دیگر و درست قبل از ورود به ساختمان کار گذشته می شود و آب را از پایین آن خارج هدایت می کند .
[نفت] لوله ی اتقال تقطیر - لوله ی انتقال تقطیر
[زمین شناسی] چکه سنگ ، چکاله سنگ یک اصطلاح کلی برای نهشته کلسیت یا سایر کانی ها که در غار ها توسط آب چکنده ساخته می شوند و شامل استالاکتیت ها و استالاگمیتها است و همچنین معمولاً در بر گیرنده ی نهشته های مشابه تشکیل شده توسط آب می باشد – نیز ببینید: سنگ جریانیمترادف :dropstone مترادف ناقص :کلوخه آهکی – cave onyx – غار نهشته لایه ای – تراورتن .
[پلیمر] تجمع سر دای

معنی کلمه drip به انگلیسی

drip
• program that automatically reinvests dividends towards the purchase of additional shares (finance)
• drop, drizzle, dribble; wetblanket; stupid person
• drizzle, dribble, drop
• when liquid drips, it falls in small drops.
• when something drips, drops of liquid fall from it.
• drips are drops of liquid falling from a place.
• see also dripping.
drip dry
• drip-dry fabric dries without creases when it is hung up wet, and does not need ironing.
drip irrigation
• network of pipes which supply water close to the roots of each plant

drip را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Alireza
در برگرفته شده be dripping with
English woman
چکه کردن
فاطمه
Being on a drip
زیر سرم بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی drip
کلمه : drip
املای فارسی : دریپ
اشتباه تایپی : یقهح
عکس drip : در گوگل

آیا معنی drip مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )