برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

cosmopolitan

/ˌkɑːzməˈpɑːlətən/ /ˌkɒzməˈpɒlɪtən/

معنی: بین المللی، وابسته به همه جهان
معانی دیگر: جهانی، جهان شهری، (شخص - غیر محدود به سنت ها و عقاید محلی و ملی) جهان بین، گسترده اندیش، جهان میهن، جهان دیده، دنیا دیده، (گیاه و جانور - گسترده در بیشتر جهان) همه جا زی، هر جا زی

بررسی کلمه cosmopolitan

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, drawn from, or common to all the world or all the peoples of the world.
متضاد: local
مشابه: metropolitan

- Our university is a cosmopolitan institution.
[ترجمه ترگمان] دانشگاه ما یک موسسه بین‌المللی است
[ترجمه گوگل] دانشگاه ما یک نهاد جهانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This cosmopolitan plant species grows in wetlands.
[ترجمه ترگمان] این گونه گیاه بین‌المللی در زمین‌های مرطوب رشد می‌کند
[ترجمه گوگل] این گونه گیاهی جهانگردی در تالاب ها رشد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: not encumbered by local prejudices or customs; at ease in most areas and countries.
متضاد: provincial
مشابه: sophisticated

- a cosmopolitan traveler
[ترجمه ترگمان] یک مسافر بین‌المللی
[ترجمه گوگل] یک مسافر جهانگردان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه cosmopolitan در جمله های نمونه

1. a cosmopolitan outlook
بینش جهانی

2. london is cosmopolitan
لندن یک شهر بین‌المللی است.

3. his tastes in food and clothing are very cosmopolitan
سلیقه‌ی او در غذا و لباس محدود به فرهنگ خاصی نیست.

4. The club has a cosmopolitan atmosphere.
[ترجمه ترگمان]این باشگاه فضایی بین‌المللی دارد
[ترجمه گوگل]این باشگاه فضای جهانی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. London has always been a cosmopolitan city.
[ترجمه ترگمان]لندن همیشه یک شهر بین‌المللی بوده‌است
[ترجمه گوگل]لندن همیشه یک شهر جهانگرا بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Jamaica is a very cosmopolitan island.
[ترجمه ترگمان]جاماییکا یک جزیره بسیار بین‌المللی است
[ترجمه گوگل]جامائیکا یک جزیره بسیار جهانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Brigitta has such a cosmopoli ...

مترادف cosmopolitan

بین المللی (صفت)
cosmopolitan , international
وابسته به همه جهان (صفت)
cosmopolitan

معنی cosmopolitan در دیکشنری تخصصی

cosmopolitan
[عمران و معماری] شهری
[زمین شناسی] همجازی، هرجازی به یک نوع موجود زنده یا یک گونه گویند که در کل جهان توزیع شده و در ایالتهای متنوع جغرافیایی و بوم شناسی وجود دارد. اسم: cosopolite هرجازی.
[عمران و معماری] منطقه شهری

معنی کلمه cosmopolitan به انگلیسی

cosmopolitan
• monthly american magazine for women that is published in several languages and covers topics of general interest (health, fashion, beauty, entertainment, career, etc.)
• citizen of the world
• worldly; not limited to a specific location or country; not belonging to any one place
• cosmopolitan people or things have been influenced by many different countries and cultures.
cosmopolitan views
• worldly views, sophisticated opinions

cosmopolitan را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Behnam
چند ملیتی
اميد پوركريمي
Including people from many different countries
ebi
جهان‌سرزمین ، جهان‌کشور
nima
كلان شهر
زهره رجایی زاده
جهان شمول
علی، روابط بین الملل
جهان وطن گرا
وحید
شهری که مردمانی از کشورهای مختلف در آن زندگی می کنند
غزال سرخ
چندملیتی
چندفرهنگی
جهان‌شهری

به‌نقل از هزاره:
جهان‌وطنی
[شخص] جهان‌وطن
جهانی
لیلا لقمانی
جهان وطن گرا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cosmopolitan

کلمه : cosmopolitan
املای فارسی : کسمپلیتن
اشتباه تایپی : زخسئخحخمهفشد
عکس cosmopolitan : در گوگل

آیا معنی cosmopolitan مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )