برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1528 100 1
شبکه مترجمین ایران

convincing

/kənˈvɪnsɪŋ/ /kənˈvɪnsɪŋ/

معنی: متقاعد کننده
معانی دیگر: مجاب کننده، باور انگیز

بررسی کلمه convincing

صفت ( adjective )
• : تعریف: able to make one believe in the validity or truth of what is being presented.
مترادف: persuasive
متضاد: dubious, unconvincing, unpersuasive
مشابه: believable

- The very articulate doctor was a convincing witness.
[ترجمه ترگمان] این دکتر صریح یک شاهد متقاعد کننده بود
[ترجمه گوگل] دکتر بسیار بیانگر یک گواه متقاعد کننده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The actor's American accent is so convincing that audiences find it hard to believe that he is British.
[ترجمه ترگمان] لهجه آمریکایی به قدری قانع‌کننده است که به نظر می‌رسد تماشاگران باور دارند که او انگلیسی است
[ترجمه گوگل] لهجه آمریکایی بازیگر بسیار متقاعد کننده است که مخاطبان دشوار به این باورند که او انگلیسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه convincing در جمله های نمونه

1. convincing him was quite a job
مجاب کردن او کار کاملا شاقی بود.

2. his argument was quite convincing a corker!
استدلال او کاملا مجاب کننده و بسیار خوب بود.

3. his arguments were thoroughly convincing
استدلال‌های او کاملا متقاعد کننده بود.

4. I found his argument pretty convincing.
[ترجمه ناشناس] جر و بحث أو بسيار متقاعدم كرد
|
[ترجمه محدثه فرومدی] من استدلال او را بسیار قانع‌کننده یافتم
|
[ترجمه فرشاد] استدلالش برای من تا حدی قانع کننده بود .
|
[ترجمه علی حیدر] من استدلال او را بسیار قانع کننده دیدم.
...

مترادف convincing

متقاعد کننده (صفت)
cogent , convincing , persuasive

معنی convincing در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] متقاعدکننده

معنی کلمه convincing به انگلیسی

convincing
• persuasive, influential
• persuasion, influencing, swaying
• if someone is convincing, you believe that what they say is true.
• if something is convincing, it has qualities which make you believe that it is true, real, or beyond doubt.
the burden of convincing
• obligation placed on one side of a lawsuit to persuade that their story is correct

convincing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق جباری
باورپذیر
Sunflower
قانع کننده،
پذیرفتنی،
باور کردنی!
مهسا م
مجاب کننده
Sunflower
(کاملا) قابل قبول
باور پذیر

capable of causing someone to believe that something is true or real.

(همه رو میتونی متقاعد کنی که ... )
You should make a very convincing N*zi!!!
Sunflower
قابل باور*

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی convincing

کلمه : convincing
املای فارسی : کنوینکینگ
اشتباه تایپی : زخدرهدزهدل
عکس convincing : در گوگل

آیا معنی convincing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )